نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ يکشنبه ۲۱ آذر
اِلأَحَّد ١١ ربيع الاول ١٤٣٨
Sunday, December 11, 2016
کد : 600-45394      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ شنبه ۱۳ ارديبهشت   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ شنبه ۱۳ ارديبهشت    تعداد بازدید : 616

پوشش زنان در دوره شاه عباس

پوشش زنان در دوره شاه عباس

  

یکی از مظاهر مدنیت پوشش است ؛پوشش هر جامعه به واسطه ی ارزشها و ضد ارزشهای جامعه قابلیت تغییر دارد در جوامع مردسالار شرقی پوشش زنان قابلیت بیشتری در انعکاس فرهنگهای آن جامعه را دارد زیرا در این جوامع زن تحت تاثیر باورها و عقاید اجتماعی و مذهبی و زیر سلطه ی مرد مجبور به اجرای آن پوششها می باشد.

اگر از تاریخ یکصد ساله ی معاصر ایران بگذریم حضور زنان به شکل کنونی در جامعه ممکن نبود و زن همواره در پشت پرده ها و دور از چشم مردمان می بوده و این ارتباط با اسلام و اسلام آوردن ایرانیان نداشته زیرا در عهد باستانی ایران نیز که هنوز ایرانیان اسلام نداشتند حضور زنان در جامعه را نمی بینیم؛اگر پیکرها و سنگ نگاره های ایران باستان را بنگریم تعداد پیکرهای زنان بسیار نادر و انگشت شمار است بر خلاف دنیای غرب که اکثرا زنان لخت و عریان به شکل مجسمه تراشیده می گشت و این نشاندهنده ی تفاوت بنیادین نگاه به زن در ایران و در غرب می باشد.

یکی از ادواری که در تاریخ پس از اسلام به عنوان دوران شکوفایی تمدن ایرانی نام برده می شود دوران حکومت دوصد و چند ساله ی صفوی است اما جدا از تمام اتفاقات سیاسی این دوران اوضاع فرهنگی این زمان نیز جایگاه تامل دارد که یکی از زوایای فرهنگی آن دوران پوشش زنان می باشد؛ اطلاعات درست و دسته اول را نسبت به پوشش زنان می توان از سفرنامه های سیاحان اروپایی که پانصدسال پیش به ایران آمده بودند استخراج کرد...  

شاردن در سفرنامه ی خود در مورد پوشش ایرانیان و زنان ایرانی چنین می نویسد:پوشاک ایرانی قد و قامت را بلندتر از لباس ما اروپاییان نمودار می سازد و ارزانتر تمام می شود.با وجود این کشوری وجود ندارد که در آن به قدر این سرزمین(ایران)شکوه و تجمل ملبوسات اعم از مردان و زنان بیشتر و زیادتر باشد. لباس زنان از بسیاری جهات همانند پوشاک مردان است.پیراهن را که قمیص می خوانند و کلمه ی شمیز از آن آمده از جلو تا ناف باز است بالا پوش های بانوان بلندتر از کلیجه های مردان است چنانچه تا پاشنه ی پا می رسد کمربندهای بانوان باریک است و یک شصت پهنا دارد بانوان و مردان ایرانی دستکش بر دست نمی کنند دستکش در مشرق زمین مفهومی ندارد تنبان همانطور تا قوزک پا می رسد ولی ساقها بلندتر و تنگتر و ضخیم تر است چون بانوان هرگز جوراب پای خود نمی کنند، زنان با نیم چکمه ای پای خود را می پوشانند که تا چهارانگشت بالاتر از قوزک می رسد و آن یا کار دستی است و یا از منسوجات گرانبها تهیه می شود.

تاورنیه در باب پوشش زنان ایرانی می نگارد:زنان ایرانی لباسهای جذاب می پوشند لباس زنان ایرانی از بالاتنه تا پایین تنه مجزا نیست روی هم و یکسره است و با لباس مردان تفاوتی ندارد از جلو باز و از ماهیچه ی پا تجاوز نمی کند کمرشان را تنگ نمی بندند  آستینشان به دست و بازو چسبیده تا پشت دست می رسد بلندی شلوار زنان چون مردان تا پاشنه ی پا می رسد کفش زنان ایرانی با کفش مردان تفاوتی ندارد و رنگ آن سبز و قرمز و زرد یا بنفش است.

 ژرژ مانواریک نیز در مورد البسه ی ایرانیان می نویسد:خیلی تنگ و خوش طراز است و زنان هم مانند مردان شلوارهای مخملی و گلی می پوشند.

...رسم است زنان در ایام قائدگی تافته ی سیاه بپوشند و این روش تا جایی رسمیت یافته که اگر مطربی بیاورند و رقاص تافته ی سیاه پوشیده باشد به او چیزی نمی گویند تا به میل خود برقصد اما هیچ کس نزدیک او نمی رود و هنگام صرف غذا  رقاص باید غذا را به تنهایی بخورد.

پوشش زنان قزوین

زنان در کوچه های قزوین فراوانند ولی همه پیاده اند و روی خود را پنهان می کنند و چادرهای آنان بسیار ارزان قیمت است؛بسیاری از بانوان طبقات عالی در حالی که  لباسهای فاخر در زیر برتن دارند برای پنهان کردن شخصیت خود چُنین چادرهایی بر سر می کنند؛زنان نسبت به مردان این برتری را دارند که می توانند طرف مقابل را ببینند و خود دیده نشوند.

پوشش زنان مازندران

زنان و مردان مازندران دارای چشم و ابروی سیاه و موهای مشکی هستند و به خصوص زنان در نظر زیبا جلوه می کنند،مخصوصا که بر خلاف زنان مسلمان دیگر هیچ وقت چهره ی خود را نمی پوشانند و از حرف زدن با مردان امتناع نمی ورزند و چون مردان دیار خود بسیار مهربان و مودب هستند.

پوشش زنان کُرد

لباس کردان چیزی است بین لباس ایرانی و ترک و جنس آن خشن است زنان ایشان با سر و صورت باز حرکت می کنند و با مردهای خودی و بیگانه به طرز آزاد صحبت می نمایند.

پوشش زنان جزیره ی هرمز

...لباسشان عبارت است از روپوشی گشاد و بی آستین از پارچه ی پنبه ی سفید یا آبی که تا روی پایشان می رسد و جز سوراخهایی که برای دیدن جلوی پا ضروری است منفذی ندارد همگان میخی زرین بر بینی دارند. زنان هرمز به واسطه ی شدت حرارت هوا فقط زیر شلواری و روی آن یک پیراهن بلند می پوشند.

 

پوشش زنان ارمنی

زنان ارمنی برخلاف زنان مسلمان حتی در منازل خود نیز در صورتی که شوهرکرده باشند حجابی دارند که بینی را مستور می سازد این پوشش  برای این است که خویشاوندان نزدیک و کشیشان که مجاز به دیدن ایشان هستند تنها یک قسمت از صورتشان را ببینند اما دختران تا دهان صورت خود را می پوشانند و این دلیل معکوس دارد یعنی تا اندازه ای مرئی باشند که زیبایی صورتشان نمودار گردد و تعریفشان بر سر زبانها بیفتد.

پوشش زنان زرتشتی

لباس زنان زرتشتی ایران هیچ گونه شباهتی به لباس دیگر زنان ایرانی ندارد با اینکه ایشان نیز نوعی شلوارک نازک برپا دارند و بالاپوشی با قبایی بسیار گشاد می پوشند که تا قوزک پای آنان می رسد؛آستینهای این بالاپوش بسیار دراز و شبیه لباس زنان عرب است و آستین لباسشان به قدری بلند است که برای گرفتن بازوی یکدیگر  قادر نیستند دست را از آستین بیرون بیاورند. زنان زرتشتی سرو و گردن و موی خود را به گونه ای می پوشانند که جز صورتشان معلوم نیست و روسری آنان بی شباهت به سربندهای زنان سالمند اسپانیا نیست جز اینکه سربند زنان زرتشتی چین دار نیست. این لباس به آنها نوعی برتری و وقار می دهد...

پوشش زنان یهودی

مردان و زنان یهودی لباس آلبالویی رنگ بر تن دارندکه از نظر ظاهر شبیه به لباس کشیشان روسی است زنان روسری زردرنگ برسر می کنند ولی صورت خود را نمی پوشانند و اندام آنها موزون است.

 

 

 

با بررسی تمام این سفرنامه ها می توان به این نتیجه رسید زن ایرانی پنج قرن پیش پوشیده می بوده فارغ از هر مذهب و دین...اما نکته ی ظریفش آن می باشد که هیچ گونه فشار از جانب حکومت مرکزی که حکومت شیعی و دینی بوده بر نوع پوشش زنان اعمال نمی گشته و این میل درونی و عرف اجتماعی حاکم بر زن ایرانی می بوده است .

مسئله ی حجاب دو بار در ایران بحران زا گشت یک بار بر اثر ممنوعیت حجاب و یک بار اجبار حجاب و هر دو بار دخالت مستقیم حکومت را در بر داشت و هیچ کدام نتیجه ی مطلوب را در بر نداشت (مشکل حجاب در دوره ی پهلوی یکم و مشکل بی حجابی در حال حاضر) اگر قبول کنیم پوشش و حجاب نیز از مظاهر فرهنگ و تمدن است و فرهنگ و تمدن با اعمال زور و اقدامات پلیسی قابلیت ترویج ندارد لازم نمی باشد برای ترویج حجاب به اقدامات امنیتی و خشن دست بزنیم زیرا به وضوح مشخص گشته تاثیر معکوسش؛ ترویج پوشش نه از طریق ارگانهای امنیتی بلکه از طریق دستگاههای فرهنگی امکان پذیر است.... البته دستگاههای فرهنگی که مدیران فرهنگی در راس خود ببیند.

زن دربار دوره صفویه

 

«فدت آفانوس کاتوف» تاجر روسی است که در سالهای 1623 و 1624، دوره سلطنت شاه عباس اول، به فرمان تزار روسیه راهی سرزمین پهناور ایران می‌شود تا گزارشی کامل از مسیر بازرگانی ایران را ترسیم کند. دراین گزارش «کاتوف» علاوه بر شرح راهها، پلها، رودخانه‌ها‌ و ساختار شهر به آداب و رسوم و گهگاه نیز به پوشش مردم پرداخته است.

در زیر نمونه‌ای از یادداشت او پیرامون پوشش زنان آمده است:

زنان در بیرون از خانه خود را به متقال نازکی می‌پیچند که چشم و صورت آنها پیدا نیست. آنها جورابهای ساق بلند ماهوتی رنگ و کفش بر پا دارند ولی برخی از زنان جورابهای ساق بلند مخملی می‌پوشند.

تمام زنان و دختران شلوار به پا می‌کنند. گیسوان بلند خود را که گاه تا کمر و قوزک پا می‌رسد به بافت دو تایی، سه تایی و چهار تایی می‌پیچند و با موهای مصنوعی که به گیسوان خود می‌بافند و بدین شکل آرایش می‌دهند. عده ای از زنها به سوراخهای بینی خود حلقه‌ها‌ی طلایی با مروارید و سنگهای گرانقیمتی می‌بندند. لباس روی آنها از کافتن (لباس روی با آستنیهای بلند) تنگ و پیراهن بدون گلدوزی است و مرواریدهایی که به نخ پیچیده‌اند دور گردن می‌اندازند و یا به پیشانی می‌بندند.





پوشش زنان دوره صفوی

 

شاه عباس گاه با زنان خود تنها به شكار مي رفت و در اينگونه شكارها زنان با روي باز بر اسب مي نشستند ومانند مردان با تير وكمان با شمشير وتفنگ به شكار مي پرداختند. شاه، زنان حرم را نيز به تماشا مي برد و در اين شب سربازان و ماموران شاه تمام مردان را از بازارها وميدانها و كوچه هايي كه چراغان شده بود دور مي كردند وحتي كاسبان اين قسمتها نيز دكانهاي خويش را به زني از نزديكان مي سپردند واز آنجا دور مي شدند.

زنان حرمسرا در دوره صفويه

در دوره اول حكومت صفويه زنان حرمسرا حتي در جنگ ها شركت ميكردند. آزادانه با امرا و درباریان مراوده داشتند و در جلسات درباری شرکت می کردند وبااجازه ی شاه از حرم خارج شده در شهر تردد می کردند.اما در دوره ی شاه عباس همانند شاهزادگان زنان حرمسرا نیز با محدودیت مواجه شدند.دیگر نمی توانستند در جلسات شرکت کنند و آزادانه در شهر بچرخند و باید در میان خواجه سرایان قرار می گرفتند!تنها زن این دوره که از این جریان استثنا بود زینب بیگم عمه ی شاه عباس بود که نقش فعالی در امور سیاسی داشت و در جلسات درباری حضور می یافت زینب بیگم نفوذ زیادی در شاه عباس داشت امرای محلی که نافرمانی می کردند برای شفاعت به وی متوسل می شدند.این زن در سیاست خارجی نیز تاثیرگذار بود.

در شوراهای نظامی هم زینب بیگم مورد مشورت شاه عباس بود.وی مسئول اداره ی حرمسرا نیز بود اما بدلیل برزو اختلاف با برادرزاده اش در 1022 از اصفهان طرد شد و به قزوین فرستاده شد.شاید علت این اختلاف دخالت های بسیار زیاد این زن در امورحکومت بوده اما در1027 وی مجددا مورد لطف شاه قرار گرفت وهمنشین شاه شد.طوریکه در 1029 که شاه عباس در فرح اباد بیمارشد و زمزمه ی نافرمانی قزلباشان به گوش رسید با تدابیر این زن این طغیان فروکش نمود.

برخلاف زنان ,خواجه سرایان از نفوذ زیادی در این دوره برخوردار بودند .شاه صفی با از بین بردن تعداد زیادی از رجال شایسته زمینه ی نفوذ این افراد را مهیا کرد.در زمان شاه عباس دوم وی شیفته زنان بویژه زنان ارمنی جلفا بود.در بررسی رفتار شاه عباس دوم با زنانش متوجه می شویم وی بیماری سادیسم داشته و از شکنجه و ازار زنان لذت می برده! نمونه ی این امر را در سوزاندن 4 زن خویش به جرم نخوردن شراب می توان دید.یا انکه وی رقاصه ها را وادار می کرد بر روی شیشه های خرد شده! برقصند.

شاه عباس دوم نیز فردی بدبین بود و شاهزاده ها را در حرم نگه می داشت .واگذاری مناصب کلیدی به خواجه سرایان در این دوره گسترش یافت.سوءاستفاده ی خواجه سرایان از مقام و موقعیت خود باعث نارضایتی مردم گردید.

با روی کار امدن صفی میرزا که بنام شاه سلیمان به حکومت رسید که تبعی زنانه داشت و بجز به میگساری و زنبارگی فکر نمی کرد می توان تصور نمود ایران در چه وضعیتی قرار گرفت..

شاه عباس دوم نیز فردی بدبین بود و شاهزاده ها را در حرم نگه می داشت .واگذاری مناصب کلیدی به خواجه سرایان در این دوره گسترش یافت.سوءاستفاده ی خواجه سرایان از مقام و موقعیت خود باعث نارضایتی مردم گردید.

زنبارگی وی زمینه ی نفوذ زنان را فراهم می اورد و باعث قرق های بسیار می شد که به اقتصاد جامعه لطمه میزد. بعلاوه بر سلامتی شاه تاثیر سوءمی گذارد.بطوریکه شهوت رانی شاه باعث زایل شدن نیروی فکری و جسمی وی میشد.

شاه سلیمان در سالهای آخر حکومتش یکسره به حرم پناه برد عده ای این امر را بدلیل بدبینی وی نسبت به امرا و رجال می دانند.در هر حال علت هرچه بود وی به امورحکومت بی رغبت بود و در انجا شورایی متشکل از مادرش خواجه سرایان بزرگ وزنان سوگلی اش تشکیل داد گرچه رسمی نبود اما تصمیمات مهم در این شورا گرفته میشد و اعتبارش از شورای وزیران بیشتر بود.

در این زمان خواجه سرایان نفوذ زیادی یافتند زیرا تنها راه ارتباطی با درون حرم بودند.مادر شاه مقتدرترین زن این دوره بود.وی در زمان خشکسالی با اقداماتش باعث شد امور مالی تحت کنترل وی در بیاید و جلوی خالی شدن خزانه را گرفت.وی در عزل و نصب ها نیز نقش داشت.حفاظت از مهر سلطنتی نیز بر عهده ی وی بود. رابطه ی این زن با خواجه سرایان بر مبنای منافع مشترک پایه گذاری شده بود. به علاوه مادر شاه چون واسطه ی ازدواج درباریان با زنان حرم بود با درباریان نیز مرتبط بود.

لباس و زینت آلات زنان حرمسرا

زنان برای ارایش از حنا و سرمه استفاده می کردندوموهای خود را به شیوه های مختلفی می پیچیدند. برای زینت گردن و دست از جواهر استفاده می کردند.در دوره ی شاه عباس نوعی ساده زیستی در لباس زنان ایجاد می شود.

زندگانی زنان در خارج از حرمسرا 

در حرم سرا بعضی زنان به خود آرایی و آرایش مشغول می شدند.جمعی مشغول ریسندگی و بافندگی و پرداختن به کارهای هنری نظیر رقص و آواز وموسیقی و . . . می شدند.

شکار:یکی از مطلوب ترین تفریحات و سرگرمی های زنان حرمسرا حضور در شکارگاه های قرق شده شاهی بود،در این شکارگاه ها جایگاهی برای زنان میساختند که در آنجا میتوانستند مناظر شکارگاه را ببینند وحتی شکارهایی که نزدیک آنها می آمد،بزنند.

سفرهای جنگی:حضور در اردوهای جنگی نیز یکی از مسافرت هایی بوده که زنان حرم سرا بالاجبار تحمل می شدند،شاه در این سفر تعداد کمی از زنان خود را می برد.خواجه سرایان وظیفه محافظت از زنان را داشتند،آنها موظف بودند تا در صورت پیروزی دشمن تمام زنان را سر بریده تا زنده به دسته  دشمن نیفتند.

سفرهای زیارتی: این سفرها به خصوص در دوره حکومت شاه سلطان حسین افزایش یافت و علاوه بر مشهد مقدس و قم،مکه،مدینه و عتبات را در بر می گرفت.گاهی زنان حرمسرا بدون حضور شاه،مدت  مدیدی را در یکی از شهرهای مذهبی سپری کنند.

در مجموع هر چه به اواخر دوره صفوی نزدیک می شویم،به موازات افزایش بی کفایتی و بی لیاقتی شاهان صفوی هزینه های حرمسرا نیز افزایش می یابدبه طوری که این هزینه ها در  دوره شاه سلطان حسین سه برابر نسبت به شاه سلیمان افزایش داشته است.

 

 

 

 

تاثیرات حرمسرا بر اقتصاد کشور

زنان خاندان سلتنتی از همان بدو تاسیس حکومت صفوی مبدل به زنان ثروت مندی شدند و  از همان ابتدا املاک زیادی را به دست آوردند.تبدیل گسترده املاک دولتی به املاک خاصه یا  سلطنتی در دوره دوم صفویه،موجبات انتفاع بیشتر اهل حرم را از ثروت ودارایی فراهم آورد و  استیلای آنان را بر منابع مالی افزایش داد و این امر موجب متمول شدن بیشتر زنان خاندان سلطنتی و در راس انها ملکه مادر شد. عمده ترین هزینه های حرم سرا مربوط به پرداخت مستمری دایمی زنان و تامین مخارج آنان بود.وقتی یکی از زنان حرم سرا مورد توجه و عنایت خاص شاه واقع می شد مستمری اش نیز  افزایش می یافت. همچنین وقتی شاه برخی از زنانش را طلاق می داد و ان را به عقد دیگر درباریانش در می اورد به هنگام خروجشان از حرمسرا جهیزیه کامل برای آنها تدارک می دید.علاوه بر مستمری زنان پرداخت هزینه های آنان نیز بر عهده شاه بود که عمده ترین آنها هزینه  خرید لباس زینت آلات و وسایل آرایشی می شد تا بتوانند نظر شاه را به خود جلب کنند.در مجموع هر چه به اواخر دوره صفوی نزدیک می شویم،به موازات افزایش بی کفایتی و بی لیاقتی شاهان صفوی هزینه های حرمسرا نیز افزایش می یابدبه طوری که این هزینه ها در  دوره شاه سلطان حسین سه برابر نسبت به شاه سلیمان افزایش داشته است.

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha