نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ سه شنبه ۱۶ آذر
اِثَّلاثا ٦ ربيع الاول ١٤٣٨
Tuesday, December 06, 2016
کد : 615-52876      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ دوشنبه ۵ خرداد   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ سه شنبه ۶ خرداد    تعداد بازدید : 292

عزت نفس درکودکان

عزت نفس يكي ازمهمترين نيازهاي انسان كه اورا دربرابر اضطراب ورويدادهاي فشارآور محافظت مي نمايد عزت نفس است مفهومي كه در دهه هاي اخير بيش از گذشته مورد توجه روان شناسان قرار گرفته است. عزت نفس درتمام فعاليتها روزانه انسان به نوعي جلوه گر مي شود وبه اين شكل ازمهمترين جنبه هاي شخصيت وتعيين كننده ويژگيهاي رفتاري انسان است نتايج مطالعات بسياري نشان داده اند كه مفهوم خود پنداري وبه تبع آن عزت نفس ارتباط معني داري با بسياري ازجنبه هاي مهم رفتار انسان ازقبيل سازگاري كلي ، اضطراب، پذيرش افراد ديگر وچگونگي تربيت كودكان داردفردي كه از احساس خود ارزشمندي والايي برخوردار است به راحتي مي- تواند با تهديد ها وقايع اضطراب آور زندگي بدون تجربه برانگيختگي منفي واز هم پاشيدگي رواني مقابله نمايد. به اين ترتيب نياز به عزت نفس ازجمله نيازهاي طبيعي بشر است نيازي كه اساسا زاده زندگي اجتماعي وارزشهاي آن است . كودك كه افراد خانواده پذيراي وي هستند ومورد محبت وعلاقه اطرافيان مي باشد به تدريج خود نيز مي پذيرد كه ويژگي ارزشمندي دارد. اين مطلب اهميت نقش والدين را در شكل گيري عزت نفس نشان مي دهد به ويژه كه بعد از تكوين عزت نفس دربرابر تغييرات مقاومت نموده وثبات مي يابد نفش عزت نفس دركودكان داراي نيازهاي ويژه از اين هم فراتر است زيرا كودكان داراي نيازهاي ويژه اساسا در سازگاري با محيط پيرامون خويش دچار مشكل بوده آسيب پذيري بيشتري دارند.به عنوان مثال رينالدي از تجارب دروني كودكان كه مبتلا به ناتواني رشدي كلامي خاص هستند. گزارش جالبي ازمشكلات آنها مي دهد. بارات خاطر نشان مي كند كه كودكان مبتلا به ناتواني هاي يادگيري به علت مشكلات شناختي ممكن است در رسيدن به مراحل بعدي فهم خود شكست بخورند بنابراين براي كمك به قبيل كودكان درجهت تجربه يك زندگي سودمند افزايش عزت نفس درآنها لازم به نظر مي رسد. خود،خود پنداره،عزت نفس خود :براي كسب شناختي دقيق ازمفهوم عزت نفس لازم است كه ابتدا به مفاهيم زير بنايي خودوخود پنداره توجه شود ،زيرا عزت نفس هنوز داراي معناي دقيق وروشني كه مورد توافق همه روان شناسان باشد نيست .از يك سو روان تحليل گري با تاكيد بر فرآيند هاي نا هوشيار به تجارب اوليه كودكي اهميت ويژه اي داده ، آن را در شكل گيري فرامن وقدرت مندي آن ونيز شكل گيري خود پنداره اساسي مي داند. از سوي ديگر پديدار شناسي بر اينجا واكنون تاكيد دارد وسازمان يافتن ادراكات ونيز هوشياري فعلي فرد را مورد توجه قرار مي دهد .رفتار گرايي اوليه وجودخود را به كلي نفي مي نمايد ورفتارگرايان معاصر به تغييرات شناختي وياد گيري اجتماعي واهميت زيادي مي دهند . از نظر ويليام جيمز فراتر از اين ديدگاههاي متمايز لازم است در يك رويكرد التقاطي هم به حال وهم به گذشته بها داد. از مكانيسم ناهوشيار آگاه بود وبه رفتار هاي هوشيارانه ناشي از راهبرد هاي شناختي نيز توجه داشت به اين شكل خودرا مي توان به عنوان بخش بسيار مهمي از شخصيت تعريف كرد كه به صورت فاعلي يا مفعولي اقدام مي نمايد . اين بخش شامل انديشيدن ،آگاهي وبه طور كلي احساس فرد درمورد جهان مي باشد ودر عين حال از مؤلفه هاي هوشيار وناهوشيار تشكيل شده است. معمولا خود را به انواع مختلفي نظير خود فيزيكي (تصوري كه ازجسم خودداريم) خود روان شناختي (تصورات ادراكي ، شناختي وهيجاني )خود اجتماعي ( نقشي كه دراجتماع داريم )وخود معنوي چيزي كه رابطه با خداوند ورعايت اصول اخلاقي راممكن مي سازد) تقسيم مي نمايند . خود پنداره: خودپنداره تصوير يا تصوري است كه اكثر ما از خودداريم تصويري كه همواره همراه ماست وما آن را براي معرفي خود وطبقه بندي رفتارمان به كار مي بريم. اين تصوير ازبدو تولد شروع به شكل گيري مي نمايد ومجموعه درروني نسبتا پايداري را شامل مي شود كه همه آن چه را كه اشخاص از خود مي بينند . جنبه جسمي ، اجتماعي . شناختي ، عاطفي و.....دربر مي گيرد.پايداري نسبي خود پنداره موجب تحقق عملكرد هاي خود وايجاد ثبات در شخصيت ودر نتيجه تسهيل در پيشگويي رفتار مي گردد،چيزي كه با تفاوتهاي فردي هماهنگ است.به طور كلي نكات اساسي مربوط به مفهوم خود پنداره را مي توان در 4مطلب زير خلاصه گردد: خود پنداره تابع يادگيري است . يعني آموختني است . دوران اوليه يادگيري نقش بسيار مهمي در رشد بعدي خود پنداره و تحول رفتار دارد، خود پنداره بطور جدي جنبه هاي مهمي از زندگي ما را تحت تاثير قرار مي دهد . به نظر مي رسد كه خود پنداره رابطه معني داري يا تفاوتهاي فردي دارد . عزت نفس : به طور كلي ارزيابي اي كه ما ازخود پنداره خود برحسب ارزش كلي آن داريم ،عزت نفس ناميده مي شود . اين مفهوم غالبا با مفهوم خود پنداره هم معني گرفته مي شود ولي اين دو يكي نيستند همانطور كه گفته شد، خود پنداره مجموعه عقايد فرد درباره خود است كه بيشترمبناي توصيفي دارد ولي عزت نفس ،ارزشي است كه فرد براي اطلاعات درون خود پنداره خود قائل است . درواقع عزت نفس از تفاوت ميان خودپنداره وخود ايده آل فرد نشات مي گيرد به طوري كه تفاوت زياد منجر به عزت نفس پايين وتفاوت كم حاكي از عزت نفس بالاست.خود ارزشمندي احساسي است كه خود مهم مؤثر است. عوامل مؤثر بر عزت نفس: (كوپراسميت)با مروري بر تحقيقات انجام شده راجع به عزت نفس ، 4 عامل اساسي در رشد عزت نفس را توصيف كرده است : 1-ميزان احترام وپذيرش افراد مهم درزندگي فرد براي وي قائل مي شوند. 2-تاريخچه موفقيت هاي فردي وموقعيتي كه وي درجامعه دارد. 3-روش تفسير وتغييرتجارب فردي دررابطه باارزشها وآرزوهاي فرد 4-سبك به روشي كه فرد به اين ارزشيابي پاسخ مي دهد. ابعاد عزت نفس: باتوجه به ارتباطكودك بامحيط ابعاد عزت نفس رامي توان در5 حوزه زير خلاصه كرد: 1-عزت نفس جسماني(تصوري كه فرد ازبدن خود دارد وتركيبي از ظاهر جسماني وتوانايي هاي بدني ،رضايت يا نارضايتي رادرفرد برمي انگيزد كه عزت نفس جسماني دارد ). 2-عزت نفس خانوادگي:خانواده مهمترين محيط درشكل گيري شخصيت كودك است وعزت نفس كودكان درخانواده در حقيقت پژواكي است از احساسات ونگرشهاي وي به عنوان عضوي از خانواده. اينكه كودك تا چه حد در محيط خانه پذيرفته ميشودواحساسات وي تاچه اندازه مورد احترام قرار مي گيردومسائلي ازاين دست،درايجاد عزت نفس دركودك نقش اساسي دارند. 3-عزت نفس اجتماعي :پذيرش ياعدم پذيرش همسالان،علاقه مندي آنها به كودك واهميت دادن به نظرات وي ، ميزان احساس رضايت وخشنودي كودك را ازحضور درميان آنها تعيين نموده ،عزت نفس كودك را تحت تاثير قرار مي دهد . 4-عزت نفس آموزشگاهي :بعدي از عزت نفس است كه مربوط به ادراكات از توانايي تحصيلي وآموزشگاهي آنان است0درواقع اين بعد از عزت نفس ،نحوه ارزشيابي كودك از خود به عنوان يك دانش آموز است . 5-عزت نفس كلي :تصويب وتاييد وپذيرش كلي خودرا نشان مي دهد وبه ابعاد مختلف عزت نفس يكپارچگي ونوعي وحدت مي بخشد. مراحل شكل گيري خود پنداره: مرحله اول – خودابتدايي يا هستي گرا- تولد تادوسالگي: دراين مرحله،نوزاداساسامشغول يادگيري محيط اطرافش كه شامل اشخاص (بويژه مادر)واشيا، است،ميگردد.اين فرايندبه تدريج به درك كودك توسط خودبه عنوان موجودي كه حق وحقوقي داردمي انجامدشاخص اصلي نشانه خودآگاهي دراين دوران، استفاده درست ازضميرشخصي است كه به عقيده بسياري ازصاحب نظران درحدود24 ماهگي رخ مي دهد اما بدليل رشدنيافتگي كافي زبان دركودك، مطالعات مربوط به رشدمفهوم خوددراين مرحله منحصربه خودبازشناسي ديداري است ومعمول ترين روش آن مشاهده واكنش هاي كودك به هنگام نگاه كردن به آينه است.دريكي از اين تحقيقات، ديكسون اين دوران را به چهارمرحله تقسيم نموده است. 1-مادر ( 4 ماهگي) : دراين وهله، كودك به تصوير خوددرآينه توجهي ندارداما به تصويرمادرواكنش نشان مي دهد. 2- همبازي ( 6- 5ماهگي) : در اين مرحله واكنش كودك به تصويرخودوكودك ديگريكسان است. 3- (11-7ماهگي ) : كودك به رابطه خودوتصويردرون آينه پي مي بردوبين خودوديگري فرق مي گذارد. 4-خودبازشناسي ديداري (12ماهگي به بعد) كودك درآينه خيره مي شودوخودرا كاملا بازميشناسد. مرحله دوم-خودبيروني( 2تا13 سالگي ) : به اعتقاديسياري ازنظريه پردازان هنگامي كه خودپنداره تشكيل شدتنهاميتوان اطلاعات جزئياتي رابه آن اضافه نمودويابطوركلي درجهت مثبت يامنفي آنراارزشيابي كرد.به اين ترتيب مرحله دوم اهميت وحساسيت ويژه اي مي يابدچراكه خنثي ترين حالت ممكن رادارااست وبراي ورودهرنوع اطلاعاتي پذيرندگي دارد.درآغازاين مرحله،پيدايش مفهوم خودصرفاجنبه فيزيكي داردوخودبه عنوان عضوي ازبدن ومخصوصاسرتلقي ميشود.دراين زمان يك ابهام كلي درباره خود،ذهن وبدن وجود دارد،مثلا گياهان نيز واجب خود وذهن تلقي مي شوند.اماكم كم درحدود8سالگي تمايزبين ذهن وبدن صورت مي پذيردوكودك جنبه هاي رواني را به ابعادفيزيكي ورفتاري خوداضافه منمايد.دراواخرمرحله خودبيروني ،كودك مي تواندهمزمان به عنوان فاعل ومفعول ومن نوعي توجه نمايد.احتمالا دراين مرحله ،يك خودبرترظاهرميشودكه آگاهي درباره ديگران به عنوان فاعل ومفعول ناشي مي شودوسرانجام درپايان تكوين خودبيروني،خودآگاهي دروني شكل مي گيرد.يعني كودك ازفرايندهاي دروني خودوديگران كه علت رفتارآنهاست آگاه مي شودوكم كم پابه مرحله نوجواني مي گذارد. مرحله سوم- خوددروني ( 13 سالگي به بعد): مهمترين تغييرشناختي كه دردوران نوجواني درخودپنداره رخ مي دهد،تاثيرآن ازتوانايي تفكرانتزاعي است .نوجوان مسائل راازطريق عيني حل نمي كندبلكه ازآنهابراي فرضيه سازي درباره واقعيت باعليت زيربنايي استفاده مي كند.خورپنداره دراين مرحله كمتركلي وبيشتربصورت تمايزيافته است وافرادازفرآيندهايناهشياردرخودوديگران آگاهند.درواقع خوددروني منعكس كننده درونگري است كه شخص درآن احساسات،افكاروانگيزه هايش رااستوارميسازد. ارزيابي عزت نفس : گرچه ابزارهاي بسياري براي ارزيابي عزت نفس وجودداردامابسياري ازآنهاازلحاظ ويژگي هاي مربوط به مسائل روانسجي ،جندان موفق نيستندوهيچ يك ازاين آزمونهابه منظوركارباكودكان داراي نيازهاي آموزشي ويژه بسط پيدانكرده اند.بنابرين دراستفاده ازاين ابزارهابايدبه مسائل زيرتوجه داشت.سازش باابزاركه(احتمالاآمريكايي)است.ساخت ياتغييرايزاربصورت ايراني (مثلا تغييربرخي گويه ها)وبررسيهاي آماري لازم،مثل سنجش اعتباردروني وبيروني ،پاپايي وغيره مقياس هاي خودسنجي (پرسشنامه): شكل كلي اين مقياسهابراساس مدلهاليكرت وگاتمن مي باشد.بدين معني كه يكسري جملات به كودكان ارائه مي شودكه مي توانندباآنهاموافق يامخالف باشندويا اينكه درجه اي از موافقت يا مخالفت خودرا نسبت به آنها تعيين نمايند .از معروفترين خود سنجي هاي عزت نفس عمومي مي توان پرسشنامه عزت نفس كوپر اسميت براي كودكان 5 تا 16 ساله ، مقياس عزت نفس لازك وپرسشنامه توصيف خود شولسون هوبنر واستانتون را نام برد . معروفترين خود سنجي هاي عزت نفس آموزشگاهي عبارتند از:مقياس خود انگاره آموزشگاهي باركر لون براي سنين 9تا12سال. مقياس موفقيت دركلاس ويليگ براي سنين 10تا12سال ومقياس خود پنداره دانش آموزان وي –تين براي سنين 11تا16سال . مشاهده رفتار: روش اساسي در مشاهده رفتار ،تمركز به روي يك كودك دريك زمان معين وثبت آنچه كه انجام مي دهد يامي گويد است. دراين روش حالت ونگرش وچگونگي نزديك شدن كودك به ديگر كودكان ويا بزرگسالان ويا استفاده اززمين بازي وغيره همه مي توانند به عنوان منابع اطلاعاتي مفيدي درشناخت شخصيت كودك مورد استفاده قرار گيرند. فنون فرافكن: درروشها ي فرافكن ،مواد سازمان نيافته اي مثل لكه هاي جوهر روي شاخ به كار مي رود وفرض براين است كه كودك جنبه هاي ناهوشيار خود پنداره اش رادر مواجهه بااين مواد آشكا مي سازد . پاسخ هاي آزاد : دراين روش ازكودك خواسته مي شود كه راجع به خود انشايي بنويسد ودرآن خصوصيات خودرا توصيف نمايد .دونوع مشهور اين روش عبارتند از آزمون شما چه كسي هستيد وآزمون چه كسي هستند. مصاحبه : يك معلم ماهر مي تواند يك كودك را درجلسه مصاحبه به بحث درباره خود پنداره خود تشويق نمايد ،اما بايد توجه داشت كه تعامل بايك بزرگسال براي كودك هم مي تواند پاداش دهنده باشد وهم تنبيه كننده. براي اينكه كودك درپاسخ گويي ها راحت وصادق باشد . اقتدار مصاحبه گر نبايد مشهود باشد. فهرستها: دراين روش فهرستي شامل صفات مختلف به كودك ارائه ميگرددوازاوخواسته مي شودكه زيرخصوصيات مربوط به خودراخط بكشد.اين شيوه بسيارمفيدوساده اي براي معلمان است. افزايش عزت نفس در كودكان داراي نيازهاي ويژه: همانطوري كه قبلا نيز گفته شد،عزت نفس يكي ازعوامل مهم واساسي دررشدشخصيت وشكوفايي انسان وبيشترصاحبنظران آن رابه عنوان عامل مهم واساسي درسازگاري عاطفي –اجتماعي افراد مي دانند.درواقع كودكي كه احساس خوبي درباره خودش دارد،بهترميتواندبامشكلات كنار بيايد.واين مساله بر هر جزئي از زندگي ويادگيري اوتاثيربالقوهاي دارد. رايطه تنگاتنگ عزت نفس باپيشرفت تحصيلي باتوجه به اهميت فوقالعادهاي كه مدارس به پيشرفت تحصيلي مي دهند حتي عزت نفس را به معياري براي پيش بيني پيشرفت مبدل ساخته است،بطوريكه همبستگي هاي اين دو،گاهي اوقات ازهمبستگي هوشبهر وپيشرفت تحصيلي نيز بيشتر گزارش شده است .اهميت عزت نفس دركودكان داراي نيازهاي ويژه ،ازاين هم بيشتر است . اين كودكان به خاطر داشتن ضعف ها وكاستي هايي دريك ياچند زمينه ،تمايل بيشتري دارند كه خود پنداره ضعيف تر ي داشته باشند .چيزي كه سبب مي شود كارايي هاي خوب آنها درزمينه هاي ديگر نيز لطمه ببيند .باتوجه به اين مسايل، افزايش عزت نفس براي دست يابي به يك شخصيت سالم وكارآمد ،ضروري به نظر مي رسد. الف –روشهاي غير مستقيم افزايش عزت نفس يكپارچه سازي نسبي:دريك جمعبندي از نتايج مطالعات مربوط به يكپارچه سازي كودكان استثنايي با كودكان عادي روشن مي شود كه دريك نظام كاملا يكپارچه ،سطح عزت نفس دركودك استثنايي آسيب مي بيند.زيرا وي توانايي هاي خودرا مرتبا با توانايي هاي برتر كودكان عادي مقايسه مي نمايد.اما بر خلاف موقعيت كودك در شرايط كاملا يكپارچه ،كودك درشرايط نسبي مي تواند خودرانسبت به كودكان استثنايي ديگر بسنجد واين باعث حفظ ياافزايش سطح عزت نفس وي مي گردد .درمقاله هايي كه توسط ورنوك ارائه گرديده 3سطح متفاوت از يكپارچه سازي براي كودكان با نيازهاي ويژه مشخص شده است ،اين سطوح عبارتند از : يكپارچه سازي مكاني كلاسها يا واحد هاي ويژه درمكان يا ساختمان كودكان عادي قرار مي گيرد،يكپارچه سازي اجتماعي كه درآن كودكان با نيازهاي آموزشي ويژه باديگر كودكان براي صرف غذا ، بازي وغيره بايكديگر مختلط مي شوند. ويكپارچه سازي عملكردي كه درآن كودكان با نيازهاي ويژه براساس يك برنامه نيمه وقت يا تمام وقت به كودكان عادي ملحق مي شوند وآنها نيز همانند همتايان عادي خود نقش مهمي درروند مدرسه دارند . افزايش عزت نفس معلمان : معلم يكي از افراد مهم درزندگي كودك است واين وظيفه اوست كه بابكار گيري راهبرد هاي مؤثر فضايي مناسب را براي ايجاد امنييت رواني در شاگردان فراهم نموده ،موفقيت تحصيلي وعزت نفس كودك را بهبود بخشد براي اين منظور معلم: اولا بايد به حد كافي آموزش ديده باشد ثانيا مورد پذيرش دانش آموزان باشد ثالثا از عزت نفس بالايي برخوردار باشد.: 1-افزايش عزت نفس معلمان به صورت غير مستقيم ( آموزش ضمن خدمت) يكي از روشهايي كه مي تواند درافزايش عزت نفس شاگردان به طور غير مستقيم موثر باشد.سبك هاي رفتاري معلم است وبرنامه هاي آموزش ضمن خدمت معلم را درفراگيري اين سبك ها ياري ميدهند. 2-افزايش عزت نفس معلمان يطور مستقيم :بابرنامه هاي حساب شده درسطح معلمان مي توان بطورمستقيم براي افزايش عزت نفس آنهااقدام نمود:برخي ازاين برنامه هاعبارتنداز:افزايش احساس مهم بودن :طرح ريزي روشهاي دموكراتيك دربرنامه ريزي تحصيلي به معلم امكان مي دهدكه فعالانه درفعاليتهاي مدرسه شركت نمايدوازاين طريق احساس نمايدكه فردي باارزش ومهم است. رشدفردي وحرفه اي :افزايش دانش حرفه اي معلمان وفراهم نمودن امكاناتي براي ارتباط آنهابايكديگرنقش مهمي درافزايش عزت نفس معلمان دارد. زندگي اجتماعي درمدرسه :زندگي اجتماعي درون مدرسه اگرچه درحال حاضردورازدسترس بنظرميرسد،روش بسيارمفيدي است. ايجاداحساس حمايت شدن :رويكردهاي آموزش گروهي معلمان رامطمئن مي سازدكه دركارشان موردحمايت هستند. هويت مدرسه وكاركنان آن :كاركنان مدرسه بايداحساس كنندكه ويژگي هاي مثبتي دارندكه آنهاراازمدارس ديگرمتمايزمي كند. رويكردكلي مدرسه :مدرسه بايدفضايي فراهم نمايدكه معلمان توسط همكارانشان تشويق شوندواحساس امنيت كنند. تنبيه هاوپادشها: اگرهنگاميكه رفتارشايسته اي ازكودك سرمي زند،معلم آنرايه موقع شناسايي وتشويق ننمايد،به تريج روبه زوال خواهدرفت.به همين شكل تنبيه نيزدرجاي خودمي تواندسودمندياشد.اماهمواره بايدتوجه داشت كه پاداش روش مناسب تري است ،زيراغالياايجادنگرش مثيت نموده ،وابستگي هارااستحكام مي بخشدو در نهايت موجب رشدعزت نفس مي شود. آزادي درمدرسه: غالبا،شخص روشهاي پيشرفته عقلاني رادرشرايط چالش انگيزرشدمي دهد، بنابرين بهترين رويكردمدرسه اين است كه باافزايش سن كودك،آزادي ،حق انتخاب ومبارزه جويي وي افزايش دهد. استفاده ازهمكلاسان به عنوان معلم : مطالعات اخيرنشان داده اندكه اين روش ،روش بسيارمفيدي به ويژه درزمينه ها شناختي است : مشاركت والدين : دلايلي مبني برسودمندي مشاركت والدين درامرتحصيلي فرزندانشان وجوددارد،نظيرحمايت ازكودك ،بهبودوتوسعه روابط متقابل والدين ومعلم برافزايشعزت نفس دآنش آموز. ب- روشهاي مستقيم افزايش عزت نفس : دريافت پسخوراندمثبت ازخطاها:برخي مطالعات نشان دادندكه شكست مي تواندتاثيرمخرب سريعي برروي عزت نفس داشته باشد.اماتحقيق فلاورزنشان مي دهدكه اين تاثيرات سريع نمي توانندبه عوامل مربوط به مطالعه گابلروگي بي نسبت داده شوند.بطوركلي بكارگيري ستايش وتحسين بعنوان پسخوراندي مثبت ازخطا،مي تواندباافزايش انگيزش دروني كودكان بسياركارآمدباشد. افزايش فراواني بيانات كلامي خودارجاعي مثبت : عبارتي كه يك فرددرموردخودش بكارمي برد،شاخص باارزشي ازسطح عزت نفس وي است .براين اساس ،باروش هاي تغييررفتار،بيانات مثيت كودكان راجع به خودرادراين روش افزايش داده ،عزت نفس آنهاراتقويت مي نمايد. ارتباطات وخودافشاگري : ارتباط معلم –شاگرديك عنصراساسي درفراينديادكيري ورشدعزت نفس درمدرسه است.اين ارتباط بايد صميمانه وحتي المقدورنزديك باشد.خودافشاگري به نزديكي اين ارتباط كمك مي كندامايك رابطه صحيح بايدداراي ويژگيهاي زيرباشدتاپوياوكارآمدگردد. (1 )احترام به شاگردان 2-توجه مثبت 3-تعهدياالزام 4-حمايت متقابل 5-پويايي ارتباط . كمك به كسب تجربه موفقيت آميز: براي كمك به رشد خود پنداره مثبت در كودك بايد به وي در انتخاب تجاربي كه چالش ايجاد مي كنند كمك نمود در عين حال دردستيابي به حداكثرموفقيت نيز او راياري داد. قرارداد كلاسي :قرارداد كلاسي يك قرارداد نوشته شده است كه طرفين (معلم وشاگرد) آنرا امضاء مي كنندو اطلا عات كافي در باره تغيررفتار، رفتار مطلوب، پاداش وتنبيه ، و....رادر آن مي گنجانند. درواقع قرارداد كلاسي فعاليتي براي ايجاد تغيرمتقابل در رفتار شاگرد و معلم است. مشاوره : مشاوره موثر ايده اي شناخته شده براي بالا بردن سطح عزت نفس است اين روش در رويكردهاي مختلف به گونه هاي متفا وتي پشنهاد شده است اما معمولا يابا مداخله مستقيم مشاوره همراه است و يااينكه مداخله مشاوره به حداقل مي رسد . روان تحليل گري كودكان ونو جوانان : برخي اختلا لات خلقي مثل افسردگي . منجربه كاهش عزت نفس مي گردند. بنا بر اين درمان، به ويژه درما نها ي عاطفي- منطقي نقش موثري دربهبود عزت نفس دارند. آموزش مهارت هاي اجتماعي. شكست هاي اجتما عي در كودكان داراي نياز هاي ويژه فراوان است كه عوامل بسيار مهمي دركاهش سطح خود پنداره اين قبيل كودكان، مي باشند و با آموزش رفتارهاي خاص به آنها براي اينكه خودشان رادرموفقيت هاي اجتماعي خاص، اداره كنند تا حدودزيادي مي تواند جبران گردد.فعاليتهاي فوق برنامه نظيرديدارها، سفرهاي دسته جمعي، اردوهاي فرهنگي وغيره، شرايطي رافراهم مي آورندتا شاگردان نگرشهاي كليشه اي وسنتي خويش را كنارگذاشته، نسبت به پذيرش تغييرات آزادي بيشتري احساس نمايند. نتايج مطالعات مربوط به اين برنامه ها، نشان داده اند كه فعاليت فوق برنامه ، باعث افزايش عزت نفس وخودايده آل افراد مي گردند. ج- فعاليتهاي كلاسي براي افزايش عزت نفس استفاده ازنقل قولها يااصطلاحات: دراين روش ، دانش آموزان عبارات كوتاهي را راجع به عزت نفس جمع آوري مينمايد .مثلا عباراتي نظير ،به محض اينكه به خودتان اعتماد كنيد خواهيد فهميد چگونه زندگي كنيد (گوته) نيم رخ شخصي : منظور ازنيم رخ شخصي ،كارنامه اي تاريخي ازحوادث گذشته دانش آموز است كه وي آنها راثبت مي نمايد . دوستان : دراين روش ازدآنش آموذان خواسته مي شودكه پاسخشان رابه اين سوال كه دوست چه كسي است ؟يادداشت كنندياحتي به ترسيم يك دوست واقعي اقدام نمايند. ابزار يابيان احساسات: ابراز احساسات قوي منفي يا مثبت به طريقي مناسب و جامعه پسند ازجمله مهارتهاي اجتماعي است كه بايدآنرا به كودكان آمو خت واين مساله رابه شيوه هاي مختلف مي شود كه فهرستي ازكارهايي كه مي توان دركلاس درس آموزش داد. جلسات موفقيت: معلمان مي توانند اوقاتي را تعيين نمايند كه شاگردان بتوانند با توضيح موفقيت ها وپيشرفت هايشان به طور متقابل ديگران را در موقعيتها وپيشرفتهايشان سهيم سازند. ترفيع يا تشويق دوست – شريك : دراين نوع فعاليت كلاس را به زوجهايي تقسيم مي نماييم وبه ترتيب از شاگردان مي خواهيم اطلاعاتي درمورد سرگرمي هاي مربوط به خودشان يافعاليتهايي كه فكر مي كنند متضاد با اكثريت همسالانشان است را بازگو كنند .سپس هرشاگردي شريك خودرا نسبت به ديگر افراد گروه باصحبت هاي مثبت درباره علايق اش مورد تشويق قرارمي دهد. ترسيم تصوير خود: دراين روش ازكودكان (بزرگتر )خواسته مي شود كه روي يك ورقه بزرگ ،تصوير واضحي ازخودرا ترسيم نمايند . سپس اين تصوير براي باقي شاگردان به نمايش گذاشته مي شود وبر جنبه هاي مثبت ويكتايي آن تاكيد مي گردد. خانواده من: دراين فعاليت ازكودكان خواسته مي شود تااطلاعات مربوط به خانواده وتاريخچه خانوادگي خودرا گرد اوري كنند . عكسهاي شاگردان : دراين روش، عكسهايي از دانش آموز گرفته وبه نمايش گذاشته مي شود. سرمايه ها ياتواناي هاي من : دراين روش از شاگردان خواسته مي شودمطالب خوب راكه انجام مي دهند تهيه نمايند.ازاين فهرست مي توان به طور مستمر استفاده كرد .مثلا روي جلد كتاب چسبانده ويامورد بحث وبررسي عمومي قرار داد. دفتر خاطرات چيزهاي خوب : دراين روش دفترچه اي به همه شاگردان داده ،از آنها خواسته مي شود كه هررويدادمثبتي را كه درطي روز بر ايشان اتفاق مي افتد درآن ثبت نمايند . نتيجه گيري وپيشنهاد : تحول خود پنداره ، به عنوان زير بناي عزت نفس از بدو تولد آغاز وتاآخرين سالهاي زندگي ادامه مي يابد آگاهي كامل جزء به جزء از خود پنداره كودكان تنها چيزي نيست كه والدين با معلمين بدان نياز دارند بلكه چگونه انديشيدن يك كودك در موردخود پنداره اش از اهميت ويژه اي برخوردار است . تحقيقات انجام شده راجع به عوامل موثر درعزت نفس به افراد مهم ونيز بر اهميت پذيرش محبت آميز كودكان توسط والدين اشاره مي كند كه بايد مورد توجه قرار گيرد محيطي كه كودك خود رادرآن مي يابد بايد محيطي باشد كه درآن احساس كند كه به گرمي مورد پذيرش واقع شده ،معلم نسبت به او متعهد است وادامه موفقيت اورا تضمين مي كند وي به عنوان يك شخص مورد احترام است و براي مسوليت پذيري بيشتردرهدايت رفتارش ازطريق حل مساله، قراردادتوافقي و.... موردتشويق قرارمي گيرد. درطول برنامه تحصيلي دانش آموز يادمي گيردكه به شكستهايي كه گهگاه برايش اتفاق مي افتد به عنوان بخش طبيعي ازفرآيند يادگيري توجه كند.او نه فقط تشويق هاوتمجيدهاي با ارزشي ازمعلم دريافت ميكند.بلكه ياد مي گيرد به صورت آشكاريا پنهان خود را تشويق كندوالدين نيزدرامور درسي وفرآيندافزايش وحفظ عزت نفس وي مشاركت مي كنند.واضح است كه افزايش عزت نفس فرآيندي است كه شامل همه فعاليتهاي تحصيلي مي شود بنابراين درهمه زمانها بايدموردتوجه قرار گيرد. عليرغم وجودانتقاد ها تغييرهاوافزايش فشارهاي رواني شغلي همه معلمين بايدبراي خود ودانش آموزان احترام قايل شوند وكاركنان نيزبايد ازيكديگرحمايت نمايند معلمين به تمرين روشهاي تقويت مثبت نيازدارند افزايش مهارتهاي حرفه اي معلمان برعزت نفس آنها تاثير مثبت مي گذارد. نه تنها دانش آموزان بلكه معلمان نيزبايد اصلاح رفتارشان را تشخيص دهند. بهداشت رواني خود راحفظ نمايند. واز طريق افزايش كارايي خودبه مهارت برسند. ازنظرعاطفي رشد كنندو ياد بگيرند كه از اشتبا هات شخصي وموفقيت هايشان بهره بگيرند بايد همواره بخاطر داشته باشيم كه .هر يك ازما :بايددر جستجو ي بهترين خودي كه مي توانيم باشيم . ده تكنيك جهت افزايش عزت نفش در كودكان: اكثريت روانشناسان معتقدندكه داشتن عزت نفس ودوست داشتني بودن ازعوامل بسيارمهم درشادبودن وسازگاري دربچه هامي ياشدكودكگ درمراحل اوليه زندگي ،قبل ازاينكه معني كلمات وتشويقوتنبيه رابداندشروع به شكل دهي نگرشههدرمردارزش خودمي كند.اوبطورذاتي رفتارهاي پدرومادرش راثبت وضبط مي كند.اين نكته ازاهميت زيادي برخورداراست كه پدرومادربراي رفتارههومطالبي كه كودكانشان ثبت وضبط مي كنند.اهميت قائل باشند. درزيرروشهاي ارائه شده كه اساس وپايه عزت نفس دركودكان رادرسالهاي اوليه زندگي پي ريزي مي كند. 1-كودكان رانزديك خود نگه داريد.اورابه طريقي نگه داريدكه اهميت ارتباط شمابااورانشان دهد.به اوتوجه زيادي نشان دهيد.درچشمهاي اوخيره شويدوبااوتماس چشمي برقراركنيدمخصوصازماني كه درحال شيردادن به اوهستيد. 2-تاآنجايي كه برايتان امكان داردبااوصحبت كنيد. درهنگام صحبت ،اورايه نام بخوانيد.به اين نكته اهميت ندهيد.كه او هنوزمعاني لغات رانمي فهمد.متخصصين رشدكودكان معتقدندكه كودكان ازيك ماهگي به صداي والدينشان گوش مي دهندوحركات بدن خودراباريتم صداي والدين خودوباكساني كه با آنهاصحبت مي كنندهماهنگ ميكنند.باكودكتان به گونهاي صحبت كنيدكه احساس راحتي مي كنيدامابه صورتي كه صدايتان ملايم وعاطفي باشد.حدود5الي6ماهگي شمامي توانيدياتكراركلمات خودش سبب پيشرفت اودرحرف زدن شويد.به اوليخندبزنيدواورادر بغل بگيريدتابفهمدكه حرف زدن اوراتاييدكردهايد.

 عزت نفس

يكي ازمهمترين نيازهاي انسان كه اورا دربرابر اضطراب ورويدادهاي فشارآور محافظت مي نمايد عزت نفس است مفهومي كه در دهه هاي اخير بيش از گذشته مورد توجه روان شناسان قرار گرفته است.

عزت نفس درتمام فعاليتها روزانه انسان به نوعي جلوه گر مي شود وبه اين شكل ازمهمترين جنبه هاي شخصيت وتعيين كننده ويژگيهاي رفتاري انسان است نتايج مطالعات بسياري نشان داده اند كه مفهوم خود پنداري وبه تبع آن عزت نفس ارتباط معني داري با بسياري ازجنبه هاي مهم رفتار انسان ازقبيل سازگاري كلي ، اضطراب، پذيرش افراد ديگر وچگونگي تربيت كودكان داردفردي كه از احساس خود ارزشمندي والايي برخوردار است به راحتي مي- تواند با تهديد ها وقايع اضطراب آور زندگي بدون تجربه برانگيختگي منفي واز هم پاشيدگي رواني مقابله نمايد.

به اين ترتيب نياز به عزت نفس ازجمله نيازهاي طبيعي بشر است نيازي كه اساسا زاده زندگي اجتماعي وارزشهاي آن است .

كودك كه افراد خانواده پذيراي وي هستند ومورد محبت وعلاقه اطرافيان مي باشد به تدريج خود نيز مي پذيرد كه ويژگي ارزشمندي دارد. اين مطلب اهميت نقش والدين را در شكل گيري عزت نفس نشان مي دهد به ويژه كه بعد از تكوين عزت نفس دربرابر تغييرات مقاومت نموده وثبات مي يابد نفش عزت نفس دركودكان داراي نيازهاي ويژه از اين هم فراتر است زيرا كودكان داراي نيازهاي ويژه اساسا در سازگاري با محيط پيرامون خويش دچار مشكل بوده آسيب پذيري بيشتري دارند.به عنوان مثال رينالدي از تجارب دروني كودكان كه مبتلا به ناتواني رشدي كلامي خاص هستند. گزارش جالبي ازمشكلات آنها مي دهد. بارات خاطر نشان مي كند كه كودكان مبتلا به ناتواني هاي يادگيري به علت مشكلات شناختي ممكن است در رسيدن به مراحل بعدي فهم خود شكست بخورند بنابراين براي كمك به قبيل كودكان درجهت تجربه يك زندگي سودمند افزايش عزت نفس درآنها لازم به نظر مي رسد.

 

خود،خود پنداره،عزت نفس

 

خود :براي كسب شناختي دقيق ازمفهوم عزت نفس لازم است كه ابتدا به مفاهيم زير بنايي خودوخود پنداره توجه شود ،زيرا عزت نفس هنوز داراي معناي دقيق وروشني كه مورد توافق همه روان شناسان باشد نيست .از يك سو روان تحليل گري با تاكيد بر فرآيند هاي نا هوشيار به تجارب اوليه كودكي اهميت ويژه اي داده ، آن را در شكل گيري فرامن وقدرت مندي آن ونيز شكل گيري خود پنداره اساسي مي داند. از سوي ديگر پديدار شناسي بر اينجا واكنون تاكيد دارد وسازمان يافتن ادراكات ونيز هوشياري فعلي فرد را مورد توجه قرار مي دهد .رفتار گرايي اوليه وجودخود را به كلي نفي مي نمايد ورفتارگرايان معاصر به تغييرات شناختي وياد گيري اجتماعي واهميت زيادي  مي دهند . از نظر ويليام جيمز فراتر از اين ديدگاههاي متمايز لازم است در يك رويكرد التقاطي هم به حال وهم به گذشته بها داد. از مكانيسم ناهوشيار آگاه بود وبه رفتار هاي هوشيارانه ناشي از راهبرد هاي شناختي نيز توجه داشت به اين شكل خودرا مي توان به عنوان بخش بسيار مهمي از شخصيت تعريف كرد كه به صورت فاعلي يا مفعولي اقدام مي نمايد . اين بخش شامل انديشيدن ،آگاهي وبه طور كلي احساس فرد درمورد جهان مي باشد ودر عين حال از مؤلفه هاي هوشيار وناهوشيار تشكيل شده است. معمولا خود را به انواع مختلفي نظير خود فيزيكي (تصوري كه ازجسم خودداريم) خود روان شناختي (تصورات ادراكي ، شناختي وهيجاني )خود اجتماعي ( نقشي كه دراجتماع داريم )وخود معنوي چيزي كه رابطه با خداوند ورعايت اصول اخلاقي راممكن مي سازد) تقسيم مي نمايند .

 

 

 

خود پنداره:

خودپنداره تصوير يا تصوري است كه اكثر ما از خودداريم تصويري كه همواره همراه ماست وما آن را براي معرفي خود وطبقه بندي رفتارمان به كار مي بريم. اين تصوير ازبدو تولد شروع به شكل گيري مي نمايد ومجموعه درروني نسبتا پايداري را شامل مي شود كه همه آن چه را كه اشخاص از خود مي بينند . جنبه جسمي ، اجتماعي . شناختي ، عاطفي و.....دربر مي گيرد.پايداري نسبي خود پنداره موجب تحقق عملكرد هاي خود وايجاد ثبات در شخصيت ودر نتيجه تسهيل در پيشگويي رفتار مي گردد،چيزي كه با تفاوتهاي فردي هماهنگ است.به طور كلي نكات اساسي مربوط به مفهوم خود پنداره را مي توان در 4مطلب زير خلاصه گردد: خود پنداره تابع يادگيري است . يعني آموختني است . دوران اوليه يادگيري نقش بسيار مهمي در رشد بعدي خود پنداره و تحول رفتار دارد، خود پنداره بطور جدي جنبه هاي مهمي از زندگي ما را تحت تاثير قرار مي دهد . به نظر مي رسد كه خود پنداره رابطه معني داري يا تفاوتهاي فردي دارد .

 

عزت نفس :

به طور كلي ارزيابي  اي كه ما ازخود پنداره خود برحسب ارزش كلي آن داريم ،عزت نفس ناميده مي شود . اين مفهوم غالبا با مفهوم خود پنداره هم معني گرفته مي شود ولي اين دو يكي نيستند همانطور كه گفته شد، خود پنداره مجموعه عقايد فرد درباره خود است كه بيشترمبناي توصيفي دارد ولي عزت نفس ،ارزشي است كه فرد براي اطلاعات درون خود پنداره خود قائل است . درواقع عزت نفس از تفاوت ميان خودپنداره وخود ايده آل فرد نشات مي گيرد به طوري كه تفاوت زياد منجر به عزت نفس پايين وتفاوت كم حاكي از عزت نفس بالاست.خود ارزشمندي احساسي است كه خود مهم مؤثر است.

 

 

 

 

عوامل مؤثر بر  عزت نفس:

(كوپراسميت)با مروري بر تحقيقات انجام شده راجع به عزت نفس ، 4 عامل اساسي در رشد عزت نفس را توصيف كرده است :

1-ميزان احترام وپذيرش افراد مهم درزندگي فرد براي وي قائل مي شوند.

2-تاريخچه موفقيت هاي فردي وموقعيتي كه وي درجامعه دارد.

3-روش تفسير وتغييرتجارب فردي دررابطه باارزشها وآرزوهاي فرد

4-سبك به روشي كه فرد به اين ارزشيابي پاسخ مي دهد.

 

ابعاد عزت نفس:

 باتوجه به ارتباطكودك بامحيط ابعاد عزت نفس رامي توان در5 حوزه زير خلاصه كرد:

1-عزت نفس جسماني(تصوري كه فرد ازبدن خود دارد وتركيبي از ظاهر جسماني وتوانايي هاي بدني ،رضايت يا نارضايتي رادرفرد برمي انگيزد كه عزت نفس جسماني دارد ).

2-عزت نفس خانوادگي:خانواده مهمترين محيط درشكل گيري شخصيت كودك است وعزت نفس كودكان درخانواده در حقيقت پژواكي است از احساسات ونگرشهاي وي به عنوان عضوي از خانواده. اينكه كودك تا چه حد در محيط خانه پذيرفته ميشودواحساسات وي تاچه اندازه مورد احترام قرار مي گيردومسائلي ازاين دست،درايجاد عزت نفس دركودك نقش اساسي دارند.

3-عزت نفس اجتماعي :پذيرش ياعدم پذيرش همسالان،علاقه مندي آنها به كودك واهميت دادن به نظرات وي ، ميزان احساس رضايت وخشنودي كودك را ازحضور درميان آنها تعيين نموده ،عزت نفس كودك را تحت تاثير قرار مي دهد .

4-عزت نفس آموزشگاهي :بعدي از عزت نفس است كه مربوط به ادراكات از توانايي تحصيلي وآموزشگاهي آنان است0درواقع اين بعد از عزت نفس ،نحوه ارزشيابي كودك از خود به عنوان يك دانش آموز است .

5-عزت نفس كلي :تصويب وتاييد وپذيرش كلي خودرا نشان مي دهد وبه ابعاد مختلف عزت نفس يكپارچگي ونوعي وحدت مي بخشد.

مراحل شكل گيري خود پنداره:

 مرحله اول – خودابتدايي يا هستي گرا- تولد تادوسالگي:

دراين مرحله،نوزاداساسامشغول يادگيري محيط اطرافش كه شامل اشخاص (بويژه مادر)واشيا، است،ميگردد.اين فرايندبه تدريج به درك كودك توسط خودبه عنوان موجودي كه حق وحقوقي داردمي انجامدشاخص اصلي نشانه خودآگاهي دراين دوران، استفاده درست ازضميرشخصي است كه به عقيده بسياري ازصاحب نظران درحدود24 ماهگي رخ مي دهد اما بدليل رشدنيافتگي كافي زبان دركودك، مطالعات مربوط به رشدمفهوم خوددراين مرحله منحصربه خودبازشناسي ديداري است ومعمول ترين روش آن مشاهده واكنش هاي كودك به هنگام نگاه كردن به آينه است.دريكي از اين تحقيقات، ديكسون اين دوران را به چهارمرحله تقسيم نموده است.                           

1-مادر ( 4 ماهگي) : دراين وهله، كودك به تصوير خوددرآينه توجهي ندارداما به تصويرمادرواكنش نشان مي دهد. 

2- همبازي ( 6- 5ماهگي) : در اين مرحله واكنش كودك به تصويرخودوكودك ديگريكسان است.

3- (11-7ماهگي ) : كودك به رابطه خودوتصويردرون آينه پي مي بردوبين خودوديگري فرق مي گذارد.

4-خودبازشناسي ديداري (12ماهگي به بعد) كودك درآينه خيره مي شودوخودرا كاملا بازميشناسد.

مرحله دوم-خودبيروني( 2تا13 سالگي ) :

 به اعتقاديسياري ازنظريه پردازان هنگامي كه خودپنداره تشكيل شدتنهاميتوان اطلاعات جزئياتي رابه آن اضافه نمودويابطوركلي درجهت مثبت يامنفي آنراارزشيابي كرد.به اين ترتيب مرحله دوم اهميت وحساسيت ويژه اي مي يابدچراكه خنثي ترين حالت ممكن رادارااست وبراي ورودهرنوع اطلاعاتي پذيرندگي دارد.درآغازاين مرحله،پيدايش مفهوم خودصرفاجنبه فيزيكي داردوخودبه عنوان عضوي ازبدن ومخصوصاسرتلقي ميشود.دراين زمان يك ابهام كلي درباره خود،ذهن وبدن وجود دارد،مثلا گياهان نيز واجب خود وذهن تلقي مي شوند.اماكم كم درحدود8سالگي تمايزبين ذهن وبدن صورت مي پذيردوكودك جنبه هاي رواني را به ابعادفيزيكي ورفتاري خوداضافه منمايد.دراواخرمرحله خودبيروني ،كودك مي تواندهمزمان به عنوان فاعل ومفعول ومن نوعي توجه نمايد.احتمالا دراين مرحله ،يك خودبرترظاهرميشودكه آگاهي درباره ديگران به عنوان فاعل ومفعول ناشي مي شودوسرانجام درپايان تكوين خودبيروني،خودآگاهي دروني شكل مي گيرد.يعني كودك ازفرايندهاي دروني خودوديگران كه علت رفتارآنهاست آگاه مي شودوكم كم پابه مرحله نوجواني مي گذارد.

 

 

مرحله سوم- خوددروني ( 13 سالگي به بعد):

مهمترين تغييرشناختي كه دردوران نوجواني درخودپنداره رخ مي دهد،تاثيرآن ازتوانايي تفكرانتزاعي است .نوجوان مسائل راازطريق عيني حل نمي كندبلكه ازآنهابراي فرضيه سازي درباره واقعيت باعليت زيربنايي استفاده مي كند.خورپنداره دراين مرحله كمتركلي وبيشتربصورت تمايزيافته است وافرادازفرآيندهايناهشياردرخودوديگران آگاهند.درواقع خوددروني منعكس كننده درونگري است كه شخص درآن احساسات،افكاروانگيزه هايش رااستوارميسازد.

 

ارزيابي عزت نفس :

گرچه ابزارهاي بسياري براي ارزيابي عزت نفس وجودداردامابسياري ازآنهاازلحاظ ويژگي هاي مربوط به مسائل روانسجي ،جندان موفق نيستندوهيچ يك ازاين آزمونهابه منظوركارباكودكان داراي نيازهاي آموزشي ويژه بسط پيدانكرده اند.بنابرين دراستفاده ازاين ابزارهابايدبه مسائل زيرتوجه داشت.سازش باابزاركه(احتمالاآمريكايي)است.ساخت ياتغييرايزاربصورت ايراني (مثلا تغييربرخي گويه ها)وبررسيهاي آماري لازم،مثل سنجش اعتباردروني وبيروني ،پاپايي وغيره   

            

مقياس هاي خودسنجي (پرسشنامه):

شكل كلي اين مقياسهابراساس مدلهاليكرت وگاتمن مي باشد.بدين معني كه يكسري جملات به كودكان ارائه مي شودكه مي توانندباآنهاموافق يامخالف باشندويا اينكه درجه اي از موافقت يا مخالفت خودرا نسبت به آنها تعيين نمايند .از معروفترين خود سنجي هاي عزت نفس عمومي مي توان پرسشنامه عزت نفس كوپر اسميت براي كودكان 5 تا 16 ساله ، مقياس عزت نفس لازك وپرسشنامه توصيف خود شولسون هوبنر واستانتون را نام برد . معروفترين خود سنجي هاي عزت نفس آموزشگاهي عبارتند از:مقياس خود انگاره آموزشگاهي باركر لون براي سنين 9تا12سال.

مقياس موفقيت دركلاس ويليگ براي سنين 10تا12سال ومقياس خود پنداره دانش آموزان وي –تين براي سنين 11تا16سال .

مشاهده رفتار:

روش اساسي در مشاهده رفتار ،تمركز به روي  يك كودك دريك زمان معين وثبت آنچه كه انجام مي دهد يامي گويد  است. دراين روش حالت ونگرش وچگونگي نزديك شدن كودك به ديگر كودكان ويا بزرگسالان ويا استفاده اززمين بازي وغيره همه مي توانند به عنوان منابع اطلاعاتي  مفيدي درشناخت شخصيت كودك  مورد استفاده قرار گيرند.

 

فنون فرافكن:

درروشها ي فرافكن ،مواد سازمان نيافته اي مثل لكه هاي جوهر روي شاخ به كار مي رود وفرض براين است كه كودك جنبه هاي ناهوشيار خود پنداره اش رادر مواجهه بااين مواد آشكا مي سازد .

پاسخ هاي آزاد :

دراين روش ازكودك خواسته مي شود كه راجع به خود انشايي بنويسد ودرآن خصوصيات خودرا توصيف نمايد .دونوع مشهور اين روش عبارتند از آزمون شما چه كسي هستيد وآزمون چه كسي هستند.

مصاحبه :

 يك معلم ماهر مي تواند يك كودك را درجلسه مصاحبه به بحث درباره خود پنداره خود تشويق نمايد ،اما بايد توجه داشت كه تعامل بايك بزرگسال براي كودك هم مي تواند پاداش دهنده باشد وهم تنبيه كننده. براي اينكه كودك درپاسخ گويي ها راحت وصادق باشد . اقتدار مصاحبه گر نبايد مشهود باشد.

 

 

فهرستها:

دراين روش فهرستي شامل صفات مختلف به كودك ارائه ميگرددوازاوخواسته مي شودكه زيرخصوصيات مربوط به خودراخط بكشد.اين شيوه بسيارمفيدوساده اي براي معلمان است.

افزايش عزت نفس در كودكان داراي نيازهاي ويژه:

همانطوري كه قبلا نيز گفته شد،عزت نفس يكي ازعوامل مهم واساسي دررشدشخصيت وشكوفايي انسان وبيشترصاحبنظران آن رابه عنوان عامل مهم واساسي درسازگاري عاطفي –اجتماعي افراد مي دانند.درواقع كودكي كه احساس خوبي درباره خودش دارد،بهترميتواندبامشكلات كنار بيايد.واين مساله بر هر جزئي از زندگي ويادگيري اوتاثيربالقوهاي دارد.

رايطه تنگاتنگ عزت نفس باپيشرفت تحصيلي باتوجه به اهميت فوقالعادهاي كه مدارس به پيشرفت تحصيلي مي دهند حتي عزت نفس را به معياري براي پيش بيني پيشرفت مبدل ساخته است،بطوريكه همبستگي هاي اين دو،گاهي اوقات ازهمبستگي هوشبهر وپيشرفت تحصيلي نيز بيشتر گزارش شده است .اهميت عزت نفس دركودكان داراي نيازهاي ويژه ،ازاين هم بيشتر است .  اين كودكان به خاطر داشتن ضعف ها وكاستي هايي دريك ياچند زمينه ،تمايل بيشتري دارند كه خود پنداره ضعيف تر ي داشته باشند .چيزي كه سبب مي شود كارايي هاي خوب آنها درزمينه هاي ديگر نيز لطمه ببيند .باتوجه به اين مسايل، افزايش عزت نفس براي دست يابي به يك شخصيت سالم وكارآمد ،ضروري به نظر مي رسد.

 

الف –روشهاي غير مستقيم افزايش عزت نفس

يكپارچه سازي نسبي:دريك جمعبندي از نتايج مطالعات مربوط به يكپارچه سازي كودكان استثنايي با كودكان عادي روشن مي شود كه دريك نظام كاملا يكپارچه ،سطح عزت نفس دركودك استثنايي آسيب مي بيند.زيرا وي توانايي هاي خودرا مرتبا با توانايي هاي برتر كودكان عادي مقايسه مي نمايد.اما بر خلاف موقعيت كودك در شرايط كاملا يكپارچه ،كودك درشرايط نسبي مي تواند خودرانسبت به كودكان استثنايي ديگر بسنجد واين باعث حفظ ياافزايش سطح عزت نفس وي مي گردد .درمقاله هايي كه توسط ورنوك ارائه گرديده 3سطح متفاوت از يكپارچه سازي براي كودكان با نيازهاي ويژه مشخص شده است ،اين سطوح عبارتند از :

يكپارچه سازي مكاني كلاسها يا واحد هاي ويژه درمكان يا ساختمان كودكان عادي قرار مي گيرد،يكپارچه سازي اجتماعي كه درآن كودكان با نيازهاي آموزشي ويژه باديگر كودكان براي صرف غذا ، بازي وغيره بايكديگر مختلط مي شوند. ويكپارچه سازي عملكردي كه درآن كودكان با نيازهاي ويژه براساس يك برنامه نيمه وقت يا تمام وقت به كودكان عادي ملحق مي شوند وآنها نيز همانند همتايان عادي خود نقش مهمي درروند مدرسه دارند . 

افزايش عزت نفس معلمان :

معلم يكي از افراد مهم درزندگي كودك است واين وظيفه اوست كه بابكار گيري راهبرد هاي مؤثر فضايي مناسب را براي ايجاد امنييت رواني در شاگردان فراهم نموده  ،موفقيت تحصيلي وعزت نفس كودك را بهبود بخشد براي اين منظور معلم:

 اولا بايد به حد كافي آموزش ديده باشد

 ثانيا مورد پذيرش دانش آموزان باشد

 ثالثا از عزت نفس بالايي برخوردار باشد.:

1-افزايش عزت نفس معلمان به صورت غير مستقيم ( آموزش ضمن خدمت) يكي از روشهايي كه مي تواند درافزايش عزت نفس شاگردان به طور غير مستقيم موثر باشد.سبك هاي  رفتاري معلم است وبرنامه هاي آموزش ضمن خدمت معلم را درفراگيري اين سبك ها ياري ميدهند.

2-افزايش عزت نفس معلمان يطور مستقيم :بابرنامه هاي حساب شده درسطح معلمان مي توان بطورمستقيم براي افزايش عزت نفس آنهااقدام نمود:برخي ازاين برنامه هاعبارتنداز:افزايش احساس مهم بودن :طرح ريزي روشهاي دموكراتيك دربرنامه ريزي تحصيلي به معلم امكان مي دهدكه فعالانه درفعاليتهاي مدرسه شركت نمايدوازاين طريق احساس نمايدكه فردي باارزش ومهم است.

رشدفردي وحرفه اي :افزايش دانش حرفه اي معلمان وفراهم نمودن امكاناتي براي ارتباط آنهابايكديگرنقش مهمي درافزايش عزت نفس معلمان دارد.

زندگي اجتماعي درمدرسه :زندگي اجتماعي درون مدرسه اگرچه درحال حاضردورازدسترس بنظرميرسد،روش بسيارمفيدي است.

ايجاداحساس حمايت شدن :رويكردهاي آموزش گروهي معلمان رامطمئن مي سازدكه دركارشان موردحمايت هستند.

هويت مدرسه وكاركنان آن :كاركنان مدرسه بايداحساس كنندكه ويژگي هاي مثبتي دارندكه آنهاراازمدارس ديگرمتمايزمي كند.

رويكردكلي مدرسه :مدرسه بايدفضايي فراهم نمايدكه معلمان توسط همكارانشان تشويق شوندواحساس امنيت كنند.

تنبيه هاوپادشها:

اگرهنگاميكه رفتارشايسته اي ازكودك سرمي زند،معلم آنرايه موقع شناسايي وتشويق ننمايد،به تريج روبه زوال خواهدرفت.به همين شكل تنبيه نيزدرجاي خودمي تواندسودمندياشد.اماهمواره بايدتوجه داشت كه پاداش روش مناسب تري است ،زيراغالياايجادنگرش مثيت نموده ،وابستگي هارااستحكام مي بخشدو در نهايت موجب رشدعزت نفس مي شود.

 

آزادي درمدرسه:

غالبا،شخص روشهاي پيشرفته عقلاني رادرشرايط چالش انگيزرشدمي دهد، بنابرين بهترين رويكردمدرسه اين است كه باافزايش سن كودك،آزادي ،حق انتخاب ومبارزه جويي وي افزايش دهد.

استفاده ازهمكلاسان به عنوان معلم :                       

مطالعات اخيرنشان داده اندكه اين روش ،روش بسيارمفيدي به ويژه درزمينه ها

شناختي است :

مشاركت والدين :

دلايلي مبني برسودمندي مشاركت والدين درامرتحصيلي فرزندانشان وجوددارد،نظيرحمايت ازكودك ،بهبودوتوسعه روابط متقابل والدين ومعلم برافزايشعزت نفس دآنش آموز.

ب- روشهاي مستقيم افزايش عزت نفس :

دريافت پسخوراندمثبت ازخطاها:برخي مطالعات نشان دادندكه شكست مي تواندتاثيرمخرب سريعي برروي عزت نفس داشته باشد.اماتحقيق فلاورزنشان مي دهدكه اين تاثيرات سريع نمي توانندبه عوامل مربوط به مطالعه گابلروگي بي نسبت داده شوند.بطوركلي بكارگيري ستايش وتحسين بعنوان پسخوراندي مثبت ازخطا،مي تواندباافزايش انگيزش دروني كودكان بسياركارآمدباشد.

افزايش فراواني بيانات كلامي خودارجاعي مثبت :

عبارتي كه يك فرددرموردخودش بكارمي برد،شاخص باارزشي ازسطح عزت نفس وي است .براين اساس ،باروش هاي تغييررفتار،بيانات مثيت كودكان راجع به خودرادراين روش افزايش داده ،عزت نفس آنهاراتقويت مي نمايد.

ارتباطات وخودافشاگري :

ارتباط معلم –شاگرديك عنصراساسي درفراينديادكيري ورشدعزت نفس درمدرسه است.اين ارتباط بايد صميمانه وحتي المقدورنزديك باشد.خودافشاگري به نزديكي اين ارتباط كمك مي كندامايك رابطه صحيح بايدداراي ويژگيهاي زيرباشدتاپوياوكارآمدگردد. (1 )احترام به شاگردان 2-توجه مثبت 3-تعهدياالزام 4-حمايت متقابل 5-پويايي ارتباط .

 

 

كمك به كسب تجربه موفقيت آميز:

براي كمك به رشد خود پنداره مثبت در كودك بايد به وي در انتخاب تجاربي كه چالش ايجاد مي كنند كمك نمود در عين حال دردستيابي به حداكثرموفقيت نيز او راياري داد.

قرارداد كلاسي :قرارداد كلاسي يك قرارداد نوشته شده است كه طرفين (معلم وشاگرد) آنرا امضاء مي كنندو اطلا عات كافي در باره تغيررفتار، رفتار مطلوب، پاداش وتنبيه ، و....رادر آن مي گنجانند. درواقع قرارداد كلاسي فعاليتي براي ايجاد تغيرمتقابل در رفتار شاگرد و معلم است.

مشاوره : مشاوره موثر ايده اي شناخته  شده براي بالا بردن سطح عزت نفس است اين روش در رويكردهاي مختلف به گونه هاي متفا وتي پشنهاد شده است اما معمولا يابا مداخله مستقيم مشاوره همراه است و يااينكه مداخله مشاوره به حداقل مي رسد .

 روان تحليل گري كودكان ونو جوانان : برخي اختلا لات خلقي مثل افسردگي . منجربه كاهش عزت نفس مي گردند. بنا بر اين درمان، به ويژه درما نها ي عاطفي-  منطقي نقش موثري دربهبود عزت نفس دارند.

آموزش مهارت هاي اجتماعي.

شكست هاي اجتما عي  در كودكان داراي نياز هاي ويژه فراوان است كه عوامل بسيار مهمي دركاهش سطح خود پنداره اين قبيل كودكان، مي باشند و با آموزش رفتارهاي خاص به آنها براي اينكه خودشان رادرموفقيت هاي اجتماعي خاص، اداره كنند تا حدودزيادي مي تواند جبران گردد.فعاليتهاي فوق برنامه نظيرديدارها، سفرهاي دسته جمعي، اردوهاي فرهنگي وغيره، شرايطي رافراهم مي آورندتا شاگردان نگرشهاي كليشه اي وسنتي خويش را كنارگذاشته، نسبت به پذيرش تغييرات آزادي بيشتري احساس نمايند. نتايج مطالعات مربوط به اين برنامه ها، نشان داده اند كه فعاليت فوق برنامه ، باعث افزايش عزت نفس وخودايده آل افراد مي گردند.

ج- فعاليتهاي كلاسي براي افزايش عزت نفس

استفاده ازنقل قولها يااصطلاحات:

دراين روش ، دانش آموزان عبارات كوتاهي را راجع به عزت نفس جمع آوري مينمايد .مثلا عباراتي نظير ،به محض اينكه به خودتان اعتماد كنيد خواهيد فهميد چگونه زندگي كنيد (گوته)

نيم رخ شخصي : منظور ازنيم رخ شخصي ،كارنامه اي تاريخي ازحوادث گذشته دانش آموز است كه وي آنها راثبت مي نمايد .

 

دوستان :

دراين روش ازدآنش آموذان خواسته مي شودكه پاسخشان رابه اين سوال كه دوست چه كسي است ؟يادداشت كنندياحتي به ترسيم يك دوست واقعي اقدام نمايند.

ابزار يابيان احساسات:

 ابراز احساسات قوي منفي يا مثبت به طريقي مناسب و جامعه پسند ازجمله مهارتهاي اجتماعي است كه بايدآنرا به كودكان آمو خت واين مساله رابه شيوه هاي مختلف مي شود كه فهرستي ازكارهايي كه مي توان دركلاس درس آموزش داد.

 

جلسات موفقيت: معلمان مي توانند اوقاتي را تعيين نمايند كه شاگردان بتوانند با توضيح موفقيت ها وپيشرفت هايشان  به طور متقابل ديگران را در موقعيتها وپيشرفتهايشان سهيم سازند.

 

 

ترفيع يا تشويق دوست – شريك :

دراين نوع فعاليت كلاس را به زوجهايي تقسيم مي نماييم وبه ترتيب از شاگردان مي خواهيم اطلاعاتي درمورد سرگرمي هاي مربوط به خودشان  يافعاليتهايي كه فكر مي كنند متضاد با اكثريت همسالانشان است را بازگو كنند .سپس هرشاگردي شريك خودرا نسبت به ديگر افراد گروه باصحبت هاي مثبت درباره علايق اش مورد تشويق قرارمي دهد.

ترسيم تصوير خود: دراين روش ازكودكان (بزرگتر )خواسته مي شود كه روي يك ورقه بزرگ ،تصوير واضحي ازخودرا ترسيم نمايند . سپس اين تصوير براي باقي شاگردان به نمايش گذاشته مي شود وبر جنبه هاي مثبت ويكتايي آن تاكيد مي گردد.

خانواده من:

دراين فعاليت ازكودكان خواسته مي شود تااطلاعات مربوط به خانواده وتاريخچه خانوادگي خودرا گرد اوري كنند .

عكسهاي شاگردان :

دراين روش، عكسهايي از دانش آموز گرفته وبه نمايش گذاشته مي شود.

سرمايه ها ياتواناي هاي من :

 دراين روش از  شاگردان خواسته مي شودمطالب خوب راكه انجام مي دهند تهيه نمايند.ازاين فهرست مي توان به طور مستمر استفاده كرد .مثلا روي جلد كتاب چسبانده ويامورد بحث وبررسي  عمومي قرار داد.

 

دفتر خاطرات چيزهاي خوب :

 دراين روش دفترچه اي به همه شاگردان داده ،از آنها خواسته مي شود كه هررويدادمثبتي را كه درطي روز بر ايشان اتفاق مي افتد درآن ثبت نمايند .

نتيجه گيري وپيشنهاد :

تحول خود پنداره ، به عنوان زير بناي عزت نفس از بدو تولد آغاز وتاآخرين سالهاي زندگي ادامه مي يابد آگاهي كامل جزء به جزء از خود پنداره كودكان تنها چيزي نيست كه والدين با معلمين بدان نياز دارند بلكه چگونه انديشيدن يك كودك در موردخود پنداره اش از اهميت ويژه اي برخوردار است .  

تحقيقات انجام شده راجع به عوامل موثر درعزت نفس به افراد مهم ونيز بر اهميت پذيرش محبت آميز كودكان توسط والدين اشاره مي كند كه بايد مورد توجه قرار گيرد محيطي كه كودك خود رادرآن مي يابد بايد محيطي باشد كه درآن احساس كند كه به گرمي مورد پذيرش واقع شده ،معلم نسبت به او متعهد است وادامه موفقيت اورا تضمين مي كند وي به عنوان يك شخص مورد

احترام است و براي مسوليت پذيري بيشتردرهدايت رفتارش ازطريق حل مساله،

قراردادتوافقي و.... موردتشويق قرارمي گيرد.

درطول برنامه تحصيلي دانش آموز يادمي گيردكه به شكستهايي كه گهگاه برايش اتفاق مي افتد به عنوان بخش طبيعي ازفرآيند يادگيري توجه كند.او نه فقط تشويق هاوتمجيدهاي با ارزشي ازمعلم دريافت ميكند.بلكه ياد مي گيرد به

صورت آشكاريا پنهان خود را تشويق كندوالدين نيزدرامور درسي وفرآيندافزايش وحفظ عزت نفس وي مشاركت مي كنند.واضح است كه افزايش       عزت نفس فرآيندي  است كه شامل همه فعاليتهاي تحصيلي مي شود بنابراين درهمه زمانها بايدموردتوجه قرار گيرد. عليرغم وجودانتقاد ها تغييرهاوافزايش فشارهاي رواني شغلي همه معلمين بايدبراي خود ودانش آموزان احترام قايل شوند وكاركنان نيزبايد ازيكديگرحمايت نمايند معلمين به تمرين روشهاي تقويت مثبت نيازدارند افزايش مهارتهاي حرفه اي معلمان برعزت نفس آنها تاثير مثبت مي گذارد. نه تنها دانش آموزان بلكه معلمان نيزبايد اصلاح رفتارشان را تشخيص دهند. بهداشت رواني خود راحفظ نمايند. واز طريق افزايش كارايي خودبه مهارت برسند. ازنظرعاطفي رشد كنندو ياد بگيرند كه از اشتبا هات شخصي وموفقيت هايشان بهره بگيرند بايد همواره بخاطر داشته باشيم كه .هر يك ازما :بايددر جستجو ي بهترين خودي كه مي توانيم باشيم .

ده تكنيك جهت افزايش عزت نفش در كودكان:     

اكثريت روانشناسان معتقدندكه داشتن عزت نفس ودوست داشتني بودن ازعوامل بسيارمهم درشادبودن وسازگاري دربچه هامي ياشدكودكگ درمراحل اوليه زندگي ،قبل ازاينكه معني كلمات وتشويقوتنبيه رابداندشروع به شكل دهي نگرشههدرمردارزش خودمي كند.اوبطورذاتي رفتارهاي پدرومادرش راثبت وضبط مي كند.اين نكته ازاهميت زيادي برخورداراست كه پدرومادربراي رفتارههومطالبي كه كودكانشان ثبت وضبط مي كنند.اهميت قائل باشند.

درزيرروشهاي ارائه شده كه اساس وپايه عزت نفس دركودكان رادرسالهاي اوليه زندگي پي ريزي مي كند.

1-كودكان رانزديك خود نگه داريد.اورابه طريقي نگه داريدكه اهميت ارتباط شمابااورانشان دهد.به اوتوجه زيادي نشان دهيد.درچشمهاي اوخيره شويدوبااوتماس چشمي

 برقراركنيدمخصوصازماني كه درحال شيردادن به اوهستيد.

2-تاآنجايي كه برايتان امكان داردبااوصحبت كنيد.

درهنگام صحبت ،اورايه نام بخوانيد.به اين نكته اهميت ندهيد.كه او هنوزمعاني لغات رانمي فهمد.متخصصين رشدكودكان معتقدندكه كودكان ازيك ماهگي به صداي والدينشان گوش مي دهندوحركات بدن خودراباريتم صداي والدين خودوباكساني كه با آنهاصحبت مي كنندهماهنگ ميكنند.باكودكتان به گونهاي صحبت كنيدكه احساس راحتي مي كنيدامابه صورتي كه صدايتان ملايم وعاطفي باشد.حدود5الي6ماهگي شمامي توانيدياتكراركلمات خودش سبب پيشرفت اودرحرف زدن شويد.به اوليخندبزنيدواورادر بغل بگيريدتابفهمدكه حرف زدن اوراتاييدكردهايد.

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha