نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ چهارشنبه ۱۷ آذر
اِلأَربِعا ٧ ربيع الاول ١٤٣٨
Wednesday, December 07, 2016
کد : 599-47871      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ شنبه ۲۰ ارديبهشت   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ شنبه ۲۰ ارديبهشت    تعداد بازدید : 45

سلول های بنیادی، از تحقیق تا درمان

سلول های بنیادی، از تحقیق تا درمان

 

 

بشر از دیرباز ذهنیت خاصی داشت که در داستان ها نیز نشانه هایی از آن دیده می شود. این که روزی به جایی برسد که مانند اساطیر رویین تن شود یا بتواند به فناوری ای دست پیدا کند که بتواند از بدن او در برابر بیماری ها و آسیب های احتمالی محافظت کند.

 

 

 

بشر از دیرباز ذهنیت خاصی داشت که در داستان ها نیز نشانه هایی از آن دیده می شود. این که روزی به جایی برسد که مانند اساطیر رویین تن شود یا بتواند به فناوری ای دست پیدا کند که بتواند از بدن او در برابر بیماری ها و آسیب های احتمالی محافظت کند.

 

این داستان تا زمانی فقط به شکل یک افسانه مطرح بود تا این که بشر در نتیجه تحقیقاتش به یافته هایی درباره ماهیت سلول ها و بافت های بدن دست یافت و به این ترتیب این افسانه کم کم شکل واقعی تری به خود گرفت. سلول درمانی از جمله مقوله هایی است که می تواند در تبدیل شدن این افسانه به حقیقت نقش مهمی داشته باشد. سلول درمانی مقوله جدیدی در حوزه پزشکی است که در کشورهای مختلف مطرح شده و در کشور ما نیز همگام با دیگر کشورها در این زمینه تحقیقاتی انجام شده است. با دکتر ناصر اقدمی، رئیس مرکز سلول درمانی پژوهشگاه رویان درباره ماهیت این روش درمانی و تلاش هایی که در این زمینه در رویان انجام شده است، گفت وگو کرده ایم تا به پرسش هایی که ممکن است برای بسیاری از بیماران مطرح شده باشد، پاسخ گوییم.

 

اساسا داستان سلول درمانی از کجا آغاز شد؟

 

داستان از اینجا شروع شد که سال ها پیش بشر به این فکر افتاد که به راهکاری برای ترمیم بافت آسیب دیده دسترسی پیدا کند. نخستین موضوعی که مطرح شد این بود که برای ترمیم بافت آسیب دیده از قسمت دیگری از بدن بافتی را جدا کرده و آن را به بافت آسیب دیده پیوند بزنیم. به این ترتیب با مطرح شدن این ایده، بحث پیوند مطرح شد. از همان زمان که موضوع پیوند در حوزه پزشکی مطرح شد، موضوع دیگری هم وارد این حوزه شد که تحت عنوان پزشکی ترمیمی از آن نام برده شد، اما ایده اولیه این بود که برای بافت آسیب دیده از قسمت دیگری از بدن بافتی را جدا کنیم. این ایده در واقعیت نتیجه خیلی رضایت بخشی نداشت. برای مثال اگر بخواهیم برای دیوار آسیب دیده خانه به جای استفاده از آجر، از دیوار دیگری که در خانه وجود دارد استفاده کنیم قطعا نتیجه خیلی خوبی نمی گیریم. از آنجا که برای ترمیم بافت آسیب دیده به سلول های زیادی نیاز داشتیم و این سلول ها تنوع زیادی داشت در عمل امکان استفاده از سلول ها برای ترمیم بافت آسیب دیده وجود نداشت؛ بنابراین دسترسی به منبعی برای تامین سلول های مورد نیاز جهت ترمیم بافت آسیب دیده امکان پذیر نبود تا این که سرانجام سلول های بنیادی شناسایی شد. سلول های بنیادی دو ویژگی منحصر به فرد دارند. نخستین ویژگی این سلول ها قابلیت تکثیر بالای آنهاست. ویژگی دیگر این سلول ها این است که می تواند به انواع مختلف سلول هایی که می خواهیم ، تبدیل شود. به همین دلیل بعد از معرفی سلول های بنیادی، پزشکی ترمیمی جان تازه ای گرفت و دوباره در حوزه های علمی از پزشکی ترمیمی سخن گفته شد و بر این اساس سال ۲۰۰۷ میلادی تعریف جدیدی از پزشکی ترمیمی ارائه شد. براساس این تعریف جدید، پزشکی ترمیمی شاخه ای از پزشکی است که نه تنها بافت آسیب دیده را ترمیم می کند، بلکه بافت جدید، بافت زنده ای است که در مقایسه کارآمدی بیشتری دارد.

 

آیا می توان گفت وجه تمایز پزشکی ترمیمی و جراحی پلاستیک در زنده یا غیرزنده بودن بافت جدید است؟

 

بله، اساسا به همین دلیل پزشکی ترمیمی با جراحی پلاستیک متفاوت است. در جراحی پلاستیک از مواد سیلیکونی برای ترمیم استفاده می شود که بافت زنده نیست. ایده اصلی پزشکی ترمیمی با این رویکرد با بحث سلول های بنیادی آغاز شد. با این مقدمه به نظر می رسد که بتوان از سلول درمانی در هر بافت و در هر نقطه ای از بدن و برای درمان هر بیماری استفاده کرد. وقتی شخصی دچار سرطان می شود یا شخصی بر اثر تصادف با آسیب دیدگی های جدی مواجه می شود یا حتی با مشکلات پوستی مواجه می شود، سلول های بنیادی یا درمان با سلول های بنیادی می تواند به عنوان یک ابزار کارآمد مطرح شود. به همین دلیل در سال های اخیر پژوهش درباره سلول های بنیادی مورد توجه بسیاری از پژوهشگران در سراسر دنیا قرار گرفته است و تبلیغات بسیاری در این زمینه انجام شده است و در حقیقت بسیاری از محققان می خواهند بسیاری از مشکلاتی که بشر امروزی با آن مواجه است به کمک سلول های بنیادی از میان بردارند.

 

آیا سلول های بنیادی می تواند هر محدودیتی را که در حوزه درمان با آن مواجه هستیم از میان بردارد؟

 

واقعیت این است که برای رسیدن به هر ایده ای در حوزه پزشکی باید مسیری پشت سر گذاشته شود تا بتوان از این ایده به آن چیزی که در عمل وجود دارد، رسید. برای مثال زمانی بحث ژن درمانی هم از جایگاهی مشابه به سلول های بنیادی برخوردار بود. متخصصان بر این باور بودند که ما از ژن تشکیل شده ایم. اگر بتوانیم ژن درمانی کنیم همه مشکلاتمان برطرف می شود، چراکه هر بیماری برای خودش یک منشأ ژنتیکی دارد. ۳۰ سال پیش وقتی از ژن درمانی صحبت شد تصور جامعه پزشکی بر این بود که ژن درمانی راهکار نهایی است، اما ده سال بعد به دلیل مشکلاتی که در این زمینه ایجاد شد، بحث ژن درمانی کنار گذاشته شد و پرونده ژن درمانی بسته شد. در بحث سلول درمانی هم روند مشابهی وجود دارد. این روند به این صورت است که ایده مطرح شده در آزمایشگاه مورد بررسی قرار گرفته و پس از عبور از این مرحله روی مدل حیوانی بررسی می شود و پس از عبور از سه مرحله در مطالعات حیوانی این روش با درمان های موجود مقایسه می شود و سرانجام اگر به عنوان روشی مناسب پذیرفته شود، می تواند به عنوان نوعی درمان مطرح شود. این فرآیند پنج تا ده سال طول می کشد و گاهی ممکن است پس از این به نتیجه قابل قبولی نرسیم و این روش درمانی کنار گذاشته شود.

 

چه زمانی می توان از نتایج بدست آمده به عنوان یک راهکار درمانی استفاده کرد؟

 

مهم ترین چیزی که نه تنها در سلول درمانی بلکه در زمینه هر ایده جدیدی که در حوزه پزشکی مطرح می شود باید به آن توجه داشت، این است که وقتی در رسانه ها از روش درمانی صحبت می شود، این تازه شروع کار است و به این معنی نیست که پس از اعلام این خبر بیماران می توانند برای بهره مندی از این خدمات درمانی به مرکزی که در این زمینه تحقیق کرده، مراجعه کنند. مردم نباید فراموش کنند که پس از اعلام این خبر دست کم باید ده سال منتظر باشند تا بتوانند از خدمات درمانی مبتنی بر این روش جدید استفاده کنند، اما همیشه عده ای از افراد سودجو در کمین هستند تا با اعلام نخستین خبر به دنبال ارائه خدمات درمانی و کسب سود باشند.

 

به نظر می رسد بیشتر کارهایی که در زمینه سلول درمانی انجام می شود جنبه کپی برداری دارد. چه زمانی ما می توانیم خودمان تولید کننده دانش و فناوری در این زمینه باشیم؟

 

این که گاهی تصور می شود ما از کارهایی که در دیگر کشورها انجام می شود، کپی برداری می کنیم اصلا درست نیست. در زمینه سلول درمانی یا پژوهش درباره سلول های بنیادی ما منتظر نشده ایم کسی علمی را تولید کند تا ما از آن استفاده کنیم، بلکه ما همگام با دیگر کشورها پیش رفته ایم.سلول های بنیادی نخستین بار سال ۱۹۹۸ معرفی شد و ما پنج سال بعد این فناوری را در کشور در اختیار داشتیم. پنج سال برای دستیابی به این فناوری زمان طولانی نیست. زمانی که این فناوری تازه متولد شده بود وارد این عرصه شدیم. در خودرو سازی گاهی ده سال پس از ورود یک فناوری به این عرصه، ما در تولیدات داخلی از آن استفاده می کنیم، روند کار متفاوت است. علم ما پازلی است که باید همه قطعات آن پر شود. ما یکی از افرادی هستیم که این پازل را پر می کنیم. برای این که این پازل را پر کنیم، بدون تردید از اطلاعات دیگر کشورها در این زمینه استفاده می کنیم و براساس آنها ایده جدیدی را طراحی کرده و این پازل را پر می کنیم. این که بگوییم در حوزه علم اولین بوده ایم غیرعاقلانه است. علم مانند امواج دریایی است که به طرف سلول پیش می رود، اگر ما در ساحل بایستیم و بگوییم کدام موج اول به ساحل رسیده است، می توانیم بگوییم کدام کشور در یک حوزه پیشقدم یا اول بوده است. ما به گونه ای در این مسیر حرکت می کنیم که همگام با دیگر کشورها باشیم. خوشبختانه رسانه این امکان را فراهم کرده که در بعضی از زمینه ها بتوانیم از علم دیگر کشورها استفاده کنیم. به طور کلی می توانیم به مردم این نوید را بدهیم که اگر سرمایه گذاری های خوبی در بخش تبدیل علم به صنعت انجام شود، می توانیم نتایج موفقیت آمیزی را انتظار داشته باشیم. در یک مرحله علم تولید می شود. در مرحله دیگر علم و فناوری را به بازار می رسانیم. بین این دو، دره ای به نام دره مرگ وجود دارد که فقط با سرمایه و امکانات پر می شود. اگر سرمایه گذاری نشود فناوری به دره مرگ سقوط می کند و از بین می رود، اگر امکانات تامین شود قطعا ما از کشورهایی خواهیم بود که در آینده لازم نیست، بیماران برای سلول درمانی به دیگر کشورها سفر کنند.

 

بسیاری از کارهایی که در این حوزه انجام می شود جنبه تبلیغاتی دارد. مردم به چه مراکزی می توانند اطمینان کنند؟

 

این فقط مشکل کشور ما نیست، بلکه در همه کشورهای دنیا وجود دارد. حتی در کشوری مثل آمریکا که در آنجا بیشترین امکانات برای دسترسی به علم و آگاهی وجود دارد، مردم از بابت مقوله توریسم درمانی احساس نگرانی می کنند. خیلی از آمریکایی ها برای درمان به کشورهایی مانند مکزیک، بانکوک و پاناما سفر می کنند. بیمارانی که درمانده شده اند برای درمان به هر راهکاری متوسل می شود. بنابراین توصیه می شود حتما علم خودتان را از مسیرهایی که از مراکز و موسسات علمی عبور می کنند، دنبال کنید و حتما از افرادی که در مراکز دانشگاهی فعالیت دارند برای مشاوره کمک بگیرید.

 

پی. آر. پی درمان با سلول های بنیادی نیست

 

یکی از موضوعاتی که در کشورما مشکلات بسیاری را برای بیماران به همراه داشته است روش پی.آر.پی است. از این روش این روزها برای ترمیم مو و درمان بیماری های دیگر سخن به میان می آید. در حقیقت پی. آر.پی پلاکت غلیظ شده ای است که از خون گرفته می شود. وقتی بخشی از بدن زخم می شود پلاکت ها اولین سلول هایی هستند که به محل زخم می روند. این سلول ها در محل زخم موادی ترشح می کنند که در ترمیم زخم نقش مهمی دارد. همین ایده موجب شد برخی تصور کنند به کمک پلاکت ها می توان هر بیماری را درمان کرد؛ چون سلول بنیادی هم اسم و رسم خوبی داشت، در تبلیغات از این اسم سوءاستفاده شد. چنانچه در بسیاری از موارد گفته می شود پی. آر.پی همان درمان با سلول های بنیادی است. در حالی که پلاکت حتی یک سلول هم نیست؛ بلکه بخشی ازسلول است یعنی کیسه ای است که داخل آن یکسری مواد وجود دارد و این تبلیغ فقط فریبنده است. هزینه جداسازی پلاکت ها فقط در حد یک سانتریفیوژ است که همان سرم باقیمانده در خون است که از گلبول های قرمز و سفید جدا شده است. هزینه جداسازی پلاکت ها حداکثر حدود ۵۰ هزار تومان است. این در حالی است که در بسیاری از مراکز برای این کار از بیمار هزینه ای معادل ۵/۱ میلیون تومان دریافت شده و برای هر دردی تجویز می شود. در هیچ مطالعه این روش در مقایسه با اثر داروها مورد مقایسه قرار نگرفته است و ممکن است پی. آر.پی جنبه تلقینی داشته باشد.

 

بنابراین با همین تبلیغات جایگاه علمی پی.آر.پی که سال های طولانی است در دندانپزشکی از آن استفاده می شود.، آسیب می بیند. متاسفانه امروزه شارلاتانیسم در حوزه پزشکی بسیار رایج است. گاهی تصور می شود این تبلیغات که در شبکه های ماهواره ای پخش می شود، قصد آسیب رساندن به وجهه علمی کشور را دارد، یعنی ممکن است ابعاد سیاسی داشته باشد. بتازگی در تبلیغات ماهواره ای قرص هایی تبلیغ می شود که گفته می شود از سلول های بنیادی تهیه شده است.

 

اگر قرار باشد سلول های بنیادی در قالب قرص وارد بدن شود در مسیر گوارش تحت تاثیر آنزیم های گوارشی از بین می رود. چگونه می توان سلول های بنیادی را از مسیر گوارش عبور داد و سرانجام این سلول زنده به معده برسد؟ سلول درمانی خوراکی نیست و این تبلیغات فقط جنبه سودجویی دارد. این تبلیغات سلول های بنیادی را زیر سوال می برد.

 

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha