نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ شنبه ۷ اسفند
اِسَّبِت ٢٨ جمادي الاولي ١٤٣٨
Saturday, February 25, 2017
کد : 592-43568      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ يکشنبه ۷ ارديبهشت   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ يکشنبه ۷ ارديبهشت    تعداد بازدید : 139

داستان کوتاه : لبخند دختر زیبا

داستان کوتاه : لبخند دختر زیبا


http://s5.picofile.com/file/8121313700/ungfgnamed.jpg

در یکی از شهرهای اروپایی پیرمردی زندگی می کرد که تنها بود. هیچکس نمی دانست که چرا او تنهاست و زن و فرزندی ندارد. او دارای صورتی زشت و کریه المنظر بود

شاید به خاطر همین خصوصیت هیچکس به سراغش نمی آمد ... و از او وحشت داشتند ، کودکان از او دوری می جستند و مردم از او کناره گیری می کردند

قیافه ی زننده و زشت پیرمرد مانع از این بود که کسی او را دوست داشته باشد و بتواند ساعتی او را تحمل نماید. علاوه بر این ، زشتی صورت پیرمرد باعث تغییر اخلاق او نیز شده بود.او که همه را گریزان از خود می دید دچار نوعی ناراحتی روحی شد

که می توان آن را به مالیخولیا تشبیه نمود همانطور که دیگران از او می گریختند او هم طاقت معاشرت با دیگران را نداشت.و با آنها پرخاشگری می نمود و مردم را از خود دور می کرد

سالها این وضع ادامه یافت تا اینکه یک روز همسایگان جدیدی در نزدیکی پیرمرد سکنی گزیدند آنها خانواده ی خوشبختی بودند که دختر جوان و زیبایی داشتند

یک روز دخترک که از ماجرای پیرمرد آگاهی نداشت از کنار خانه ی او گذشت اتفاقا همزمان با عبور او از کنار خانه ، پیرمرد هم بیرون آمد و دیدگان دخترک با وی برخورد نمود

اما ناگهان اتفاق تازه ای رخ داد پیرمرد با کمال تعجب مشاهده کرد که دخترک بر خلاف سایر مردم با دیدن صورت او احساس انزجار نکرد و به جای اینکه متنفر شده و از آنجا بگریزد به او لبخند زد

لبخند زیبای دخترک همچون گلی بر روی زشت پیرمرد نشست.آن دو بدون اینکه کلمه ای با هم سخن بگویند به دنبال کار خویش رفتند
همین لبخند دخترک در روحیه ی پیرمرد تاثیر بسزایی داشت

او هر روز انتظار دیدن او و لبخند زیبایش را می کشید

دخترک هر بار که پیرمرد را می دید ، شدت علاقه ی وی را به خویش در می یافت و با حرکات کودکانه ی خود سعی در جلب محبت او داشت

چند ماهی این ماجرا ادامه داشت تا اینکه دخترک دیگر پیرمرد را ندید

یک روز پستچی نامه ای به منزل آنها آورد و پدر دخترک نامه را دریافت کرد. وصیت نامه ی پیرمرد همسایه بود که همه ی ثروتش را به دختر او بخشیده بود

مطالب مرتبط
داستان آب و کاهش وزن چیست؟
۱۳۹۵ سه شنبه ۵ بهمن
داستان آب و کاهش وزن چیست؟
همه می دانیم که آب خوردن باعث لاغری می شود اما چطور این اتفاق می افتد؟ چطور با خوردن آب لاغر می شویم؟ ما در ادامه به شما خواهیم گفت که داستان آب و کاه...
در دوران بارداری چه بخوریم تا فرزندمان زیبا شود
۱۳۹۵ پنج شنبه ۱۵ مهر
در دوران بارداری چه بخوریم تا فرزندمان زیبا شود
قبل از بارداری خوردن سیب، به،گلابی ( پدر بیشتر )، انار ، نیم ساعت قبل از صبحانه و به صورت ناشتا، در زیبایی موثر است. همچنین معجون شیر ،گردو و خرما...
بازیگر زن پیشکسوت: چون دخترم تن به جراحی زیبایی نداده باید در خانه بنشیند!
۱۳۹۵ يکشنبه ۲۸ شهريور
بازیگر زن پیشکسوت: چون دخترم تن به جراحی زیبایی نداده باید در خانه بنش...
بازیگر سینما و تلویزیون گفت: دختر من از سن سه سالگی در عرصه سینما مشغول به فعالیت بوده اما در حال حاضر باید در خانه بنشیند در حالی که مانند تعدادی ا...
این مدل لاک ها را در میهمانی ها بزنید
۱۳۹۵ چهارشنبه ۲۰ مرداد
این مدل لاک ها را در میهمانی ها بزنید
لاک زدن هم جزو آن دسته از هنرهایی است که می توان با کمی خلاقیت، طرح های فوق العاده زیبایی از آن خلق کرد. اگر رنگ های آرام و خنثی را می پسندید، طرح های...
نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha