نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ چهارشنبه ۱۷ آذر
اِلأَربِعا ٧ ربيع الاول ١٤٣٨
Wednesday, December 07, 2016

 به گزارش سرویس حوادث جام نیوز به نقل از مشرق، منشی با وسوسه به دست آوردن پول و اوراق مشارکت، برای قتل خیّر مدرسه‌ساز نقشه کشید اما پس از باز کردن گاو صندوق، باورش نمی‌شد که چه می‌دید.

 

همزمان با برپایی جشنواره‌های خیرین مدرسه‌ساز در استان‌های کشور، به سراغ مرد شماره یک جامعه خیرین مدرسه‌ساز کشور رفتیم و با وی در خصوص روایت مدرسه‌ساز شدن خیرین مختلف به گفت‌وگو نشستیم. در ادامه این گفت‌وگو، روایتی از خیّر مدرسه‌ساز غلامرضا مردانی‌آذر را از زبان آقای حافظی می‌خوانیم:

 

 

شخصی به نام مرحوم مردانی‌آذر داشتیم که با خود عهد کرده بود 150 میلیارد تومان برای مدرسه‌سازی در کشور هزینه کند. وی منافعش در آمریکا در برج 11 سپتامبر بود و تا قبل از آنکه این منافع در مخاطره قرار گیرد 6 میلیارد تومان مدرسه‌سازی در تهران، تبریز و نقاط دیگر انجام داد و بعد از این اتفاق مدرسه‌سازی‌اش متوقف شد.

 

او خیلی ناامید بود و به دنبال احیای منافعش نمی‌رفت؛ یک روز به او گفتم وکیلی بگیر و منافع خود را در آمریکا احیا کن؛ او برای خود وکیلی گرفت و اتفاقاً منافع خود را در آمریکا احیا کرد و به مدرسه‌سازی ادامه داد و تا زمان حیاتش 36 میلیارد تومان مدرسه‌سازی کرد اما متأسفانه توسط منشی‌اش کشته شد.

 

مردانی آذر یک میلیارد تومان در گاو‌ صندوقش داشت که منشی او از این مبلغ باخبر بود و 300 میلیون تومان اوراق مشارکت نیز در گاو‌ صندوق قرار داشت. منشی با وسوسه به دست آوردن پول و اوراق مشارکت، برای قتل مردانی آذر نقشه می‌کشد.

 

وی با همراهی مردی که از دوستانش بود، تصمیم به قتل می‌گیرد اما مرد عنوان می‌کند که شهامت قتل مردانی آذر را ندارد و از یک قاتل حرفه‌ای کمک می‌گیرند و قرار می‌شود 20 میلیون تومان برای قتل به آن قاتل حرفه‌ای بدهند.

 

آنها یک روز مردانی آذر را بیش از ساعت همیشگی یعنی تا ساعت 5 بعد‌ازظهر در دفتر کارش نگه می‌دارند و شرایط را برای حضور قاتل مهیا می‌کنند. قاتل وارد دفتر می‌شود و به راحتی مردانی آذر را به روش خفه کردن به قتل می‌رساند و سپس مطالبه پول می‌کند.

 

پس از مرگ مردانی آذر، آنها به سراغ گاو صندوق می‌روند تا سهم قاتل را پرداخت کرده و مابقی پول را بردارند اما در کمال تعجب می‌بینند که به جز 7 میلیون تومان و اوراق مشارکت، پولی در صندوق نیست.

 

باورشان نمی‌شد که پول نیست؛ چرا که مردانی آذر همیشه پول‌ها را با هماهنگی منشی جابه‌جا می‌کرد اما آن روز این اتفاق نیفتاده بود و مردانی آذر بدون اینکه به منشی‌اش چیزی بگوید، یک میلیارد تومان را روز قبل از صندوق خارج کرده بود.

 

مأموران که متوجه ضد و نقیض‌گویی‌های منشی شده بودند، وی را تحت نظر گرفتند و درست زمانی که وی با اوراق مشارکت به بانک مراجعه کرده بود، دستگیر شد. در حال حاضر منشی و شرکای او در قتل، در زندان به سر می‌برند. اما راه خِیر مدرسه‌سازی غلامرضا مردانی آذر همچنان توسط برادرانش ادامه دارد.