نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ شنبه ۱۳ آذر
اِسَّبِت ٣ ربيع الاول ١٤٣٨
Saturday, December 03, 2016
کد : 671-49158      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ چهارشنبه ۲۴ ارديبهشت      تعداد بازدید : 202

مردان و زنان هر دو در مریخ!

همه می دانند؛ بیش از نیمی از طلاق ها، ریشه در مسائل جنسی دارد؛ یعنی، ناشی از «نارضایتمندی» در روابط زناشویی است اما این احساس عدم رضایت از کجا می آید؟





مجله تندرستی:
همه می دانند؛ بیش از نیمی از طلاق ها، ریشه در مسائل جنسی دارد؛ یعنی، ناشی از «نارضایتمندی» در روابط زناشویی است اما این احساس عدم رضایت از کجا می آید؟ مثل همه راضی بودن ها و ناراضی بودن های ما در همه زمینه های دیگر، حداقل یک روی سکه این است که ما چیزی را به عنوان «استاندارد زندگی» در ذهن مان داریم و شرایط موجود را با آن مقایسه می کنیم. مثلا شما ممکن است در ماه 5 میلیون تومان درآمد داشته باشید اما ناراضی باشید؛ در مقابل، یکی دیگر ماهی یک میلیون تومان درآمد داشته باشد و راضی باشد.

اولین چیزی که به ذهن می آید این است که کسی که 5 میلیون تومان دارد و ناراضی است، لابد در الهیه زندگی می کند و هر ماه می خواهد سفر خارج از کشور برود، یا مثلا 5-4 تا بچه دارد و از پس هزینه های آنها برنمی آید، یا ماهی فلانقدر قسط می دهد، یا ... و در مقابل، کسی که یک میلیون تومان دارد و خوشحال است، حتما در حاشیه شهر زندگی می کند، یا خرج زن و بچه ندارد، یا ... اما یک نکته اینجا هست.

ما آدم ها، شبیه هم هستیم و نیازهای کم و بیش یکسانی داریم. پس چه چیز باعث می شود یکی جوری زندگی کند که ماهی 5 میلیون تومان هم کفافش را ندهد؟ اینجاست که باز مسئله «استاندارد زندگی» در ذهنیت آدم ها تعیین کننده می شود.کسی که فکر می کند باید خانه اش در فلان منطقه باشد و فلان چیز را بپوشد و فلان چیز را بخورد یا فکر می کند باید فلان تعداد بچه داشته باشد؛ استاندارد زندگی را در ذهنش، برای خودش اینطور تعریف کرده و اگر به آن استانداردها نرسد، طبیعتا راضی نمی شود. می بینید؟ اینجا هم تعریف آن استاندارد است که اهمیت دارد. در مسائل زناشویی هم، استاندارد ذهنی ماست که میزان رضایت ما را تعیین می کند؛ اینکه یک مرد یا زن، چه الگویی از رابطه زناشویی را در ذهنش به عنوان یک الگوی ایده آل تعیین می کند که اگر به آن نرسد، رضایتمندی حاصل نمی شود.

دنیا دارد عوض می شود

داستان سلامت جنسی و درمان مشکلات و مسائل آن، چند دهه بیشتر نیست که در دنیا پررنگ شده و می شود گفت دانش نسبتا جدیدی است. در کشور ما هم که هنوز کمتر کسی درباره آن صحبت می کند. رشد این دانش، طبیعتا در پاسخ به نیازهای مردم بوده و هست. اما آیا قبل از این و در طول تاریخ، مردم مشکلی در این زمینه ها نداشتند؟



قطعا در گذشته، مشکلات کمتر نبوده، که حتما بیشتر هم بوده. اما اینجا هم ماجرای تغییر استانداردها مطرح است؛ بیشتر از همه، در مورد خانم ها. لازم نیست راه دور برویم. برگردیم وس بک زندگی مادربزرگ هایمان و حتی گاهی مادرهایمان را مرور کنیم. صرفنظر از اینکه پدربزرگ های ما هیچ کدامشان کتاب «مردان مریخی و زنان ونوسی» را نخوانده بودند و هیچ کدامشان در کلاس های آموزشی قبل از ازدواج شرکت نکرده بودند، اما اکثریت قریب به اتفاق مادربزرگ های ما، هرگز به اندازه ما از همسرانشان شاکی نبودند.

در سبک زندگی قدیم، سالیان سال، جایگاهی برای مردان و زنان تعریف شده بود که در زندگی های امروزی آن جایگاه تغییر کرده اند. یک نمونه کوچکش این است: احتمال اینکه شما بتوانید حتی با مادربزرگتان درباره روابطش با پدربزرگتان حرف هم بزنید، خیلی خیلی کم است؛ چه برسد به اینکه بخواهید بفهمید رضایتمندی زناشویی در زندگی آنها تا چه حد بوده. در زندگی های گذشته، این موضوع اساسا قابل طرح نبوده اما حالا، چه دوست داشته باشیم چه نه، یک چیزهایی عوض شده. از جمله اینکه رضایتمندی زناشویی، به صدر فهرست مطالبات همسران رسیده.

اخلاق نمی گوید حرف نزن!

اینکه چرا استانداردهای ذهنی همسران، ظرف سال های گذشته تغییر کرده، نیازمند تحلیلی از جنبه های مختلف اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی است، اما نکته مهم، پذیرش این واقعیت است. به نظر می رسد هنوز هم خیلی ها، با عینک مردسالانه قدیمی شان به روابط زناشویی نگاه می کنند و طبیعتا ترجیح می دهند صورت مسئله همچنان پاک نگه داشته شود. به این اضافه کنید شرم شرقی ما را که خیلی وقت ها تصور می کنیم اساسا بیان بعضی حرف ها دور از ادب است. و همینطور اضافه کنید این سوءتفاهم را که صحبت کردن درباره این موضوعات، خلاف اخلاق و حتی مغایر دینداری است.

تاکید می کنم برکلمه «سوءتفاهم» در این مورد؛ چون کافی است کمی اطلاعات مذهبی داشته باشید، تا بدانید در متون مذهبی و روایات و احادیث ما، درباره این مسائل به صراحت صحبت شده. طبعتا، ادبیات به کار رفته در آن، در عین صراحت و روشنی، ادبیاتی محترمانه و نه عامیانه است؛ و طبیعتا آنچه که بیان شده، در چارچوب شرم و حیایی است که در ذات دینداری است و بات پرده دری و طرح موضوعات تحریک آمیز، سال های نوری فاصله دارد.

اسلام، برخلاف کاری که امروز خیلی از مسلمان ها می کنند، در این باره سکوت نکرده. هر چند که هزار سال قبل، کسی موضوع سلامت جنسی را به رسمیت نمی شناخت و طرح این مباحث از سوی پیشوایان دین، بیان کننده نگاه پیش روی اسلام است نسبت به شرایط فرهنگی و اجتماعی زمان خودش.

مردان و زنان هر دو در مریخ

استانداردها عوض شده. هر کسی استاندارد خودش را دارد اما سطح متوسط استانداردها بالا رفته. چیزی که قبلا بیشتر آدم ها را راضی می کرد، حالا کمتر کسی را راضی می کند.این در همه چیز روابط همسران هست، و در روابط زناشویی آنها هم. ر و راستش این است که بیشترین تغییر استانداردها هم در ذهن خانم ها اتفاق افتاده، طبیعی هم هست.

از همان دوره غارنشینی که چون مردها اندام شان قویتر بود، وظیفه حمایت و نگهبانی از زن ها را به عهده گرفتند؛ تا انقلاب مزرعه داری حدود 10 هزار سال قبل، که در آن، مردها قلمرو خود را مشخص کردند، عملا جنس مذکر در جایگاه برتر قرار گرفت. این رابطه البته لزوما رابطه ظالمانه ای نبود و نیست. درست شبیه نظام های سیاسی حکومتی، که در آن مردم پذیرفتند، فردی یا افرادی زمام امور را در دست داشته باشند، در نظام های اجتماعی هم این مناسبات به خودی خود شکل گرفت. زن ها پذیرفتند که مردان زمام خانواده را به دست بگیرند و البته درست مثل مناسبات حکومت با مردم، ایفای نقش مردانه به همان اندازه که حق ایجاد می کرد، مسئولیت هم داشت.

این تعادل اجتماعی قرن ها برقرار ماند، تا عصر مدرنیته؛ زمانی که صنعتی شدن جوامع، امکان کار برای مردان و زنان را به صورت یکسان فراهم کرد و تابلوی حضور زنان در عرصه های اجتماعی شکست و زنان توانستند فارغ از نیاز اقتصادی به مردان، مستقلا به نقش آفرینی اجتماعی و حتی سیاسی در جامعه بپردازند.

همه این تغییرات البته نیتجه اش این نشد که مردان و زنان در دو دنیای مختلف برای خودشان زندگی کنند. همانطور که در طول تاریخ هم تنها نیازمندی اقتصادی نبود که مردان و زنان را در کنار هم قرار می داد. درست در همین نقطه بود که نیازهای عاطفی و روانی مردان و زنان به یکدیگر، چیزی که قرن ها تحت الشعاع نیازهای اقتصادی و اجتماعی قرار گرفته بود، خودنمایی کرد؛ و درست از همینجا بود که پیچیدگی های روابط همسران، از جنبه های مختلف مورد توجه قرار گرفت و محققان بر مطالعه روانشناسی روابط زنان و مردان تمرکز کردند و هزاران کتاب در این باره نوشته شد و ... اما کمتر کسی به یاد آورد که چطور قرن ها زنان و مردان کنار هم زندگی می کردند و هیچ جان گری و باربارا دی انجلیسی هم نبود اما این همه زن و شوهرها گرفتار چالش نبودند.

لطفا چترتان را بردارید!

می توانیم عصبانی باشیم؛ می توانیم فریاد بکشیم؛ می توانیم چشممان را ببندیم و نبینیم؛ می توانیم تکذیب کنیم؛ و البته مسئولیت هر کدام از این رفتارها پای خودمان است؛ اما در دنیای بیرون، چیزی عوض نمی شود.موج تغییر استانداردها مدتهاست به این گوشه دنیا که ما زندگی می کنیم هم رسیده. نه سیل است که بتوانیم جلویش را سد کنیم، نه لشگری است که بتوانیم با آن بجنگیم.

درست مثل تغییرات آب و هواست. از باران خوشتان بیاید یا نیاید، وقتی هوا ابری شد باید با خودتان چتر بردارید. تغییر استانداردهای زندگی زناشویی در روزگاری که ما در آ« زندگی می کنیم، چه خوب بدانیم شان چه بد، اتفاق افتاده و باید متناسب با آن، از نو فکر کرد و آسیب هایش را شناخت و پیشگیری و درمان کرد. این البته نیازمند تدبیر است و کمی هم شجاعت می خواهد. حتما پدر و مادرهای ما کمتر چنین دغدغه هایی داشتند ولی ما، همسران امروزی وپدران ومادران فرزندان متولد دهه 70 و 80 و 90، باید نوع رابطه مان را با همسر، پسر یا دخترمان طوری مدیریت کنیم که او درباره خصوصی ترین مسائل از اتین جنس، در فضایی جدی و محترمانه اما راحت و بی دغدغه بتواند با ما صحبت کند.

اگر این کار را نکنیم و همان آدم های برج عاج نشین سابق باشیم، بخش مهمی از مدیریت خانواده را رها کرده ایم. در سطح جامعه هم همین است. اگر انکار کنیم و به بهانه حفظ حریم های اخلاقی، نیازها و «استاندارد»های جدید آدم هایی که با آنها زندگی می کنیم را نادیده بگیریم، در واقع مدیریت جامعه را رها کرده ایم.

جای خالی کلینیک های سلامت جنسی

در ایران، هنوز رشته دانشگاهی مشاوره، سلامت جنسی راه اندازی نشده. چند روانپزشک یا روانشناس در بخش خصوصی در این حوزه مشغولند اما در بخش دولتی تنها کلینیک فعال در این حوزه، کلینیک سلامت خانواده دانشگاه شاهد است که چند سالی است. به همت آقای دکتر سید کاظم فروتن در بیمارستان شهید مصطفی خمینی تهران راه اندازی شده است. اگرچه بسیاری از متخصصان در چند سال اخیر درباره ضرورت آموزش های عمومی و راه اندازی کلینیک های تخصصی سلامت جنسی در کشور صحبت کرده اند اما هنوز به نظر می رسد نگرانی ها و ملاحظه ها، باعث شده اقدام جدی صورت نگیرد. نتیجه این تاخیرها هم جز این نیست: زوج ها می مانند و مشکلاتی که نمی دانند چطور باید حلش کنند.


منبع: http://newspool.ir/fa/ndt/5290472/مردان-و-زنان-هر-دو-در-مریخ-
نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha