نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ شنبه ۲۰ آذر
اِسَّبِت ١٠ ربيع الاول ١٤٣٨
Saturday, December 10, 2016
کد : 613-41366      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ سه شنبه ۲ ارديبهشت   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ چهارشنبه ۳ ارديبهشت    تعداد بازدید : 50

يادگيري در دوران جنيني

يادگيري در دوران جنيني

 آموزش جنین در دوران بارداری، افزایش هوش و یادگیری

 

تا سالها قبل تعریف نوزاد موجودی دوست داشتنی ولی ناتوان، مادون انسانی، کودن 
و فاقد احساس بود و به همین ترتیب هم با آنها رفتار میشد. طی 25 سال گذشته 
روانشناسان و جنین شناسان آمریکایی و ژاپنی تحقیقاتی در زمینه جنین انجام داده اند 
که نتایج آن حیرت آور است به طوری که این قرن، قرن نوزادان خوانده شده. این مطالعات 
نحوه شکل گیری سیستم عصبی و مغز را از 2 هفتگی روشن میکند.

 

 

جنین دارای سیستم عصبی فوق العاده پیچیده ای است که تا 3 سالگی در حال ضبط 
کلیه حرکات اصوات تصاویر مزه ها و بو هاست.یک جنین در هفت ماهگی بیشترین سلولهای مغزی را دارد از ماه هشتم  این سلولها شروع  به از بین رفتن می کنند.

حالا بحث بر سر این هست که آیا ما میتونیم این روند را کند کنیم ؟ پاسخ مثبت است، با تحریک قسمتهای مختلف مغز جنین و نوزاد که هر کدام راهکارهای مختلفی دارد. این تحریک باعث میشود که ارتباطات بین سلولهای عصبی بر قرار شده و وقتی این اتفاق افتاد سلولهایی که فعال شده اند دیگر از بین نمیروند. یعنی مغز این قانون را دارد که هر سلولی بلا استفاده ای حذف شود. حال هر چه تعداد سلول هایی که زنده اند و تعداد اتصالات آنها با هم بیشتر باشد کودک هوش و یادگیری بالا تری خواهد داشت.

 

شروع کارهایی که باعث تحریک سلول های مغزی میشود تقریباازماه پنجم است چون 
معتقدند که از حدود هفته 18 جنین می تواند صدا را بشنود. صدایی که جنین میشنود صدای قلب مادر است اگر ما بتونیم یک صدایی با تم قلب مادر ولی با ریتم متفاوت ایجاد کنیم این تفاوت توجه نوزاد را جلب می کند.

 


مغز نوزاد دارای قسمتهای مختلفی است که هر کدام با فعالیت خاصی ارتباط دارد ،مثلا بخش درک موسیقی با بخش درک متن یا آوا در دو قسمت مختلف هستند یا بخش دیداری و چشایی. پس  بایستی با تمرین های مختلف و متناسب هر بخش را تحریک کرد تا سلول های مغز در همان بخش بیشتر وبا اتصالات بیشتری شکل یابند. کلا اعتقاد بر این است که چهار راه برای جلوگیری از بین رفتن سلول های مغزی جنین وجود دارد :

 


1:ایجاد محرک محیطی(اهمیت صدا و لمس) مانند:موسیقی، صدا (شامل حرف زدن با جنین) ، لمس (شامل استفاده از حرکات ریتمیک وضربه زدن) و نور (یک چراغ قوه را 3-4 بار روشن و خاموش کنید )

2:رژیم غذایی شامل: اسید های چرب ضروری که20 درصد مغز را می سازد میوه های تازه و سبزیجات  و غذاهای سرشار از کلسیم

 

 


3-آرامش مادر شامل:ورزش های ملایم مثل یوگا( که باعث گردش مواد غذایی وحرکات بدن موجب تحریک سلول های مغزی جنین می شود علاوه بر آن به دلیل هماهنگی کودک با بدن مادر از هفته 3 به بعد کودک هم به نوعی یوگا میکند) ،نداشتن استرس ، استراحت کافی و...

4-اجتناب از آلودگی مانند: دوری از سیگار(سیگار با پایین آوردن اکسیژن ،IQ را حدود 10-15 درصد کاهش میدهد )، محیط های آلوده شیمیایی و...


دکتر رنه دکار از دانشگاه هاروارد کالیفرنیا از سال1979 روی 3000 کودک در داخل رحم کار کرده و آنها را بعد از به دنیا آمدن زیر نظر داشته است .او به چهار نتیجه زیر در مورد کودکانی که در رحم روی آنها کار شده رسیده:

 

 


1. زمان بندی: زمان حساس از 5 ماهگی شروع و تا 2 سالگی ادامه می یابد، در 
صورتیکه این زمان از دست رود دیگر قابل جبران نیست مثلا کودک در زمان تولد چشمهایش را باز میکند و تصاویر و نور باعث میشود قسمت خاص دیدن تصاویر در مغز فعال شود اگر یک هفته بعد از تولد چشم کودک را ببندیم و هیچ نوری به آن نرسد هیچ ییامی از چشم به مغز مخابره نمیشود و کودک تا ابد کور خواهد بود !!! این کوری نه به خاطر ضعف یا مشکل چشم بلکه به خاطر از بین رفتن سلول های نرون و مغز در قسمت بینایی است.

حال چیزهایی مثل درک موسیقی /ادبیات /سخنرانی /ریاضی/زبان دوم و...... 
هم همین حالت را دارد اگر زمان آن از دست برود دیگر قابل جبران نیست.

2.جهت گیری:کودکانی که آموزش های جنینی گرفته اند بهتر با جهان خارج ارتباط برقرار 
میکنند.

3.تحرک:کودکان آموزش دیده کنترل بیشتری روی حرکات خود دارند.

4.احساسات:کودکان آموزش دیده آرامتر، هوشیارتر و شادتر دیده شده اند.

کمتر از دو هفته بعد از تشکیل نطفه آن بخش از سیستم عصبی جنین که مربوط 
به قوه جاذبه و تعادل در فضا است یعنی سیستم گوش داخلی شکل میگیرد. همین سیستم هماهنگی بین حرکات مادر و جنین را ایجاد میکند. اگر مادر برقصد جنین نیز تغییر وضعیت -سرعت و جهت حرکت مادررا احساس میکند و میکوشد که با آن موازنه ایجاد کند. اگر شما برقصید جنین شما خواه یا ناخواه ناگزیر به رقص است .به همین دلیل یوگا یکی از راههای خوب برای تحریک سیستم عصبی کودک است.

 

 

 برنامه ریزی جنین برای موازنه با شما فعالیت مغز او را افزایش میدهد و مغز پیچیده تری برای او ایجاد میکند . البته تعداد و زمان این حرکات باید حساب شده باشد چون جنین زود خسته شده و باید استراحت کند.

مغر انسان از دو قسمت چپ و راست تشکیل شده است :
سمت راست =خودآگاه
سمت چپ = نا خودآگاه

اعمال نا خودآگاه ، مثلا ما فارسی حرف میزنیم و حتی خواب فارسی میبینیم ولی به قواعد دستور زبان یا کاربرد کلمات فکر نمیکنیم این یعنی در ناخود آگاه ضبط شده است یا مثلا رانندگی در ابتدا خود آگاه است و سمت راست مغز را درگیر میکند ولی بعد از مدتی به سمت چپ مغز منتقل میشود و ما بدون اینکه فکر کنیم رانندگی میکنیم و ممکن است در حین رانندگی چند کار دیگر هم انجام دهیم.
حالا نکته جالب این است که از 3 سالگی سمت راست مغز جلوی سمت چپ قرار میگیرد و هر چیزی باید اول در سمت راست شکل گیرد بعددر صورت تکرار زیاد به سمت چپ منتقل شود (مثل یاد گیری زبان دوم از دبستان به بعد) .

ولی از 5 ماهگی جنین درون رحم تا 3 سالگی سمت راست مغز خیلی فعال نیست و 
هر چیزی که کودک میبیند و میشنود در سمت چپ مغز ضبط میشود و بعدا ناخودآگاه انسان را میسازد که تا آخر عمر همراه اوست و دیگر به سختی قابل تغییر است و بسیاری از اعمال انسان را این ناخودآگاه شکل میدهد.

 

 

تلاش والدین باید این باشد که ناخودآگاه را پر از خاطرات شیرین و آموزشی کنند. 
کودکان در این سن میتوانند زبان دوم بیاموزند، خواندن از روی متن را بیاموزند، حتی 
ریاضیات را در حد چهار عمل اصلی بیاموزند.

مفاهیمی که میتوان در دوران جنینی به کودک آموخت:
1.لمسی: نوازش 
-مالیدن
2.حرکتی:جنبیدن-برخاستن
3.صوتی:موسیقی-سروصدا-آواز
4.عملکرد بدن:سرفه-سکسکه
5.تصویری:تاریکی-روشنی
6.دمایی:سرما-گرما
7.حرکات جنین:لگد زدن
آموختن هر کدام از این مفاهیم زمان و تمرین خاصی دارد.
آموختن این مفاهیم به جنین کمک میکند که قبل از تولد درک صحیح تری از محیط بعدی خود و جهان داشته باشد و این موضوع را که غیر از رحم فضای دیگری در جهان وجود دارد را درک کند.

 



حس چشایی در جنین

 

جنین در هفته 12 شروع به بلعیدن میکند.آنها 25 هفته قبل از تولد حش چشایی را 
درک میکنند و در خلال این مدت عمدتا مایع آمنوتیک اطرافشان را می چشند. این مایع 
ترکیبی از مواد مختلف است که ذایقه کودک را به کار وامیدارد .جنین در سه ماهه سوم 
هر ساعت 15 تا 40 میلی لیتر از مایع آمنیوتیک را می نوشد اگر بلع به طور طبیعی 
انجام شود جنین درشت و اگر کم باشد جنین ریز میشود .
اگر مایع تلخی به مایع امونیوتیک تزریق کنیم جنین دست از خوردن میکشد و اگر چیز شیرینی تزریق کنیم میزان بلع بعضی جنین ها تا 2 برابر میشود.الکل و نیکوتین عمل بلع را متوقف میکند.

 

چند نتیجه

 


1. میتوان با خوردن مزه های مختلف در دوران بارداری کوذک را با آن مزه ها آشنا کرد و بخش هایی از مغز جنین را تحریک کرد. دیده شده که جنین با خوردن شیرینی توسط مادر به حرکت در آمده است.

2.خوردن زیاده از حد مواد شیرین در دوران بارداری، شیرینی دوستی را در نوزاد و بعد ها فرد افزایش میدهد که میتواند باعث چاقی و بیماری باشد پس در خوردن شیرینی در دوران بارداری زیاده روی نکنید ولی هر از گاهی مزه آنرا به جنین بچشانید .

3.فاصله بین خوردن یک مزه یا غذا تا رفتن آن به خون و بعد به مایع آمینوتیک بین 15-30 دقیقه است پس فاصله گذاری بین مزه ها را رعایت کنید.

4.در مایع آمینوتیک جنین شما ادرار جنین هم وجود دارد (اوره و اسید اوریک) پس لطفا با خوردن آب زیاد به رقیق شدن مایع و دفع سریعتر ادرار و چرخش بهتر مواد در مایع آمنوتیک کمک کنید .

5.جنین شما از هفته 15 انگشت خود را می مکد که این به تقویت حس چشایی کمک میکند .

6. جنین به ترتیب این مزه ها را ترجیح میدهد:شیرین -شور-تلخ -ترش .اما میزان تاثیر گذاری و تحریک مزه های تلخ و ترش بیشتراست.

 

 


 

شنوایی در جنین

 

شنوایی پیوند صوتی میان شما و نوزادتان و پلی برای یاد گیری و ایجاد ارتباط 
با دنیای خارج است.  بررسی و بازیابی اصوات، به حرف آمدن و تسلط بر ادبیات و 
گستردگی دایره لغات را ایجاد میکند .شنوایی پیش از تولد به منزله خط تلفنی است که 
مکالمات خوانوادگی را ممکن میسازد .

در هنگام تولد شنوایی کامل ترین حس جنین است و سلول های شنوایی کاملا شکل گرفته اند . جنین از 18 هفتگی میشنود،در 28 هفتگی نسبت به صدا واکنش و حتی عکس العمل عضلانی نشان میدهد. یکی از اولین علایم شنوایی در جریان پخش موسیقی برای جنین های 4 تا 5 ماهه در زایشگاه مادران لندن به اثبات رسید.موسیقی بتهوون -برامس- راک تند آنها را بیقرار میکرد و موسیقی ویوالدی و موتزارت به آنها آرامش میداد.

جنین ها به ما میگویند که از صداهای خیلی بلند خوششان نمیآید ولی نه آنکه خواستار سکوت باشند.
در گریه نگاری از نوزادان دکتر هنری ترابی در استکهلم کشف کرد که نوازادان در نوع گریه خود دارای لهجه هستند که آنرا از گویش مادر در هنگام حاملگی می آموزند.

در دوران حاملگی جنین برای شنیدن صدای مادر مجهز تر است چون صدای مادران ریز تر است و صدای پدران بم تر .بخش های مربوط به شنیدن صداهایی با فرکانس بالاتر تا پیش از تولد کاملا رشد کرده اند ولی بخشهای شنیدن صداهای بم تا قبل از سن بلوغ به درستی تنظیم نمیشوند.

جنین به دو وسیله میشنود
1.رسانای هوایی (صوت از خارج وارد بدن شود و شنیده شود)
2.رسانای استخوانی ( لرزه های صوت از طریق حلق و نای از طریق اعضای داخلی 
به جنین میرسد و رحم اتاقک صدا تبدیل میشود.
جنین بیشتر از طریق رسانای استخوانی میشنود پس هر چه مادر میگوید برای جنین مفهوم تر است .

پدر های عزیز برای صحبت کردن با جنین باید دهان را در نزدیکی شکم مادر قرار دهند و شمرده و زیر صحبت کنند. اگر صدای شما خیلی زیر -خشمگین -اضطراب آور باشد ممکن است کودک یاد بگیرد از آن بترسد یا آنرا تکرار کند. لیکن بیشترین صدایی که جنین شما میشنود صدای قلب شماست.شما با آرامش خود صدایی ملایم را برای او ایجاد میکنید ولی اگر دایما مضطرب باشید کودک از طریق صدای قلب و هماهنگی با ترشح آدرنالین در خون شما دایما مضطرب است .جنین از صداهای ناگهانی مثل خوردن در به هم و .... به شدت میترسد .

از هفته 18 به بعد با همسرتان دعوا نکنید چون جنین میشنود و تحقیقات نشان داده ضربان قلب جنین در هنگام دعوای پدر و مادر تا 2 برابر شده، حتی گزارش سقط جنین پس از دعوای سخت هم شده است.


پروفسور سلک آزمایش معروفی را به صورت پخش صدای ضربان قلب در شیرخوارگاه یک بیمارستان ترتیب داد.
او مقدار غذای مصرفی و میزان اضافه وزن کودکان را تحت نظر گرفت.برای یک گروه از نوزادان صدای ضربان قلب با صدای طبیعی 72 ضربه در دقیقه پخش میشد .او واکنش های قابل سمع آنها را با میکروفن ضبط میکرد . وی نتیجه را با عملکرد گروه مشابه که ضربان قلب را نشنیده بودند مقایسه کرد .70 درصد نوزادانی که ضربان قلب را شنیده بودند با مصرف غذای یکسان وزن بیشتری پیدا کرده بودند .آنها همچنین بهتر به خواب میرفتند و کمتر گریه میکردند. همه این اتفاقات به خاطر این بود که آنها در دوران جنینی به صدای قلب مادر عادت کرده بودند و این صدا در صورت آرامش مادر برایشان آرامبخش بود.
در آزمایشی دیگر سالک مدتی صدایی با ضربان 128 ضربه در دقیقه پخش کرد .نوزادان نتوانستند تحمل کنند آنها به قدری ناراحت شدند که ناگزیر آزمایش متوقف شد.

 

 


 

حس بویایی درنوزاد

 

بویایی در انسان مانند شنوایی و بینایی قوی نیست ولی در نوزادان دیده شده که  به 
سرعت بوی مادر را شناسایی میکنند و این اطلاعات مانند حلقه رابط میان مادر و کودک 
عمل میکند. آزمایشات در اولین روزهای بعد از تولد نشان میدهد که اگر دستمال استفاده شده و استفاده نشده مخصوص پستان مادر را در دو طرف سر نوزاد قرار دهند نوزاد غالبا به سمت دستمال استفاده شده میچرخد.

اگر از سینه خود به نوزاد شیر میدهید او به سرعت بوی خاص زیر بغل شما را تشخیص میدهد .آزمایش ها از نوزادان دو هفته ای که از شیر مادر تغذیه میکردند و آنهایی که از شیر خشک تغذیه میکردند نشان داد نوزادانی که از شیر خشک تغذیه میکنند نمیتوانستند بوی مادر را تشخیص دهند.
توصیه این است که در ابتدای تولد نوزاد تا زمانی که او را شیر میدهید از عطر و مخصوصا اسپری زیر بغل خیلی کم استفاده کنید،  بگذارید کودک شما به بوی طبیعی شما خو بگیرد .ممکن است تغیرات بو این حس را در کودک ایجاد کند که با افراد مختلفی ارتباط دارد و پیوند عاطفی میان کودک و مادر کمرنگ شود.

 


 

تاثیر موسیقی بر جنین

 

در رابطه با ارتباط مادر با جنین یکى از هیجان انگیزترین کشفیات مادران باردار، 
شروع ارتباط نوزادانشان با موسیقى قبل از تولد آنهاست. به طورى که امروزه محققین به خوبى مى دانند جنین هاى چهارماهه نسبت به موسیقى واکنش نشان مى دهند و با آن در داخل رحم آرام مى شوند. بنابر اظهارات دکتر ابراهیم پور مطالعه نوزادان در یک «مرکز مراقبت ویژه نوزادان» نشان داده است موسیقى موجب کاهش ضربان قلب، افزایش اشباع اکسیژن خون و کاهش استرس نوزاد مى شود و حتى موسیقى موجب ترخیص زودتر (بهبودى سریع تر) آنها از بخش مى شود.
وى مى گوید: «نوزاد دوماهه قادر به درک اوج، بلندى و همچنین محتوى ملودیک صداها است، نوزاد چهارماهه ساختار ریتمیک موسیقى و نوزاد ? ماهه تغییرات ملودى را درک و واکنش نشان مى دهد.»
این روانپزشک در ادامه افزود: «درحال حاضر توافق قوى وجوددارد که موسیقى به رشد و تکامل مغز کمک مى کند، در رشد و توسعه زبان مؤثر است، یادگیرى مهارتهاى خواندن را تسهیل مى کند، ابزارهاى ذهنى را براى حل مسائل تقویت مى کند، مهارتهاى رفتارى و شناختى را افزایش مى دهد و اعتمادبه نفس را تقویت مى کند.»

 

 

به طور کلى نظریه موجود این است که قرارگرفتن کودکان درمعرض موسیقى هاى کلاسیک در دوران جنینى، بعد از تولد، در دوران رشد و حتى دوران دبیرستان موجب 
مى شود که کودکان باهوش تر و زیرک تر باشند. به طورى که در حال حاضر شواهد و دلایل زیادى از این نظریه حمایت مى کنند.
دکتر ابراهیم پور ضمن تأکید بر اهمیت قرارگرفتن کودکان درمعرض موسیقى هاى کلاسیک گفت: «به مادران توصیه مى شود در دوران باردارى بویژه از ماه چهارم به موسیقى گوش دهند و موسیقى هایى را انتخاب کنند که موجب آرامش و راحتى درخود آنها شود. این عمل موجب کاهش استرس مادر و جنین مى شود.»

نقش پدر:
در رابطه با نقش پدر در زندگى جنینى و بعدها پس از تولد فرزند، دکتر زمانى به نظریه بسیارى از روانشناسان اشاره کرد و گفت: «دراکثر جوامع مادر تأثیر بیشترى بر شکل گیرى شخصیت بچه دارد تا بدانجا که حتى بسیارى از روانشناسان معتقد هستند پدر نقش پررنگى در زندگى بشر ندارد.»
درواقع صداى قلب مادر مداوماً درگوش جنین طنین انداز است، ارتعاش صحبت ها و حرفهاى مادر ازطریق قفسه سینه به جنین منتقل شده و همچنین وجود ارتباط هاى بیوشیمیایى بین مادر و جنین نشان دهنده این مفهوم هستند که جنین ارتباط قوى تر با مادر نسبت به پدر دارد.

ارتباط کلامى مادر با جنین و وابستگى آن به هوش:
در پاسخ به این سؤال که مطالعه مادر در دوران باردارى و یا صحبت هاى علمى در این دوران و حتى ذکر آیه هاى قرآنى و... آیا منجر به افزایش هوش در کودک مى شود یا نه، مشاور خانواده معتقد است مسأله هوش بیشتر جنبه ژنتیکى و گاهى محیطى دارد، مطالعه قرآن و صحبت هاى علمى، گوش دادن به موسیقى هاى خاص و... به مدت طولانى در باردارى، در ناخودآگاه جنین نقش بسته و بعدها در بزرگسالى فرد، تمایل بیشترى به این موارد پیداکند.

 

 


 

تاثیر تغذیه بر ضریب هوشی (IQ)

 

فقط با چند دستور ساده ، ضریب هوشی (IQ) کودک خود را 22 درجه افزایش دهید و 
یا مواظب باشید ضریب هوشی کودک شما 22 درجه کاهش پیدا نکند . شما فقط تا سن 2 سالگی کودک فرصت این کار را دارید، بنابراین هر روز از دو سال اول زندگی، یک روز طلایی برای کودک شما محسوب می شود . در این دوره وظیفه سنگینی بر دوش پدر و مادر می باشد که علاوه بر تأثیر بر ضریب هوشی کودک، سلامتی جسمی و روحی او را هم در همین دو سال شکل دهند.

 

 

بر اساس تحقیقات جدیدی که صورت گرفته، ضریب هوشی کودک از زمان بارداری مادر تا سن 2 یا حداکثر 3 سالگی شکل می گیرد و در این میان تغذیه صحیح مادر قبل از بارداری و در طی آن، تغذیه کودک با شیر مادر و تغذیه صحیح کودک تا سن دو سالگی به 
ترتیب زیر در ضریب هوشی او مؤثر می باشد:

1- کمبود آهن 9 درجه ضریب هوشی را 
کاهش می دهد.

2- محرومیت از شیر مادر 8 درجه ضریب هوشی را کاهش می 
دهد.

3- تولد با وزن کم 5 درجه ضریب هوشی را کاهش می دهد.

همه موارد بالا تلفیقی است از تغذیه صحیح مادر و کودک . اگر مادر در دوران بارداری تغذیه کافی و مناسبی نداشته باشد، منجر به تولد کودک با وزن کم خواهد شد.

ضریب هوشی کودک از زمان بارداری مادر تا سن 2 یا حداکثر 3 سالگی شکل می گیرد.
در جهان 2 میلیارد نفر از کمبود آهن رنج می برند. پس لازم است مادران قبل از حاملگی و نیز حین حاملگی با انجام آزمایش لازم از میزان آهن خود مطلع باشند و در صورت نیاز قبل از حاملگی، فقر آهن خود را درمان نمایند.

در قدم بعدی باید توجه شود که کودک با شروع تغذیه تکمیلی ، آهن کمکی دریافت کنند و چون معمولاً شربت ها و قطره های آهن موجود کمی بد مزه می باشند، مادران به شربت های تجارتی مختلفی روی می آورند، ولی غافل از این که هیچکدام از این شربت های خوشمزه معمولاً نیاز کودکشان را تأمین نمی کند. به نمونه های زیر توجه فرمایید:

نیاز روزانه کودک 400 واحد ویتامین D و 1500 واحد ویتامینA و 10 میلی گرم آهن می باشد. در صورتی که :

1- شربت سانستول که به صورت فراوان استفاده می شود، فقط 100واحد ویتامین D و 1500 واحد ویتامین A داشته و هیچ گونه آهن قابل جذبی ندارد. پس واضح است که به هیچ عنوان نیاز فرزند شما را تأمین نمی کند، ولی شما می توانید با اضافه کردن 300 واحد ویتامین Dو 10 میلی گرم آهن به آن از این شربت به عنوان یک داروی با مزه خوب استفاده نمایید.

2- شربت فرو گلوبولین :که معمولاً به جای آهن استفاده می شود. در5 سی سی از این شربت، فقط 5 میلی گرم آهن آن هم از نوع نامعلوم (قابل جذب یا غیر قابل جذب) وجود دارد .

3- قطره MIM : فقط 200واحد ویتامین D داشته و 1000واحد ویتامین A(بیشتر از نیاز ) و فقط 2 میلی گرم آهن دارد (نیاز کودک 10 میلی گرم می باشد).

و بقیه موارد که گفته نمی شود. ولی قابل ذکر است که بنده از اساتید خود که سابقه بیش از 50 سال طبابت دارند به عرض می رسانم که تا به حال هیچ دارویی ساخته نشده که هم خوشمزه باشد و هم نیازهای کودک را تأمین کند. پس مادران عزیز سعی 
کنند با هر ترفندی که شده قطره آهن یا شربت آهن کودک را (حتی شده به زور) به کودک 
بخورانند و توجه کنند که کاهش یا افزایش 9 درجه ضریب هوشی می تواند زندگی کودک شما را متحول کند.

تغذیه صحیح مادر قبل از بارداری و در طی آن، تغذیه کودک با شیر مادر و تغذیه صحیح کودک تا سن دو سالگی در ضریب هوشی او مؤثر می باشند.
دادن شیر مادر هم همانطور که دیدید 8 درجه در ضریب هوشی مؤثر می باشد. مادران باید مواظب باشند به آسانی و به دلایل عجیب و غریب کودک خود را از شیر مادر و 8 درجه ضریب هوشی بی بهره نگذارند .

حتی دیده شده نوزادانی که شیر خشک می خورند، در صورتی که شیر خشک را از دست مادر خود بخورند، ضریب هوشی بهتری نسبت به کودکانی دارند که شیرشان را از دست افراد دیگری خورده اند .

حال دسته بندی افراد را بر اساس ضریب هوشی آنها برایتان می گویم:

ضریب هوشی زیر 75 ، معمولاً افراد کودن یا عقب مانده

ضریب هوشی بین 75 تا 90 ، افراد کند آموز

ضریب هوشی بین 90 تا 110 ، افراد معمولی

ضریب هوشی بین 110 تا 125 ،افراد باهوش

ضریب هوشی بین 125 تا 135 ،افراد تیزهوش و

ضریب هوشی بالای 135 هم افراد نابغه می باشند.

حالا محاسبه کنید که 22 درجه ضریب هوشی مذکور در بالا، چطور می تواند یک فرد معمولی را تبدیل به یک فرد تیز هوش کند.

 

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha