نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ شنبه ۲۰ آذر
اِسَّبِت ١٠ ربيع الاول ١٤٣٨
Saturday, December 10, 2016
کد : 671-46513      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ سه شنبه ۱۶ ارديبهشت   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ سه شنبه ۱۶ ارديبهشت    تعداد بازدید : 36

ارتباطات ميان فردی

واژهCommunication در لغت به معنی: 1- ارتباط، رابط، رسانگری، رسانش (خبر، علامت و غیره) مبادله، تبادل، گفت و شنود، مکاتبه و مخابره؛ 2- خبر، اطلاع، علامت (داده یا مخاطره شده) آگهگان، اگه سازی؛

واژهCommunication در لغت به معنی: 1- ارتباط، رابط، رسانگری، رسانش (خبر، علامت و غیره) مبادله، تبادل، گفت و شنود، مکاتبه و مخابره؛ 2- خبر، اطلاع، علامت (داده یا مخاطره شده) آگهگان، اگه سازی؛

3- رابطه صمیمی، رابطه نزدیک (دل به دل)؛ 4- وسیله ارتباط، رسانه، رسانگر، (جمع) وسایل ترابری (مانند راه آهن و کامیون) و راهرو؛

5- بیان (شفاهی و کتبی)، علم رساندن علامات و اطلاعات؛[1] 6- مصدر متعدّی: ربط دادن، بستن، بر­بستن، بستن چیزی را با چیز دیگر؛ 7- اسم مصدر: بستگی، پیوند، پیوستگی و رابطه [2] آمده است. 

ارتباطات در اصطلاح، انتقال و تبادل اطلاعات، معاني و مفاهيم و احساسها بين افراد در سازمان با واسطه يا بلاواسطه را گویند.[3] می­توان گفت: ارتباطات فراگردی است که طی آن افراد از طریق انتقال علایم پیام، به ارسال و دریافت معنی مبادرت می کنند.[4] 

ارتباط میان فردی، ارتباطی است که بر دو رکن استوار باشد: 1) ارتباط برقرار کنندگان باید منحصر به فرد بودن خصوصیات رفتاری یکدیگر را بپذیرند و 2) پیام هایی را طراحی و ارسال کنند که نمایانگر پذیرش این موضوع باشد.[5]

 اهمیت ارتباطات 

تمام شواهد، آشکارا حکایت از آن دارد که مهارت در ارتباط گفتاری و نوشتاری نه تنها برای کسب شغل بلکه در عملکرد مؤثر در کار نیز حیاتی و دارای اهمیت بسیار است. بیشتر مدیران اجرایی، مهارت در برقراری ارتباطات را برای عملکرد مؤثر در کار، حیاتی قلمداد می­کنند و برای بیان این اهمیت از عباراتی مانند «بی نهایت مهم»، «بسیار مهم» و یا «مهم­ترینها» استفاده می­کنند.

برخی از مدیران اجرایی معتقدند که رابطه مستقیمی میان سودآوری و توانایی در برقراری ارتباطات با کارکنان وجود دارد. گفته می­شود بهره­برداری خوب با ارتباطات خوب، رابطه تنگاتنگی دارد.

برای مدیران به دلایل زیر ارتباطات مؤثر اهمیت دارد. 

1- ارتباطات فراگردی است که وظایف برنامه­ریزی، سازماندهی، هدایت، رهبری و کنترل مدیریت توسط آن انجام می­شود. 

2- ارتباطات فعالیتی است که مدیران برای هماهنگ کردن و متناسب نمودن وقت خود از آن بهره می­گیرند.[6]

عناصر فرایند ارتباطات

 ارتباط فرایندی است که همه رخدادها و روابط بین آنها به صورت پویا و به طور مداوم در حال تغییر و اثرگذاری بر یکدیگر هستند. به طور کلی از عناصر فرایند زیر در ارتباطات استفاده می­شود.

 1- فرستنده: یعنی کسی که مسئوول به رمز درآوردن یک معنی و مفهوم به صورت یک پیام است. 

2- دریافت کننده: فردی که پیام را از رمز خارج کرده و به صورت یک معنی ادراک می­کند. دریافت کننده ممکن است بازخورد به فرستنده پیام بدهد یا ندهد. 

3- بازخورد: فراگردی است که توسط آن دریافت کننده، برقراری ارتباط را تایید کرده و پیامی درباره چگونگی احساس خود نسبت به پیام دریافتی برای فرستنده ارسال می­دارد.[7] 

4- پیام: به طور کلی هر ارتباط، بر اساس چیزی که مفهومی را برساند، استوار خواهد بود و آنچه مفهوم را می­رساند پیام است. پیام ممکن است کلامی و لغوی یا غیر کلامی یا غیر لغوی باشد.

پیامهای کلامی معمولا از کلماتی تشکیل شده­اند که گفته یا شنیده می­شوند. در صورتی که پیامهای غیرکلامی از فرستنده ناشی می­گردد

و دربرگیرنده حالت چهره، حرکات و وضعیت بدن، تماس جسمی، تن صدا و غیره است. البته پیامهای غیر کلامی از زمینه ارتباطات مانند زمان و مکان نیز ناشی می­گردد. به هر ترتیب، هر پیامی باید از طریق حواس پنجگانه انسان ارسال و دریافت شود.

بنابراین پیامها دیده، شنیده، لمس، چشیده، و یا بوئیده می­شوند. [8]

 5- رمز پيام: پيام از شكل يك مفهوم و فكر، به علائم قابل ارسال تبديل مي­شود. 

6- مجاري پيام: وسيله و طريقه انتقال پيام را مجاري پيام گويند. (مانند هوا براي انتقال كلام، كاغذ جهت ارسال نامه، امواج الكترومغناطيس در انعكاس تصویر).

 7- كشف رمز پيام: فرايندي است كه دريافت­كننده بر اساس آن، پيام را به اطلاعات مورد نظر فرستنده تفسير مي­نمايد. كشف رمز پيام بر اساس تجربۀ گذشته دريافت­كننده، تفسير فرد از سمبل­ها (علائم)‌، انتظارات و مقاصد دو طرف (فرستنده و گيرنده) از پيام است. 

8- اختلال يا پارازيت: هرگونه مانعي كه باعث عدم ارسال پيام يا عدم درك پيام شود، اختلال گفته مي­شوند. اين موانع مي­تواند فني، تجهيزاتي و ادراكي باشد.[9]

چرخه حيات يك ارتباط میان­فردی

 مارك نپ (mark knapp) مراحل شكل­گيري يك رابطه را به صورت زير بیان می­کند که نظريه وی در تمام روابط موجود ميان انسانها به صورت دو مرد يا دو زن به عنوان دوست، همكار، همسايه، شريك و غيره، قابل بررسي است.

 1ـ مرحله آغاز (Initiating): در برگيرندۀ اولين تلاش­هاي ما براي ايجاد رابطه و گفتگو با شخص تازه­اي است كه براي اولين بار با او روبرو ميشويم مانند: سلام، حال شما چطور است؟، هوا چطور است؟. 

2ـ مرحله آزمودن (Experimenting): مرحله­اي است كه در آن سعي مي­شود از طريق موضوع­هاي مشخص، مكالمه­ی اطلاعاتي در مورد نحوه تفكر و نگرش طرف مقابل به دست آورد. معمولا ً پرسش­هاي زيادي از طرف مقابل می­شود و بيشتر سعي در شنيدن داريم تا در سخن گفتن.

3ـ مرحله چفت و بند يا سفت كردن (Intensifying): با پديدار شدن دگرگوني­هاي فراواني در رفتارهاي ارتباطي، چه كلامي چه غير كلامي، بين طرفين رابطه شكل مي­گيرد كه اكنون با يكديگر نزديك شده و مرحله قبل را گذارنده­اند.

در اين مرحله درجه بيشتري از گشودگي و افشا رخ مي­دهد كه ميزان خودگشودگي تحت ثأثير فرهنگ­ها قرار مي­گيرد در فرهنگ­هاي محافظه­كار، افراد به خصوصيات منفي خود نمي­پردازند و سعي بيشتر در پنهان داشتن نقاط ضعف خود دارند. 

4ـ مرحله كامل كردن يا ادغام (Integrating): زماني تحقق مي­يابد كه دو انسان به عنوان دو دوست يا دو زوج به همدیگر بنگرند. در اين مرحله هر يك از طرفين رابطه سعي در پرورش و نشان دادن خواسته­ها، علايق و نگرش­هاي خويش در جهت توافق طرف مقابل دارد.

در اين جا «من» به «ما» تبديل مي­شود كه سعي مي­كند كه هر چه طرف مقابل مي­پسندد و مي­پذيرد، او نيز مي­پسند و مي­پذيرد.

5ـ مرحله پيمان بستن (Bonding): مرحله­اي بيشتر رسمي و مبتني بر مراسم و آيين­هاي مرسوم است که ممكن است به شكل مراسم نامزدي يا ازدواج، برادرخواندگي، و هر نوع پيمان محكم و لازم الاجرايي در روابط بين اشخاص درآيد.

اين مرحله صميمانه­ترين مرحلۀ یک رابطه است. 

روابط بین اشخاص ممکن است در هر یک از مراحل نام برده، قبل از مرحله پیمان بستن، آن طور که اشاره شد، توقف کند و هرگز به مرحله پیمان بستن که صمیمانه ترین مرحله مراحل یاد شده است نرسد

باید گفت حتی صمیمانه ترین روابط که به مرحله پیمان بستن نیز رسیده اند در معرض خطر بوده و در جهت تخریب و جدایی قرار می گیرند .

مراحل پیمان بستن تا جدایی کامل نیز پنج مرحله است که به قرار زیر می باشد: 

6ـ مرحله افتراق (Differentiating): زماني به وقوع مي­پيوندد كه دو طرف رابطه يا يكي از آنها احساس كند كه رابطۀ او با ديگري، او را كاملا ًمحدود و در چارچوب معيني محبوس كرده است. از اين رو تصميم مي­گيرند كه خود را از اين قيد برهانند.

در چنين وضعيتي آنها بيشتر به تفاوت­هاي يكديگر و يا نقاط مورد اختلاف با يكديگر مي­انديشند تا به وجوه اشتراك كه در گذشته برايشان از اعتبار بيشتري برخوردار بود. 

7ـ مرحلۀ محدود كردن (Circumscribing): اشاره به مرحله­اي دارد که طرفين رابطه شروع به كاهش دفعات ارتباط و نيز تقليل صميميت مي­كنند. 

8ـ مرحله بي­روح شدن و توقف رابطه (Stagnating): بيانگر افزايش تخريب و تباهي كه طرفين آن تلاش در حفظ و یا پيوند محدود آن دارند. 

9ـ مرحلۀ پرهيز از يكديگر (Avoiding): مرحله­اي است كه طرفین در آن مي­كوشند با ابزار گريز، از بار غم و درد رابطه­اي كه باعث ناراحتي مي­شود، بكاهند. 

10ـ مرحلۀ جدايي (Terminating): آخرين مرحله در هر رابطه­اي ميان اشخاص يا حداقل ميان دو نفر است. روابط ميان اشخاص دير يا زود به جدايي مي­انجامد به تعبيري هر رابطه در نهايت به جدايي كشيده مي­شود.[10]

موانع ارتباطات ميان­فردي 

عوامل متعددی می­تواند در نحوه ارتباطات میان­فردی و اثربخشی آن اثر نامطلوب به­جای گذارد. مهمترین عواملی را که در ارتباطات بعنوان مانع شناسایی کرده-اند، به شرح زیر است.

الف ) موانع ذاتی 

1. ادراکي (شناختي): هر فرد حوادث مربوط به خود را بر حسب زمينه فرهنگي، اجتماعي و رواني مختص به خودش درک مي­کند.

بنابراين، هنگام برقراري ارتباط، هر کسي به تصور خود از حادثه يا نقشه ذهني خود رجوع می­کند در نتيجه موجب پيدايش موانع ارتباطي مي­شود؛ زيرا نقشه­هاي ذهني افراد با هم متفاوتند. 

2. اجتماعي: افراد به نقش خود در سازمان­هاي اجتماعي خو­گرفته­اند؛ چنانکه مجموع لغات، اصطلاحات و محدوديت­هاي گروه اجتماعي، بر رفتار و نيازهاي اجتماعي متفاوت آنها در برقرار کردن ارتباطات اثر­گذارده، نوع ارتباط را مشکل مي­سازد.

3.ارزش­هاي فرهنگي: خصوصيات فرهنگي متفاوت ميان دو قشر، خود نوعي مشکل ارتباطي است‌ براي مثال؛ موانع ارتباطي بين مديريت و کاگران به دليل فرهنگ حاکم بر هر قشر آنقدر بزرگ است که ناظر بي­طرف را به حيرت وا­مي­دارد. 

4.معاني (زبان): مسائل مربوط به معاني غالبا در تفسير اسناد مکتوب پيش مي­آيد. مفهوم ذهني اين امر براي مدير آن است که خط­مشي و رويه­هاي مکتوب نياز به توجه خاص دارد.

 5.اثر انگيزه: مسائل رواني از قبيل هيجانات، خشم، درد و خوشحالي، بر تفسير ما از پيام اثر مي­گذارد

براي مثال اگر ما توقع دريافت يا شنيدن امر خاصي را داشته باشيم، اين انتظار بر دريافت پيام اثر مي­گذارد يا اينکه اگر پيامي را که متعارض با دانش و عقيده ماست، دريافت کنيم معمولا ممکن است براي اجتناب از تشويق ذهني، آن را ناديده بگيريم. 

6.ارزيابي منابع: آيا منبع پيام قابل اعتماد است؟ آيا به واسطه خود پيام مي توان منبع آن را معتبر دانست و پيام را پذيرفت؟

اين­گونه ارزيابي­ها و ترديدها نسبت به منبع پيام در برقراري ارتباط، اختلال ايجاد مي­کند.

7.علائم غير کلامي و متناقض: کيفيت صدا، بيان فيزيکي، و وضعيت جسماني مي­تواند به ارتباطات کمک کند يا آن را به تاخير اندازد. 

8.اختلال: هر ابزار ارتباطي ضعف­هايي دارد. عبارات بي سر و ته و ساخت ضعيف جملات در ارتباط کتبي يا توهمات و محدوديت­هاي بياني در ارتباط شفاهي موجب اخلال و در نتيجه ارتباط غير موثر مي­گردد.[11]

ب) موانع فنی 

شامل استفاده از وسایل ارتباطی برای انتقال پیام است. اینکه پیامی به صورت کتبی- شفاهی، به وسیله تلفن یا وسایل ارتباط جمعی و شبکه­های کامپیوتری جهانی منتقل شود بر نحوه اثرگذاری پیام، تأثیر مثبت یا منفی خواهد گذاشت. [12]

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha