نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ شنبه ۱۳ آذر
اِسَّبِت ٣ ربيع الاول ١٤٣٨
Saturday, December 03, 2016
کد : 620-49870      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ شنبه ۲۷ ارديبهشت   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ شنبه ۲۷ ارديبهشت    تعداد بازدید : 148

فرزندم با این کارها مرا دق می‌دهد! ( شیطنت های مشترک میان همه کودکان )

برخی از کودکان بعضی کارها را می کنند و والدین از دست آنها کلافه و عصبی می شوند.

خوب است تا اندازه ای با شیطنت های مشترک میان کودکان آشنا شوید و بدانید اگر کوچولوی دوست داشتنی شما بلد است چطور دستتان بیندازد و از این کار غرق در خنده شود، کاری است که بقیه بچه ها هم انجام می دهند. پس خیلی نگران نباشید و سعی کنید شما هم بخندید. 


1. برداشتن آشغال از خیابان

«نه! دست نزن. بندازش زمین.» قدم زدن در خیابان و پارک با کودکانی که تازه راه رفتن و شیطانی کردن را یاد گرفته اند به هیچ عنوان آسان و لذت بخش نیست. این موجودات شیرین و دوست داشتنی به جمع کردن آشغال های روی زمین علاقه بسیاری دارند و هرچه به چشمشان می خورد، از ته سیگار خاموش شده گرفته تا تکه های آسفالت خیابان را بر می دارند. آن وقت است که داد مادر بنده خدا به آسمان بلند می شود. دستمال مرطوب و ژل های ضدعفونی کننده اینجاست که اهمیت وجودشان را به شما ثابت می کنند.


2. قایم شدن

کودکان بسیار دوست دارند در هرجا که جا می شوند قایم شوند. این برای پدر یا مادر چندان خوشایند نیست زیرا باید با ترس و نگرانی همه جا را دنبال آنها بگردند. برای این منظور بهتر است آنها را درون کالسکه بیرون ببرید تا هم خیالتان راحت باشد هم نقشه های این مغز کوچولو را نقش بر آب  کرده باشید.


3. تظاهر به خفه شدن

این فسقلی ها، بسیار باسیاست و دوست داشتنی هستند. با همان کوچکی خودشان خوب می دانند چطور پدر و مادر بیچاره را به مرز سکته برسانند و بعد خودشان غرق در خنده شوند. اگر فرزند داشته باشید حتما با این صحنه مواجه شده اید که کودک در میان غذاخوردن ناگهان دست از جویدن بر می دارد و بی حرکت می ماند. آن وقت است که بر سر و کله خود می زنید که آیا خوبی؟ می توانی نفس بکشی؟ غذا در گلویت پریده است؟ و بعد، کودک ناقلا می خندد از اینکه بند دل شما را پاره کرده است.


4. چپاندن غذا در دهان

هنگامی که می خواهید به کودک غذا خوردن را یاد بدهید همه استرس های دنیا بر دلتان می نشیند. مدام نگران هستید مبادا غذای زیادی در دهانش فرو ببرد و دیگر نتواند نفس بکشد. کودکان هم که این چیزها را نمی فهمند و غذای زیادی در دهان خود می گذارند و مادر مدام با استرس باید چهارچشمی مراقب باشد مبادا غذا در گلوی فرزند دلبندش بپرد.


5. عشق بالا رفتن از در و دیوار

شاید مقصر اصلی این کار خود والدین باشند که در نتیجه جیغ زدن های کودک به او اجازه می دهند هرکاری می خواهد، انجام دهد. اگر از همان ابتدا به فرزندتان اجازه نمی دادید از میله های راه پله بالا برود یا روی میز بنشیند، اکنون مجبور نبودید از دست او بر سر خود بزنید که مبادا خدایی نکرده از آن بالا به پایین پرت شود.


6. دانه های قرمز پوستی

آیا این ها در نتیجه خشکی پوست او است؟ آیا به چیزی حساسیت دارد؟ آیا حشره ای او را نیش زده است؟ آیا آفتاب‌سوخته شده است؟ چرا این لکه قرمز فقط روی بازوی او است؟ نکند موجودی سمی او را نیش زده باشد؟ اینها همه مواردی هستند که مادرها تا فرزندشان بزرگ شود، نگران آن هستند و در نتیجه آن آرامش ندارند.


7. قاپیدن وسایل اطراف هنگامی که در کالسکه است

در یک سنی کودکان همچون چنگک هستند. به هر چه دستشان می رسد دست می اندازند و آنها را بر می دارند. این مساله همیشه هم بد نیست. اما امان از آن روز که با او به فروشگاه بروید و او را درون سبد چرخ‌دار قرار دهید، با محض نزدیک شدن به قفسه ها، دست می اندازد و هرچه در میان انگشتان گیر می کند را به زمین پرت می کند یا برای خودش بر می دارد. آن وقت است که از خرید آمدن خود با او پشیمان می شوید.


8. فرو کردن انگشت در منفذ کمربند صندلی

برخی از کودکانی که بسیار ماجراجو و شیطان هستند، همینکه منفذی در جایی می بینند فورا انگشت خود را در آن فرو می کنند و گاهی انگشتشان در آن فلز یا هر چیز دیگر گیر می کند. اما درس نمی گیرند و این داستان ادامه دارد. یکی از این منفذها، سوراخ کمربندهای صندلی است.

9. سراپا ایستادن در وان حمام

«بشین بچه جان! خطرناکه. پات لیز می خوره. بشین!» وان حمام با کف و آبی که دارد بسیار لیز است و این کوچولوهای عزیز هم علاقه بسیار دارند در این مکان خطرناک روی پاهای خود بایستند. شاید در طول حمام کردن او صدبار از او خواهش کنید، داد بزنید، قربان‌صدقه‌اش بروید که بنشیند تا تپش قلب شما هم از بین برود. البته او گوشش بدهکار نیست و مجبورید با سرعت هرچه بیشتر سر و تنش را بشویید و او را بیرون بیاورید.


10. خودش نمی نشیند

کودکان بسیار دوست دارند روی پاهای بزرگ ترها بنشینند تا برایشان داستان بگویند یا کتاب بخوانند. این مساله خیلی هم خوب است. اما وقتی کودک بزرگ تر به زور خودش را روی پای فرزند کوچک تر قرار می دهد و می خواهد روی پای او بنشیند، اینجا است که حرص آدم در می آید و می خواهید داد بزنید که تو رو به خدا دست از این کار بردار.


آکاایران

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha