نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ شنبه ۱۳ آذر
اِسَّبِت ٣ ربيع الاول ١٤٣٨
Saturday, December 03, 2016
کد : 672-45645      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ يکشنبه ۱۴ ارديبهشت   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ يکشنبه ۱۴ ارديبهشت    تعداد بازدید : 61

زندگینامه پروفسور آرتور اپهام پوپ

آرتور اپهام پوپ به سال1881.م در شهر فوئینکس ایالت روآیلند امریکا به دنیا آمد. وی تحصیلاتش را در دانشگاه «براون» به سال1906 با گواهینامه B.A (مخفف Bachelor of Arts: کارشناسی علوم انسانی) و M.A (مخفف Master of Arts: کارشناسی ارشد علوم انسانی) به پایان رسانید.

وی از سال1907 تا 1908 در دانشگاه کوزل به مطالعه پرداخت و از 1909 تا 1911 در دانشگاه هاروارد به تکمیل مطالعات خود در رشته باستان‌شناسی و معماری مبادرت نمود. از سال 1911 تا 1917 با سمت دانشیار در دانشگاه کالیفرنیا به تدریس پرداخت و از آن زمان، به مطالعه و نشر مقالات علمی خود درباره هنر و باستان‌شناسی ایران همت گماشت.

پوپ در سال1923 به مدیریت موزه لژیون دونور سانفرانسیسکو انتخاب گشت و از 1924 تا 1932 مشاور و موزه‌دار هنری موسسه شیکاگو بود.

پوپ از 1925 به بعد، به‌عنوان مشاور افتخاری هنرهای ایرانی در خدمت دولت ایران فعالیت می‌کرد. وی همچنین به‌عنوان مشاور هنر ایرانی موزه پنسیلوانیا انتخاب شد. او از سال 1925 سرپرستی بیست هیات اعزامی علمی در ایران را به‌عهده داشت و به همراه همسرش دکتر فیلیس آکرمن (پژوهشگر در حوزه هنر، به‌ویژه در زمینه شمایل‌نگاری و منسوجات ایران و صاحب‌ تالیفاتی درخصوص تاریخ ایران) بامسافرتهای متعدد به شهرهای ایران،درباره هنرایرانی تحقیقات فراوانی انجام داد. پروفسورپوپ از سال 1925 تا 1935،مشاورهنراسلامی د رشیکاگو بود و در سال 1926 ازسوی دولت ایران، برای طراحی و ایجاد غرفه ایران در نمایشگاه هنر ایرانی در فیلادلفیا انتخاب شد.

او در سال 1931، نمایشگاه صنایع ایران را در لندن و سپس در لنینگراد و مسکو برگزار کرد. اندکی بعد، وی با تاسیس موسسه امریکایی هنر و باستان‌شناسی ایران در شهر نیویورک، پروژه عکسبرداری از اشیا و اماکن هنری ایران را آغاز نمود.

در دهه1930.م به‌دنبال برکناری عده‌ای از خبرگان بنام تاریخ تمدن آسیا از دانشگاههای اروپا توسط نازیها، پوپ مدرسه مطالعات آسیایی را تاسیس کرد و با جذب این متخصصان و براساس نگرش خویش از یکپارچگی آسیا، این مدرسه را وسعت بخشید. در نظر او این یکپارچگی به معنای ارتباط فرهنگهای گوناگون آسیا از نظر مفاهیم هنری و مذهبی بود. این موسسه با برخورداری از متخصصانی در زمینه آشورشناسی، اسلام‌شناسی، ایران‌شناسی، نژادشناسی، فلسفه، زبان‌شناسی،‌ اقتصاد، جامعه‌شناسی (به‌ویژه در حوزه خاورمیانه و آسیا) و آموزش زبان سانسکریت، عربی، عبری، فارسی (باستان و جدید)، حبشی، چینی، تبتی و ویتنامی، توانست به موسسه‌ای با مجوز صدور مدارج بالای علمی تبدیل شود. کثرت مطالعات آسیایی دهه 1960.م در امریکا، درواقع مدیون انگیزه‌ای بود که پوپ آن را ایجاد کرد.

مدرسه و موسسه امریکایی هنر و باستان‌شناسی ایران، به‌تدریج توسعه یافت و از سال 1947.م به «موسسه آسیایی» تبدیل شد. این موسسه در سال 1345.ش به دعوت دولت ایران، از امریکا به ایران (شیراز) منتقل شد و زیرمجموعه دانشگاه پهلوی قرار گرفت.

پس از آن بود که پوپ و آکرمن به‌طورکامل در ایران استقرار یافتند. این موسسه در نارنجستان، از موروثات قوام‌الملک شیرازی، مستقر شد. بخشی از فعالیت این موسسه، در ایران، حمایت از باستان‌شناسانی بود که برای کاوش به ایران می‌آمدند. پوپ مجله «پژوهشنامه موسسه آسیایی» را نیز در این مدت تاسیس کرد.

محمدرضا پهلوی به پاس خدمات پروفسور پوپ به وی نشان «تاج» و سپس نشان «همایون» و جایزه مخصوص داد.همچنین وزارت فرهنگ نشان علمی درجه اول را به او اعطا کرد و انجمن آثار ملی، پوپ را به عضویت وابسته خود برگزید. دانشگاه تهران نیز ــ که پوپ در آنجا استاد افتخاری هنر ایرانیان بود ــ به وی دکترای افتخاری اعطا کرد.

«موسسه آسیایی» پس از انقلاب اسلامی ایران منحل شد. آرشیو بزرگ عکسهایی که پوپ طی سالها فراهم آورده بود، اکنون در موزه نارنجستان (شیراز) نگهداری می‌شوند. شماری از این عکسها نیز در کتابخانه ملی ایران قرار دارند. مجموعه‌ای از پارچه‌ها، فرشهای کهن و آثار عتیقه ایران و جهان که او گردآورده بود، اکنون در موزه نارنجستان هستند. کتابخانه پوپ شامل کتابهای بسیاری درباره تاریخ، باستان‌شناسی، هنر و زبانهای ایرانی، هم‌اکنون در کتابخانه میرزای شیرازی دانشگاه شیراز، به شکل مجموعه‌ای مستقل تحت‌عنوان «مجموعه ایران‌شناسی پروفسور پوپ» نگهداری می‌شود.

چارلز موریتز، نویسنده امریکایی، در کتاب بیست جلدی‌اش تحت عنوان Current Biography (بیوگرافی جاری) که به شرح زندگی و فعالیت چهره‌های علمی، سیاسی، ورزشی و... ایالات‌متحده امریکا می‌پردازد، اطلاعات دیگری از زندگی دکتر پوپ به‌دست می‌دهد. وی در مورد پوپ می‌نویسد:

«... پوپ در سال1918 به همکاری با عضو مهم غیرنظامی ستاد دفاع عمومی جنگ پرداخت و در طرحی راجع‌به بررسی نحوه تشویق برای بالابردن کیفیت فعالیتهای افسران، مشارکت نمود... وی در 1919 به‌عنوان مشاور هنر ایرانی در موزه‌ها و مجموعه‌های شخصی برگزیده شد. او به‌زودی دریافت که فعالیتش به‌عنوان مبلّغ فرشهای ایرانی، درآمدش را پنج‌برابر حقوق پروفسوری‌اش افزایش می‌دهد. پوپ بعد از ازدواج با فیلیس آکرمن در ژوئن1920 به فعالیت در زمینه خدمات مشاوره‌ای شخصی پرداخت.

همسر او دکتر آکرمن نیز در زمینه ایران‌شناسی و شناخت هنر نساجی و فرشِ دیگر کشورها، استاد بود. آکرمن نیز مانند شوهرش از 1923 تا 1924 به‌عنوان راهنمای موزه هنر شیکاگو، فعالیت می‌نمود. پوپ برای مدت ده‌سال تا سال1934 راهنمای انستیتوی هنر شیکاگو در زمینه هنرهای دوره اسلامی بوده است. وی در 1925 به همراه همسرش، سفری طولانی را جهت بررسی هنر و آثار باستانی روسیه (قفقاز) و ایران، به این دو کشور آغاز نمود. او اولین کتابش موسوم به هنر ایرانی را در سالی‌که رضاخان پهلوی به پادشاهی رسید، چاپ نمود... درآمد پوپ از راه مشاوره در زمینه فروش اشیای تاریخی ایرانی به‌دست می‌آمد. او حدود ده‌هزار عکس از معماری ایران گرفت و این عکسها را در پایتخت کشورهای اروپایی، موزه‌های امریکایی و مجموعه‌های هنری به نمایش گذاشت.

او نمایشگاه هنر ایرانی را در کاخ برلینگتن لندن، تحت نظارت اسمی شاه ایران و پادشاه بریتانیا، در سال1931 برگزار نمود. در سال1940 در نمایشگاه ایران که در شهر نیویورک تشکیل داد، دوهزاروهشتصد اثر فرهنگی و باستانی ایران را که میلیونها دلار ارزش داشتند، به معرض تماشا گذاشت. هزینه چاپ کتاب او راجع‌به تاریخ معماری ایران که شامل پنج‌هزار تصویر است، بالغ بر سی‌وچهارهزار دلار بود... بعد از سقوط فرانسه به دست آلمان در جنگ‌جهانی‌ دوم، پوپ از طرف دولت امریکا در راس کمیته‌ای قرار گرفت که وظیفه‌ آن تهیه برنامه‌ها و راهکارهایی جهت بالابردن روحیه عمومی مردم و ارائه آن به هیات دولت امریکا بود.

ضمنا در همان زمان جنگ جهانی‌ دوم، پوپ برنامه‌هایی به چند زبان در رادیو امریکا اجرا می‌کرد و چند ماموریت محرمانه برای نهادهای نظامی امریکا انجام داد... پروفسور پوپ معاون رئیس شورای ملی دوستی امریکا و شوروی (پیشین) و عضو هیات امنای انستیتوی امریکایی روسی بود. در1947 داراییهای انستیتوی پوپ، بیست‌وپنج برابر شده بود [دقت کنید، بخش اعظم این ثروت را از راه غارت و فروش آثار باستانی ایران به‌دست آورد]. هیات امنای این موسسه، پنج سفیر سابق امریکا، یک سناتور و دو ژنرال بودند. این موسسه با بیست معلم تمام‌وقت و بیست معلم پاره‌وقت، به تربیت دانش‌آموز می‌پرداخت.

عالی‌ترین نشان ایرانی (تاج) توسط محمدرضا پهلوی به پوپ و نیز نشان علمی به او و همسرش داده شد. پوپ فردی است فعال [این مطالب در زمان حیات پوپ نوشته شده‌اند]، با موهای خاکستری و خوش‌صحبت. پنج‌ گربه ایرانی دارد و خانه‌اش پر از اشیای هنری ایرانی است. پیانو می‌نوازد و سرگرمی‌اش عکاسی از معماری قرن هیجدهم و اوایل قرن نوزدهم است. وی به هیچ حزب و کلیسای ‌خاصی وابسته نیست.»

اولین مسافرت پوپ به ایران و تاسیس انجمن فرهنگی ایران و امریکا

اولین مسافرت پوپ به ایران در فروردین1304 انجام گرفت. وی دراین‌زمان به‌عنوان کارشناس و رایزن موسسه هنری شیکاگو فعالیت می‌نمود. هدف پوپ از این مسافرت، دیدار و آشنایی با آثار باستانی ایران و ترغیب بزرگان دولت جهت اقدام به بررسی و کشف آثار تاریخی و هنری ایران بود.

وی در این سفر، مورد استقبال صمیمانه حسین علا، نماینده مجلس شورای ملی وقت که قبلا وزیرمختار ایران در امریکا بود و با پوپ سابقه دوستی داشت، قرار گرفت و به درخواست علا در جمع بزرگان کشور راجع‌به هنر ایرانی سخنرانی نمود. در این جلسه سخنرانی که در دوم اردیبهشت 1304.ش در تالار باشکوه خانه جعفرقلی بختیاری (سردار اسعد)، وزیر پست و تلگراف، انجام گردید، اشخاصی چون سردارسپه، رئیس دولت؛ محمدعلی فروغی، (ذکاءالملک) وزیر دارایی و رئیس انجمن آثار ملی؛ عبدالحسین تیمورتاش، وزیر فواید عامه؛ حسین پیرنیا، (مؤتمن‌الملک) رئیس مجلس؛ حسن مستوفی (مستوفی‌الممالک)؛ حسن پیرنیا (مشیرالدوله)؛ حسن اسفندیاری (محتشم‌السلطنه)؛ سیدحسن تقی‌زاده؛ علی‌اکبر داور؛ مرتضی قلی‌بیات و از امریکاییان مقیم ایران والس مری (کاردار سفارت امریکا که بعدا سفیر امریکا در ایران شد)، دکتر میلسپو، مدیرکل دارایی ایران، دکتر جردن و دکتر بویس (رئیس و معاون کالج امریکایی تهران) حضور داشتند. پوپ در این جلسه سخنرانی مبسوطی ایراد نمود که بخشی از سخنانش چنین است:

«هنر ایرانی، بزرگترین سرمایه این کشور است؛ زیرا نه‌فقط ثروت و حیثیت برای آن به‌وجود آورده، بلکه در هر دوره و هرجا برای ایران دوستان زیادی ایجاد کرده است و امروز هیچ مملکت متمدنی نیست که مجموعه‌هایی از آثار هنری ایران را نداشته باشد... تنها ایران که در ایجاد هنرهای اسلامی، مادر و نیروی الهام‌بخش بوده، هنوز بدون مجموعه مهمی از بهترین کارهای بزرگ خود می‌باشد. با وجود صدور بی‌اندازه زیاد کارهای هنری بزرگ از ایران به تمام جهان، باز هم کارهای بزرگ عالی در ایران در دل خاک وجود دارند که هنوز به‌دست نیامده‌اند.»

پوپ در زمان اولین سفرش به ایران، رئیس بخش صنایع (هنرهای) خاور نزدیک در موسسه صنایع ظریفه شیکاگو بود. پس از این سخنرانی، «انجمن فرهنگی ایران و امریکا» تاسیس شد. پوپ در این سفر کوشید تا گزارش مصوری از معماری ایران تهیه کند. به توصیه علا، رضاخان در برابر منع مذهبی و بدگمانی عمومی ایستاد و اجازه داد پوپ و همراهانش به مساجد و بناهای مذهبی وارد شوند و پژوهش و عکسبرداریهای لازم را انجام دهند. در تهیه عکسهای پوپ، آنتوان سوریوگین، مرتضی رستمی و اسد بهروزان همکاری داشتند. از پوپ به‌عنوان یکی از پیشگامان تاریخ عکاسی ایران نیز یاد می‌شود.

تحت تاثیر سخنرانی مبسوط پوپ درخصوص ضرورت یافت اشیای تاریخی و ارزش مالی آنها، بزرگان حاضر در جلسه جهت کشف و فروش آثار باستانی وسوسه شدند. دکتر صدیق در خاطراتش می‌گوید: «این سخنرانی پوپ، طوری در سردارسپه اثر نمود که دستور داد کلیه بناهای عظیمِ در دست ساخت مانند ساختمان شهربانی، پست‌خانه و بانک ملی را به سبک معماری هخامنشی درست کنند!»

همان‌گونه‌که ذکر شد، از جمله نتایج مسافرت دکتر پوپ به ایران و سخنرانی او در سال1304، تاسیس «انجمن فرهنگی ایران و امریکا» بود. با پیشنهاد محمدعلی فروغی، کمیسیونی مرکب از حسن اسفندیاری، حسین علا، محمدعلی فرزین و ارباب کیخسرو شاهرخ برای تهیه زمین و مطالعه درخصوص طرح تاسیس چنین انجمنی، تشکیل شد. آنها پس از تهیه شناسنامه موسسه، تعدادی از دوستان خود و از جمله چهارنفر امریکایی را برای انجام این کار دعوت کردند. افراد زیر اعضای ایرانی هیات موسسین انجمن بودند:

حسن مستوفی، حسن پیرنیا، رضاخان پهلوی، حسین پیرنیا، محمدعلی فروغی، حسن اسفندیاری، جعفرقلی اسعد، محمدعلی فرزین، ارباب کیخسرو شاهرخ، مهدی‌قلی هدایت، حسین سمیعی و حسنقلی فرمند. انجمن، جلسات خود را طبق یک زمانبندی مشخص در خانه سردار اسعد، اسفندیاری و فروغی تا چهارم تیر1306 تشکیل می‌داد. ازآن‌زمان، تا بهمن سال1321، انجمن تعطیل شد. در این تاریخ، بار دیگر انجمن فعالیت خود را از سر گرفت و سیزده عضو موسس جدید از جمله بیات، دکتر صدیق، دکتر سیاسی، ابوالقاسم نجم و ابوالحسن ابتهاج به این مجموعه افزوده شدند. انجمن ایران و امریکا به‌طور رسمی با پیام محمدرضا پهلوی و جانسون ــ رئیس‌جمهور وقت امریکا ــ در واشنگتن گشایش یافت. علی‌الظاهر انجمن دارای دو رئیس بود: یکی ایرانی و دیگری امریکایی؛ اما در عمل این انجمن صرفا و به‌طوریک‌طرفه ناقل فرهنگ غرب به ایران بود. از جمله فعالیتهای این انجمن، می‌توان آموزش زبان انگلیسی و نیز آموزش فرهنگ، تاریخ و تحولات اجتماعی جامعه معاصر امریکا را برشمرد که توسط استادان زن به ایرانیان آموزش داده می‌شدند. در کلاسهای انجمن، باب گفت‌وگو میان استاد و دانشجو باز بود و از مسائل خانوادگی گرفته تا رویدادهای جامعه و چگونگی روابط انسانی در جامعه نوین امریکا بحث می‌شد. تبادل دانشجو میان ایران و امریکا، توسط انجمن صورت می‌گرفت و دانشجویان امریکایی، تعطیلات تابستانی خود را با خانواده‌های ایرانی سپری می‌نمودند.

از دیگر فعالیتهای هدفدار انجمن فرهنگی ایران و امریکا در جامعه ایران، می‌توان موارد زیر را برشمرد:

نمایش فیلمهایی که فرهنگ و تمدن امریکا، رشد و رونق هنر، صنعت، تکنیک، دانش، آزادیهای اجتماعی، معرفی دانشگاهها، رشد سیاسی، جامعه مدنی، زنان، کودکان، منابع طبیعی و زیباییهای محیط زیست امریکا در آنها ارائه می‌شد؛ نمایشگاههای مختلف درباره هنر، ادبیات، موسیقی، سنن امریکایی، کنسرت پیانیستهای معروف، برگزاری جشن روز پیدایش و روزهای مقدس در آیین مسیحیت، سخنرانی در مورد شعر، ادب، روزنامه‌نگاری؛ و نیز سخنرانیهای متعدد با حضور اساتید دانشگاههای امریکا در مواردی چون انسان‌شناسی، فلسفه و فرهنگ امریکایی، شعر، تاریخ و جغرافیا و امور آموزشی و فرهنگی.

امریکاییان از طریق ارتباط با توده‌های شهری و روستایی ایران، از حرکتهای سیاسی مذهبی مردم مسلمان اطلاع حاصل می‌کردند و به‌تدریج به اعمال نفوذ و تاثیر در فرهنگ ایران می‌پرداختند. درواقع انجمن فرهنگی ایران و امریکا یکی از بازوهای قوی جاسوسی امریکا در ایران محسوب می‌شد و مطمئنا بسیاری از اعضا و اداره‌کنندگان آن، ماموران کارآزموده سیا بودند. به‌عنوان‌نمونه، در مراسم گشایش ساختمان جدید مرکز تهران، در هفتم مهر1341، ادوارد مارو، رئیس اطلاعات امریکا در واشنگتن، به ایران آمد و در این مراسم شرکت کرد.

مرگ و دفن دکتر پوپ

پروفسور پوپ طی چهارمین «کنگره جهانی هنر و باستان‌شناسی» از محمدرضا پهلوی اجازه گرفت تا پس از مرگش، جنازه او (پوپ) را به ایران حمل نموده و در اصفهان به خاک سپارند و شاه ایران نیز این اجازه را صادر نمود.

باغ شهرداری اصفهان در کنار زاینده‌رود در مشرق پل‌خواجو با موافقت پروفسور پوپ تعیین شد و نقشه آرامگاه را طبق تمایل او، سناتور مهندس فروغی (فرزند ذکاءالملک) در خرداد 1348 تهیه کرد و آرامگاه، توسط انجمن آثار ملی در ایران به سال1349 ساخته شد. پوپ در مورد علت انتخاب اصفهان جهت بنای آرامگاهش می‌نویسد: «اصفهان مورد عشق من است. در آنجا مهمترین کارهای خود را انجام داده‌ام. منظور عمده من از انتخاب آخرین منزل در اصفهان، این است که به مردم ایران نشان داده شود اندیشمندان بزرگ و هنرمندان و سخنوران و رهبران خلاق و دانشمندان آنها، چنان اوصاف و خصائلی دارند که باعث ژرف‌ترین ستایش متفکرین مشابه سایر کشورها است تا که ابراز حقگذاری و اخلاص آنها تنها زبانی نباشد و به زائرانی که بدانجا می‌آیند، ثابت کنند اگر کسی در ایران به خاک سپرده شده، به این علت نیست که تصادفا در آنجا جهان را به‌درود گفته بلکه در اثر اعتقاد راسخ به مقدس‌بودن آن سرزمین است و برای کسانی که به مقام معنوی ایران پی‌برده‌اند، مزیت و افتخاری است که ایران را آخرین منزل خود قرار داده‌اند تا بدین‌وسیله، ایمان خود را به سرزمین و مردان بزرگ آن و آینده باافتخاری که برای آن پیشگویی می‌کنند، ابراز دارند.»

دکتر عیسی صدیق (وزیر فرهنگ و سناتور وقت) در خاطراتش می‌گوید: «پوپ برای متن سنگ قبرش اشعار و نوشته‌هایی به لاتین می‌فرستاد و من مخالفت می‌نمودم که مردم ایران معنای چنین نوشته‌ها و اشعاری را نمی‌فهمند. عاقبت چون متن مذکور را نوشت و برای من فرستاد، همین متن را مناسب برای حک‌شدن بر روی سنگ قبر یافتم و از آقای جلال‌الدین همایی استاد دانشگاه تقاضا کردم متن مذکور را به زبان نظم درآورد. ایشان قبول نموده و قطعه‌ای عالی سرودند که بر روی سنگ قبر نوشته شد.»

عاقبت پروفسور پوپ در سال1969.م (هشتم شهریور1348) به سن هشتادوهشت‌سالگی درحالی‌که ریاست افتخاری «موسسه آسیا» در شیراز را به‌عهده داشت، درگذشت. جنازه‌ وی با احترامات خاص به اصفهان منتقل گردید و در آرامگاه ازپیش‌ساخته‌شده‌اش به خاک سپرده شد. در سال1355 دکتر آکرمن همسر پوپ نیز درگذشت و جنازه او هم در کنار شوهرش دفن گردید.

آشنایی با کتابهای پوپ

دکتر آرتور پوپ درباره هنر و معماری ایران کتبی چند تالیف نموده که به‌طور خلاصه معرفی می‌شوند:

1ــ «معماری ایران».18 در این کتاب، تصاویری از هنر ایران مربوط به نخستین تمدنها تا دوره صفویان دیده می‌شود.

2ــ «شاهکارهای هنر ایران».19 در این کتاب، هنر ایران پیش از تاریخ در زمینه صنایعی چون: ساخت اشیای سفالی، مفرغی، نقره‌ای و فلزی، گچ‌بری، نقاشی، سنگ‌تراشی، منبت‌کاری، کتاب‌سازی، جلد‌سازی، تذهیب و قالی‌بافی همراه با ارائه تصاویر مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

3ــ «سفالگری ابتدایی ایران».20 در این کتاب، تصاویری از هنر سفالگری دیده می‌شود.

4ــ «آشنایی با مینیاتورهای ایران».21 این کتاب، حاوی تصاویر جالب و جذابی از سبکها و دوره‌های مختلف مینیاتوری در ایران است.

5ــ «سیر و صور نقاشی ایران».22 کتاب، مصور به نقاشیهای ایرانی است.

6ــ «معماری ایران، پیروزی شکل و رنگ».23 این کتاب، حاوی تصاویر و توضیحاتی در مورد معماری ایران از تخت‌جمشید تا اواخر دوره صفویه می‌باشد.

7ــ «هنر ایران در گذشته و آینده».24 در این کتاب، متن سخنرانی مبسوط دکتر پوپ، همراه با توضیحات کوتاهی از زندگی و مرگ وی، به چاپ رسیده است.

8ــ A Survey of Persian Art (بررسی هنر ایران):25 بزرگترین کتاب دکتر پوپ در شانزده جلد و از قرار معلوم جامع‌ترین مرجع و ماخذ درباره هنر ایرانی است. پوپ این کتاب را که دارای دویست کلیشه بزرگ و هزاروپانصد عکس سیاه و سفید و سیصدوپنجاه نقشه و هشتاد فصل می‌باشد به کمک شصت‌وپنج نفر از اشخاص زبردست و متخصص در مدت هشت‌سال فراهم آورده و در سال1317 به چاپ رسانیده است. در زمان محمدرضا پهلوی، این کتاب به دستور او به چاپ رسید

زندگینامه دانشمندان - بیتوته

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha