نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ شنبه ۲۰ آذر
اِسَّبِت ١٠ ربيع الاول ١٤٣٨
Saturday, December 10, 2016
کد : 592-53203      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ چهارشنبه ۷ خرداد   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ چهارشنبه ۷ خرداد    تعداد بازدید : 91

داستان:شمع تولد منو كی فوت كرد؟

جشن تولد خانم‌کوچولوی زیبا بود خانم‌کوچولو، موهاش رو بافته، کلاه تولدش رو گذاشته و منتظر نشسته بود تا دوستاش بیایند. مامان، برای تولد، کیک شکلاتی خوش‌مزه‌ای پخته بود.

 

شن تولد خانم‌کوچولوی زیبا بود خانم‌کوچولو، موهاش رو بافته، کلاه تولدش رو گذاشته و منتظر نشسته بود تا دوستاش بیایند. مامان، برای تولد، کیک شکلاتی خوش‌مزه‌ای پخته بود. دخترکوچولو، کیک‌های مامان را خیلی دوست داشت. او، لحظه‌شماری می‌کرد که تولد شروع شود و دوست‌هایش بیایند تا بتواند کیک را بخورد.

 

 

وقت بریدن کیک که رسید، مامان، با یک کیک شکلاتی خوش‌مزه آمد. خانم‌کوچولو که دیگه طاقت نداشت و دلش می‌خواست یک تکه از این کیک رو بخوره، سریع، چاقوی کیک‌بُری را برداشت تا آن را ببرد. نشست جلوی کیک. وقتی دستش را بالا آورد تا کیک را ببرد، مامان گفت: "اول، یه آرزوی خوب بکن و بعد، شمع‌ها رو آروم فوت کن تا یک عکس یادگاری بگیریم. بعدش کیک رو می‌بریم."

 

خانم‌کوچولو، آن‌قدر حواسش به کیک شکلاتی بود که اصلا صدای مامان رو نشنید و فقط داشت به کیک و شکلات‌های روی آن نگاه می‌کرد. مامان، دوباره او را صدا زد و گفت: "اگر آرزو کردی، شمع‌هات رو فوت کن"، اما دخترکوچولو، این بار هم نشنید و این بار، به جای او، دوستش، شمع‌ها رو فوت کرد!

 

وقتی همه دست زدند، خانم‌کوچولو، با صدای دست‌ها متوجه شد که شمع‌ها رو فوت نکرده. او با تعجب پرسید: "شمع تولد منو، کی فوت کرد؟"

مامان و دوستانش، همگی زدند زیر خنده؛ اما دخترک که هنوز آرزو نکرده بود؟! مامان مهربانش، دوباره شمع‌های کیک را روشن کرد. بچه‌ها، دوباره دست زدند و این بار، حواس دخترک جمع بود. اول، چشم‌هایش را بست و آرزو کرد و بعد، با خوش‌حالی، شمع‌ها را فوت کرد.

 

در جشن تولدت، حواست به شمع کیکت بود؟

 

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha