نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ چهارشنبه ۱۷ آذر
اِلأَربِعا ٧ ربيع الاول ١٤٣٨
Wednesday, December 07, 2016
کد : 672-46375      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ دوشنبه ۱۵ ارديبهشت   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ دوشنبه ۱۵ ارديبهشت    تعداد بازدید : 79

منِ گوشه نشین منزوی!

منِ گوشه نشین منزوی!

 

افراد منزوی, افراد انزواطلب,علت انزوا گزینی

می گوید: " فردی منزوی، گوشه‌گیر و همیشه تنها است.  دوست ندارد در جمع های گروهی شرکت کند. ترجیح می دهد در گوشه ای خلوت بنشیند و بی هیچ هم صحبتی خودش را با چیزی که معمولا بازی های تلفن همراهش هست، مشغول کند. از اینکه هیچ دوستی ندارد احساس ناراحتی می کند و گاه به خاطر اینکه دیگران به راحتی حقش را پایمال می کنند، دلخور  و ناراحت می شود و....

این ها همه خصوصیات افراد انزواطلب و گوشه گیری هستند که یکی از آنها مراجعه کننده من بوده است.

در این یادداشت به افراد منزوی و ویژگی های آنها خواهیم پرداخت و در نهایت چند راهبرد درمانی  برای  برطرف کردن مشکل مطرح خواهیم کرد.



ویژگی های افراد منزوی را بشناسید:

دوری از روابط اجتماعی


 یکی از برترین مشخصه های شخصیت افراد منزوی، ترس اجتماعی آنان است. ترس از قضاوت دیگران نسبت به خود و افکار منفی و پریشان کننده که غالبا با زیر سوال بردن خود و نادیده گرفتن شایستگی ها  و توانایی ها همراه است، باعث می شود که حضور در جمع برای شان آزاردهنده و غیر قابل تحمل باشد. به همین دلیل، افراد منزوی اهل معاشرت نیستند و به شدت از برقراری ارتباط با دیگران گریزان هستند. آنها به سختی در جمع های خانوادگی، دوستانه و... حاضر می شوند؛ شرکت در محافل عمومی به قدری برایشان مشکل است که سعی می کنند به بهانه های مختلف از رفتن امتناع کنند، و در صورت حضور اجباری هم، در گوشه ای می نشیند و به سختی ارتباط برقرار می‌کنند و در طول مدت حضور،  مدام به فکر فرار هستند و می خواهند سریعتر این نشست ها خاتمه بیابند. این افراد دوستان زیادی ندارند و با آن دوستان محدود خود هم، ارتباطات عمیقی ندارند. همیشه در خود فرورفته هستند اگر چه شاید بتوانند در کارهایشان موفق باشند و با تمرکز بسیار آن ها را پیش ببرند ولی در تعاملات‌ اجتماعی به قدری دچار مشکل می شوند که نمی توانند برای حل مشکلی از دوست و یا همکار خود  طلب کمک و مساعدت کنند.

همیشه مضطرب و نگران
 


استرس ها و فشارهای روحی بی امان، جز جدایی ناپذیری از درون آشفته آنهاست. همیشه یک نگرانی بی علت، این افراد را آزار می دهد. اگر چه شاید در ظاهر آرام و قرار داشته باشند اما  در باطن مضطرب و بیقرارند تا آنجایی که دلشوره و تپش قلب، مهمان همیشگی وجود آنهاست. اضطراب به قدری بر آنان مستولی است که آستانه تحمل آنان را پایین می آورد و عصبی و سریع العمل شان می کند؛ مثلا، ممکن است بی حوصله شوند، خیلی زود از کوره در بروند، داد وفریاد کنند و... ، البته این رفتارها را کسی نمی بیند جز اطرافیان نزدیک این شخص.

اعتماد به نفس پایین


انزوا گزینی این افراد باعث می شود که هرگز به چشم نیایند. آنها نمی توانند همانند دوستان و آشنایانشان، توانایی ها و استعدادهایش را بروز دهند و در معرض نمایش دیدگان دیگران قرار دهند؛ به همین دلیل از نظر اطرافیان و یا حتی خودشان، فردی "بی هنر" شناخته می شوند. این وضعیت، احساس های ناخوشایندی به همراه دارد که باعث می شود اعتماد به نفس فرد روز به روز، بیش از پیش کمتر و کمتر شود.

عدم بروز احساسات


این افراد هرگز نمی توانند اظهار نظر کنند و از همه مهمتر آن که هیچ گاه قادر نیستند  احساسات و عواطف واقعی خود را مستقیما به افراد مورد علاقه شان ابراز و بیان کنند. سکوت های طولانی و نادیده گرفتن نظرات و احساسات، باعث می شود  اعتماد‌به‌نفسشان را کاملا از دست بدهند و به فردی افسرده تبدیل ‌شوند. 

ترس از تمسخر


فرد منزوی، از این‌که دیگران او را مسخره کنند، به شدت می‌ترسد. به همین خاطر در بحث‌ها و گفتگو‌ها شرکت نمی کند و ترجیح می دهد هیچ نگوئید و ساکت باشد تا مبادا دیگران با نظر و احساسش مخالفت کنند و یا به سخره اش بگیرند. غالبا گوشه ای می نشیند و هراز چند گاهی آن هم به معنای تائید حرف دیگران سرش را تکان می دهد و یا نیم لبخندی می زند.

نادیده گرفتن حقوق


افراد منزوی، اهل رقابت و درگیری نیستند. این حس در آنها به قدری قوت دارد که معمولا همیشه از حق خود می گذرند و به دیگران هم اجازه می دهند که حقوق آنها را پایمال کنند.

علت انزوا گزینی چیست؟


مشکلات خانوادگی


بی سرو سامان بودن خانواده و نداشتن یک خانواده سالم، یکی دیگر از دلایل است. بسیاری از مشکلات خانوادگی مانند اعتیاد یکی از والدین‌، طلاق، خشونت های درون خانوادگی بالخص از جانب پدر، طبقه اجتماعی بسیار پائین، فقر اقتصادی و فرهنگی  و... باعث می شود که فرد دارای نوعی شخصیت دوری گزین شود. زندگی در چنین شرایطی، فرد را، یا خجالت‌زده و شرمنده می کند یا حسرت به دل. از آنجایی که این افراد خود را کمتر از دیگران می بینید و احساس حقارت می کنند، سعی می کنند شرایط زندگی خود و مشکلات آن را از دیگران پنهان کنند؛ که همین امر، آنها را  به فرد گوشه گیر و انزوا طلب تبدیل می کند.

شیوه تربیتی مستبدانه


برخی از خانواده ها با شیوه تربیتی بسیار سخت و مستبدانه خود، باعث پرورش افراد منزوی و دوری گزین شده اند.  تحت سلطه زیاد والدین قرار گرفتن، امر و نهی های بسیار و یک جانبه،  چک شدن همه رفتارها توسط والدین، عدم اطمینان به توانایی ها و شایستگی های  فرزند و... از جمله عوامل تربیتی است که فرد را انزوا طلب و گوشه گیر می کند.

خجالتی بودن


گاهی فرد به خاطر خجالتی بودن، از شرکت در محافل اجتماعی و برقراری ارتباط امتناع می کند. عدم تمایل به  گفتگو و اظهار نظر نکردن حتی در موضوعات دلخواه و مورد پسند، از نشانه های این عامل  است. کمرو و خجالتی بودن دلایل متعددی دارد که ازمهمترین آنها می توان به اشتباهات تربیتی، تقلید و الگو سازی از والدین  یا یکی از افراد محبوب، و به کمبودهای فرد و احساس حقارت ناشی از آن، اشاره کرد.

عدم اعتماد‌به‌نفس


غالبا  انسان‌های منزوی و کم‌حرف، افرادی با اعتماد به نفس پایین هستند. عدم اعتماد‌به‌نفس باعث می شود آنها خود را نادیده بگیرند و توانایی دیگران را همیشه بیش از خود تعریف کنند. روان شناسان معتقدند: کمتر دانستن خود از دیگران، همیشه مخرب است و منجر به انزوا گزینی، ترس از مواجهه و در نهایت دوری و فرار از اطرافیان می شود. با این وجود متخصصان می گویند: یکی از روش‌های جانبی کاهش انزوا در این افراد ، پرورش و تقویت اعتمادبه‌نفس در آنان است.



چه باید کرد؟


 برای مواجهه با انزواطلبی، بهتر است به نکات طلایی زیر توجه کنید:
· برای درمان و مقابله با این مشکل، سریعتر به یک روان شناس مراجعه کنید.


· با کمک روان شناس، توانایی ها و استعدادهای خود را بشناسید. با پذیرش شایستگی هایتان می توانید آنها را به دیگران هم نشان دهید.

· در بحث های گروهی شرکت کنید. ممکن است در نخستین دفعات متحمل اضطراب زیادی شوید، اما تاب بیاورید و سریع میدان را خالی نکنید. با ماندن و تکرار و تمرین می توانید موفق شوید.

· هرگز خود را با دیگران مقایسه نکنید. بپذیرید هر فردی در عین توانایی، کمبودها و نقص هایی دارد که ممکن است آنها دقیقا نقاط قوت شما باشند. پس سعی کنید خود را دست کم نگیرید و صرفا با اتکا به نقص ها،  کمبودهایتان را با توانمندی های دیگران محک نزنید. آیا بهتر نیست توانمندیهای خودتان راهم با کمبودهای دیگران مقایسه کنید؟

· هر چقدر از ترس هایتان دوری کنید، مشکلاتتان بیشتر خواهد شد، پس با ترس های خود مواجه شوید. مثلا، اگر از ترس تمسخر دیگران، اظهار نظر نمی کنید و احساساتتان را ابراز نمی نمائید، بهتر است برای یک بارامتحان هم که شده، با ترس تان مقابل شوید و در نهایت نتیجه را بررسی کنید. بی گمان به اشتباه بودن تصورات خود پی خواهید برد.

· اعتماد به نفس خود را تقویت کنید و تحت هیچ شرایطی، آن را از دست ندهید. به توانایی های هر چند کوچک و جزیی خود بسیار توجه کنید و مدام تلقینات مثبت داشته باشید؛ مثلا ،جمله "من می توانم" را به کرات تکرار کنید و یا با خود قرار بگذارید که از این پس، قصد اظهار نظر دارید و  می خواهید احساسات خود را مستقیما ابراز کنید ولو اینکه نامطلوب و مورد پسند از نظر دیگران باشند.

· با  انزوای خود بجنگید. بهتر است شغل و یا تفریحی را انتخاب کنید  که مجبور باشید با دیگران تعاملات اجتماعی داشته باشید .مثلا، در تورهای مسافرتی و کلاس های گروهی که مورد علاقه تان است، شرکت کنید. حضور در جمع، نه تنها  خجالت و یا ترس اجتماعی شما را برطرف می کند بلکه به مرور زمان، مشتاق به گفتگو یتان می کند.

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha