نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ شنبه ۲۰ آذر
اِسَّبِت ١٠ ربيع الاول ١٤٣٨
Saturday, December 10, 2016
کد : 672-44961      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ پنج شنبه ۱۱ ارديبهشت   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ پنج شنبه ۱۱ ارديبهشت    تعداد بازدید : 36

اشعار فروغ فرحزاد

اشعار فروغ فرحزاد

 در برابر خدا

از تنگناي محبس تاريكي

از منجلاب تيره اين دنيا

بانگ پر از نياز مرا بشنو

آه اي خدا ي قادر بي همتا

يكدم ز گرد پيكر من بشكاف

بشكاف اين حجاب سياهي را

شايد درون سينه من بيني

اين مايه گناه و تباهي را

دل نيست اين دلي كه به من دادي

در خون تپيده آه رهايش كن

يا خالي از هوي و هوس دارش

يا پاي بند مهر و وفايش كن

تنها تو آگهي و تو مي داني

اسرار آن خطاي نخستين را

تنها تو قادري كه ببخشايي

بر روح من صفاي نخستين را

آه اي خدا چگونه ترا گويم

كز جسم خويش خسته و بيزارم



 

هر شب بر آستان جلال تو

گويي اميد جسم دگر دارم

از ديدگان روشن من بستان

شوق به سوي غير دويدن را

لطفي كن اي خدا و بياموزش

از برق چشم غير رميدن را

عشقي به من بده كه مرا سازد

همچون فرشتگان بهشت تو

ياري به من بده كه در او بينم

يك گوشه از صفاي سرشت تو

يك شب ز لوح خاطر من بزداي

تصوير عشق و نقش فريبش را

خواهم به انتقام جفاكاري

در عشقش تازه فتح رقيبش را

آه اي خدا كه دست توانايت

بنيان نهاده عالم هستي را

بنماي روي و از دل من بستان

شوق گناه و نقش پرستي را

راضي مشو كه بنده ناچيزي

عاصي شود بغير تو روي آرد

راضي مشو كه سيل سرشكش را

در پاي جام باده فرو بارد

از تنگناي محبس تاريكي

از منجلاب تيره اين دنيا

بانگ پر از نياز مرابشنو

آه اي خداي قادر بي همتا

اشعار عاشقانه فروغ فرحزاد

اي ستاره ها

اي ستاره ها كه بر فراز آسمان

با نگاه خود اشاره گر نشسته ايد

اي ستاره ها كه از وراي ابرها

بر جهان نظاره گر نشسته ايد

آري اين منم كه در دل سكوت شب

نامه هاي عاشقانه پاره ميكنم

اي ستاره ها اگر بمن مدد كنيد

دامن از غمش پر از ستاره ميكنم

با دلي كه بويي از وفا نبرده است

جور بيكرانه و بهانه خوشتر است

در كنار اين مصاحبان خودپسند

ناز و عشوه هاي زيركانه خوشتر است

اي ستاره ها چه شد كه در نگاه من

ديگر آن نشاط ونغمه و ترانه مرد ؟

اي ستاره ها چه شد كه بر لبان او

آخر آن نواي گرم عاشقانه مرد ؟

جام باده سر نگون و بسترم تهي

سر نهاده ام به روي نامه هاي او

سر نهاده ام كه در ميان اين سطور

جستجو كنم نشاني از وفاي او

اي ستاره ها مگر شما هم آگهيد

از دو رويي و جفاي ساكنان خاك

كاينچنين به قلب آسمان نهان شديد

اي ستاره ها ستاره هاي خوب و پاك

من كه پشت پا زدم به هر چه كه هست و نيست

تا كه كام او ز عشق خود روا كنم

لعنت خدا بمن اگر بجز جفا

زين سپس به عاشقان با وفا كنم

اي ستاره ها كه همچو قطره هاي اشك سربدار

سر بدامن سياه شب نهاده ايد

اي ستاره ها كز آن جهان جاودان

روزني بسوي اين جهان گشاده ايد

رفته است و مهرش از دلم نميرود

اي ستاره ها چه شد كه او مرا نخواست ؟

اي ستاره ها ستاره ها ستاره ها

پس ديار عاشقان جاودان كجاست ؟

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha