نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ جمعه ۱۹ آذر
اِجُّمعَة ٩ ربيع الاول ١٤٣٨
Friday, December 09, 2016
کد : 614-51098      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ سه شنبه ۳۰ ارديبهشت   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ سه شنبه ۳۰ ارديبهشت    تعداد بازدید : 255

راههای پيشگيری و درمان ناكامی

راههای پيشگيری و درمان ناكامی

شيـــــوه هاي درمــــان :
۱- آمـــــــوزش و تفهيــــــــم :
به كودك مي توان تفهيم كرد كه ما نمي توانيم به همه ي آنچه كه دلخواه ماست دست پيدا كنيم و يا قادر نيستيم كه همه ي ضوابط را به نفع خود تغيير دهيم . تمام شرايط و عوامل در اختيار ما نيستند و همه آنها تحت كنترل ما در نمي آيند. همچنين بايد به كودك آموزش داد كه چگونه با مشكل مواجه شود، راه حل و برخورد با مسئله را چگونه جستجو كند ، و چگونه بر ناکامی ها فائق آيد ؛ و براين اساس به كودك آمادگي و توانايي آن را داد كه مسئله را حل كند.

۲- حــــــل و رفـــــــع عامــــــــل :
مي دانيم بخشي از ناكامي ها بدان خاطر است كه مشكل و مانعي در سر راه زندگي كودك وجود دارد و او قادر به حل و رفع آنها نيست . آنچه كه رعايت آن براي مربي ضرورت دارد نياز به همدردي در كودك است . بايد كاري كنيم كه او ناكامی خود را رفع شده انگارد. بايد مانع را از سرراه او برداريم، هوس او را از سرش بزداييم . اگر از نوازش و محبت احساس كمبود دارد آن را رفع كنيم ، اگر ميل و خواهش مشروعي دارد آن را برآوريم و يا قانعش كنيم كه آن برآورده شدني نيست يا سعي كنيم او را از شرايط ناكام كننده دور داريم و از اين طريق جلوي جنگ و ستيز او را بگيريم و ريشه ي آن را در او بخشكانيم .

۳- ايجــــاد روحيـــــــه :
از شيوه هاي مهم مبارزه با ناکامي اين است كه روحيه کودک را قوي كنيم . روح اميد را در او زنده سازيم ، به او اعتماد به نفس بدهيم، تفهميش كنيم كه مي تواند در كارها موفق شود، قدرت تحمل او را افزايش دهيم، به وي بياموزيم كه چگونه مي تواند متحمل باشد. والدين و مربيان مي توانند از راه تشويق و خوشبيني مشوق كودك باشند و از اين طريق در ذهن و فكرش تناسب و ايمني پديد آورند، در او اين آمادگي را ايجاد كنند كه خود به استقبال مشكل برود و به فكر و قدرت عالي تر از خود، يعني خدا، اتكا كند.

۴-سپـــــردن مسئولیت :
گاهي از طريق سپردن مسئوليتي به كودك ، آموزش و راه و رسم حل و انجام آن ، تحسين و تأييد آن به هنگامي كه نيكو از عهده آن برآمده است مي توان در او شرايطي به وجود آورد كه احساس ناكامي را از ياد ببرد. بايد به كودك مسئوليت داد ، راه كوشش و تلاش آموخت و اگر موفق نشد به هدايت و راهنمايي او پرداخت و كمك هاي لازم را درباره او معمول داشت تا احساس موفقيت كند و از اين بابت بر خود و حالت خود و احساس ناکامي غلبه كند و ريشه آن را در خود خشك سازد.

۵- معـــــــــــرفي وضــــع ديگــــــــران :
در مواردي براي تخفيف دادن حالت ناكامي ميتوان وضع ديگران را براي او مجسم كرد و تفهيمش نمود كه برخي از افراد گرفتاري هاي ديگري دارند كه در سطح وسيع تري است. اصولاً ذكر مثالها و موارد، خود از عوامل تخفيف دهنده هستند و مي توانند در اصلاح ناكامي مؤثر باشند. اين نكته قابل ذكر است كه انسان موجودي مقايسه كننده است و بخشي از احساس درد و رنج او ناشي از اين است كه خود را در شرايطي فروتر از ديگران مي بيند و اگر از اين بابت اطميناني براي او حاصل شود كه فروتر از ديگران نيست تخفيف مي يابد.

۶- جـــا بجايــــي هـــــــدف :
در مواردي مي توان براي كودك زمينه جا به جايي هدف پديد آورد تا آنچه را كه براي او مسئله است فراموش كند. كودك چيزي را به عنوان هدف عزيز مي يابد و براي از دست رفتن آن ناراحت و نگران است. گاهي مي توان كودك را در وضع و شرايط ديگري قرار داد وهدف ديگري را براي او عزيز تعيين كرد. در كودكان هرقدر كه كم سن تر باشند اين عمل امكان پذيرتر است . آنها بسيار زود مي توانند خود را با شرايط جديد تطابق دهند و يا خود را با هدف هاي تازه و جديد هماهنگ سازند. به تعبير بزرگ مردي ، آنها مصداق لقب " سريع الرضا" خداوند.

۷- تمـــــــــرين تحمـــــــــل :
در مواردي براي حل و رفع يك ناكامي مي توان زمينه و موجبي فراهم آورد كه كودك تمرين ِ تحمل كند و ظرفيت رواني خود را بالاتر ببرد. بايد كاري كرد كه او بكوشد تا واقعيت هاي موجود را بپذيرد و بدانها تن در دهد. البته اين امر براي مواردي است كه توان مبارزه با مشكل و يا حل و رفع مشكل براي كودك موجود نباشد. ولي اين نقطه مثبتي براي كودك است كه از درجه تحمل بالاتري برخوردار باشد. براي تمرين تحمل مي توان او را به انجام كار و مسئوليتي وا داشت ، مثلاً او را براي خريد نان به صف نان فرستاد ، در صف اتوبوس او را منتظر نگه داشت ، گاهي براي صرف غذا موجباتي پديد آورد كه كمي به تعويق افتد تا او تمرين تحمل كند. همچنين بايد موجباتي فراهم كرد كه طفل جرئت پيدا كند و از مشكل نهراسد؛ زيرا اصولاً « ترس» پيچيدگي مسئله را چند برابر مي كند و توان پيشرفت را به حداقل مي رساند.

۸- درمــــان پـــــــزشكـــــــي :
باهمه پيشرفت هايي كه در زمينه روان درماني حاصل شده است برخي از روان پزشکان كه ظاهراً براي ناکامي ريشه عصبی قائلند و يا آن را ناشي از اختلالات روانی، درهم ريختگي وضع تعادل و مشكل دستگاه اعصاب مي دانند سعي دارند داروهايي آرامش بخش تجويز كنند و از اين طريق حالت انعطاف پذيري کودک را بيشتر كنند. البته هرگونه تهيه و مصرف دارو بايد با نظر پزشك متخصص و ذي صلاح باشد.

اقـــــدامـــــات جنبــــــي:
به همراه تلاش هاي درماني كه در اين زمينه صورت مي گيرد ضروري است كوشش هاي جنبي هم مورد توجه و عمل باشد. ازاين نظر موارد زير قابل توصيه است :

  • همدردي و همزباني با كودك، به گونه اي كه احساس كند براي او همدلي هم وجود دارد .
  • گوش دادن به حرف هاي او به صورتي كه دريابد حرف هاي قابل شنيدن وجود دارد.
  • تأمين نيازهاي اساسي او و درصورت عدم امكان آن ، تفهيم شرايط به زبان كودك .
  • وفور در پذيرش و محبت به گونه اي كه طفل از اين جهت احساس كمبودي نداشته باشد.
  • هدايت و كمك به كودك براي غلبه برموانع و عرضه ي راه هاي غلبه بر مشكل.
  • رعايت تناسب در برخورد از نظر عقل و ظرفيت و ادراك.
  • پند و اندرز و استفاده از نصايح اخلاقي براي آرامش و سكون او.
  • پرهيز از اِعمال خشونت براي رهايي و نجات او .
پيشگيــــــــــــــــري
براي پيشگيري بايد سعي كرد كه از پديد آمدن محيط و شرايط ِ ناكامي زا جلوگيري كرد و كاري كرد كه كودك موقعيت و زندگي خود را وضعي عادي احساس كند. البته ما نمي گوييم كودك را بايد همه گاه در شرايط موفقیت قرار دهيم. بايد به گونه اي باشد كه شكست و موفقیت با هم باشد و البته غلبه با موفقیت باشد نه شكست . ممكن است براي شما اين امكان وجود نداشته باشد كه همه ي نيازهاي مادي او را برآوريد، ولي امكان دارد كه او را از محبت و نوازش ارضاء كنيد. شما در سايه ي محبت و نوازش حتي مي توانيد كودكي را گرسنه بخوابانيد بدون اينكه احساس رنج كند. لذت پذيرش و محبت براي كودك كمتر از لذت شيريني و غذا نيست.

تبیان




 
تـــــوان تحمل افـــــراد
ناكامي، بيش يا كم براي همه افراد هست ولي توان تحمل آن براي همه ي افراد يكسان نيست. عوامل بسياري هستند كه زمينه ساز تحمل و يا عدم تحمل افرادند و ميزان ظرفيت رواني افراد به اين عوامل بستگي تام دارد. عوارض عصبي و ناراحتي هاي مربوط به سيستم عصبي، اختلالات رواني كه در جلوه هاي گوناگون جنون، خود را نشان مي دهند ، فشار زندگي و شرايط نامطلوب آن ، حساسيت ها و زود رنجي ها، وجود سابقه ناخوش در ناكامي هاي ديگر، وجود سابقه در بيماري هاي ممتد و طولاني، وجود ضربه عاطفي قبلي چون مرگ پدر يا مادر و... باعث مي شود كه برخي مقاوم و برخي كمتر مقاوم باشند و يا حتي عده اي خونسرد و بي اعتنا بمانند ، همچنين برخي نسبت به اين حالات بدبين شوند، برخي دچار تشنج گردند، و عده اي از شرارت و جنايت سر در آورند.
مــــــواضع جبرانـــــــي
كودكاني كه دچار احساس ناكامي هستند ممكن است در برابر آن ، مواضع جبراني گوناگوني اتخاذ كنند:
  • برخي از افراد به دنبال راه حل مي روند و سعي دارند مسئله يا مشكل را به نحوي حل كنند و كوشش خود را ادامه مي دهند.
  • عده اي تسليم ميشوند و آنرا به حساب سرنوشت خود ميگذارند و از واقعه ميگريزند.
  • برخي دچار تنش و اضطراب مي گردند و تعادل خود را از دست مي دهند .
  • عده اي به دشنام گويي و بد دهني و هتاكي نسبت به جهان و آنچه درآن است مي پردازند.
  • برخي از افراد از هدف چشم مي پوشند و شيوه عقب نشيني را در پيش مي گيرند و آن را منطقي ترين راه به حساب مي آورند.
  • بعضي رفتار و انگيزه هاي خود را تغيير مي دهند.
  • گروهي به خيالبافي پناه مي برند، سروصدا راه مي اندازند، گريه مي كنند واز فشار خود مي كاهند.
  • عده اي دليل تراشي مي كنند ، به ديگران تهمت مي زنند و آنها را علت گرفتاري معرفي مي كنند.
  • برخي به خشونت و پرخاشگري مي پردازند و ديگران را آزار مي دهند و عقده تكاني مي كنند.
  • گروهي پرخوري، پريدن و دويدن بسيار را جانشين ناكامي مي كنند.
  • عده اي به درون ريزي مي پردازند و خود را زير فشار آن له و خرد مي كنند.
  • و بالاخره اندك اند كساني كه آن را تحمل كنند. البته همه اين مواضع به تناسب شرايط و موقعيت ها فرق دارد.
مقدمـــــــات درمــــــــــــان
در اقداماتي كه براي درمان به عمل مي آيد نخست بايد ملاحظه شود كه نيازهاي انسان كدامند، آرزوها و مقاصد آدمي چه هستند، چه نيازهايي از اولويت برخوردارند وچه عواملي در افزايش ناكامي بيشتر مؤثر است. آنگاه بايد دريافت كه كودك را چه مي شود؟ چه دردي دارد ؟ از چه چيز رنجيده است ؟ گرسنه است ؟ محروم است ؟ دچار ترس است ؟ ناراحت است ؟ و... آنگاه تا حدود امكان به رفع و حل آنها پرداخت .
  • گاهي لازم است منشأ ناكامي را از خود او بپرسيم و يا به او بشناسانيم تا اقدامات لازم را در اين راه ، معمول دارد و براي خود آرامشی فراهم كند؛ و يا زماني لازم است شرايط و موجباتي فراهم آوريم كه اين حالت در او كمتر شود و ناكامي ها تقليل يابند.
  • غرض اين است : در امر مهمي چون اصلاح يك اختلال عاطفي يا رواني نمي توان چشم بسته به پيش رفت و يا درباره مسائل نينديشيده اقدامي كرد. زمينه سازي هايي با در نظر گرفتن شرايط لازم است تا در امر اصلاح توفيقي حاصل شو

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha