نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ چهارشنبه ۱۷ آذر
اِلأَربِعا ٧ ربيع الاول ١٤٣٨
Wednesday, December 07, 2016
کد : 627-52151      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ جمعه ۲ خرداد   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ جمعه ۲ خرداد    تعداد بازدید : 107

راه‌هاي مقابله با غم از دست دادن عزيزان

سوگ يك تجربه‌ي طبيعي و جهاني است.

سوگ يك تجربه‌ي طبيعي و جهاني است. مرگ عزيزان به ويژه اعضاي خانواده، يكي از عوامل مهم افسردگي و از هم گسيختگي رواني در انسان شناخته مي‌شود كه در حالت طبيعي يك واكنش منطقي به حساب مي‌آيد و غم و اندوه ناشي از فقدان يك عزيز را نمي‌توان نشانه‌ي بيماري يا اختلال دانست؛ اما اگر مرحله‌ي سوگواري طولاني شود و از زمان منطقي و طبيعي فراتر رود، آن‌گاه بايد به وجود علائم افسردگي و بيمارگونه در فرد شك و براي مقابله با آن به روان‌شناس يا روان‌پزشك مراجعه كرد. 
سوگ مجموعه‌اي از واكنش‌هاي روان‌شناختي نسبت به يك فقدان است كه اين فقدان منجر به بروز يك‌سري نشانه‌ها در حيطه‌هاي روان‌شناختي (رفتاري، شناختي و جسمي) مي‌شود.

منظور از فقدان موقعيتي است كه فرد نسبت به آن دلبستگي دارد مانند از دست دادن عزيزان، از دست دادن شغل، سلامتي، محل سكونت و عملكرد اجتماعي؛ وقتي فرد چيزي را از دست مي‌دهد، دچار سوگ مي‌شود و سوگ يك چرخه‌اي است كه در آن واكنش‌هاي متفاوتي رخ مي‌دهد. 

انكار اولين مرحله‌ي سوگ است : در اين مرحله فرد باور ندارد كه اين اتفاق رخ داده و ممكن است هيچ واكنشي از خود نشان ندهد كه به طور معمول مرحله‌ي انكار كوتاه مدت است و بين چند دقيقه تا چند ساعت بيش‌تر طول نمي‌كشد و به ندرت ممكن است طولاني‌تر شود. 

خشم و اعتراض دومين مرحله‌ي سوگ است : در اين مرحله فرد نسبت به خود، محيط و ديگران اعتراض مي‌كند. 

مرحله‌ي سوم سوگ، غمگيني است كه به طور معمول اين حالت به دليل اين‌كه ميزان مراقبت و حمايت اطرافيان با گذشت زمان كاهش‌ مي‌يابد و فرد متوجه مي‌شود كه چه اتفاقي براي او افتاده است، رخ مي‌دهد. اين مرحله در نهايت منجر به پذيرش مي‌شود. فرد مي‌پذيرد كه فقدان اتفاق افتاده است و به تدريج علائم كاهش مي‌يابد و فرد زندگي جديد را شروع مي‌كند كه طول اين چهار دوره بين شش تا يك‌سال است. 

واكنش‌هاي فرد طي فرايند سوگ، واكنش‌هاي جسمي و روان‌شناختي است، واكنش‌هاي جسمي شامل يك‌سري مشكلات گوارشي، دردهاي بدني و كاهش سيستم ايمني است. 
واكنش‌هاي روان‌شناختي شامل غمگيني، اضطراب، خشم، احساس گناه، اشكال در تمركز، اشكال در توجه و احساس تنهايي، اشتغال‌ ذهني با مرگ (فرد به مرگ مي‌انديشد)، بي‌قراري، گريه كردن و گوشه‌گيري است كه اين علائم بسته به وضعيت جسمي و رواني فرد، عوامل اجتماعي، فرهنگي و مذهبي او متفاوت است. 
بعضي از سوگ‌ها مي‌توانند طولاني‌ و پيچيده‌ شوند و كاركردهاي فرد را دچار اشكال كنند كه مرگ‌هاي ناگهاني، سوگ‌هاي ناشي از دست دادن تعداد زيادي از عزيزان يا تعارض با فرد متوفي در زمان حيات از اين دسته‌اند كه اين نوع سوگ‌ها در بسياري از موارد منجر به بيماري مي‌شوند. 
سوگ يك واكنش طبيعي است و فرد بايد يك سري واكنش‌ها از جمله احساس غمگيني، كاهش اشتها، بي‌خوابي و كاهش فعاليت‌هاي روزمره اجتماعي براي مدت زماني حداكثر يك‌سال را از خود نشان دهد و نياز به درمان ندارد مگر اين كه اين علائم با گذشت زمان، روند رو به كاهش نداشته باشند كه در اين صورت ممكن است نشانه‌هايي از افسردگي باشد. 
درخصوص مداخلات هنگام شوك ،مداخلاتي كه در شوك صورت مي‌گيرد اين است كه كمك كند فرد چرخه‌ي شوك را در يك مدت زمان مشخص (شش ماه تا يك‌سال) سپري بكند. 
افرادي كه باورهاي مذهبي قوي‌تري دارند، بهتر مي‌توانند با شوك كنار بيايند، ديدن جسد فرد متوفي مي‌تواند به تسهيل سوگ كمك كند؛ اما اگر جسد متوفي در شرايطي باشد كه متلاشي شده و آسيب جدي ديده باشد ديدن يك قسمتي از بدن كه سالم‌تر است، كفايت مي‌كند. 
افرادي كه از نظر روان‌شناختي مستقل‌ترند، مي‌توانند از نيروهاي محيطي و توانايي خود در مديريت كنترل سوگ استفاده كنند و كمتر دچار واكنش‌هاي شديد سوگ مي‌شوند. 
افرادي كه از منابع حمايتي خوبي برخوردارند نيز بهتر مي‌توانند با سوگ كنار بيايند؛ اما كساني كه مهارت‌هاي اجتماعي ضعيف‌تري دارند فقدان‌ها، تاثير بيش‌تري روي آن‌ها مي‌گذارد و سوگ را در آن‌ها پيچيده‌تر و مشكل‌تر مي‌كند. 
شركت فعال فرد در مراسم و مناسك مانند تشييع جنازه و خاك‌سپاري و بروز احساسات مانند گريه كردن مي‌تواند در تسهيل سوگ بسيار موثر باشد. 
نبايد براي دلداري فرد داغديده از جملاتي مانند «گريه نكن»، «مهم نيست»، «خدا را شكر كه خودت زنده‌اي» «اين شتري است كه درخانه‌ي هر كس مي‌خوابد» استفاده كرد؛ زيرا منجر به حمايت عاطفي نمي‌شود. 
بايد فرصتي فراهم كنيم تا فرد داغديده بتواند احساسات خود را نسبت به فرد متوفي بيان كند و به او كمك كنيم تا فعاليت‌هاي اجتماعي و روزمره‌ي زندگي خود را آغاز كند. 
تماس فرد داغديده با ساير افراد خانواده‌اش كه دچار سوگ هستند، نقش موثري در ايجاد آرامش در فرد دارد و بايد به فرد داغدار كمك كنيم تا يك يادگاري از فرد متوفي نزد خود نگه دارد. 
تمركز فرد داغدار روي موضوع‌هاي جديد مانند ديدن آلبوم‌ها، فيلم‌ها و يا يادآوري خاطراتي فرد متوفي هم‌راه با بروز واكنش در هنگام ديدن آن‌ها و اجازه دادن به فرد براي اين كه راجع به فرد متوفي صحبت كند، در تسهيل سوگ موثر است. 
در بعضي موارد هنگام بروز واكنش‌هاي سوگ، تلاش مي‌شود كه فرد داغدار را از طريق دادن داروهاي آرام بخش و گاهي مواد مخدر به آرامش برسانند كه اين خود منجر به بروز وابستگي به مواد مي‌شود و چرخه‌ي شوك را با تاخير مواجه مي‌كند.
واكنش اطرافيان و نوع برخورد آن‌ها در هنگام روبه‌رو شدن با يك فرد داغديده بسيار مهم است، بهتر است با فرد داغديده ابراز هم‌دردي كنيم و به طور مثال بگوييم « از دست دادن عزيز بسيار سخت است و تو حق داري كه گريه كني» و از جملاتي مانند «اين نيز مي‌گذرد» استفاده نكنيم
در آغوش گرفتن فرد داغديده در كاهش آلام او موثر است و ما نبايد احساس گناه فرد را تشديد كنيم؛ به طور مثال نبايد بگوييم «فلان كار را مي‌توانستي در زمان حياتش انجام دهي.» تشويق فرد داغديده براي قرائت قرآن و دعا كردن براي فرد متوفي نيز براي آرامش بازمانده مثمر ثمر است.

سوگ‌ در كودكان 
مرگ عزيزان، طلاق والدين، مرگ حيوانات خانگي، نقل و مكان و مهاجرت، در معرض تهاجم بودن، آزارجنسي، گم كردن و از دست دادن وسايل يا اسباب بازي، حوادث و وقايع محيطي، نقص عضو و از دست دادن يا نداشتن مهارتي خاص از جمله پديده‌هاي هستند كه واكنش سوگ را در كودك ايجاد مي‌كنند. تقليد رفتاري شخص متوفي، بازگو نمودن وقايع مرگ و مراسم و خاطرات او، احساس اين‌كه شخصي مرده هم‌راه اوست، طرد كردن دوستان قديمي و جست‌وجوي دوستان جديد، كاهش تمركز روي تكاليف درسي و فعاليت‌هاي روزمره، گريه‌ي ناگهاني در كلاس، احساس نگراني راجع به سلامت خود و گاهي بي‌توجهي به آن‌ را از جمله افكار و رفتارهاي شايع در كودكان سوگوار است. 
در خصوص نگرش‌ها و برخوردهاي غلط در مواجهه با سوگ در كودكان بایدگفت: بچه‌ها در مراسم شركت نكنند، جلوي كودك راجع به مرگ صحبت نكنيم، بچه‌هاي خردسال مفهوم سوگ را نمي‌دانند، اگر خدا مي‌خواست او را از ما نمي‌گرفت، او به يك مسافرت طولاني رفته، خداوند او را از ما گرفت، چون خيلي خوب بود، او تو را از آسمان نگاه مي‌كند، او به خواب رفت و ديگر بيدار نمي‌شود، كودكي كه فعال و پر جنب و جوش است، سوگوار نيست و اگر خيلي گريه كني و دچار حمله و مشكل عصبي مي‌شوي، از جمله جملات و نگرش‌ها و باورهاي غلطي هستند كه در اين مواقع بيان مي‌شوند.
براي تسهيل سوگ‌ در كودكان بايد بدانيم كه درك آن‌ها از مرگ چگونه است و چگونه مرگ را براي آن‌ها تعريف كنيم. 
مفهوم مرگ نزد كودكان متناسب با سن آن‌ها متفاوت است، گفت: در بدو تولد تا دو سالگي، از طريق بازي پنهان و پيدا نمودن اشيا، به تدريج مفهوم بقاي شيئ شكل مي‌گيرد. اعتراض، نااميدي و انزوا واكنش‌هاي رفتاري در مواجهه با فقدان در سن 2 تا 7 سالگي محسوب مي‌شوند، در اين سن كودك مرگ را يك پديده‌ي موقتي مي‌داند؛ مانند مسافرتي كه بازگشت دارد و يا چيزي شبيه خواب، كودك ممكن است تصور كند برخي از اعمال و رفتار او باعث مرگ عزيزش شده است و به اين دليل احساس گناه و ترس از مجازات دارد و يا ممكن است مرگ را مشابه خواب بداند و به دليل ترس از مردن، از خواب اجتناب كند. 
كودك 7 تا 12 ساله مرگ را به عنوان يك پديده‌ي اجتناب‌ناپذير مي‌داند، كودك در اين سن در بيان احساساتش مشكل دارد و فكر مي‌كند كه مرگ مخصوص افراد پير است. نوجوانان نيز مرگ را يك پديده‌ي منحصر به سالمندان مي‌دانند و رفتارهاي پرخطر از خود بروز مي‌دهند. 
فرايند سوگ در كودكان شامل چهار مرحله‌ي شوك و انكار، جست‌وجو و چانه‌زني، نااميدي، بهبود و سازمان‌دهي مجدد است كه در مرحله‌ي شوك و انكار، احساس كرختي و باور نكردن مرگ غالب است كه حضور اقوام و خويشان در كنار كودك به او كمك مي‌كند تا در يك محيط حمايتي با فقدان كنار بيايد. 
در مرحله‌ي جست‌وجو و چانه‌زني كودك به جست‌وجوي فرد از دست رفته برمي‌خيزد و بازگشت او را مي‌خواهد، در مرحله‌ي نااميدي، كودك اميد خود را براي بازگشت فرد از دست مي‌دهد. گوشه‌گير و منزوي مي‌شود، ظاهرش غمگين است، به طور ناگهاني گريه مي‌كند و ممكن است چسبندگي زيادي به والدينش پيدا كند. 
در مرحله‌ي بهبود كودك به تدريج به زندگي عادي برمي‌گردد و عملكردش بهتر مي‌شود، در پاسخ به سوال‌هاي كودك، داستان‌سرايي نكنيد. اطلاعات مبهم به كودك ندهيد، حقايق را به او بگوييد. اجازه دهيد كودك بداند كه متوفي برنمي‌گردد و به او اطمينان بدهيد كه هم‌راه او هستيد. 
بايد به كودك اجازه‌ي صحبت و طرح سوالات و شركت در مراسم را بدهيم و هم‌چنين احساسات خود را نشان دهيم و از ابراز آن‌ها در حضور كودك نهراسيم. 
در صورت تمايل كودك اجازه بدهيد جسد متوفي را ببيند و در مراسم سوگواري شركت كند و زماني كه كودك دچار ترس از مرگ مي‌شود، توضيح دهيد كه اين ترس بخشي از جريان سوگ است و برطرف مي‌شود. 
گاهي سكوت، روش مناسبي براي تاييد احساسات كودكان است، براي رها كردن احساسات، افكار و خاطرات كودك مي‌توان از تصاوير، عكس و نقاشي و داستان استفاده كرد و نوشتن خاطرات و احساسات، روش ديگري است كه به كودك كمك مي‌كند احساساتش را بروز دهد. 
استفاده از موسيقي در بروز احساسات كمك كننده است و با ترسيم شجره‌نامه‌ي خانوادگي كودك، طبيعي بودن مرگ در جريان زندگي و وجود افراد حمايت كننده را درك مي‌كند. 
ممكن است به دليل فاجعه‌آميز بودن مرگ كودك رازهايي داشته باشد كه قادر نباشد با ديگران مطرح كند. بايد راه‌هايي را براي برون‌ريزي اسرارش فراهم كرد. كودك مي‌تواند نگراني‌هايش را نوشته و داخل يك جعبه قرار دهد و در صورت لزوم آن‌ها را با ديگران مطرح كند، ولي مجبور به اين كار نيست.

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha