تمام دوره بارداری و ۹ ماه انتظارش با تجربه های لذت بخش و گاه ناخوشایندش یک طرف و رسیدن به روزهای آخر آن، زایمان و تولد نوزادی که منتظرش بودیم، طرف دیگر. هیچ خانمی نیست که روز زایمانش، بدون استرس و نگرانی برای وضع حمل به بیمارستان برود...

 

نه تنها خانم ها که همسر و خانواده آنها هم به درجاتی دلهره و ترس را تجربه می کنند و هیچ تسکینی بهتر از رفتار همدلانه، لبخند مهربان و دست های آرامش بخش پرستاران بخش زایمان و نوزادان نمی تواند التیام بخش درد و دلهره آنها باشد. در آستانه روز پرستار، سری زدیم به یکی از قدیمی ترین زایشگاه ها و بیمارستان های تهران و با سرپرستار بخش زایمان و نوزادان آنجا از هر دری صحبت کردیم؛ از مراقبت های بارداری تا خاطره های تلخ و شیرین.

 

 

خانم پارسی! شما حدود ۲۰ سال است سرپرستار بخش زایمان هستید. کارتان خسته کننده است یا دوست داشتنی؟

 

بخش زایمان فضای خاصی دارد و چون ما مدام با تولد فرشته های کوچولو مواجهیم و شادی خانواده ها را می بینیم، گاهی خستگی و فشار کار یا دغدغه های شخصی خودمان را برای لحظاتی فراموشی می کنیم و این شادی مسری فضای بخش را عوض می کند.

 

به عنوان یک پرستار باسابقه، می توانید برای ما بگویید چرا درگذشته بیشتر زایمان ها طبیعی بود و امروزه اغلب سزارین می شوند؟

 

دلایل زیادی وجود دارد که همه مانند زنجیره به هم وصل شده و باعث شده اند ما از ۲۰۰ زایمان در ماه شاید ۱۰ تا زایمان طبیعی داشته باشیم. حتی مادری که قصد زایمان طبیعی دارد، به محض شروع دردهای زایمان و اولین جیغ و فریاد ناشی از درد در اتاق زایمان، منصرف می شود و به اصرار از ما می خواهد همسر و پزشک را خبر کنیم تا سزارین کند. برخی پزشکان هم به دلایل متعدد در گوش مادران می خوانند که سزارین بهتر است. بسیاری از مادرهای جوان حاضر نیستند درد زایمان را تحمل کنند و در حالی که در همه جای دنیا زایمان را فقط به روش طبیعی و خدادادی می شناسند و به انجام سزارین به چشم بروز مشکل نگاه می کنند. در کشور ما این آمار بالا است. ۸۰ درصد سزارین ها بی مورد است. برخی پزشکان ترجیح می دهند نیم ساعت در اتاق عمل باشند و بچه را بگیرند تا اینکه ۸ ۷ ساعت معطل بمانند تا بچه به دنیا بیاید؛ تازه با دستمزد کمتر و زحمت بیشتر ولی در این تصمیم فقط پزشک مسئول نیست، همان طور که گفتم، برای این اتفاق بد نمی توانید دنبال یک مقصر یا علت باشید. حلقه های این زنجیر معیوب را باید شناسایی کرد.

 

حالا واقعا مواردی داشتید که سزارین شوند و به دردسر بیفتند؟

 

به هر حال باید قبول کرد سزارین یک جراحی بزرگ است و اتفاق افتاده که خونریزی پس از زایمان مادر را تا سر حد مرگ ببرد. در سزارین لایه های مختلف پوست و شکم، از جمله رحم برش می خورند و دچار خونریزی می شوند. اگر رحم جمع نشود و خونریزی فعال شود، گاهی آنقدر کنترل شرایط سخت می شود که غفلتی کوچک مساوی با مرگ مادر خواهدبود. به محض خروج مادر از اتاق عمل، ما با لمس رحم حوالی ناف خداخدا می کنیم سفتی و برجستگی آن را حس کنیم چراکه اگر رحم زیر دست شل باشد، آغاز مشکلات است و باید به سرعت با تزریق داروهایی چون آمپول های اکسی توسین و داروهای دیگر کنترل کننده خونریزی و گذاشتن کیسه یخ و شکم بند مخصوص به جمع شدن رحم و قطع خونریزی کمک کرد. گاهی تا ۲ ساعت اول پس از زایمان، شکم بند سفتی را برای کنترل خونریزی به شکم مادر می بندیم در حالی که اغلب مادرها نمی دانند ما چه کارهایی کردیم و چه خطری از سرشان گذشته است. به جز این، مثل هر جراحی دیگر، عفونت، عوارض بیهوشی و لخته شدن خون در عروق پا ممکن است اتفاق بیفتد. البته زایمان طبیعی هم دردسرهای خودش را دارد ولی یک روند طبیعی است، نه یک دستکاری تهاجمی به نام جراحی.

 

مراقبت های پرستاری از مادر تازه زایمان کرده به روش طبیعی و سزارین فرق دارد؟

 

تفاوت چندانی ندارد. از نظر تغذیه، به هر دو رژیم سبک و غیرنفاخ و مایعات فراوان می دهیم چون هر دو خون از دست داده اند و باید شیر هم بدهند. البته با وصل کردن سرم هرگز نمی گذاریم بدن مادر کم آب شود. برای کنترل درد هم به تجویز پزشک داروهایی می دهیم و در سرم می زنیم، حتی آنتی بیوتیک مجاز در شیردهی هم برای پیشگیری از عفونت تجویز می شود و دستورات ریزتر با توجه به نظر هر پزشک تفاوت دارد.

 

توصیه های موقع خداحافظی شما با مادران چیست؟

 

من خودم اغلب می گویم دوای همه دردهای کودک شیردهی منظم است. ۴۰ روز طول می کشد تا رحم سر جایش جمع شود و این فرایند زمان بر نیازی به بستن شکم و اقدام های دیگر ندارد و چاره اش بغل کردن بچه است و شیردهی شبانه روزی.

 

ما در تیم درمانی، سربازان گمنامیم!

 

خانم کشاورز، سر پرستار بخش نوزادان یکی از بیمارستان های خصوصی تهران است که ۱۸ سال است اولین واکنش پدرو مادرها را در مواجهه با نوزادی که مدت ها منتظرش بوده اند می بینید. وقتی از او می خواهیم با ما درباره شغلش حرف بزند، می گوید: «ما در تیم درمانی، در نقش سربازان گمنام هستیم. ما قبل از حضور پزشک، تشخیص می دهیم نوزاد چه مشکلاتی دارد. اگر مادرش به دیابت یا فشارخون مبتلا باشد، اگر نوزاد لرزش یا افت دمای بدن داشته باشد قند او را اندازه می گیریم و اقدام های لازم را انجام می دهیم، گرمش می کنیم و اگر ترشحات دارد، با لوله مخصوص معده، آن را تخلیه می کنیم و آزمایش ها و بررسی های لازم را انجام می دهیم که به محض به هوش آمدن مادرش، او را برای شیر خوردن ببریم. اگر همه این اتفاق های خوب بیفتد و بتوانیم نوزاد سالم را پیش مادر ببریم و کمکش کنیم تا به بچه اش شیر بدهد، با اینکه این گمنام بودن وجود دارد و کسی متوجه تلاش انجام شده نمی شود اما حس و حالمان خوب است، اما اگر بچه مشکل تنفسی داشته باشد یا به هر علتی نتوانیم او را به مادرش و خانواده اش نشان دهیم، فشار و استرس بالای کارمان آزاردهنده می شود. چون به هر حال اشک ها و لبخندها مسری اند و می توانند حس ما را تغییر دهند. وقتی بچه ای باید به مرکز مجهز مراقبت از نوزادان منتقل شود و چهره اش کبود است و مشکل تنفسی دارد، این ما هستیم که چشم در چشم پدر و مادر او باید توضیح دهیم نوزادشان آماده تحویل نیست.»

 

پس شما کلی لحظات تلخ و شیرین دارید! «فراوان. برای من لذت بخش ترین لحظه، لحظه دیدار نخست مادر و نوزاد است. بعضی از مادرها با درد فراوانی که دارند، چنان عاشقانه سر تا پای فرزندشان را می بویند و می بوسند که نمی توانی جلوی اشک هایت را بگیری و توصیف کنی این مادر چطور درد را می شکند، می نشیند و به نوزاد گرسنه اش که در جستجوی پستان مادر دهان خود را باز کرده و تقلا می کند، شیر می دهد. درد می کشد و قربان صدقه کسی می رود که ۹ ماه با مشقت او را حمل کرده است. هستند مادرانی که حاضر نیستند همان موقع به بچه شیر بدهند یا بی قراری می کنند که درد داریم، ببریدش و... اما تعدادشان کم است.» وقتی از خانم کشاورز می پرسیم که شما موقع خداحافظی با مادر و بچه اش چه توصیه ای می کنید، می گوید: «موقع خداحافظی تنها تاکیدم به پدرها و مادربزرگ هاست که کمک کنند مادر هر اتفاقی افتاد، بچه اش را شیر بدهد. مادران اگر تا ۱۰ روز اول زایمان تحت حمایت جدی خانواده و همسر نباشند، بچه ها را از شیرمادر محروم می کنند.»

نسیم تقوی