نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ شنبه ۱۳ آذر
اِسَّبِت ٣ ربيع الاول ١٤٣٨
Saturday, December 03, 2016
کد : 614-53245      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ چهارشنبه ۷ خرداد   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ چهارشنبه ۷ خرداد    تعداد بازدید : 183

شعرهای کودکانه

شعر مزرعه:

یه روز گرم و آفتابى

با یک دوچرخهْ گُل گُلى

پا میزدم تو جاده ها

چه زیبا بود منظره ها

رفتم رسیدم یه جایی

با گندمای طلایی
فکر میکنم مزرعه بود

چه زیبا بود چه زیبا بود

اونجا بودش یه عالمه

از حیوونای با مزه

گوسفند و گاو،گربه و سگ

مرغ و خروس،جوجه و بز

گاوا همه شیر میدادن

گوسفنداشون پشم میدادن

خروساشون صبحای زود

قوقولی قوقو سر میدادن

گوسفندا تنها نبودن

مراقبشون سگها بودن

هر روز بابای مزرعه

به حیوونا سری میزد

جمع میکرد تخم مرغارو

سطلهارو پر زِ شیر میکرد

به گوسفند و گاو علف میداد

به مرغ و خروس دونه میداد

استخونو به سگ میداد

گوشتارو به گربه میداد

ای کاش میشد باز دوباره

یه روز گرم و افتابی

برم به یک مزرعه ای

با گندمای طلایی…

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha