نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ يکشنبه ۲۱ آذر
اِلأَحَّد ١١ ربيع الاول ١٤٣٨
Sunday, December 11, 2016
کد : 592-46272      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ دوشنبه ۱۵ ارديبهشت   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ دوشنبه ۱۵ ارديبهشت    تعداد بازدید : 41

دارم عاشق می شوم!

آیا شما جزو آن دسته از افرادی هستید که گمان می کنند عشق تنها در داستان هاست

 آیا شما جزو آن دسته از افرادی هستید که گمان می کنند عشق تنها در داستان هاست؟ تا به حال در اطراف خود دیه اید که عده ای عاشقانه همدیگر را دوست دارند و حتی بعد از ازدواج این عشقشان ادامه دارد و عده ای دیگر مانند لیلی و مجنون سرنوشتشان جدایی است؟ 
تا به حال به عشق فکر کردید؟ تا به حال احساس کرده اید که عاشق شده اید؟
عشق به عنوان يک داستان
قصه های عاشقانهی افراد با هم فرق دارد، برخی هستند که قصه ی عشقشان واقعا عاشقانه و از سر احساسات و برخی دیگر از سر تجارت و بصورت کاملا معاملانه است و در کنار همه ی اینها داستان های متفاوت دیگر نیز وجود دارد.
چه چيزي بين ما دو نفر کم است؟
مرد و زن معمولا در قدم اول جاذبه‌هاي جسمي همديگر را مي‌بينند و بعد ارزش‌هاي مشترکشان را کشف مي‌کنند اما مدتي بعد از شروع رابطه، متوجه مي‌شوند چيزي بينشان کم است. آن چيز، معمولا مشترک نبودن «قصه»‌هايشان است. چنين زوجي مثل دو بازيگر تئاتر هستند که با هم روي صحنه آمده‌اند و هريک به‌تنهايي خوب نقششان را بازي مي‌کنند، اما اشکال اجرايشان اين است که هرکدام نقشي از يک نمايشنامه را بازي مي‌کنند.
براي اينکه با طرف‌ مقابلتان همسو باشيد و در کنار هم باقي بمانيد، «قصه»‌هايتان بايد با هم همخواني داشته‌باشد. اگر مي‌خواهيد رابطه پايداري داشته باشيد، بايد کسي را پيدا کنيد که او هم «قصه» مشابهي با شما داشته باشد و اگر مي‌خواهيد روابطتان را با طرف مقابلتان بهبود دهيد، بايد بتوانيد «قصه»‌تان را اصلاح کنيد و داستان‌هايي را که به درد نمي‌خورد، دور بريزيد.
شروع داستان
عشق در وجود ما از همان شروع تولد شکل می گیرد. اين عقایدی که در باره عشق داریم  براساس شخصيت ذاتي ما، تجربه‌هاي ابتدايي‌ و مشاهده روابط والدينمان ساخته مي‌شوند. البته تصويري از عشق که در کتاب‌ها، فيلم‌ها و قصه‌ها وجود دارد نيز در شکل‌گيري عقايد ما نقش مهمي دارد. همه ما به دنبال آن هستيم که خودمان يکي از اين نقش‌ها را در زمينه عشق بازي کنيم.
من در پژوهش‌هايم از طريق مصاحبه با افراد موفق شده‌ام 25 «قصه» رايج را که مردم با آنها عشق را توصيف مي‌کنند، شناسايي کنم. البته در اين ميان 3 «قصه» از بقيه رايج‌تر بودند: اول «قصه سفر» که در آن فرد معتقد است: «شروع يک رابطه، مثل شروع يک سفر است که مي‌تواند هيجان‌انگيز و در عين حال دشوار باشد.». دوم «قصه باغبان» که در آن فرد اعتقاد دارد: «اگر ما به رابطه‌مان به ميزان لازم توجه نکنيم، نابود خواهدشد.» و سوم «قصه شوخي» که در آن اعتقاد شخص بر اين است که: «جدي گرفتن بيش از حد رابطه عاشقانه، آن را خراب مي‌کند!» پژوهش‌هاي ما نشان مي‌دهد هيچ‌کدام از قصه‌ها الزاما باعث خوشبختي نمي‌شوند؛ اما در بعضي از آنها احتمال بدبختي بيشتر است مثلا قصه‌هاي «تجاري»، «تنوع‌طلبي»، «حاکميت»، «ترسناک»، «رمزآلود»، «پليسي» (به نظر من بايد حواست به هر حرکت طرف مقابلت باشد)، «جبراني» (من به کسي نياز دارم تا کمکم کند از زندگي نکبت‌بار گذشته‌ام بيرون بيايم)، «علمي‌تخيلي» (من معمولا جذب کساني مي‌شوم که خصوصيات عجيب و غيرعادي دارند) و قصه‌هاي «تئاتري» (من فکر مي‌کنم رابطه‌ام با طرف مقابل شبيه يک نمايشنامه است).
چگونه اين قصه‌ها روابط ما را شکل مي‌دهند؟
وقتي با زوجي صحبت مي‌کنيد که به‌تازگي از هم جدا شده‌اند، مي‌بينيد داستاني که هر يک تعريف مي‌کنند، با ديگري کاملا متفاوت است. در حقيقت هر يک از آنها «قصه» خودشان را دارند. مهم‌ترين نکته در يک رابطه سالم و شاد دوطرفه اين است که «قصه‌هاي» دو طرف يا در حقيقت انتظارات آنها با يکديگر همخواني داشته باشد. هر چه «قصه» دو نفر بيشتر با هم همخواني داشته باشد، ارتباط بهتري خواهندداشت. «قصه» دو نفر در صورتي با يکديگر همخواني دارد که نقش‌هاي مکمل را در يک داستان بازي کنند مثل نقش شاه و ملکه يا اينکه قصه آنها آنقدر به هم شبيه باشد که بتوان دو قصه را با هم تلفيق و قصه واحدي خلق کرد.
چطور داستاني با پايان خوش بنويسيم؟
وقتي در رابطه‌تان با طرف مقابل دچار مشکل مي‌شويد، تغيير رفتارها و عادت‌ها کمکي به حل مشکل نمي‌کند زيرا بحران از داستاني که در آن ايفاي نقش مي‌کنيد سرچشمه مي‌گيرد. براي حل ريشه‌اي بحران، بايد داستانتان را عوض کنيد. اگر با طرف مقابل‌ مشکل داريد، به جاي چشم دوختن به معايب او، به اين نکته دقت کنيد که چقدر با انتظارات شما هماهنگ است. به قلبتان رجوع کنيد و ببينيد داستان رومانتيکي که واقعا دوست داريد، کدام است. سپس به اين فکر کنيد که آيا چنين داستاني مي‌تواند به اين جمله زيبا ختم شود: «... و آنها به خوبي و خوشي تا آخر عمر با هم زندگي کردند.» وقتي متوجه شديد چه باورها و عقايدي در پس داستانتان نهفته است، مي‌توانيد قبول کنيد که بهتر است بعضي قسمت‌هاي آن را تغيير دهيد. از خودتان بپرسيد از داستاني که در حال حاضر در آن ايفاي نقش مي‌کنيد چه بخش‌هايي را مي‌پسنديد و چه بخش‌هايي را دوست نداريد؟ چطور مي‌توانيد سناريو را بازنويسي کنيد؟ خوشبختانه خودتان نويسنده‌ايد و مي‌توانيد براي خودتان پايان خوشي را رقم بزنيد
داستان عشقتان را پيدا کنيد
اگر دوست داريد بفهميد قصه عشق شما کدام است، بد نيست اين آزمون را انجام دهيد و به جمله‌هاي هر داستان از 1 تا 9 امتياز دهيد. شماره 1، يعني اين جمله اصلا نمي‌تواند توصيفي از روابط رومانتيک شما باشد و شماره 9 به معناي آن است که جمله مورد نظر دقيقا توصيف درستي از رابطه شماست. براي هر داستان، ميانگين امتيازاتي را که داده‌ايد، محاسبه کنيد. اگر براي يک داستان، ميانگين 7 تا 9 را به‌دست آورديد، به احتمال زياد داستان عشقتان همان است. ميانگين 4 تا 6 به معناي علاقه شما به داستان است، اما احتمالا اين داستان، داستانتان نيست. ميانگين 1 تا 3 هم به معناي مخالفت شما با يک داستان است.
داستان شماره 1: عاشق فداکار
1. من از فداکاري براي طرف مقابلم لذت مي‌برم.
2. به نظر من فداکاري، بخش کليدي عشق حقيقي است.
3. من بيشتر براي برآوردن نيازهاي طرف مقابلم از آسايش خودم صرف‌نظر مي‌کنم.
اين داستان، «داستان فداکاري» است. اين قصه زماني مي‌تواند به يک رابطه موفق و شاد منجر شود که هر دو طرف از نقش‌هايي که ايفا مي‌کنند، راضي باشند، به‌خصوص زماني که هر دو براي همديگر فداکاري کنند اما اگر حس کنند مجبور به فداکاري هستند، به اختلاف مي‌انجامد. پژوهش‌ها نشان مي‌دهند که در همه انواع رابطه‌ها، دو طرف زماني به بيشترين ميزان رضايت و خوشبختي دست مي‌يابند که رابطه آنها منصفانه و تقريبا متساوي باشد. بزرگ‌ترين خطري که يک داستان عشقي از نوع فداکارانه را تهديد مي‌کند آن است که اين فداکاري فقط از جانب يکي از طرفين باشد.
داستان شماره 2: پليس و مظنون
پليس:
1. به نظر من آدم بايد هميشه حواسش به طرف مقابل باشد.
2. به نظر من احمقانه است که به طرف مقابل اعتماد کامل داشته باشيم.
3. من هرگز آنقدر به طرف مقابلم اعتماد نمي‌کنم که اجازه دهم با يک همکار با جنس مخالف کار کند.
فرد مظنون:
1. طرف مقابل من روزي چند بار به من تلفن مي‌زند تا بپرسد دقيقا چه‌کار مي‌کنم.
2. طرف مقابل من مي‌خواهد از هر کاري که مي‌کنم، اطلاع داشته باشد.
3. اگر به طرف مقابلم نگويم دقيقا کجا بوده‌ام، بسيار آشفته و مضطرب مي‌شود.
«داستان پليسي» معمولا عاقبت خوشي ندارد. البته بعضي از کساني که نقش مظنون اين داستان را ايفا مي‌کنند، ممکن است احساس کنند طرف مقابلشان از آنها مراقبت مي‌کند. براي افرادي که همواره احساس ناامني و نياز به توجه ديگران دارند، اين توجه و مراقبت ممکن است حتي لذت‌بخش هم باشد، اما متاسفانه حتي اين افراد هم در پايان بايد بهاي سنگيني بپردازند. همچنان که دو طرف در اين سناريو پيش مي‌روند، فرد مظنون اول آزادي، سپس شأن و شخصيت و در پايان، تمام احترام فردي خود را از دست مي‌دهد. درنهايت سلامت رواني و حتي جسمي فرد به خطر مي‌افتد.
داستان شماره 3: مسافران
1. به نظر من در يک رابطه خوب، هر دو طرف با هم تغيير و رشد مي‌کنند.
2. به نظر من عشق يعني دايم در حال کشف چيزهاي جديد بودن و همواره رشد کردن
3. به نظر من شروع يک رابطه مثل آغاز يک سفر است که مي‌تواند هيجان‌انگيز و در عين حال دشوار باشد.
«قصه سفر» معمولا داستان خوش‌عاقبتي است زيرا اگر دو طرف درمورد مسير و مقصد توافق داشته باشند، در حقيقت نيمي از خوشبختي آنها تضمين مي‌شود. «قصه سفر» يک داستان پوياست و تمرکز دو طرف در اين داستان، روي آينده است اما بزرگ‌ترين خطري که در اين راه‌ وجود دارد آن است که يکي از طرفين مقصد يا راه خود را تغيير دهد. در چنين شرايطي ارتباط دو نفره کاملا خالي از عشق و احساس مي‌شود و حتي ممکن است به جدايي بينجامد.
داستان شماره 4: دو باغبان
1. به نظر من آدم فقط در صورتي مي‌‌تواند يک ارتباط خوب و صميمي داشته باشد که براي آن وقت و انرژي بگذارد.
2. همان‌طور که يک باغ به نگهداري نياز دارد، رابطه عاشقانه هم به توجه و مراقبت نياز دارد.
3. چه در مواقع سختي و چه هنگام آسايش، همواره بايد رابطه دوطرفه را تغذيه کرد.
4. به نظر من کليد موفقيت يک رابطه توجه و مراقبت طرفين به يکديگر و به عشقشان است.
بزرگ‌ترين فايده «داستان باغبان» اين است که کسي که به اين داستان اعتقاد دارد، اهميت پروردن رابطه را به خوبي مي‌شناسد. در هيچ داستان ديگري اين حد از توجه و مراقبت ديده نمي‌شود اما بزرگ‌ترين خطري که آن را تهديد مي‌کند يکنواخت شدن ارتباط و خسته شدن طرفين از همديگر است. اين خطر وجود دارد که دو طرف نتوانند در برابر وسوسه‌هاي بيروني مقاومت کنند و در عين اينکه براي ازدواجشان ارزش قائلند، صرفا براي ايجاد هيجان، درگير روابط خارج از ازدواج شوند.
خطر ديگري که «قصه باغبان» را تهديد مي‌کند، توجه بيش از حد است. درست مثل باغباني که با آب دادن بيش از حد باغ ممکن است آن را خراب کند.
داستان شماره 5: عشق رويايي
1. به نظر من قصه‌‌هاي رومانتيک شاه و پريان مي‌تواند در واقعيت هم اتفاق بيفتد.
2. من عميقا معتقدم يک نفر در دنيا نيمه گمشده من است.
3. من دوست دارم طرف مقابلم را مثل يک شاهزاده در زمان‌هاي دوردست تصور کنم.
«قصه رويايي» مي‌تواند بسيار قوي باشد. کسي که اين داستان را باور دارد، خودش را غرق تلاش براي يافتن زوج مناسبش مي‌کند يا سعي مي‌کند کسي که الان با او زندگي مي‌کند، به شاهزاده روياهايش تبديل کند، ولي مشکل اينجاست که شاهزاده قصه بودن با پرداختن قبض‌ها، تعمير لوله‌هاي خراب منزل و رساندن بچه‌‌ها به مدرسه جور درنمي‌آيد. از همه بدتر، سفيد برفي و شاهزاده هيچ‌وقت دعوا نمي‌کنند. شخصي که اين داستان را باور دارد، ناچار است بعضي جنبه‌هاي حقيقي زندگي روزمره را ناديده بگيرد. معايب اين داستان کاملا روشن است؛ شخص بعد از مدتي درمي‌يابد که هيچ‌کس نمي‌تواند انتظارات رويايي او را از يک شاهزاده قصه‌ها برآورده کند. همين موضوع باعث نارضايتي‌اش از طرف مقابلش مي‌شود. اين داستان فقط زماني موفق خواهد بود که هر دو طرف روياهايشان را به دنياي واقعي نزديک کنند.

مطالب مرتبط
داود رشیدی عاشقانه تا خانه ابدی بدرقه شد؛ بزرگان هنر در آیین وداع با مفتش شش انگشتی
۱۳۹۵ يکشنبه ۷ شهريور
داود رشیدی عاشقانه تا خانه ابدی بدرقه شد؛ بزرگان هنر در آیین وداع با م...
با اینکه هنوز آیین تشییع پیکر هنرمند فقید و مردمی ، داوود رشیدی آغاز نشده ، جمع زیادی از مردم و علاقه مندان به او در محوطه تالار وحدت جمع شده اند.
چطور با نوجوان عاشق رفتار کنیم؟
۱۳۹۵ شنبه ۱۹ تير
چطور با نوجوان عاشق رفتار کنیم؟
نوجوان به مقتضای تغییرات فیزیکی و روانی جدیدش، بشدت نیاز به جنس مخالف را در خود احساس می‌کند و تمایل دارد با برقراری این ارتباط به آرامش برسد.
نشانه‌های عاشق شدن بچه‌ها را بشناسید!
۱۳۹۵ پنج شنبه ۱۷ تير
نشانه‌های عاشق شدن بچه‌ها را بشناسید!
نوجوان به مقتضای تغییرات فیزیکی و روانی جدیدش، بشدت نیاز به جنس مخالف را در خود احساس می‌کند و تمایل دارد با برقراری این ارتباط به آرامش برسد.
آیا شما هم عاشق خودتان هستید؟
۱۳۹۵ دوشنبه ۱۴ تير
آیا شما هم عاشق خودتان هستید؟
خودشیفتگی خصوصیتی است که در هر انسانی وجود دارد چرا که اگر کسی خودش را دوست نداشته باشد نمی‌تواند دیگران را هم دوست داشته باشد و با آنها ارتباط برقرار...
نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha