نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ جمعه ۱۲ آذر
اِجُّمعَة ٢ ربيع الاول ١٤٣٨
Friday, December 02, 2016
کد : 613-45128      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ جمعه ۱۲ ارديبهشت   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ جمعه ۱۲ ارديبهشت    تعداد بازدید : 356

مول هیداتیفرم (حاملگی مولار یا بچه خوره)

حاملگي مولار هنگامي رخ مي‌دهد كه در تخم بارور شده ناهنجاري هاي خاصي وجود داشته باشد. تخم بارور شده يا هرگز به جنين تبديل نمي‌شود (كامل) و يا اين كه به شكل غير طبيعي رشد مي‌كند و نمي‌تواند زنده بماند (نسبي)...

حاملگي مولار هنگامي رخ مي‌دهد كه در تخم بارور شده ناهنجاري هاي خاصي وجود داشته باشد. تخم بارور شده يا هرگز به جنين تبديل نمي‌شود (كامل) و يا اين كه به شكل غير طبيعي رشد مي‌كند و نمي‌تواند زنده بماند (نسبي).

در حاملگي هاي طبيعي، تخم بارور شده داراي 23 كروموزوم از پدر و 23 كروموزوم از مادر است. در اغلب حامگلي هاي مولار كامل، كروموزوم هاي مادر در تخم بارور شده وجود ندارند و كروموزوم هاي پدر نسخه اي ديگر را تكثير مي‌كنند، بنابراين دو نسخه از كروموزوم هاي پدر در تخم وجود دارد و هيچ كروموزومي از مادر در آن موجود نيست. در اين حالت، جنين، كيسه جنيني يا هيچ بافت جفتي نرمالي وجود ندارد. در عوض، جفت توده اي از كيسه هاي شبيه به خوشه انگور را تشكيل مي‌دهد.

در بيشتر حاملگي هاي مولار جزئي، تخم بارور شده كروموزوم هاي مكمل مادر را نيز دارد، اما كروموزوم هاي پدر دو برابر مي‌شوند، بنابراين به جاي 46 كروموزوم، 69 كروموزوم وجود خواهد داشت (اين پديده زماني مي‌تواند رخ دهد كه كروموزوم هاي موجود در اسپرم دو برابر شده باشند و يا اين كه دو اسپرم تخم مشابهي را بارور كنند).

در اين حالت، در ميان توده بافت غير طبيعي كه شبيه خوشه انگور است، چندين بافت جفتي به وجود خواهد آمد. جنين رشد خود را آغار مي‌كند، بنابراين ممكن است كه جنين يا فقط تعدادي بافت جفتي و يا كيسه جنيني وجود داشته باشد. اما حتي اگر جنيني به وجود بيايد، در بيشتر موارد آن قدر غير طبيعي است كه نمي‌تواند زنده بماند. از دست دادن حاملگي به اين شكل مي‌تواند ترسناك و ناراحت كننده باشد. اما تا زماني كه تحت درمان مقتضي قرار مي‌گيريد، احتمال ندارد كه هيچ گونه عواقب جسماني دراز مدت تهديدتان كند.

مول هیداتیفرم به اختلالات پرولیفراتیوتروفوبلاستیک که با حاملگی در ارتباط است، اطلاق می گردد. در ایالت متحده ، اروپا مول هیداتیفرم تقریباً در 1 مورد در 1000 مورد حاملگی ایجاد می شود.

میزان شیوع بالاتر مولار در کشورهای آسیایی 10-7 بار بیشتر از این میزان در آمریکای شمالی و اروپاست.

در ایران رقم خاصی در دسترس نداریم اما در مناطق مختلف آن متفاوت است. مثلا در چهار محال و بختیاری و یاسوج و مازندران زیاد است.

الگوهای مرتبط با مول: کمبود مصرف ویتامین A، کاهش مصرف چربی حیوانی، سابقه خانوادگی، سن بالای 45 سال و زیر 20 سال(سن بالای 45 سال حداقل 10-5 برابر بیشتر است.)

تقسیم بندی مولها به انواع مول کامل و ناقص بر اساس مورفولوژی ظاهری ویژگیهای هیستوپاتولوژی و کاریوتایپ صورت می گیرد.

علایم بالینی:

1-   خونریزی واژینال سه ماهه اول که بدرنگ و آب آلو مانند است(%84 بیماران)

2-   (دفع وزیکولهای خوشه انگوری در سایزهای متفاوت)

3-   اندازه بسیار بزرگ رحم(در 28 درصد بیماران)

4-   هیپرامزیس (تهوع و استفراغ شدید حاملگی) (در 8 درصد بیماران)

5-   کم خونی (8 درصد بیماران)

6-   نارسایی تنفسی(2 درصد بیماران)

7-   عدم لمس ارگانهای جنینی

8-   عدم شنیدن صدای قلب جنین

راههای تشخیص

1-   توجه به علایم بالینی (بیشترین تشخیص در معاینات و علایم بالینی است)

2-   استفاده از سونوگرافی و تایید مول

3-   تعیین تیتر BHCG (معمولاً بالای 40000)

درمان:

1-   تخلیه با ساکشن کورتاژ (صرف نظر از اندازه رحمی روش انتخابی مول است)

2-   هیستوکتومی در زنانی که بالای 40 سال دارند و نیز تمایلی به بارداری در آینده ندارند.

3-   شروع درمان طبی با رژیم های شیمی درمانی

توجه باید داشت که بیمار از لحا پره اکلاسپی و کم خونی و عدم تعادل الکترولیتی و پرکاری تیروئید بررسی شود.

پیگیری بعد از تخلیه رحم:

BHCG به مدت 3 هفته، هفتگی بررسی شود. سپس ماهانه به مدت 6 ماه کنترل شود. توصیه به  استفاده از روش مناسب پیشگیری قرص LD

پیشگیری از بارداری از زمان شروع درمان به مدت 12 ماه

Case- Report

خانمی 18 ساله G1 P. A. T. L. جهت معاینات روتین بارداری به مطب مراجعه می کند.تا هفته 22 حاملگی صدای قلب جنین قابل تشخیص نبوده است. رحم در معاینات بزرگتر از سن حاملگی بود و از تهوع و استفراغ شدید بارداری شاکی بود.

در تاریخ 16/15/86 با سن حاملگی 24 هفته و 2 روز و با علامت لکه بینی، بیمارستان مراجعه و تحت نظر قرار گرفت.

در سونوگرافی اولیه در تاریخ 16/5/86 با علایم بالینی (کله بینی) سپس خونریزی، کمردرد، تهوع و استفراغ شدید) حاملگی مول تشخیص داده شد.

تست های کبدی و تیروئید جک شد، نرمال گزارش شد. در تاریخ 18/5/86 کورتاژ انجام شد و محتویات حاملگی برای بررسی بیشتر به پاتولوژی ارسال گردید. نتایج بدست آمده از پاتولوژی نیز تایید کننده مول هیداتیفرم بود.

در تاریخ 20/5/86 ، بیمار مجدداً با خونریزی شدید و دل درد تحت پیگیری و کورتاژ قرار گرفت. در عمل کورتاژ، ویلوزیتوهای هیدره پیک از رحم بیمار تخلیه گردید.

در تاریخ 20/5/86 تجویز متوتروکسات با دوز mg77 برای بیمار شروع شد و به صورت یک روز درمیان تجویز درد ادامه داده شد. در تاریخ 22/5/86 با میزان BHCG1875 به طور موقتی مرخص گردید. و به بیمار در مورد ادامه شیمی درمانی یک روز درمیان در بیمرستان آموزش داده شد.

نتایج تست سریال BHCG

24/5                          214000

26/5                          2650

28/5                          4093

30/5                          304    

1/8                            0

تجویز خوراکی ویتامین B1 کپسول هماتینک و مترونیرازول (شبی 1 عدد) آموزش داده شد.

بیمار پس از مدت 1 سال مجدداً باردار شد. در سن 40 روزگی بارداری 12 هفته و 18 هفته بارداری، سونوگرافی سریال جهت کنترل حاملگی و بررسی جفت انجام شد. که در آخرین سونوگرافی وجود جنین تایید شد.

بیمار در این حاملگی، از لکه بینی سه ماهه اول که به دلیل جفت سه راهی بود، شکایتی نداشت، به مدت 4 ماه لکه بینی ادامه یافت. و پزشکی استراحت در بستر و جلوگیری از نزدیکی جنسی را به بیمار توصیه کرد.

ر سن 5 ماهگی (d3+ w20) بیمار دچار آبریزش شد. و با CT10/37 در بیمارستان بستری شده به دلیل افزایش درجه حرارت به میزان c6/37 به زایشگاه منتقل شد. به بیمار و خانواده اش توضیح داده شد که در صورت افزایش درجه حرارت به میزان 38 درجه و بالاتر به شک مجبور به تخلیه رحم است. اما همسر وی از تکمیل رضایتنامه امتناع ورزید.

در این مدت بیمار در پوزیشن ترندلبنرگ تا تجویزهای دارویی آنتی بیوتیک، مراقبتهای روتین حاملگی تحت بررسی و نظارت بود. به مدت d5+w4 در بیمارستان بستری بود و سپس به بخش مامایی منتقل شد.

در سن d5+w40 با عمل سزارین نوزاد پسرش را سالم به دنیا آورد.

منابع

بارداری و زایمان ویلیامز، جلد اول،

 زنان و مامایی دنفورث


حاملگي هاي مولار چقدر رايج هستند؟

در هر يك هزار حاملگي در ايالات متحده، يك حاملگي مولار وجود دارد. اگر زير 20 سال يا بالاي 40 سال سن داريد يا قبلاً حاملگي مولار يا دو و يا تعداد بيشتري سقط جنين داشته ايد، احتمال اينكه حاملگي تان از نوع مولار باشد، بيشتر خواهد بود.


چگونه مي توانم تشخيص دهم كه حاملگي من از نوع مولار است؟

در ابتدا ممكن است علائم يك حاملگي معمولي را داشته باشيد، اما پس از مدتي لكه ها يا خونريزي بيشتري را خواهيد ديد. خوني كه از بدنتان خارج مي شود ممكن است قرمز روشن يا قهوه اي رنگ، پيوسته يا منقطع و اندك يا شديد باشد. اين خونريزي مي‌تواند شش هفته پس از حاملگي يا ديرتر، دوازده هفته پس از آن آغاز شود. همچنين ممكن است حالت تهوع و استفراغ شديد، انقباض يا تورم شكم (ادرارتان از حد معمول بيشتر مي‌شود) داشته باشيد. برخي از زنان در صورت داشتن حاملگي مولار، قبل از اواسط حاملگي، دچار تشنج پيش‌آبستني مي‌شوند. با اين وجود، از آنجايي كه امروزه دستگاه هاي سونوگرافي به پزشكان كمك مي‌كنند تا حاملگي مولار را زودتر تشخيص دهند، به ندرت پيش مي آيد كه اين حاملگي ها آن قدر طول بكشد كه چنين شرايطي به وجود آيد.

در صورت داشتن لكه يا خونريزي در دوران حاملگي، بي درنگ با پزشك يا ماماي خود تماس بگيريد. داشتن لكه يا خون لزوماً به معناي حاملگي مولار نيست، اما احتمالاً پزشكتان آزمايش سونوگرافي را تجويز مي‌كند تا دليل خونريزي را پيدا كند. وي همچنين ممكن است براي اندازه گيري سطح هورمون hCG، آزمايش خوني از شما بگيرد. اگر داراي حاملگي مولار باشيد، دستگاه آلتراسوند در ادرارتان كيسه هايي را كه شبيه به خوشه‌هاي انگور هستند نشان خواهند داد و سطح hCG بالاتر از حد طبيعي خواهد بود.


چه درماني براي حاملگي مولار وجود دارد؟

چنانچه تشخيص دهند كه حاملگي شما از نوع مولار است، به D&C (اتساع و كورتاژ) يا كورتاژ ساكشن جهت برداشتن بافت غير طبيعي نياز پيدا خواهيد كرد. اين عمل را مي توان تحت بيهوشي عمومي يا موضعي انجام داد. همچنين پزشكان مي‌توانند از راه درون وريدي درد شما را تسكين دهند.

در عمل D&C، پزشك سپكيولم را وارد مهبل كرده و گردنه رحم و مهبل را با يك محلول ضد عفوني كننده تميز و گردنه رحم را با ميله هاي فلزي باريكي متسع مي كند. وي سپس يك لوله پلاستيكي تو¬خالي را از داخل گردنه رحم (سرويكس) عبور داده و بافت مربوط به جنين را به درون آن مكش مي‌كند. در نهايت، وي با استفاده از يك وسيله قاشق مانند به نام كورت curette به آرامي مابقي بافت به جا مانده را از روي ديواره هاي رحم بر مي‌دارد.

به احتمال زياد در اين مرحله با اشعه X از سينه تان عكس بگيرند تا ببينند آيا سلول‌هاي غير طبيعي به ريه ها انتشار يافته اند يا خير. به ندرت اتفاق مي افتد كه اين سلول‌ها به جاهاي ديگر بدن انتشار يابند، اما اگر چنين شود، ريه ها بيشتر از هر جاي ديگري در معرض تهديد قرار دارند.

ممكن است پزشكتان بخواهد ميزان hCG خون شما را هفته اي يك بار اندازه بگيرد تا اطمينان حاصل كند كه در حال كاهش يافتن است ( اين كاهش بيانگر اين است كه ديگر هيچ بافت مولاري وجود ندارد). هنگامي كه سطح اين هورمون به مدت چند هفته متوالي به صفر برسد، هنوز هم لازم است كه تا يك سال، هر يك ماه يا دو ماه يك بار اندازه گيري شود.

نكته قابل توجه: اگر تصميم گرفته ايد كه ديگر بچه دار نشويد، ممكن است عمل برداشتن رحم را به جاي D&C انتخاب كنيد؛ چرا كه با اين كار خطر بازگشت سلول هاي غير طبيعي كمتر خواهد شد.

به طور كلي، سلول هاي غير طبيعي در حدود 2 درصد از زناني كه حاملي مولار نسبي دارند و 10 درصد زنان با حاملگي مولار كامل، پس از آن كه بافت برداشته مي شود، همچنان باقي مي مانند. اين پديده بيماري تروپوبلاستي آبستني مزمنgestational trophoblastic ناميده مي شود. اگر چنين چيزي براي شما رخ دهد، بايد تحت شيمي درماني با يك يا چند داروي ضد سرطان قرار بگيريد؛ همچنين آزمايش هاي ديگري از قبيل اسكن CAT يا MRI جهت كسب اطمينان از عدم گسترش بيماري به جاهاي ديگر غير از رحم، گرفته خواهد شد.

با درمان سريع و متناسب، تقريباٌ 100 درصد موارد اين بيماري وقتي هنوز از رحم به جاهاي ديگر بدن گسترش نيافته است، قابل درمان خواهد بود. حتي در موارد نادري كه سلول‌هاي غير طبيعي به اندام هاي ديگر گسترش يافته اند، 80 تا 90 درصد از موارد را مي‌توان درمان نمود. پس از آن كه به بهبودي كامل رسيديد، لازم است كه hCG به مدت يك سال به طور منظم تحت كنترل باشد و احتمالاً آزمايش هايي ديگر نيز انجام شود


چه موقع مي توانم دوباره حامله شوم؟

تفاوتي نمي‌كند كه چه نوع درماني را دريافت كرده ايد، در هر حال لازم است پس از آن كه سطح hCG در خون شما به صفر رسيد، تا يك سال براي حاملگي مجدد دست نگه داريد. اگر قبل از اين زمان حامله شويد، سطح hCG در خون شما بالا مي‌رود و ديگر پزشك قادر نخواهد بود تشخيص دهد كه آيا بافت غير طبيعي بازگشته است يا خير.

خبر خوب اين است كه حاملگي مولار حتي اگر شيمي درماني كرده باشيد، بر روي باروري يا توانايي شما براي داشتن يك حاملگي طبيعي تأثير نخواهد گذاشت. خطر افزايش احتمال مرگ جنين، نقص مادرزادي، زايمان زودرس يا ديگر عواقب براي شما وجود ندارد و همچنين احتمال اين كه حاملگي مولار ديگري داشته باشيد تنها 1 يا 2 درصد است. در تمام حاملگي هاي بعدي براي اطمينان از اين كه همه چيز به خوبي پيش مي‌رود، لازم است در سه ماهه اول آزمايش سونوگرافي انجام دهيد.


چگونه مي توانم با احساس ترس و شكستم كنار بيايم؟

داشتن حاملگي مولار مي‌تواند ترسناك باشد. مثل هر زن ديگري كه سقط جنين كرده است، شما نيز با از دست دادن حاملگي خود دست و پنجه نرم مي‌كنيد، با اين تفاوت كه در اين مورد شما شرايطي غير طبيعي داشته ايد كه بيشتر مردم چيزي از آن نشنيده اند و به علاوه، در مورد سلامتي خود نيز نگران هستيد. بايد حداقل به مدت يك سال هر هفته يا هر ماه توسط پزشك معاينه شويد، همچنين ممكن است به خاطر احتمال داشتن سلول‌هاي غير طبيعي مزمن، بسيار مضطرب باشيد. اگر بيماري مزمني داريد، شيمي درماني مي‌تواند تا حد زيادي ضعيف‌تان كند و حتي حاملگي بعدي را به آينده دورتري موكول كند.

ممكن است به خاطر اين تجربه احساس كنيد كه زندگي تان نابود شده است. همسرتان نيز ممكن است احساس غم و اندوه و درماندگي بكند و همچنن شايد نتواند راهي را براي ابراز اين احساسات يا حمايت از شما پيدا كند. اگر فكر مي كنيد كه مشاوره مي تواند به شما و همسرتان در كنار آمدن با اين مسئله كمك كند، حتماً اين كار را بكنيد. از پزشك خود بپرسيد كجا مي‌توانيد مشاوره دريافت كنيد يا گروه هاي حمايت‌كننده را بيابيد

مول هیداتیفرم 
  

 

تومور های تروفوبلاستیک حاملگی  یک طیف غیر معمول از تومور های خوش خیم و بدخیم با منشا جفت انسانی است. با وجود اینکه بروز این بیماری نادر است ولی دارای پتانسیل پیشرفت سریع به یک بیماری سریعا کشنده می باشد. این بیماری معمولا زنان جوان در سالهای تولید مثل را در گیر می کند. 

  بطور معمول  GTN را بر مبنای بافت شناسی به انواع مول هیداتیفورم , مول مهاجم (chorioadenoma  destruens)و کوریو کارسینوم تقسیم می کنند. مول های هیداتیفرم جزئی (partial )  , تومور های محل جفتی (placental site tumors)(PST)   به عنوان دو موضوع جدا از هم چه بطور کلینیکی و چه از نظر بافت شناسی در نقسیم بندی وسیع GTN  قرار می گیرد.

 

 

 علی رغم گوناگونی واضح در این موارد تمام آنها از جفت انسانی , تروفوبلاست و ژنوم پدری  ( معمولا همراه با ژنوم  مادری ) بوجود می آیند. گونادوتروپین جفتی انسانی  (HCG )  توسط این تومور ترشح می شود و به عنوان یک تومور مارکر حساس که با سیر بیماری همخوانی خوبی دارد مطرح می شود ولی این مارکر برای PST  مناسب نیست  

در سال 1965 نشان داده شد کوریو کارسینوم حاملگی متاستاتیک که شایع ترین شکل بدخیم این بیماری می باشد با شیمی درمانی قابل درمان است. امروزه بسیاری از مطالعات نشان دهنده قابلیت درمان پذیری بالای این بیماران می باشد هر چند بر اساس وضعیت هر فرد درمان یک اصل اساسی است  

مول هیداتیفرم

 زمانی تمام انواع مول هیداتیفرم با هم طبقه بندی می شد ولی امروزه دو نوع مول حاملگی تعریف شده است: مول  هیداتیفرم کامل و ناقص که از نظر منشا سلولی ژنتیکی , اشکال پاتولوژیک و رفتار بالینی از یکدیگر متمایز می باشند. هنوز معلوم نیست که مول هیداتیفرم ناقص یک نوع از GTN  است یا اینکه فرم پیشرفته و نهائی  تحلیل یک حاملگی با وضع کروموزومی غییر طبیعی می باشد. لذا تا زمانی که تعداد زیادی از افراد دچا ر مول هیداتیفرم ناقص تحت مطالعه  قرار نگرفته اند این نوع مول باید به عنوان یک واریانت مول هیداتیفرم کامل که خطر تبدیل به بدخیمی را هر چند کم دارد , تلقی شود. بساری از بیماران با حاملگی های مولار نیازی به کموتراپی ندارند و می توان آنها را با خیال راحت بعد از خارج کردن مول با داشتن سطح HCG زیر نظر داشت. لذا می توان پیشرفت خود بخودی یا بوجود آمدن معیار های شروع کموتراپی برای حالت های بدخیمی را مشاهده نمود.

  

MOLE ( مول ) :   

انواع مول :
- Complet ( کامل )
ـ Partial ( ناقص )
ـ بدنبال سقط
ـ بدنبال زایمان طبیعی  

 بد نیست اشاره شود که همیشه حاملگی مولار 50% نیست که ممکن است منجر به GTT بشود گاهی اوقات به دنبال سقط ( 25% ) و زایمان طبیعی یا حاملگی نرمال ( 25% ) ، کاریوکارسینوما ایجاد می شود .
بنابراین توصیه می شود برای هر بیماری که به دنبال سقط یا زایمان طبیعی دچار خونریزی های نا مرتب شده است ، حتماً میزان H.CG چک شود اگر بالا بود می تواند دال بر EP باشد . اگر چه باید حتماً حاملگی مجدد را رد کرد . بنابراین به طور مثال در بیماری که مثلاً 50 روز بعد از زایمان دچار Spotting شده است و در معاینه مورد خاصی بدست نمی آید . سونوگرافی هم چیزی گزارش نمی دهد . باید حتماً H.CG تیتر شود .  


شیوع واپیدمیولوژی حاملگی مولار :  

 میزان شیوع حاملگی مولار در کشورهای آسیایی 10 ـ 7 برابر آمریکا ( 2000/1 ) وشمال اروپاست .
مثلاً در تایوان ، یک دویستم است . درایران رقم خاصی نداریم اما در مناطق مختلف ایران متفاوت است . مثلاً : در استان چهارمحال وبختیاری ، یاسوج ومازندران زیاد است . شاید دلیل آن مسائل ارثی و ژنتیک و الگوی تغذیه ای باشد . ( رژیم های کم پروتئین ) .


الگوهای تغذیه ای مرتبط : 

- کمبود مصرف کاروتن
- کم مصرف کردن چربی حیوانی
- وکمبود ویتامین A .
بنابراین گفته می شود تغذیه نقش عمده ای دارد. سابقه مول به میزان 5% احتمال مول بعدی را زیادمی کند . همچنین :
ـ سابقه خانوادگی
ـ سن بالای 45 سال ، 15 برابر سن 40 ـ 20 سال احتمال مول را بیشتر می کند . 


فیزیولوژی مول :  

گفته می شود لقاح یک تخمک خالی فاقد ماده ژنتیکی با یک اسپرم ( طبیعی ) می تواند منجر به مول شود . ( نقش و عامل مادری ) . البته نقش کروموزوم پدری خیلی مهم است . بنابراین الگوی کروموزومی در مول بیشتر XX 46 است که این X مربوط به پدر است . ( نقش وعامل پدری ) . بنابراین نمی توان گفت که عامل فقط مادر یا پدر است یعنی Zigot از نظر کایوتیپ درست است اما فاقد ماده ژنتیکی مادری است .
در بررسی های هیستولوژی اگر در کورتاژ بافت جنینی یا کوریون دیده شود مول Partial است که در فرم Complet . هیچ اثری از بافت جنینی دیده نمی شود .  


علائم : 

ـ خونریزی سه ماهه اول در همه موارد دیده می شود . (شایع ترین علامت ) که یک خون ریزی بد رنگ ” آب آلو ” مانند است .
ـ در بررسی Fondal High ممکن است در 50% موارد بزرگتر از حد معمول سن حاملگی ( در مول کامل ) و گاهی کوچکتر بأشد و گاهی نیز در سایز معمولی است ،
ـ تهوع و استفراغ ( Hyper emesis )علامت شایع در مول است که به دلیل میزان بالای H.C.G است .


ـ هیپرتانسیون : بخصوص در خانم های جوان که سابقه قبلی هم نداشته باشند ، فشار خون 90/140 در هفته 20ـ14 دیده می شود . حتی اگر علائم دیگری هم نداشته بأشد .
ـ عدم لمس ارگانهای جنینی : که در معاینه و Palpation ، یک رحم یکنواخت ، پر و نرم لمس می شود . حتی به دلیل نرمی رحم ، حدود واقعی آن از روی شکم ممکن است قابل لمس و تشخیص نباشد .
ـ عدم شنیدن FHR : چون FHR در مول نداریم ، همه جا از روی رحم فقط سوفل جفتی شنیده می شود .

 

 

 روش های تشخیصی :  

 ـ دفع وزیکولهای خوشه مانند یا دانه انگوری در سایز های متفاوت . ( بیشترین تکیه در روش های تشخیصی بر معاینات و مشاهدات بالینی است . )
ـ فرستادن نمونه وزیکولها به آزمایشگاه پاتولوژی
ـ انجام سونوگرافی و تأیید مول
ـ میزان تیتراژH.C.G بالاتر از حد معمول . ( معمولاً بالای 40000 )
هر چه میزانH.C.G بالاتر بأشد ، احتمال High Risk بودن بیمار بیشتر است و احتمال ” کوریوکارسینوما ” در این میزان H.C.G وجود دارد . 

Prognosis و پیش آگهی مول خوب است ، به شرطی که پیگیری دقیق انجام گیرد . 20% از حاملگی های مولار ممکن است تبدیل به Gestational Trophoblastic Neoplasia ) GTN ( شود . یعنی سلولهای تروفوبلاستیک ، مهاجم شوند و بعد از تخلیه رحم شروع به افزایش و فعالیت نمایند .
هر چه میزان H.C.G بیشتر ، ارتفاع رحم بیشتر و نیز سن بیمار بالای 40 سال بأشد ، احتمال خطر بیشتر است .

 
درمان مول :  

پس از تشخیص مول ، تخلیه فوری لازم است . و درنگ جایز نیست . قبل از انجام تخلیه نیز انجام اقدامات زیر برای بیمار لازم است .
ـ I.V.Line
ـ انجام آزمایشات : Hct . HB . WBC
ـ رزرو چهار واحد خون
ـ پلاکت
ـ تستهای کبدی ( SGOT. SGPT )
ـ PT
ـ PTT
ـ فیبرینوژن 


افراد High Risk در مول :  

اگر بیماری دچارDesease ) GTD ( Gestational Trophoblastic یا نئوپلازیا بأشد ، ممکن است تستهای کبدی مثبت شود یا اگر میزان H.C.G ثابت شود ویا بالا برود ، ( بالای 40000 ) که بیماران زیر 16 سال و بالای 45 سال High Risk تلقی می شوند وبیماران بالای 45 سال که تمایل به داشتن فرزند بیشتر ندارند ، بهتر است هیسترکتومی شوند.) یا اگر بیماری دارای کیستهای تخمدانی متعدد لوتئینی بأشد ، برای این بیمار قبل از تخلیه باید به طور پروفیلاکسی ، شیمی درمانی انجام شود . اما بیمار نرمال ( فقط با حاملگی Hydatidiform mole ) احتیاج به شیمی درمانی ندارد بلکه Fallowup بعدی در این بیمار خیلی مهم است .  


روش های ختم حاملگی در mole :  

بهترین روش ، Suction Curettage است که ابتدا با این روش رحم را تخلیه می کنند ( کورتاژ به تنهایی انجام نمی شود چون رحم مولار نرم است و احتمال پرفوره شدن آن وجود دارد . ) و سپس 48 ساعت دیگر داخل آن یک کورت دیگر کشیده می شود یعنی بیمار در دو نوبت کورتاژ می شود . 

توجه :  

قبل از عمل . یکB.H.C.G و CHEST _ X _ Ray پایه هم باید برای بیمار انجام شود که تغییرات احتمالی بعد از عمل با آن مقایسه شود . ( از جهت احتمال متاستاز بعدی ) ونیز در مورد افزایش یا کاهش بعدی میزان H.C.

G بعد از عمل ، بتوان با H.C.G پایه مقایسه به عمل آورد .  


Fallow UP بعد از عمل :  

از آنجا که در جلوگیری از ایجاد ” کوریوکارسینوما ” وGTN بعد از عمل پیگیری دقیق خیلی مهم است ، لازم است برای بیمار پس از عمل هر دو هفته یکبار میزان H.C.

 

G تیتر شود تا سه نوبت . ( یعنی تا زمانیکه میزان H.C.G غیر قابل اندازه گیری یا صفر شود . پس از دو هفته سوم اگر میزان H.C.G صفر شد ، ماهانه چک می شود تا زمانیکه در مدت سه ماه ، سه تا گزارش صفر داشته باشیم . سپس از 6 ماه بعد و بعد از آن یکسال بعد مجدداً میزان H.C.G چک می شود . اگر بیمار تمام این مسیر را با سلامت وبی مشکل طی کند ، بعد از یکسال اجازه حامله شدن مجدد را دارد .   برای اینکاربهتر است برای بیمار پرونده تشکیل شود و یک چارت H.C.G انجام شود هر جا کاهشH.C.G متوقف یا ثابت ماند و سپس افزایش یافت ، باید پیگیری به طور دقیق تری جهت تشخیص علت و جلوگیری از ایجاد کوریوکارسینوما با ارجاع بیمار به مراکز مجهز آموزشی ( و نه مطبهای شخصی ) برای بیمار انجام شود . پس از ترخیص از بیمارستان باید برای بیمار یک روش جلوگیری مطمئن تجویز شود مثل OCP . یعنی بیمار با OCP نسخه شده ترخیص می شود بعلاوه یک درخواست H.C.G برای دو هفته دیگر . ( پیگیری دو هفته اول ) .
دلیل اجتناب از حاملگی این است که در صورت مواجه به ” کوریوکارسینومای ” احتمالی در صورت بالا رفتن میزان H.C.G ، احتمال حاملگی با اطمینان R/O شود . زیرا مصادف شدن اینـدو با هم ، احتمـال تشخیص کوریوکارسینـوما
را از حاملگی سخت می کند و همین سهل انگاری جان بیمار را به خطر می اندازد  

هر چه میزان H.C.G بالا رفت ، باید برای بیمار :
ـ معاینه لگنی دقیق
ـ درخواست CHEST _ X _ Ray
ـ سونوگرافی
انجام شود .
هر سه ماه یکبار هم باید یک معاینه لگنی دقیق از نظر اندازه رحم و میزان نرمی رحم برای بیمار انجام شود. در مواردی که بیمار دچار :
ـ لاغری شدید
ـ برافروختگی چشمها
ـ گرمای شدید
شود ، با احتمال ایجاد ” تیروتوکسیکوز ” باید پیگیری شود . اما از آنجایی که علائم ” تیروتوکسیکوز ” با درمان مول معمولاً بر طرف می شود ، در صورت عدم برخورد با علائم آن ، پیگیری بیشتری لازم نیست .

 

 شیمی درمانی :  

شیمی درمانی در افراد High Risk یا GTN یا Invasive mole یا دچار ” کوریوکارسینوما ” انجام می شود . شیمی درمانی در افراد Molar ، یک درمان چند رژیمی است . در گذشته فقط از رژیم درمانی ” متوترکسات ” استفاده می شد . بعدها تبدیل به درمان سه رژیمه شد . شامل : ( متوترکسات ، سیکلوفسفاماید ، اکتینومایسین ) . در حال حاضر شیمی درمانی با ” اتوپوساید ” انجام می شود که مجموعه ای از پنج تا داروست .  

 عوارض شیمی درمانی :  

مثل عوارض سایر شیمی درمانی ها شامل :
ـ ریزش مو
ـ زخم دهان
ـ بثورات پوستی
ـ و مشکلات متعدد دیگر است

 

منبع . drtorkamani.blogfa

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha