نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
6%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۶ شنبه ۹ ارديبهشت
اِسَّبِت ٢ شعبان ١٤٣٨
Saturday, April 29, 2017
کد : 592-40866      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ دوشنبه ۱ ارديبهشت   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ دوشنبه ۱ ارديبهشت    تعداد بازدید : 134

داستان آموزنده مادر و پسر....

پسر زنی به سفر دوری رفته بود و ماه ها بود که از او خبری نداشتند. بنابراین زن دعا می کرد که او سالم به خانه باز گردد. این زن هر روز به تعداد اعضاء ....

پسر زنی به سفر دوری رفته بود و ماه ها بود که از او خبری نداشتند.

بنابراین زن دعا می کرد که او سالم به خانه باز گردد. این زن هر روز به تعداد اعضاء

خانواده اش نان می پخت و همیشه یک نان اضافه هم می پخت و پشت

پنجره می گذاشت تا رهگذری گرسنه که از آنجا می گذشت نان را بر دارد. هر روز مردی

گو‍ژ پشت از آنجا می گذشت و نان را بر میداشت و به جای آنکه از او

تشکر کند می گفت: «کار پلیدی که بکنید با شما می ماند و هر کار نیکی که انجام

دهید به شما باز می گردد


این ماجرا هر روز ادامه داشت تا اینکه زن از گفته های مرد گوژ پشت ناراحت و رنجیده

شد. او به خود گفت: او نه تنها تشکر نمی کند بلکه هر روز این جمله ها را به زبان

می آورد. نمی د انم منظورش چیست؟


یک روز که زن از گفته های مرد گو‍ژ پشت کاملا به تنگ آمده بود تصمیم گرفت از شر او

خلاص شود بنابراین نان او را زهر آلود کرد و آن را با دستهای لرزان پشت پنجره گذاشت،

اما ناگهان به خود گفت: این چه کاری است که میکنم؟ بلافاصله نان را برداشت و در تنور

انداخت و نان دیگری برای مرد گوژ پشت پخت. مرد مثل هر روز آمد و نان را برداشت و

حرف های معمول خود را تکرار کرد و به راه خود رفت


آن شب در خانه پیر زن به صدا در آمد. وقتی که زن در را باز کرد ، فرزندش را دید که

نحیف و خمیده با لباسهایی پاره پشت در ایستاده بود او گرسنه،

تشنه و خسته بود در حالی که به مادرش نگاه می کرد، گفت


مادر اگر این معجزه نشده بود نمی توانستم خودم را به شما برسانم.

در چند فرسنگی اینجا چنان گرسنه و ضعیف شده بودم که داشتم از هوش می رفتم.

ناگهان رهگذری گو‍ژ پشت را دیدم که به سراغم آمد. او لقمه ای غذا خواستم و او یک نان

به من داد و گفت: «این تنها چیزی است که من هر روز میخورم امروز آن را به تو می دهم

زیرا که تو بیش از من به آن احتیاج داری


وقتی که مادر این ماجرا را شنید رنگ از چهره اش پرید. به یاد آورد که ابتدا نان زهر آلودی

برای مرد گوژ پشت پخته بود و اگر به ندای وجدانش گوش نکرده بود و نان دیگری برای او

نپخته بود، فرزندش نان زهرآلود را می خورد. به این ترتیب بود که آن زن معنای سخنان

روزانه مرد گوژ پشت را دریافت


هر کار پلیدی که انجام می دهیم با ما می ماند و نیکی هایی که انجام می دهیم

به ما باز میگردند

مطالب مرتبط
داستان آب و کاهش وزن چیست؟
۱۳۹۵ سه شنبه ۵ بهمن
داستان آب و کاهش وزن چیست؟
همه می دانیم که آب خوردن باعث لاغری می شود اما چطور این اتفاق می افتد؟ چطور با خوردن آب لاغر می شویم؟ ما در ادامه به شما خواهیم گفت که داستان آب و کاه...
10 عادت بد غذایی که موجب کم خونی مادر و کودک میشود
۱۳۹۵ دوشنبه ۲۵ مرداد
10 عادت بد غذایی که موجب کم خونی مادر و کودک میشود
گاه عادات غلط غذایی شرایط را برای ابتلا به کمخونی فراهم میکنند. کودکان و زنان باردار بیشتر از سایرین در معرض کمخونی اند. 10 عادت بد غذایی که موجب کم‌خ...
اشتباه پزشکی در عمل سزارین که نزدیک بود باعث مرگ مادر شود
۱۳۹۵ سه شنبه ۱۹ مرداد
اشتباه پزشکی در عمل سزارین که نزدیک بود باعث مرگ مادر شود
یولیا سلینا ۳۴ ساله مادر روسی است که فرزند دومش را باردار بود. بعد از ۹ ماه ابتدا قرار بود یولیا زایمان طبیعی داشته باشد اما به دلیل وضعیت نامناسب جنی...
رمان هایی که از آن ها می ترسیم  فرهنگ و ادب | رمان هایی که از آن ها می ترسیم
۱۳۹۵ دوشنبه ۱۸ مرداد
رمان هایی که از آن ها می ترسیم فرهنگ و ادب | رمان هایی که از آن ها می...
انتشار رمان کارمیلا در سال 1864 سرآغاز انتشار رمان های وحشت در ادبیات شد؛ رمان هایی که مخاطبان می خوانندشان تا بترسند.
نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha