نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ شنبه ۲۰ آذر
اِسَّبِت ١٠ ربيع الاول ١٤٣٨
Saturday, December 10, 2016
کد : 615-43903      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ دوشنبه ۸ ارديبهشت   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ دوشنبه ۸ ارديبهشت    تعداد بازدید : 144

چگونه به کودک بگوییم «نه»؟

فرزندان ما هم ممکن است در برخی مواقع خواسته‌هایی داشته باشند که برآورده کردن آنها به صلاح نباشد. با چنین فرزندانی چه برخوردی باید داشته باشیم و چگونه می‌توانیم آنها را قانع کنیم؟

 

چگونه به کودک بگوییم «نه»؟


 

فرزندان ما هم ممکن است در برخی مواقع خواسته‌هایی داشته باشند که برآورده کردن آنها به صلاح نباشد. با چنین فرزندانی چه برخوردی باید داشته باشیم و چگونه می‌توانیم آنها را قانع کنیم؟

 در این مواقع شما چه برخوردی با آنها دارید؟

درخواست فرزندان بر اساس میل و نیاز آنها است اما در برخی مواقع برآورده کردن این میل و نیاز، ممکن است به مصلحت نباشد. ارضای خواسته‌ها و نیازها باید به گونه‌ای باشد که راه را برای رشد شخصیت فرد باز کند. به این معنی که اگر همیشه همه خواسته‌های ما بدون کوچک‌ترین مانعی برآورده شود، آن گاه از وضعیت موجود احساس رضایت کرده و هیچ تلاشی برای بهبود شرایطی که در آن هستیم انجام نمی‌دهیم و به دنبال پیشرفت نخواهیم بود. اصولا پیدایش نیازها و خواسته‌های تازه که محرکی برای حرکت رو به جلو است نتیجه این است که به برخی از خواسته‌های خود نرسیده‌ایم. بنابراین ما در حالی که نیاز فرزندان خود را برآورده می‌کنیم، باید آنها را آماده کنیم که از لحاظ شخصیتی، اجتماعی و روانی به پله‌های بالاتری دست پیدا کنند.


 چگونه باید چنین پله‌هایی را بسازیم تا فرزندانمان از آن بالا بروند؟

اول اینکه خواسته‌های معقول باید ارضا شود؛ چرا که محرومیت و ناکامی در دستیابی به خواسته‌ها، شخص را در آینده از لحاظ شخصیتی و زندگی فردی با مشکل مواجه می‌کند.

دوم اینکه ارضا و پاسخگویی به این خواسته‌ها باید نسبی باشد. در فلسفه «روزه گرفتن»گفته می‌شود که ما باید به عمد گرسنگی بکشیم و در مقابل سختی گرسنگی ایستادگی کنیم. این موضوع به ما یاد می‌دهد که با دیگر سختی‌های زندگی چگونه برخورد کنیم.


 «ناکامی بهینه؟»

یعنی در برخی موارد واقعا صلاح نیست به نیازهای فرزندانمان پاسخ دهیم.


 چگونه باید این کار را انجام بدهیم؟

فرزندان ما هنگامی دارای شخصیت سالم هستند که دو خصوصیت در آنها وجود داشته باشد. خصوصیت اول، شناخت واقعیت‌ها و شناسایی محدودیت‌ها و فرصت‌هایی است که وجود دارد. یعنی آموزش این نکته که در زندگی موانع و ناکامی‌هایی وجود دارد، خودش می‌تواند یک هدف تربیتی باشد و به فرزند ما کمک کند که واقع‌نگر بار بیاید و به قول معروف لوس و دردانه نشود. بچه‌های لوس بچه‌هایی هستند که «نه» نشنیده‌اند.

خصوصیت دوم؟

خصوصیت دوم مربوط به تفکر فرزند است. به این معنی که باید متوجه شود دست دیگری نیز در کار است که ممکن است بر وفق مراد او نباشد و او باید راه‌حل مناسب را پیدا کند که اوضاع را به نفع خودش تغییر دهد. تقویت این روحیه در کودک مهم است.


 چگونه می‌توان این روحیه را تقویت کرد؟

بچه‌ها از ما یک تصویر ذهنی به دست می‌آورند که این تصویر، معلول روش ما است. مثلا اگر از کودکی بپرسید که پدر و مادرت چه رفتاری دارند، ممکن است بگوید تا حرفی به آنها می‌زنم، داد می‌زنند یا برعکس، بگوید خیلی حوصله دارد. برخورد ما در مقابل فرزندانمان، هنگامی که نمی‌خواهیم درخواست آنها را برآورده کنیم، باید همراه با اعتماد و صمیمیت باشد و در عین حال باید این رابطه پی‌رنگ‌هایی از جدیت و گفتگوهای دوطرفه داشته باشد. والدین نباید احکام خود را بسته‌بندی کنند و تحویل فرزندانشان بدهند. ما باید برای هر رفتار خود توضیح قانع‌کننده داشته باشیم. در این صورت فرزند یاد می‌گیرد که با محیط اطراف نیز به شیوه‌ای عاقلانه و تحلیلگرانه برخورد کند. احکام بسته‌بندی‌شده باعث می‌شود بچه‌ها دنیا را سیاه و سفید ببینند. در دنیای امروز که بچه‌ها مجراهای ارتباطی زیادی دارند، نمی‌توان به صورت تحکمی برخورد کرد بلکه باید با قدرت استدلال و ارتباط عاطفی برخورد کنیم.


 گاهی خواسته فرزند ما معقول است اما توان پاسخگویی به آن را نداریم. در این حالت باید چه رفتاری داشته باشیم؟

اکثرا در چنین مواقعی سعی می‌کنیم صورت مساله را پاک کنیم و خواسته فرزندمان را نامعقول و غیرموجه جلوه دهیم! این بدترین شیوه برخورد است و فرزند نیز این موضوع را متوجه می‌شود و همین شیوه برخورد، باعث پیچیده شدن موضوع می‌شود. در این حالت باید ما به عدم توانایی خود اعتراف کنیم و دلیل آن را نیز برایش توضیح دهیم. در مواقعی که پدر و مادر توانایی برآورده کردن نیاز فرزندان خود را ندارند، همدلی فرزندان با آنها بسیار مهم است. ممکن است وضعیت مالی خانواده مناسب نباشد، فرزند را باید با این شرایط آشنا کرد و همراهی‌اش را به دست آورد. بعد باید از او بخواهیم که با هم برای رسیدن به آن خواسته تلاش کنیم. نباید خودمان را نسبت به خواسته فرزندمان بی‌تفاوت نشان دهیم. اینکه فرزندمان احساس کند برای خواسته‌های او ارزش قایل هستیم، در او آرامش و احساس اطمینان ایجاد می‌کند.

 

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha