نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ سه شنبه ۱۶ آذر
اِثَّلاثا ٦ ربيع الاول ١٤٣٨
Tuesday, December 06, 2016
کد : 672-50137      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ يکشنبه ۲۸ ارديبهشت   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ يکشنبه ۲۸ ارديبهشت    تعداد بازدید : 190

زندگینامه تسائی لون

احتمالاً بسیاریاز خوانندگان با نام تسائی‌لون، مخترع کاغذ آشنا نیستند. نادیده گرفتن او در غرب با توجه به اهمیت اختراعش واقعاً تعجب‌آور است. در بسیاریاز دائرةالمعارف‌هایعمده حتیچند سطریدرباره تسائی‌لون درج نشده و نام او به ندرت در کتابهایدرسیتاریخ آمده است. با توجه به اهمیت آشکار کاغذ این عدم توجه به نام تسائی‌لون می‌تواند این ظن را برانگیزد که چنین فردیاصولاً چهره‌ایافسانه‌ایو غیرواقعیمی‌باشد.

تحقیقات دقیق این نکته را روشن کرده است که تسائی‌لون یک شخصیت واقعیو از مقامات دربار امپراطور چین بود و اینکه حدود سال‌های105 نمونه‌هاییاز کاغذ به امپراطور هوتیتقدیم شده است. شرح چینی‌ها درباره اختراع تسائی‌لون (که در تاریخ رسمیسلسله‌یهان آمده است) کاملاً صریح و بی‌پرده و به دور از افسانه‌پردازیمی‌باشد. چینی‌ها همواره به تسائی‌لون به خاطر اختراع کاغذ افتخار می‌کنند و نام ویدر چین به خوبیشناخته شده است.

مطلب زیادیدرباره زندگیتسائی‌لون نمی‌دانیم. بر اساس آنچه که در اسناد و مدارک از زندگیاو آمده این است که امپراطور از اختراع او بسیار خوشحال شد، در نتیجه تسائی‌لون ترقیکرد، یک عنوان اشرافیبه او باعث شد در دسیسه‌بازی‌هایدربار گرفتار شود که سرانجام آن افول و سقوط او بود. در این اسناد نقل می‌شود تسائی‌لون پس از مغضوب شدن حمام گرفت، یکیاز بهترین ربدشامبرهایش را پوشید و سپس با نوشیدن جام زهر خودکشیکرد.

در قرن د.م میلادیاستفاده از کاغذ در چین تقریباً همگانیشد و در قرون بعد چین صادرکننده کاغذ به سایر نواحیآسیا بود. مدت زمانیطولانیچینی‌ها فن کاغذ سازیرا محرمانه نگه داشتند. در سال 751 چند تن از کاغذ سازان چینیبه دست اعراب اسیر شدند و کمیبعد سمرقند و بغداد نیز تولید کاغذ را آغاز کردند. فن ساخت کاغذ به تدریج در سراسر دنیایعرب رسوخ یافت و اروپائیان در قرن دوازدهم آن را از اعراب فرا گرفتند.

استفاده از کاغذ به تدریج زیاد و زیادتر می‌شد و پس از آنکه گوتمبرک صنعت نوین چاپ را اختراع کرد کاغذ در غرب به عنوان ماده اصلیبرایتحریر جایگزین پوست شد.

امروزه کاغذ آنچنان فراوان و در دسترس همگان است که وجود آن کاملاً بدیهیمی‌نماید و تصور دنیایبدون کاغذ بسیار دشوار است. قبل از تسائی‌لون در چین بیشتر کتابها از بامبو ساخته می‌شد. این گونه کتابها بسیار سنگین و بی‌قواره بودند. برخیاز کتابها نیز رویپارچه‌هایابریشمینگاشته می‌شد ولیاین نوع کتابها به علت گرانینمی‌توانست مورد استفاده عموم قرار گیرد. در غرب قبل از عرضه کاغذ کتابها عمدتاً رویپوست تحریر می‌شد پوست مخصوص تحریر را از پوست گوسفند یا گوساله که به شکل خاصیعمل‌آوریمی‌شد، می‌ساختند در واقع پوست جایگزین پاپیروس که مورد علاقه یونانیها، رومن‌ها و مصری‌ها بود، گردید. به هر حال هم پوست و هم پاپیروس نه تنها کمیاب بود بلکه عمل‌آوردن و آماده کردن آنها براینوشتن هزینه زیادیدربر داشت.

امروزه به علت وجود کاغذ کتابها و مواد نوشتنیرا می‌توان این چنین ارزان و در مقادیر فراوان تولید کرد. درست است که اگر دستگاه‌هایچاپ وجود نمی‌داشت کاغذ نمی‌توانست آن اهمیتیرا که امروزه دارد کسب کند ولیدر عین حال این هم واقعیت دارد که دستگاه‌هایچاپ نیز بدون وجود مواد ارزان و فروانیکه بتوان رویآنها چاپ کرد از چنین اهمیتیبرخوردار نبود.

به این ترتیب کدام یک از این دو تن باید بالاتر از دیگریباشد. تسائی‌لون یا گوتمبرگ؟ در عین حال که من این دو تن را از نظر اهمیت معادل و مساویبا یکدیگر می‌دانم ولیبه دلایل زیر تسائی‌لون را بالاتر از گوتمبرگ قرار دادم :

1- کاغذ علاوه بر آنکه اصلی‌ترین ماده لازم برایتحریر است موارد مصرف فراوان دیگرینیز دارد. در واقع کاغذ یک ماده مصرفیچندین منظوره می‌باشد که تعداد موارد مصرف آن می‌تواند موجب شگفتیشود، امروزه درصد بالاییاز کاغذهاییکه تولید می‌شود به مصارفیغیر از چاپ و تحریر اختصاص دارد.

2- تسائی‌لون قبل از گوتمبرگ بود و ممکن است که اگر کاغذ وجود نمی‌داشت گوتمبرگ چاپ را اختراع نمی‌کرد.

3- اگر فرضاً فقط یکیاز این دو مورد، کاغذ یا چاپ، اختراع شده بود گمان من این است که با کاغذ و چاپ باسمه (که مدتها قبل از گوتمبرگ شناخته شده بود) کتابهایبیشتریتولید می‌شد تا با پوست و حروف چاپیقابل جابجاییاختراع گوتمبرگ.

به هر حال آیا مناسب است که تسائی‌لون و گوتمبرگ را در بین ده نفر تأثیرگذارترین افراد جهان جایدهیم؟ برایدرک اهمیت کامل اختراع کاغذ و اختراع چاپ ضروریاست که پیشرفت فرهنگیغرب و چین به طور نسبیمورد بررسیقرار گیرد.

قبل از قرن دوم تمدن چین در مقایسه با تمدن غرب از پیشرفت کمتریبرخوردار بود. در هزاره‌یاول میلادیفرهنگ و هنر و تمدن چینی‌ها از غرب پیشی‌ گرفت و بر اساس معیارهایمختلف، تمدن چین در یک دوره هفتصد- هشتصد ساله پیشرفته‌ترین تمدن رویزمین بود. اما پس از قرن پانزدهم اروپا چین را پشت سر گذاشت. برایاین تغییرات توجیهات فرهنگیمختلفیارائه شده است. اما بیشتر این توجهات ظاهراً آنچه را که من ساده‌ترین توجیه می‌دانم نادیده می‌گیرد.

درست است که کشاورزیو فن تحریر در قرون اولیه قبل از چین در خاورمیانه گسترش یافته بود ولیاین عامل به تنهایینمی‌تواند پاسخیبه این سؤال باشد که چرا تمدن در آن زمان از تمدن غرب فاصله داشت. به نظر من عامل قطعیاین امر در چین قبل از تسائی‌لون عدم دسترسیبه مواد مناسب لازم براینوشتن بود. در غرب پاپیروس موجود و فراهم بود اگر چه این ماده نقایص و کم و کسری‌هایخود را داشت ولیبه هر حال طومارهایپاپیروسینسبت به کتابهاییکه از چوب و بامبو ساخته می‌شد بهتر بود. کمبود مواد مناسب براینوشتن مانع غیرقابل غلبه‌ایدر راه پیشرفت فرهنگیچین به شمار می‌آمد. مثلاً یک محقق چینیدر آن دوران برایجابجاییتعداد معدودیاز کتابهایخود به یک واگن بزرگ نیاز داشت. حال تصور کنید با چنین اوضاع و احوال اداره تشکیلات دولتیچین، با آن وسعت تا چه اندازه مشکل و طاقت‌فرسا بود.

اختراع کاغذ توسط تسائی‌لون این وضعیت را به کلیتغییر داد. با داشتن یک ماده مناسب براینوشتن تمدن چین سریعاً به پیشرفت دست یافت و طیچند قرن توانست از غرب پیشیگیرد. البته عدم وحدت سیاسیغرب نیز در این باب نقش داشت ولیاین نمی‌توانست تمام داستان باشد. در قرن چهارم وحدت و یکپارچگیدر چین به مراتب کمتر از غرب بود. ولیبا وجود این آن کشور توانست در جنبه‌هایفرهنگیسریعاً رشد کند. در خلال قرون بعد در حالیکه پیشرفت غرب بسیار کند و بی‌رمق بود چینی‌ها اختراعات مهمیمانند قطب‌نما، باروت و چاپ باسمه را ارائه دادند و از آنجا که کاغذ ارزان‌تر از پوست و به مقدار فراوان در دسترس بود کفه‌هایترازو به نفع چین پایین آمد.

پس از آغاز استفاده از کاغذ در بین ملل غربیآنها توانستند با چین مقابله کنند و حتیموفق شدند فاصله فرهنگیموجود بین غرب و چین را به تدریج کمتر نمایند. نوشته‌هایمارکوپولو مؤید این واقعیت می‌باشد که حتیدر قرن سیزدهم اوضاع و احوال در چین به مراتب از اروپا بهتر بوده است.

چرا چین سرانجام از غرب عقب افتاد؟ در این باب توجهات فرهنگیپیچیده متعددیارائه شده است ولیشاید یک توجیه ساده فنیبیش از سایر توجیهات بیانگر موضوع باشد. نابغه‌ایبه نام گوتمبرگ در اروپایرو به پیشرفت گذاشت. چین که گوتمبرگینداشت به همان چاپ باسمه‌ایبسنده کرد و در نتیجه پیشرفت فرهنگیآن دچار وقفه شد.

اگر کسیتحلیل‌هایگفته شده را بپذیرد به این نتیجه می‌رسد که تسائی‌لون و گوتمبرگ دو چهره اصلیتاریخ بشریهستند. البته دلیل دیگرینیز برایبرتریتسائی‌لون نسبت به بسیاریاز مخترعین دیگر وجود دارد. بسیاریاز اختراعات محصول زمان خود هستند حتیاگر شخص به خصوصیکه آن را ارائه داد وجود نمی‌داشت باز هم آن اختراع توسط دیگریپدید می‌آمد. اما در مورد اختراع کاغذ نمی‌توان چنین مطلبیرا بیان کرد. اروپائیان هزار سال پس از تسائی‌لون، آن هم پس از آنکه نحوه کار را از اعراب فرا گرفتند تولید کاغذ را آغاز کردند. به همین دلیل مردمان سایر نواحیآسیا پس از آنکه کاغذهاییرا که در چین ساخته شده بود دیدند هرگز نتوانستند چگونگیساخت آن را دریابند و خود به تولید آن بپردازند. واضح است که ابداع روشیبرایساخت کاغذ واقعیبه قدریسخت و دشوار بود که لزوماً نمی‌توان آن را مفید کرد که باید در جامعه‌ایبا فرهنگ نسبتاً پیشرفته اتفاق می‌افتاد بلکه انجام آن فقط می‌توانست مرهون تلاش خستگی‌ناپذیر و پشت‌کار فردینابغه و مستعد باشد و تسائی‌لون چنین فردیبود.

 

روشیکه او برایساخت کاغذ به کار گرفت، صرف نظر از جنبه‌یمکانیکیکار که در سال 1800 میلادیارائه شد، اصولاً همان روشیاست که از آن زمان تاکنون به کار گرفته شده است.

اینها دلایلیاست که من فکر می‌کنم باید جایهر دو نفر، گونمبرگ و تسائی‌لون بین ده نفر اول در این کتاب باشد و البته تسائی‌لون قبل از گوتمبرگ.

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha