نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ چهارشنبه ۱۷ آذر
اِلأَربِعا ٧ ربيع الاول ١٤٣٨
Wednesday, December 07, 2016
کد : 627-52524      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ يکشنبه ۴ خرداد   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ يکشنبه ۴ خرداد    تعداد بازدید : 188

برای همیشه خوب بودن،تلاش بیهوده نکنید!!

برای همیشه خوب بودن،تلاش بیهوده نکنید!!

برای همیشه خوب بودن،تلاش بیهوده نکنید!!
 
 

فراز و نشیب های خُلقی روان انسان، در واقع، خود درمانی طبیعت ماست که تعادل بالا و پایین روان را با ضرب آهنگ روحمان همگام می کند و در هر گام بالا یا پایینش، برای خودآگاهی ما پیغامی دارد!

"شما یک انسان روان سلیم به من نشان دهید،من برایتان درمانش می کنم!"

ــ کارل گوستاو یونگ
 

برای سلامتی مطلق یا مطلقاً سالم نشان دادن «خود»، تلاش بیهوده نکنید. روانشناسیِ "از حال بد به حال خوب" تلاشی یک سویه به سمت همیشه در «حال خوب» بودن است که نتیجه آن تسخیر شدن دائمی در «حال بد» می باشد. چرا که "هر یکسویگی در روان انسان با شورشی از طرف ضد مقابلش جبران می شود. برده داری (سرکوب) و شورش، جدا نشدنی و لازم و ملزوم یکدیگرند." (ک.گ.یونگ)

فراز و نشیب های خُلقی روان انسان، در واقع، خوددرمانی طبیعت ماست که تعادل بالا و پایین روان را با ضرب آهنگ روحمان همگام می کند و در هر گام بالا یا پایین اش، برای خودآگاهی ما پیغامی دارد. چهره و جلوه های نورانی طبیعت الهی، همان قدر ارزشمند و مهم هستند که چهره و جلوه های تاریک آن.

شایان ذکر است که منظور از ارزشمندی حال بد به اندازه حال خوب، این نیست که ما باید نگرش لذت بخشی به حال بدمان داشته باشیم. غم، پریشانی، شکست، ضربه های عاطفی، دلتنگی، افسردگی، خشم، ترس، احساس ناتوانی و در کل چهره های تاریک روح و خلق های پایین روان، به هیچ وجه لذت بخش و دوست داشتنی و مطلوب نیستند. اما درک اینکه جلوه های نامطلوب هستی نیز به اندازه جلوه های مطلوب آن، الهی هستند و هر دو از یک منبع سرچشمه می گیرند، ما را نسبت به هر دو چهرۀ واقعیت پذیرا می کند و براستی مقاومت و حفظ هشیاری تا آخرین لحظه در مواجهه با چهره تاریک هستی ، بصیرت می بخشد.
تاریکی سایه در تاریکیِ آن حقیقتِ «بی نام»، دروازه ورود به دنیای شناخت است.

سایه: وجه تاریک، نامطلوب، شرّ و ناشناخته شخصیت انسان و عالم هستی از دیدگاه روانشناسی تحلیلیِ کارل گوستاو یونگ است 

sane-man-2

"تائويي كه بتوان آن را بر زبان آورد
تائوي جاودان نخواهد بود.
نامي كه بتوان آن را ذكر كرد
نامي ماندگار نخواهد بود.
آن چه نمي توان برايش نامي نهاد حقيقت جاويد است.
رها از آرزوها مي توان اسرار را درك كرد.
در بند آرزو تنها مي توان جلوه ها را ديد.
اسرار نهان و جلوه ها عيان
هر دو از يك منبع اند.
اين منبع را تاريكي ناميده اند.
تاريكي در تاريكي؛
دروازه ي ورود به دنياي شناخت."

"در ابتدا فقط تائو بود.
تمام چيزهاي ديگر از آن به وجود آمدند
و دوباره به آن باز مي گردند.
براي يافتن ريشه ها
در جلوه ها جستجو كنيد.
وقتي كودك را بشناسيد
و مادرش را بيابيد
از غم و اندوه رها مي شويد.

اگر ذهن خود را با قضاوت هاي مختلف بسته نگاه داريد
و آن را از آرزوها پر كنيد
دلي نا آرام خواهيد داشت.
اگر ذهن خود را از قضاوت هاي مختلف آزاد نگاه داريد
و از حواس خود پيروي نكنيد
دلتان آرامش خواهد يافت.
ديدن در تاريكي بصيرت است.
دانستن اين كه چگونه تسليم باشيد، قدرت است.
نور وجود خود را به كار گيريد
و به منبع نور باز گرديد؛
اين تجربه ي جاودانگي است."

لائو تزو/ تائو تِ چینگ

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha