نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ پنج شنبه ۱۸ آذر
اِلخَميس ٨ ربيع الاول ١٤٣٨
Thursday, December 08, 2016
کد : 671-51347      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ چهارشنبه ۳۱ ارديبهشت   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ چهارشنبه ۳۱ ارديبهشت    تعداد بازدید : 76

فلسفه حجاب (6)

فلسفه حجاب (6)

با توجه به مطالب گذشته مشخص شد که فلسفه حجاب و پوشش زن در اسلام چیزی فراتر و بالاتر از ریاضت و رهبانیت مرد، حس حسادت مرد، حقیر بودن زن، عدم امنیت اجتماعی و ... می باشد. شاید برخی از این موارد را بتوان تا حدودی دارای تاثیر در تشریع حجاب دانست، امّا این  عقیده در نگاه اجمالی و اولیه به نظر می رسد و با تأمل و دقت نظر در وضع قانون حجاب و روایات معصومین علیهم السلام، امر دیگری نمایان می شود و آن " بالا بردن ارزش و جایگاه زن " است.
زن بنابر وضعیت فیزیولوژیکی که نسبت به مرد دارد، در می یابد که از لحاظ جمسی یارای مقابله با مرد را ندارد و اگر بخواهد در عرصه ی خانه و اجتماع با مرد زور آزمایی نماید، از عهده ی او بر نمی آید و قطعا شکست خواهد خورد. امّا یک نکته ی دیگری در اینجا مشخص و واضح است و آن اینکه مرد یک نقطه ی ضعف بزرگی دارد که خداوند در وجود او نهاده است و او را از این طریق وابسته و محتاج زن کرده است! عشق و عاطفه ای که خداوند در مرد قرار داده است با معشوقیت زن ارضاء و کامل می شود.
وقتی كه زن مقام و موقع خود را در برابر مرد یافت و نقطه ضعف مرد را در برابر خود دانست، همانطور كه برای به زانو در آوردن مرد، متوسل به زیور و خودآرائی و تجمل می شود تا مرد تصاحب كند ، از سوی دیگرمتوسل به دور نگهداشتن خود از دسترس مرد نیز می شود. زنان دریافته اند كه نباید خود را رایگان و در دسترس قرار دهند بلكه باید آتش عشق و طلب مرد را تیزتر كنند و در نتیجه مقام و موقع خود را بالا ببرند .
مولوی ، عارف نازك اندیش و دوربین خودمان مثلی بسیار عالی در این زمینه می آورد ، اول درباره تسلط معنوی زن بر مرد می گوید :

زین للناس حق آراسته است

زانچه حق آراست چون تانند رست

چون پی یسكن الیهاش آفرید

كی تواند آدم از حوا برید

رستم زال ار بود ، وز حمزه بیش

هست در فرمان اسیر زال خویش

آنكه عالم مست گفتارش بدی

كلمینی یا حمیرا می زدی

آنگاه راجع به تأثیر حریم و حائل میان زن و مرد در افزایش قدرت و محبوبیت زن و در بالا بردن مقام او و در گداختن مرد در آتش عشق و سوز ، مثلی لطیف می آورد : آنها را به آب و آتش تشبیه می كند ، می گوید مثل مرد مثل آب است و مثل زن مثل آتش ، اگر حائل از میان آب و آتش برداشته شود آب بر آتش غلبه می كند و آنرا خاموش می سازد ، اما اگر حائل و حاجبی میان آن دو برقرار گردد مثل اینكه آب را در دیگی قرار دهند و آتش در زیر آن دیگ روشن كنند ، آنوقت است كه آتش آب را تحت تأثیر خود قرار می دهد ، اندك اندك او را گرم می كند و احیانا جوشش و غلیان در او به وجود می آورد ، تا آنجا كه سراسر وجود او را تبدیل به بخار می سازد . می گوید :
آب غالب شد بر آتش از لهیب

زآتش او جوشد چو باشد در " حجیب "

چونكه دیگی حایل آمد آن دو را

نیست كرد آن آب را كردش هوا {1}

 بنابراین تشریع حجاب و پوشش در قانون اسلامی برای حفظ و بالا بردن مقام زن در اجتماع بوده است و با این کار در واقع استثمار مردان بر زنان و تحقیری که از جانب آنها روا می شود را کاهش داده است. که البته اگر زنان دارای پوشش نباشند و خود را در معرض دسترس راحت و رایگان قرار دهند بعد از مدتی ارزش خود را از دست داده و جریان برعکس شده و این زن است که باید بدنبال مردان باشد! همچنانکه شاهد این قضیه در کشور های غربی و به ظاهر مدافع حقوق زنان هستیم که با شعار آزادی زنان، از زنان بهره کشی جنسی و کاری می کنند و در راه منافع خود بهره می گیرند.
در غرب، با شعار حقوق بشری و رفع تبعیض علیه زنان و به راه انداختن جنبش فمینیستی که اوج این حرکت بود، هرچند عکس العمل زنان به این واقعه کاملا طبیعی و منطقی بوده است و زنی که سالها تحت ظلم و سلطه ی مردان بوده است به سمت این گزاره ها کشیده می شود اما باید به پشت این جریان نیز توجه دقیق کرد!
این جریان با نقض کردن نظام آفرینش و اینکه در واقع وضع حکم حجاب به منظور حفظ جایگاه زنان بوده است؛ سه هدف اساسی را دنبال کرده است:

- انگیزه جنسی: ویل دورانت در كتاب لذات فلسفه مى نویسد:
«حسّ زیبایى شناسى و فرومایه مرد نوین، كار را بدتر كرد؛ زیرا مرد نوین، تن باریك لاغر را پسندید. بدین گونه كه زنان بیش از پیش از آوردن كودكان، ناتوان گشتند و هرچه توانستند از مادر شدن گریزان گشتند و آن را به كمترین حد ممكن رساندند. شوهرانشان نیز تا حد زیادى با آنان همراه گشتند و بى آنكه كه خود تقصیرى داشته باشند، ندانستند كه خرج كودكان، كمتر از خرج میخانه ها است. پس از آنكه وسایل پیشگیرى از آبستنى، دور را به كمال رساند و بى سروصدا به آزادى زن ((از تربیت كودكان )) كمك كرد؛ دیگر زن فارغ از حال بچه، آخرین وظیفه اى را كه مى بایست خانه را محیطى پرمعنى و قابل تحمل كند، روى به اداره و كارخانه و عالم نهاد. مغرورانه در مغازه كنار مرد ایستاد و مثل او كار كرد! فكر كرد و سخن گفت و بیشتر این آزادى از راه تقلید به دست آمد.
زن عادات نیك و بد این مرد از مُد افتاده را یكى پس از دیگرى یاد گرفت؛ مانند او سیگار كشید. مانند او شلوار پوشید و موى سرش را مثل او اصلاح كرد و در بى اعتنایى به مقدسات و در الحاد، به رفتار او گرایید. همانندى روزانه، مردان را زنانه و زنان را مردانه ساخت. مشاغل همسان و محیط یكسان و دواعى یكسان، هر دو جنس را تقریباً به یك شكل در آورد. پس از یك نسل، لازم خواهد آمد كه براى تمییز مرد از زن، بر هر یك ورقه اى بچسبانند تا از پیشامدهاى ناگوارى جلوگیرى شود، تازه بازهم نمى توان امیدوار بود...).{2}

- انگیزه اقتصادی: زنان در واقع کارگرانی ارزان، بی منت و ترسو بودند که نیروی کار سرمایه داران را فراهم می کردند.
به گفته ویل دورانت: بعد از صنعتى شدن كشورهاى غربى، سرمایه داران و كارفرمایان به جست وجوى نیروى كار ارزان برخاستند و چون زنان تا آن زمان و در آن كشورها، درآمدى نداشته و طبعاً مى پذیرفتند مزدى كمتر از مردان به آنان پرداخته شود، كارخانه داران در صدد سوء استفاده از این وضع برآمدند. شعارهایى از قبیل: «زنان باید آزاد باشند، در چهار دیوارى خانه محصور نمانند، استقلال اقتصادى داشته باشند و در صحنه هاى اجتماعى به كار و سازندگى مشغول شوند و...» دستاویز خوبى براى كارخانه داران بود بتوانند زنان را به محیط كارخانه ها بكشانند و از آنان بهره بردارى اقتصادى كنند.
وقوع انقلاب صنعتى در قرن نوزدهم، در گسترش و تعمیق جنبش هاى اجتماعى زنان اروپایى تأثیر به سزایى داشت. پیدایش صنایع بزرگ و متمركز و رقابت شدید كارفرمایان، در تولید كارهاى ارزان تر براى به دست آوردن بازارهاى خارجى، سبب شد آنان به زنان به عنوان نیروى كار ارزان و مطیع توجه ویژه اى داشته باشند. طرح شعار «مالكیت زنان»، مى توانست به عنوان عاملى در جذب بیشتر آنان به بازار كار به حساب آید. بنابراین كارفرمایان، از اولین مدافعان حق مالكیت زنان بودند؛ زیرا تا آن زمان، زنان اروپایى از تصرّف در اموال خود محروم بودند و پس از ازدواج، شوهران آنها مالك اموال همسر مى شدند.»

- انگیزه سیاسی:  نظام های دموکراتیک مبتنی بر رأی هستند و نیمی از افراد جامعه را زنان تشکیل می دهند. این سیاست منجر شد تا سیاستمداران با حمایت از جنبش فمینیستی بتوانند حامی و طرفدار برای حزب خود داشته باشند.در نظام هاى مردم سالار (دموكراتیك) كه مدعى اتكاى حكومت بر آراى مردم است، جاه طلبان و شیفتگان قدرت، چون زنان را انعطاف پذیرتر و تأثیر تبلیغ ها را در آنان بیشتر مى یافتند و از طرفى محتاج آراى بیشترى بودند، كوشیدند آنان را به میدان اجتماع و سیاست وارد كنند و با فریفتن و تحت تأثیر قرار دادن آنان، آراى بیشترى به دست آورند و بر اریكه قدرت تكیه زنند.(3)

در نتیجه، آزادی به معنای بی بند و باری در پوشش، فایده ای جز بی ارزش کردن جایگاه زن و همچنین نگاه تجاری کردن به او ندارد؛ جامعه را دچار تزلزل می کند.

 


 

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha