نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ شنبه ۲۰ آذر
اِسَّبِت ١٠ ربيع الاول ١٤٣٨
Saturday, December 10, 2016
کد : 671-51350      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ چهارشنبه ۳۱ ارديبهشت   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ چهارشنبه ۳۱ ارديبهشت    تعداد بازدید : 177

فلسفه حجاب (2)

فلسفه حجاب (2)

 

یکی از فلسفه های حجاب ایجاد امنیت بیشتر زن در برابر مردان است

در زمان های گذشته، بخاطر نبودن حکومت عدل و همچنین قوانین بازدارنده؛ و روی کار بودن حکومت های پادشاهی و دیکتاتوری، جان و مال و ناموس افراد از شرّ ایادی حکومت در امان نبوده است. همچنان که چنین ضرب المثلی رایج شده بوده است: استر ذهبك و ذهابك و مذهبك : پول و مسافرت و عقیده خود را آشكار نكن!




چنان که نقل شده است در زمان انوشیروان عادل!! ، نقل شده كه وقتی‏ یكی از سرهنگان ارتش او زنی زیبا داشت . انوشیروان به قصد تجاوز به زن‏ او در غیاب او به خانه‏اش رفت . زن جریان را برای شوهر خود نقل كرد . بیچاره شوهر ، دید زنش را كه از دست داده سهل است جانش نیز در خطر است . فورا زن خویش را طلاق گفت . وقتی انوشیروان مطلع شد كه وی زنش‏ را طلاق داده است به او گفت شنیدم یك بوستان بسیار زیبائی داشته‏ای و اخیرا آن را رها كرده‏ای ، چرا ؟ گفت جای پای شیر در آن بوستان دیدم‏ ترسیدم مرا بدرد . انوشیروان خندید و گفت دیگر آن شیر به آن بوستان‏ نخواهد آمد .

البته این امر، مختص به ایران نبوده است، بلکه در اکثر مناطق اوضاع چنین بوده است، شهید مطهری در کتاب داستان راستان ، چنین نقل کرده است که: در زمان «معتضد»، بازرگان پیری از یكی از سران سپاه مبلغ زیادی طلبكار بود به هیچ وجه نمی توانست آن را وصول كند. ناچار تصمیم گرفت به خود خلیفه متوسل شود؛ اما هر وقت به دربار می ‎آمد، دستش به دامان خلیفه نمی رسید؛ زیرا دربانان و مستخدمان درباری به او راه نمی دادند.




بازرگان بیچاره از همه جا مأیوس شده بود كه شخصی او را به نزد خیاطی فرستاد و گفت: «این خیاط می‎تواند گره از كار تو باز كند.» بازرگان پیر در حالی كه مطمئن بود او نیز نمی تواند كاری انجام دهد، به نزد خیاط رفت، زیرا در جایی كه افراد سر شناس شهر نتوانسته بودند او را یاری دهند، پس چگونه یك خیاط ساده می ‎توانست چنین كند. اما وقتی ماجرا را برای خیاط تعریف كرد، او با خونسردی گفت: «برو به آن سپاهی بگو، اگر پولم را ندهی، خیاط از تو شكایت می‎كند.» تاجر درمانده ‌حال فكر كرد كه خیاط بیهوده سخن می ‎گوید؛ ولی برای آن كه آخرین در را هم زده باشد، پیش مرد سپاهی رفت و جمله خیاط تكرار كرد. بر خلاف انتظارش، رنگ مرد پرید و فوری پول او را داد. این ماجرا بازرگان پیر را در شگفتی فرو برد و پیش خیاط برگشت و با اصرار زیاد از او خواست تا علت را بگوید.

او نیز چنین تعریف كرد: «شبی از خیابان عبور می‎ كردم و افسری از سپاه عثمانی را دیدم كه مست از شرابخواری عربده می‎ كشید و فحش می ‎داد. در همین وقت زنی از خیابان می ‎گذشت كه افسر مست راهش را بست. زن با التماس و فریاد از رهگذران كمك خواست. ولی مردم از ترس، جرأت نداشتند جلو بروند. من پیش رفتم و با نرمی از او خواستم تا از سر راه زن كنار برود. او با چماقش به من حمله كرد و دوستانش را هم فرا خواند تا مرا دور كنند. جمعیت از ترس متفرق شد و من هم ناچار شدم برای حفظ جانم در برابر آن سربازان مست از آن جا دور شوم. ولی فكر زن بیچاره لحظه ای رهایم نمی كرد و با خود می‎ اندیشیدم كه چطور او را یاری دهم. یكدفعه فكری به ذهنم رسید. فورا به مسجد رفتم و از بالای مناره با صدای بلند اذان گفتم. ناگهان دیدم فوج سربازهای سواره و پیاده به خیابان ها ریختند و همه پرسیدند: «این كسیت كه در این وقت شب اذان می‎گوید؟» من وحشت زده خودم را معرفی كردم. گفتند: «زود پایین بیا كه خلیفه تو را خواسته است.» مرا نزد خلیفه بردند. اوكه منتظر من بود، علت اذان گفتنم را پرسید. من هم جریان را از اول تا آخر برایش نقل كردم. او فوری دستور داد آن افسر را باز داشت كنند. از آن پس، من هر گاه با چنین مظالمی رو به رو می‎ شوم، همین برنامه را اجرا می‎ كنم، یعنی اذان می‎ گویم. از آن به بعد، تمام افسرها از من حساب می ‎برند.» {1}

البته این امر امروزه نیز در اکثر کشور ها بخاطر زیاد شدن ظلم و ستم نیز، به وفور دیده می شود. با بررسی روزنامه ها و اخبار آنها، موارد زیادی را می توان یافت که از علت های تجاوز و آزار جنسی، همین وضع بد پوشش بوده است. این امر چنان امروزه پر رنگ شده است که برخی از مسلمانان نیز چنین تصور کرده اند که علت داشتن حجاب و پوشش در اسلام نیز به همین خاطر است و حجاب در اسلام بخاطر بالا بردن امنیت اجتماعی و فردی زنان می باشد.

اما با بررسی منابع اسلامی ، چنین فلسفه ای نمی تواند، دلیل بر وجود احکام حجاب در اسلام باشد. شاید در یک هدف فرعی تر، بتون امنیت را نیز یکی از فوائد حجاب بشمار آورد؛ اما نمی توان علت اصلی آن محسوب کرد.

مسلما حجاب های افراطی و عقائد افراطی درباره پوشیدن زن معلول همین نوع‏ جریانهای تاریخی است . ولی باید ببینیم آیا فلسفه پوشش زن در اسلام همین‏ است؟ در منابع اسلامی، سخنی که نشان دهنده این باشد که فلسفه ی حجاب را بالا بردن امنیت زن، از تجاوز مردان باشد، دیده نمی شود .

علاوه بر آن ( که در منابع نیامده است ) یک اشکال فنی تری نیز به این فلسفه بافی وارد است و ان اینکه؛ اگر مثلا زمانی بخاطر بوجود آمدن شرایط فردی یا اجتماعی، زمانی برسد که دیگر زنان و دختران، در خطر تجاوز و ... نباشند و از این حیث امنیت کامل برقرار شود، آیا در چنین شرایطی می توان حکم به عدم وجوب پوشش داد؟ آیا دیگر با تثبیت چنین اوضاعی پوشش و حجاب ضرورت نخواهد داشت؟!

البته که چنین نیست و علت وضع حجاب امری بالاتر از این می باشد. بلکه علت چیز دیگری است که در پست های بعدی به آن اشاره خواهیم کرد.

 

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha