نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ جمعه ۱۹ آذر
اِجُّمعَة ٩ ربيع الاول ١٤٣٨
Friday, December 09, 2016
کد : 671-47073      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ چهارشنبه ۱۷ ارديبهشت   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ چهارشنبه ۱۷ ارديبهشت    تعداد بازدید : 70

پدر و مادر بر زن و فرزند مقدم هستند

پدر و مادر بر زن و فرزند مقدم هستند

امام صادق عليه السلام فرمود: مردى نزد پيامبر آمده عرض كرد: مرا سفارش نما، حضرت فرمود: براى خدا شريك مگير، گرچه تو را به آتش ‍ بسوزانند و شكنجه ات كنند مگر اينكه (از روى ترس باشد ولى ) قلب تو به ايمان مطمئن باشد.

پدر و مادرت را اطاعت كن و نيكى نما چه در حال حيات يا در حال مرگ و اگر پدر و مادر به تو دستور دادند كه از خانواده و ثروت خود جدا شوى انجام ده كه از ايمان است .(292)

مؤ لف گويد: اين حديث را بايد كسانى كه بخاطر مال و همسر از پدر و مادر جدا شده اند بيشتر دقت كنند، يك مرد موفق كسى است كه پدر و مادر و همسر را با حفظ حقوق متقابل با خود نگه دارد، و بداند كه احترام و رعايت پدر و مادر هرگز قابل مقايسه با همسر نيست ، هيچكس پدر و مادر نمى شود و با هيچ دليلى نمى شود به آنان اهانت كرد و يا كوتاهى نمود.

البته پدران و مادران دورانديش خوب مى دانند كه بايد جوان خود را مخصوصا هنگام ازدواج درك كنند و بدانند احيانا اگر جوانشان در سرآغاز زندگى جديد گاهى كم لطفى مى كند يا انتظارات آنها را انجام نمى دهد، مقطعى است و نبايد خيلى سخت بگيرند، شور زندگى جديد و جوانى و نيروى جنسى و مسائل ديگر گاهى جوان را از بسيارى از مسائل از جمله پدر و مادر غافل مى كند.

جوانان نيز بايد بدانند درست همان لحظات و ايامى كه اوج خوشوقتى و لذت آنان در زندگى جديد است ، براى پدر و مادر از نقطه هاى عطف زندگى است و همان ايام غفلت شما از پدر و مادر جنبه هاى ديگر دارد و آنها انتظار دارند جوانشان در هنگام ازدواج بيشتر به آنها توجه كند و جوان هم در اثر ازدواج اگر از پدر و مادر غافل شود مسئله ساز خواهد بود.

مشكله ازدواج اين است كه انتظارات پدر و مادر زياد غفلت جوان هم بخاطر ازدواج زياد است و اينجا اين جوان هوشيار است كه بايد با دقت و هوشيارى از اين مرحله به سلامت عبور كند.

الا اى يوسف مصرى كه كردت سلطنت مغرور!!

پدر را باز پرس آخر كجا شد مهر فرزندى

حضرت يعقوب پس از سالهاى طولانى كه در فراق يوسف گريست و افسوس خورد، بالاخره فهميد كه يوسف در مصر است و به مقام رياست رسيده است ، تصميم گرفت تا به نزد يوسف براى ديدار او برود، كاروان حضرت يعقوب به مصر نزديك مى شد، يوسف فهميد كه پدر وارد مى شود به استقبال او آمد.

امام صادق عليه السلام فرمود: يعقوب با ديدن يوسف پياده شد،(293) يوسف خواست پياده شود، اما مقام و رياست نگذاشت تا در مقابل پدر پياده شود، همينكه بر پدر سلام كرد، جبرئيل بر نزد يوسف آمد و گفت :

اى يوسف خداوند متعال به تو مى گويد: چه شد كه در مقابل بنده شايسته من پياده نشدى ؟ اين مقام و رياست ؟ باز كن كف دست خود را، يوسف دست خود را گشود، ناگاه نورى از ميان انگشتانش خارج شد، پرسيد: اين چه بود؟ جبرئيل گفت : (نور پيامبرى بود) هرگز از نسل تو پيامبرى نخواهد آمد، اين مجازات تو بود بخاطر برخورد تو با پدرت يعقوب كه در مقابل او پياده نشدى .(294)

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha