نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ پنج شنبه ۱۸ آذر
اِلخَميس ٨ ربيع الاول ١٤٣٨
Thursday, December 08, 2016
کد : 592-51972      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ پنج شنبه ۱ خرداد   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ جمعه ۲ خرداد    تعداد بازدید : 129

' نه' گفتن آگاهانه به کودکان؛ زمینه ساز رشد شخصیت اجتماعی

' نه' گفتن آگاهانه به کودکان؛ زمینه ساز رشد شخصیت اجتماعی

' نه' گفتن آگاهانه به کودکان؛ زمینه ساز رشد شخصیت اجتماعی

قدس آنلاین- مریم سادات کاظمی: بی شک پدر و مادر مهربان ترین افراد نسبت به فرزندشان هستند که با کمال میل دوست دارند همه خواسته ها و نیازهای او را تامین کنند. این مهربانی همیشگی را باید تحسین کرد اما در روند رشد و تربیت عالی بچه ها لازم است تا بعضی مواقع آنها را با مفهوم 'نه' و برخی محدودیت های زندگی آشنا کرد.

ضرورت " نه گفتن"
به گزارش سرویس بهداشت و سلامت قدس آنلاین؛
" نه گفتن" به یکی از خواسته های کودک در درجه اول احساس تمایز را در وجود او شکل می دهد. وقتی به او نه می گوییم در واقع با فردی که همیشه روبروی او بوده، فرق کرده ایم و رفتاری متفاوت را نشان می دهیم. در نتیجه کودک می تواند منحصر به فرد بودن را درک و احساس می کند که شخصیت خاصی دارد. در این شرایط رابطه فرزند با والدین همیشه دریک سطح باقی نمی ماند و به او اجازه داده می شود تا همه احساسات و هیجاناتش را با آنها در میان بگذارد. به علاوه " نه گفتن" به طور طبیعی احساس استقلال را نیز در کودک به وجود می آورد.
اگر پدر و مادر همیشه به دل فرزند راه بروند که این نهایت آرزوی بچه هاست، در واقع کسب استقلال کودک را دچار مشکل می کنند. از طرف دیگر در این صورت، آنها کودک را تحت فشار هیجانات لحظه ای قرار خواهند داد. او می بیند که به هر می خواهد رسیده و به نوعی خود را اسیر فرض می کند. آزادی انتخاب از او سلب می شود. تنها چیزی که برای او ارزشمند است، خوشحالی رسیدن به یک آرزو در همان زمان است.
او می خواهد که زود به همه اهدافش برسد و یاد نمی گیرد که شاید خواسته هایش تغییر کند. در این صورت از این همه تکرار، خسته و دلزده شده و حقی برای انتخاب های جدید ندارد. به عنوان مثال، اگر کودکی فقط بخواهد ساندویچ و پیتزا بخورد و والدین ممانعتی نداشته باشند او همیشه در لذت خوردن یک نوع غذا باقی می ماند و مسلما طعم و مزه خوراکی های دیگر را نمی چشد.
همچنین ممکن است که او در سنین بزرگسالی نتواند محدودیت هایی را که زندگی به همه تحمیل می کند را بپذیرد. در این صورت بیشتر از بقیه، عصبانیت و خشونت را بروز داده و یا اینکه دچار افسردگی می شود.
نکته دیگر اینکه چنین کودکانی علاوه بر اینکه همیشه در زندان آرزوها اسیرند، گرفتار ترس نیز هستند. چرا که معمولا وقتی چیزی را می خواهد، در واقع از اینکه با رفتاری دیگر روبرو شود می ترسد. همچنین، والدینی که همه خواسته های بچه را تامین می کنند، ترس را در وجود او تقویت می کنند. این گروه از بچه ها اضطراب بیشتری دارند و باید به تنهایی با دلهره هایشان مقابله کنند. مثلا شرایط مدرسه را در نظر بگیرید. بعضی بچه ها ازاینکه از پدر و مادرجدا شوند و با دیگر همسالانشان تنها باشند، می ترسند و می خواهند که مادر همراه او به کلاس بیاید. والدین نباید این ترس را بیشترکنند و باید با مهربانی بگویند: " نه، تو که نمی توانی همیشه در خانه بمانی." به عبارت بهتر باید ترس را تعدیل و او را ترغیب کرد.
قاطعیت در برخورد با کودک
یقین والدین درمورد رفتاری که با فرزند خواهند داشت باعث می شود که آنها در نقش تربیتی بتوانند طوری نه بگویند که محکم و قاطع باشد و با کمی آه و ناله تغییر نکند. اگر این حالت در آنها وجود داشته باشد که : " نمی خواهم با کودکم مخالفت کنم چون می ترسم دیگرمرا دوست نداشته باشد" هیچ وقت نمی توانند نقش خود را به خوبی ایفا کنند. همیشه باید نسبت به محبت فرزند اعتماد داشت همان طور که از عشق خود نسبت به بچه اطمینان داریم.
اعتمادی که فرزند به پدر و مادر دارد می تواند " نه گفتن" را برای آنها راحت تر کند؛ چرا که این اعتماد به کودک اجازه می دهد تا نرسیدن به خواسته اش را تحمل کند. او به خوبی می داند که پدر و مادر دوستش دارند و درک می کند که این مخالفت هیچ ربطی به رابطه عاطفی قوی آنها ندارد. شناخت این مسئله بسیار مهم است که گرچه همه تورا تایید می کنند اما ممکن است گاه با نظرت مخالف باشند. چنین بچه هایی در آینده افراد توانایی خواهند شد که نظر مخالف دیگران می پذیرند بی آنکه فکرکنند شخصا مشکلی دارند یا دیگران آنها را طرد کرده اند.
تاثیر " نه" گفتن آگاهانه والدین در رشد شخصیتی کودک
ما معمولا فکرمی کنیم که باید کودک را از خواسته هایش محروم کنیم تا او محرومیت را بشناسد. این درست است اما عامل اصلی نیست. در واقع مهم ترین جنبه، تاثیر آزاد گرانه آن است. کودک یاد می گیرد که " نه" در دیگری را به روی او باز می کند و چیزهایی که خیلی هم بد نیست را می شناسد. اگر والدین هیچ وقت به او " نه" نگویند، یاد نمی گیرد که احتمالات زندگی چه چیزهایی است. وقتی مادرمی گوید: " نه، الان وقت تلویزیون نگاه کردن نیست"، بچه می تواند کار دیگری مثل بازی را امتحان کند که به لطف همین مخالفت از خوبی های آن بهره می گیرد. وقتی به یکی از تمایلات کودک نه می گوییم باید پیشنهادات دیگری ارائه دهیم، بچه را با آنها آشنا کرده و در پرورش توانایی های او کمک کنیم. ما فقط زمانی می توانیم مسائل جدید را بشناسیم که چیزهای دیگری قابل دسترس نباشد.
البته مخالفت با همه خواسته ها و علایق فرزندان نیز رویه مثبتی نیست. " نه گفتن" والدینی که می خواهند نظر خود را به فرزند تحمیل کنند و هیچ توجهی به رشد و تربیت کودک ندارند نه تنها مفید نیست بلکه کاملا منتفی است. در این خانواده ها فقط بازی قدرت دیده می شود و نه آموزش همراه با محبت.
توصیه آخر اینکه...
همه چیز نباید بلافاصله در اختیار کودک قرار گیرد. او برای اینکه بزرگ شود لازم است یاد بگیرد تا منتظر بماند. این واقعیت زندگی است و برای شاد بودن و رسیدن به خواسته هایی که ممکن است گاه تحقق آنها سال ها طول بکشد، باید با شرایط کنار بیاید. به عنوان مثال کسب درجات عالی تحصیلی... همان " نه گفتن" های دوران کودکی او را برای رسیدن به توانایی ها کمک می کند.
منبع: www.Esante.fr
 

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha