نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ جمعه ۱۹ آذر
اِجُّمعَة ٩ ربيع الاول ١٤٣٨
Friday, December 09, 2016
کد : 627-47581      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ جمعه ۱۹ ارديبهشت   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ جمعه ۱۹ ارديبهشت    تعداد بازدید : 290

چگونه ذهنمان راآرام کنیم ؟

چگونه ذهنمان راآرام کنیم ؟

چگونه ذهنمان راآرام کنیم ؟

 

آیا شما همیشه احساس راحتی و آرامش می کنید ؟ آیا شما پر از شادی و سعادت هستید؟ اگر چنین نیست پس درمیان اکثریت قریب به اتفاق ما که در تلاش برای زندگی بهترو در حسرت وجود آرامش ونشاط بیشترند، قرار دارید. هدف این مقاله ارائه تکنیک های ساده ایست که آرامش و لذت بیشتر و روشنی را به زندگی شما می آورد .

آیا شما به طور منظم احساس راحتی و آرامش می کنید ؟ آیا شما هرروزه به طور مداوم پر از شادی و سعادت هستید، به طوری که عاری از مشکلات و درد عاطفی به نظر می رسید؟ اگر چنین است ، مستقیم به بخش نظرات بروید واسرار خود را با ما در میان بگذارید .

اگر شما هنوز هم مشغول خواندنید پس درمیان اکثریت قریب به اتفاق ما که در تلاش برای زندگی بهترو در حسرت وجود آرامش ونشاط بیشترند قرار دارید. این  که  مابه تنبیه ذهنی خودمان برای شکست پایان دهیم ، چالشی غیرممکن به نظر می رسد . تنبیهی  که باعث می شود مدام تکرار کنید :" من برای زندگی در آرامش ساخته نشده ام "

ببینید، این ما نیستیم ، این موجودیست که به راحتی در میان شتاب و خواسته های زندگی مدرن ویران شده است زمانیست  که ما موقتا تماسمان را با حالت طبیعی زیستن  از دست می دهیم!  اما راهی وجود دارد اگر ما در جستجوی آن باشیم .

هدف این مقاله ارائه تکنیک های ساده ایست که آرامش و لذت بیشتر و روشنی را به زندگی شما می آورد . آیا این را می پسندید ؟

چرا یافتن آرامش و شادی کار سختی است ؟

آیا به راستی  یافتن آرامش و شادی درزندگی  کار سختی است ؟

 اگر به مشکلات با دقت نگاه کنید متوجه می شویدکه اغلب مشکلات ریشه در ذهن دارند . فرضیه اصلی یکسان است : برخی اتفاقات خارجی روی می دهند و ما تنها یک روی ماجرا را می بینیم و سپس تفسیر وضعیت درذهن ما به گونه ای است که موجب برخی درگیریهای ذهنی می شود ودرنتیجه دردو رنج عاطفی به همراه دارد.

این خیلی آسان است که بگوییم " مشکلاتت را رها کن"، من و شما هردو می دانیم که این کار به این آسانی نیست. ما برای سال ها در معرض جذب مشکلات و درگیری ها بوده ایم .تاآن حد که مفهوم ساده ای مثل "به مشکلات فکر نکن " زیاد روی ما تاثیرگذار نیست . ما به ابزارهایی نیاز داریم که مشکلات را ریشه ای نابود کند.

بیایید تا چیزی را آزمایش کنیم .چشمانتان را برای یک دقیقه (یا 5دقیقه ) ببندید ، دراین مدت توجه خودرا روی سکوت و سکون متمرکز کنید ،و دقت کنیدکه شما نباید به سمت افکارتان کشیده شوید ( خواندن را متوقف کنید و این کاررا انجام دهید ).

خوب ، چه اتفاقی افتاد ؟ شما احتمالا متوجه شدید که در زمانی که شما ساکت بودید ، افکار ی به طور پراکنده واتفاقی ظاهرشدند. این افکار موجب نوعی حواس پرتی می شوندکه مارا از سکوت درونیمان دور می کنند ! این فقط یک آزمایش بود که ما درآن به طور آگاهانه ذهنمان را مشاهده کردیم و سعی کردیم تا آن را ساکت نگه داریم ، اما نتوانستیم!  حالا موقعیت محیط درون خودرا در هرروز تصور کنید که با افکار بیهوده آلوده شده است !

درنتیجه ،درون ما با اطلاعات بی فایده به هم ریخته شده است،با افکاری که موجب بیماری ما هستند ، با آشغال های فکری ! به دلیل آشفتگی درون  ، روشنایی و خرد ذاتی مان از ما فاصله گرفته و غبار آلود می شود . و اساسا ارتباطمان با آن بخش از وجودمان که مقدس و خردمند ، آرامش بخش وابدیست را از دست می دهیم .

از خود می پرسیم که : زندگی من به کجا می رود ؟ چرا من احساس بی قراری می کنم و زود از کوره در می روم ؟ چرا من احساس ناکامی و نقص می کنم ؟

 برخی از چیزهایی که  تولید آشفتگی  می کنند عبارتند از : تماشای تلویزیون ، چک کردن فیس بوک و توییتر ، چک کردن ایمیل ، تلفنی غیبت کردن، بارگیری موسیقی و .... همه اینهامارا به سمت خود می کشد. آنها با جلب توجه ما ، مارااز آنچه که واقعا برای ما مهم است منحرف می کند ، چیزهایی که برای ما شادی پایدار به همراه می آورد و همینطور تعهد نسبت به زندگی خود ودیگران .

به هرحال چه ما تشخیص بدهیم یا نه ، اطلاعاتی که ما خودرا در معرض آنها قرار می دهیم ،برخی لایه های فضای درونی مارا پرکرده و روی احساسات و خواسته های ما تاثیر می گذارد.

و اگر دقت نکنیم ،به راحتی در زندگی مورد هجوم این اطلاعات قرار می گیریم ، و درحالی که وقت باارزشمان روی این سیاره را روی چیزهای بی اهمیت از دست می دهیم با شگفتی از خود می پرسیم که : زندگی من به کجا می رود ؟ چرا من احساس بی قراری می کنم و زود از کوره در می روم ؟ چرا من احساس ناکامی و نقص می کنم ؟ و سپس در میان شگفتی می میریم !

 اگر شما اینجایید ، درحال نفس کشیدن و خواندن این نوشته ، بیدار شوید ! بیدار شوید و کنترل سرنوشت خود را به دست بگیرید .

quiet-mind-3

راهنمای ساده برای پاک سازی عمیق درون

یک راه برای پاکسازی درهم ریختگی درونمان ، حفاظت از باغ ذهن است . از چیزهای ورودی آگاه باشید ،با کلمات ، افکار وتوجه خود شروع کنید .ممکن است متوجه نباشیم اما ما وقت زیادی را صرف غیبت کردن می کنیم همچنین بدگویی ، قضاوت درباره مردم ، یافتن اشتباهات دیگران و افکار منفی نظیر حسادت ، گناه یا ترس و سرپوش گذاشتن روی احساس واقعیمان .من میدانم که همه اینها از دور بد و ناهنجار به نظر می رسند اما اگر ما صادقانه به خودمان ، افکارمان و کلماتمان نگاه کنیم ، می بینیم که در برخی موارد به طور ماهرانه ویا ناخودآگاه ، مانیزروزانه چندین مورداز آنها را انجام می دهیم .این موارد کم نیست ، گاهی اوقات این اشتباهات بسیار ظریف است، مثل قضاوت منفی در یک رستوران درباره خدمتکار، و یا عصبانی شدن ازیک مرکز تلفنی خدمات به مشتریان ، و یا گفتن یک دروغ کوچک به جای نه گفتن .

اینطور نیست که ما با داشتن این افکار یا گفتن این کلمات آدم های بدی باشیم بلکه این زباله ها با درهم ریختن فضای درون ما باعث آسیب سلامت درون ما می شود .

من فهمیدم که دنبال کردن تکنیک های ساده ولی به طور باورنکردنی موثر که توسط سوامی ناتیا بهاکتاناندا ارائه شده است ، نتیجه بخش است .چهار قانون زیر را برای پاکسازی درون دنبال کنید :

 4 قانون مهم برای آرام کردن ذهن

 1- منظور واقعیتان رابگویید . چیزی را که می گویید معنی کنید

بخش اول : منظور واقعیتان رابگویید

آیا تا به حال شده که برای جلوگیری از رویارویی با یک وضعیت نامطلوب ، بهانه بسازید ؟ برای مثال دوستتان از شما دعوت می کند تا با هم به جایی بروید . شما مایل نیستید که بروید اما  بهانه می آورید "من نمی توانم " یا "من گرفتارم " ، مثال دیگر اینکه کسی از شما می خواهد از کسی طرفداری کنید که مایل به پیروی از اونیستید اما از رد کردن اواحساس گناه می کنید، بنابراین شما از راه دیگری این کار را می کنید : به تلفن وایمیل او جواب نمی دهید . خود عمل ساختن بهانه و یا اجتناب فضای درونی شمارا برهم میزند و حفظ آن از شما انرژی می گیرد . به جای آرامش و سکون ، شما اکنون در حال فکر کردن درباره این دروغ کمی طولانی هستید.

هنگام گفتن چیزی ، به صورت آگاهانه ، مطلقا حقیقت را بگویید و یا آنچه که حقیقتا مد نظر شماست. حقیقت مطلق، الزاما خشن ویا مضر نیست، شما می توانید آن را دلسوزانه اما محکم بیان کنید . وقتی چیزی که می گویید حقیقتا خواسته شماست کسی نمی تواند آن را رد کند حتی اگر از شنیدن آن خوشحال نشود ، زیرا شما در حال گفتن حقیقت هستید و این منظور واقعی شماست .

بخش دوم : چیزی را که می گویید معنی کنید

گاهی اوقات ما چیزهایی را برای رفع تکلیف و یا از روی عادت می گوییم که منظور واقعی مانیست . برای مثال در پایان تماس تلفنی ما به پدرو مادرمان ونزدیکان ، می گوییم " دوستت د ارم "، از روی عادت . کلمات به طور اتوماتیک بیان می شوند و اینجاست که کم کم معنی واقعی خود را از دست می دهند . ویا مثلا جملاتی نظیر :" زود زنگ می زنم" ،"فردا تماس می گیرم " "بیا همدیگر را ببینیم "، جملاتیست که به یک دوست می گوییم اما واقعا قصد انجام آن را نداریم اما آنها را میگوییم چون حس خوبی در دیگران ایجاد می کند .

شایدما فکر کنیم که این جملات بی ضرر هستند اما در درونمان ما می دانیم که اینها حقیقت ندارند . این دروغ های کوچک نهادینه شده و به مرور زمان یک وجدان گناهکار را می ساند که شمارا از لحظه حال دور می کند.آگاهانه به خودتان تعهد دهید که قصد واقعیتان را بیان کنید و قول های توخالی ندهید که نمی توانید ، نمی خواهید ویا قصد انجامش را ندارید.

2-چیزی را به کسی نگویید مگر آنکه بتوانید آن را به همه بگویید

اعتراف کنید یا نه اکثر ما از جمله خودم عاشق غیبت کردن هستیم . ما همچنین در یافتن اشکالات دیگران و صحبت درباره آن با متحدان مورد اعتمادمان تخصص داریم .وقتی درباره بدبختی کسی چیزی می فهمیم می خواهیم فورا به کسی بگوییم .اگر آگاهانه به چنین مکالماتی توجه کنیم می بینیم که ما کاری انجام نداده ایم که روحمان را تغذیه کند. همه کاری که ما کرده ایم ایجاد انرژی منفی و همچنین درگیری درونی است که فضای درون را آلوده می کند.

به خودتان تعهددهیدکه  چیزی را به کسی نمی گویید مگر اینکه بتوانید آن رابه جهان اعلام کنید. با این تعهد مانع گسترش انرژی بد می شوید .

3-چیزی را در درون بیان نکنید وقتی نمی توانیدآن را در بیرون بیان کنید

اکثر ما دائما در حال نکوهش خود هستیم . ما هیچوقت چیزی را که در خلوت ذهنمان به خود می گوییم به دیگران نمی گوییم، و به همین خاطر تصور می کنیم که ما تنها کسانی هستیم که تحت تاثیر صحبت های منفی که با خودمان می کنیم و اعتماد به نفس پایین و اضطرابمان هستیم . وقتی چیزی به خوبی پیش نمی رود اول از همه خودمان را سرزنش می کنیم مثلا انتقاد به خاطر یک کار اشتباه ، کاری که خوب انجام نداده ایم ویاآنچه از دست داده ایم.

همه ما یک پچ پچ درونی داریم، یک ندای آرام که مدام حرف می زند  ، اما مشکل زمانی آغاز می شود که ما این پج پچ ها را باور کنیم به طوری که یک سری باورهای غلط در مورد خودمان شکل پیدا کند .این باور های غلط برای روح و سلامتی آینده ما مضر هستند، مگر اینکه کاری کنیم که این باورها را از یاد ببریم .

دفعه بعد که این صدا را شنیدید که می گوید "من احمقم "یا "من به اندازه کافی خوب نیستم " یا "من آدم شکست خورده ای هستم " ویا افکار خودزنانه دیگر را، باید تشخیص دهید که این شما نیستید . شما می توانید این کلمات راتکرار کنید که " این من نیستم ! این درست نیست !" و یا به این افکار بگویید "از امروز به بعد من انتخاب می کنم و اجازه می دهم که شما بروید ، چون شما به من خدمت نمی کنید ، شما واقعی نیستید !از امروز به بعد من از شما آزادم "

نکته اصلی قانون سوم برای پاکسازی درون اینست که هر نوع فکری که نمی توانیدآن را با صدای بلند به دیگران (همه )بگویید ، حتی برای سرگرمی هم درسر خودنگه ندارید . فضای درون خودرا پاکیزه نگه دارید .

4-چیزی را نگویید مگر اینکه حقیقت داشته باشد ویا مفید و خوب باشد .

برخی مدام درحال صحبت کردن هستند ، چه در اتوبوس ؛، چه در محل کار و یا هرجای دیگری ، ولی اگر به چیزهایی که می گویند دقت کنیم می بینیم که فقط تعداد کمی از آنها مفید و واقعا جالب هستند !

این افراد نه تنها اطرافیان را آشفته می کنند بلکه مقدارزیادی انرژی برای صحبت کردن هدر می دهند . هرچه چیزهای بی فایده بیشتری بگوییم ، چیزهای بی فایده بیشتری به ذهنمان وارد می شود .

اگر احساس می کنید من در حال توصیف شما هستم ، دلسرد نشوید من اینجا هستم تا به شما بگویم که می توانید این کاررا رها کنید . بعضی ها روزهایی رابه تمرین اختصاص می دهند ودر آن اصلا صحبت نمی کنند ، مطالعه می کنند و یا از کامپیوتر استفاده می کنند . و در پایان روز یک حس عالی از آرامش و فضا و انرژی متلاطم دردرونشان ایجاد می شود .

از آنچه می گویید آگاه باشید و فقط در صورتی آن را برزبان بیاورید که یکی از موارد زیر درباره آن صادق باشد :

آیا چیزی که می گویم ...

- برای من حقیقت دارد ؟ آیا قلبا به آن اعتقاد دارم ؟

-برای کسی و یا موقعیتی مفیدیا کمک کننده است؟

-آیا از سر مهربانی یا دلسوزیست؟ یا برای تعارف و یا پیشنهاد کمک ؟

نتیجه:

پس از امتحان این قوانین متوجه شدم که اگر برای 21 روز به این نصایح عمل کنید ،شما متوجه یک تغییر زیبای درونی خواهید شد ، ازسرو صدا به سکون و از آشفتگی به وضوح!

ممکن است درابتدا سخت به نظر بیاید ، اما آن را به طور مداوم و آگاهانه برای سه روز انجام دهید وپس از آن راحت تر خواهد بود. تا 7 روز ادامه دهید و سپس 21 روز . لطفا به خودتان اجازه لغزش از قوانین را ندهید و ببینید که این اتفاق می افتد !بعد از مدتی شاهد تغییرات جهان بیرونتان خواهید بود ، همانند جهان درونتان که تغییر کرده است !

لطفا برگردیدو تجربیاتتان را با ما در میان بگذارید

یک نکته دیگر : اجازه دهید قلبتان شمارا راهنمایی کند ، به آن اعتماد کنید و به حرفش گوش بسپارید

نوشته : تینا سو

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha