نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ سه شنبه ۱۶ آذر
اِثَّلاثا ٦ ربيع الاول ١٤٣٨
Tuesday, December 06, 2016
کد : 672-44909      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ پنج شنبه ۱۱ ارديبهشت      تعداد بازدید : 348

طنز؛ جملات تکراری عیددیدنی ها!

درست مثل شبکه بلوری نمک طعام که در آن اتم های سدیم و کلر در تمام شبکه یونی تکرار می شوند، جملات ماها نیز در عیددیدنی های هر ساله یکسان و در بین شبکه فامیلی تکرار می شود. زیاد ربطی هم به سطح و فرهنگ خانواده ها ندارد.





همشهری جوان:
 درست مثل شبکه بلوری نمک طعام که در آن اتم های سدیم و کلر در تمام شبکه یونی تکرار می شوند، جملات ماها نیز در عیددیدنی های هر ساله یکسان و در بین شبکه فامیلی تکرار می شود. زیاد ربطی هم به سطح و فرهنگ خانواده ها ندارد.

همین که ایرانی باشی کافی است تا برایت مهم باشد که در محله میزبان الان نوساز متری چند است یا که پسر فلان کسک که می گویند پولدار شده چه کاره است و ماهانه چقدر درآمد دارد. دختر مجرد خواهر شوهرت چرا هنوز ازدواج نکرده؛ دختری که ماشالا هم بر و رو دارد و هم در دانشگاه سراسری «مهندسی» خوانده.

ذات پرسشگر ایرانی برنمی تابد که چنین سوالاتی که در طول سال برایش ایجاد شده، کماکان در ذهنش تاریک باقی بماند. علاوه بر اینها محورهای گفتگو در عیددیدنی ها می تواند ژانرهای دیگری نیز به خود بگیرد.

ما خیلی فامیل دوستیم و تفکر گره از کار خلق باز کردن: «+ آره. خلاصه که سر تصادف ماشینم خیلی بهم خسارت وارد شد. - ای بابا. چرا به من خبر ندادی؟ یه تلفن می زدی من آشنا داشتم کارت رو راه می انداختم. ما هر چی باشیم ناسلامتی با هم فامیلیما!»

یا در بسیاری اوقات هم با مزه بازی ها یا به تعبیر ما «شوخی کارمندی»: «+ میدونی اون چیه که بیاد پایین همه باهاش حال می کنن؟ - نه جان تو. بذا فک کنم. + فکر نداره که. دلاره دیگه (صدای قاه قاه خنده حضار)» درست مثل شبکه بلوری نمک طعام که در آن اتم های سدیم و کلر وجود دارد. بعضی ها خود سدیم کلریدند. خود نمک طعام. آنچه می بینید شرح جملاتی مشهور بین سدیم کلریدهاست در ایام عید.

- اوضاع درسات چطوره: گام نخست برای باز کردن سر صحبت با دانش آموز/ دانشجوی جمع. ارضای یک حس مشترک ایرانی به نام فضولی. «تو اون دانشگاه چه غلطی داری می کنی» محترمانه. سوالی که اغلب با جواب دو کلمه ای «بد نیست» مخاطب پاسخ می گیرد.

- معدلت چند شد: گام دوم برای ادامه صحبت با دانش آموز جمع. در مقاطع پایین تر «به به» و «چه چه» و در مقاطع بالاتر «همم. آفرین» نام آواهایی است که توسط سوال کننده بعد از شنیدن جواب، شنیده شده. حتی یک مورد هم در تاریخ نیامده که در جواب این سوال فرد مورد نظر معدل پایینی داشته باشد.

- چند واحد پاس کردی: قالب دانشجویی سوال «معدلت چند شد». «پس یعنی می خوای پنج ساله کنی» می تواند سوال بعدی این سلسله باشد. پس از یقین حاصل کردن در مورد چهارساله نبودن: «خوب می کنی چهار ساله تموم نمی کنی بابا. مگه بیرون چه خبره. فارغ التحصیل ها کجا رو گرفتن مگه؟» که در واقع «خاک بر سرت. چهارتا واحدم نمی تونی درست پاس کنی فارغ التحصیل شی. خوبه حالا رشته ات اونچنانی نیست» است.

- درست تموم شد دیگه ایشالا: گاهی اوقات یک دستی حرفه ای برای سوال مستتر «سال چندمی» که پرسشگر نمی خواهد خودش را از تک و تا بیندازد و به کم اطلاعی محکوم شود. «خودتی! ما که می دونیم 8 ترم رو رد کردی.» مخاطب های پخته تر با پاسخ نه بابا. من ورودی فلان سالم (یک یا دو سال کمتر گفتن از واقعیت) پرسشگر را به شک انداخته و این مرحله را با موفقیت پشت سر می گذارند.

- این رشته ای که می خونی آخر چی کاره می شی: «چند می گیری ول کنی؟» مخصوصا برای کسانی که رشته های به مراتب پایین تری می خوانند، توجیه کردن مخاطب سخت است. زیاد تفاوتی ندارد البته چون اگر رشته ای که فرد می خواند خوب باشد با «ای بابا. الان فارغ التحصیل هاشم بیکارن» و اگر نباشد هم با «حالا می خوای بعد مدرک چی کار کنی؟ کار گیرت می آد» روبرو خواهد شد.

- شوهر نکردی هنوز؟ سوال پوچی که خود سوال کننده هم می داند خب اگر جوابش مثبت بود، فرد عزب تنهایی که نمی نشست در عیددیدنی بقیه را نگاه کند! در برخی از مواقع جمله طعنه آمیزی محسوب می شود از طرف خانواده ای که خودش دختر/ پسرش را عروس کرده. خیلی از مورد سوال شده ها با جواب «دلتون خوشه ها. کو شوهر خوب.» همه چیز را به شوخی برگزار می کنند.

- چرا زن نمی گیری: مهمترین و کلیدی ترین سوال از فرد عزب خانواده. طبق قاعده گفته می شود این سوال پس از پرس و جو درباره وضعیت تحصیلی و سربازی فرد مورد نظر پرسیده می شود. در اینجا هم پسر بدبخت مورد سوال واقع شده می تواند برای فرار از این مخمصه با عبارت «کو زن خوب» این تهدید را به فرصت بدل کند.

- سربازی نرفتی: پس از جواب منفی گرفتن از سوال بالا حربه بعدی برای نزدیک کردن پسر عذب به ازدواج. «نترس. سربازی که خوبه. من خودم کلی خاطره دارم.» و در پس آن چند ساعت شنیدن خاطرات هارهارآور سربازی فرد گوینده. بهانه خوبی است برای پیش کشیدن بحث داغ این روزها یعنی گروگان گیری مرزبان های ایرانی.

- چقدر لاغر شدی. رژیم گرفتی: شایع بین مکالمه دو خانم در راستای جیگر کردن همدیگر. راوی حکایت از آن دارد که تا به حال هیچ کس از شنیدن این جمله ناراحت نشده. پاسخ «واقعا؟ معلومه ینی؟» نشانگر رضایتمندی از پرسش این سوال است که در پس آن باید روش به تفصیل توضیح داده شود.

- چرا بچه دار نمی شین: نگارنده تاریخ این حق را برای والدینی که این سوال ازشان پرسیده می شود قائل شده که برای این فضولی در زندگی شخصی در دهان فرد مقابل بزنند. ادامه پررویی سوال کننده در قالب «یعنی مشکلی دارید» تداوم پیدا خواهد کرد. سوال پیچ شدن توسط این موضوع رابطه مستقیمی با تعداد سنواتی که از ازدواج دو نفر می گذرد، دارد.

- اینجا نوساز متری چنده: مقدمه ای برای شروع سلسله بحث های کارشناسانه پیرامون رکود اقتصادی ایران در سال گذشته. آه بلند پرسش کننده بعد از شنیدن قیمت ملک در منطقه مذکور. «اِاا. 10 سال پیش اینجا بیابون بودا، چه پیشرفتی کردن ملت یهو تو این مملکت». گزارش شده در موارد زیادی طرفین، مقصر این رشد اکیدا صعودی قیمت زمین را وزرای مسکن قبلی و رئیس جمهور سابق دانستند.

- شما چرا نمی کوبین بسازین: سوالی مناسب بعد از مطرح شدن قیمت نوساز در محل. «با این وضعیت ملک می دونید اگه اینجا بسازید چقدر گیرتون می آد؟» «تو این راسته خیابونتون همه ساختنا. فقط شما موندید. نمی خواید بکوبید؟» در بسیاری موارد میزبان با جواب «همه مون موافقیم ولی فقط یکی مخالفت کرده. سر قیمت داره دندون گردی می کنه» سعی در فیصله ماجرا دارد.

- به سلامتی الان کجا مشغولی: شکلی دیگر از سوال «کجا کار می کنی؟» در بسیاری از آمارها و تحقیقات بین المللی آمده که محبوب ترین سوالی است که ایرانی ها دوست دارند از هم بپرسند. مرحله مقدماتی سوال «چقدر حقوق می گیری». به گواه تاریخ سوژه خوبی برای «خسته نباشه. رفت 10 سال دانشگاه، فلان رشته رو خوند آخر رفت فلانجا کار کرد.» در راه برگشت از عیددیدنی.

- بیمه کردنت: فاز بعدی جواب گفتن به همان محبوبترین سوال ایرانی ها. عاملی در جهت تخریب جایگاه شغلی که فرد دارد. «بدون بیمه که فایده نداره. چه رییس دودری دارید.» گاها با پاسخ مثبت گفتن به این سوال چهره وی به شکل دو نقطه خط صاف گزارش شده.

- موهات اذیتت نمی کنه: «کوفتت بشه. چه موهایی داری. ملت یکی در میون همه کچل اند بعد تو این همه مو داری!» «چشمات مثه مثلث، موهات (!) مثه گندمزار». رگه هایی از حسادت ایرانی به موهای پُرپشت. «تابستون که ظل گرماست می خوای چی کار کنی». اقدامی کار شده جهت تشویق فرد مورد نظر برای کوتاه کردن موها.

- این خیابونتون قبلا یه طرفه نبود: «با اینکه محله مون اینجا نیست، ولی من محله تون رو مثه کف دست بلدم.» بارها با جواب «نه. دقت نکردین دیگه. اون خیابون بالاییه ها» توسط میزبان با ماسیدن پوزخند سوال کننده دیده شده. با اعتماد به نفس ترها سعی دارند با بیان استدلال های گوناگون از جانب تنگ بودن کوچه حرف خودشان را به کرسی بنشانند و از آنجایی که هیچ آدم عاقلی برای اثبات حرفش نمی رود دنبال تابلو راهنمایی و رانندگی بگردد، نتیجه کار آنها نیز موفقیت آمیز گزارش شده.

- تابستونا/ زمستونا چی کار می کنین پس: موضع مهمان در برابر فهمیدن اینکه خانه میزبان کولر یا وسیله گرمایشی خاص ندارد. همچنین موقع متوجه شدن خراب بودن شوفاژ خانه منزل میزبان. در برخی جاها شیب زیاد کوچه یا تنگ بودن آن یا موارد اینچینی باعث شده که مخاطب با نگرانی از چگونگی رفت و آمد در فصل سرما موقع برف توسط خانواده میزبان این جمله را بر زبان بیاورد.

- چرا اینقدر بد می گیره پس، آنتن مرکزی ندارین مگه: بسیار پرکاربرد در عیددیدنی ها مخصوصا زمانی که حرف خاصی ندارند که با هم بزنند و مجبور به دیدن تلویزیون هستند. پرسشگران این مطلب اغلب با این توضیح که «برای ما هم همین بود ولی از موقعی که رئیس ساختمون آنتن مرکزی گذاشت، خیلی بهتر شد» مخاطب را توجیه می کنند که آنتن مرکزی داشته باشد.

- چیمون درسته که اینمون باشه: نتیجه گیری غایی از بحث درباره یک معضل خاص در جامعه. بیشتر توسط راننده ها شنیده شده اما عیدها در مجالس هم رونق پیدا می کند. مترادف با «ای بابا. این ملت درست بشو نیست (اشاره به آشغال هایی که روی زمین خیابان ریخته شده)»

- بابات ماشینشو می ده بهت: تاریخ نگار احتمال می دهد که این سوال از جانب یکی از شجره های فامیل دور باشد. تازه کردن داغ دل نوجوانی 18 ساله که پدر به رانندگی اش اعتماد ندارد. جریحه دار کردن زخم کهنه جوانی که هنوز تصدیق نگرفته ولی می تواند رانندگی کند.

- پسورد وای فای تون چیه: دغدغه های عیددیدنی های مدرن. کنگر نخورده می خواهیم به اینترنت تان هم لنگر بیندازیم، جمله ای که طرح آن می تواند نرخ عیدی پایان جلسه را تغییر بدهد.

- من دیگه بزرگ شدم: «مرده شورت رو ببرن. اینقدر عیدی می دی؟» «مرسی ولی چرا اینقدر کم؟ حجب و حیایی مصنوعی توسط نوجوانان سابقی که حال بزرگتر شدند و از گرفتن عیدی امتناع می کنند.

- هیچ جا تهرون نمی شه تو عیدا: از پرکاربردترین جمله شهروندان پایتخت در عید دیدنی ها. دیده شده که گوینده این جمله خودش بلیت مسافرت به کیش در هفته دوم عید در جیبش است.

- تو هم مثه اولاد خودمی: ترفندی نخ نما شده توسط پیرترهای فامیل برای معاشرت و صله رحم با جوانترهای جمع. «این حرف ها چیه بابا. آدم باید دلش جوون باشه.»

با سوالات کودک محور عیددیدنی ها آشنا شویم

مامانت رو بیشتر دوس داری یا باباتو؟

در بین سوالات کلیشه عیددیدنی، بعضی هایش مخصوص تازه عروس هایی است که بچه دار شده اند. در این قسمت این سوالات را مجزا آوردیم.

- چرا نبردیش پیش دکتر رضایی: «دکتر فلانی که هیچ چی حالیش نیس». بیشتر برای معرفی دکتر کودکان کاربرد دارد. تبلیغ از یک دکتر کودکان خوب ما به ازای ناراحتی فرد مقابل از تجویز اشتباهی که دکترش کرده. دیالوگ دو طرفه ای که بیشتر با جمله «همهشون یه چیزن» به اتمام می رسد.

- دوست داشتی خواهر یا برادر داشتی: در تاریخ آمده که هر کودک ایرانی در طول زندگی اش بارها با این پرسش توسط افراد مختلف روبرو شده. بعضی ها ریشه چرایی این سوال را در «عزیزم ببخشید» جستجو می کنند. سوال کنندگان این پرسش هیچگاه از خود نپرسیدند که ترجیح فرزند از داشتن خواهر یا برادر چه تغییری در نتیجه کار خواهد داد؟!

- تو مهد با بچه ها کنار می آد یا اونجا هم اذیت می کنه: تحلیلی که بعد از انجام یک رفتار غیرعادی در کودک توسط مهمان انجام می پذیرد. جواب طبیعی مهمان پس از آتیشی که بچه جلوی او می سوزاند. در برخی اوقات طفل معصوم را به بیش فعالی متهم کرده و مادر پدرشان را توجیه می کنند که او را ببرند پیش دکتر.

- بزرگ شدی دوس داری چی کاره  بشی: موضوع انشای خیلی از مقاطع تحصیلی در کشور. کودک بیچاره ای که هنوز سنش دو رقمی نشده، باید درباره چشم انداز شغلی آینده اش به دیگران توضیحات مبسوط بدهد. گزارش معلمان انشای دلسوز کشور حاکی از آن نیست که دانش آموزی نبوده که در پاسخگویی به این سوال دوست داشته باشد جز سه شغل مهندس، دکتر یا خلبان را داشته باشد.

- مامانت رو بیشتر دوست داری یا باباتو: کلیشه ای و دمده ترین سوالی که از کودک خانواده پرسیده می شود. در تاریخ آمده که از زبان بابلیان این جمله همیشه در عیددیدنی ها به کار می رفته. قرار گرفتن کودک در میان دو راهی سخت انتخاب. انتخابی که هر گزینه اش را تیک بزنی، نمره منفی سختی از جانب گزینه دیگر در انتظارت هست. در منابعی آمده اولین بار این سوال توسط جد عزیزم ببخشید مطرح شده.


منبع: http://newspool.ir/fa/ndt/5240317/طنز--جملات-تکراری-عیددیدنی-ها-
نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha