نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ چهارشنبه ۱۷ آذر
اِلأَربِعا ٧ ربيع الاول ١٤٣٨
Wednesday, December 07, 2016
کد : 617-40389      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ يکشنبه ۳۱ فروردين   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ يکشنبه ۳۱ فروردين    تعداد بازدید : 221

سهم زنان در تحول جوامع بدوی

سهم زنان در تحول جوامع بدوی

کار و فعالیت تولیدی به عنوان بزرگترین وجه تمایز بین جامعه انسانی و حیات حیوانی شناخته می‌شود. عمدتا تصور می‌شود از آنجایی که در جامعه مدرن مردها تولیدکنندگان عمده هستند و زن‌ها نقش کمتری دارند، همیشه اینگونه بوده است. در صورتی که بر خلاف این نظر رایج، در دوران اولیه و عصر قبل از تمدن، بر عکس عصر حاضر زنان سهم در کار و فعالیت تولیدی بیشتر بوده است.

 زنان، اولین متخصصان تغدیه

طلب و جستجوی غذا مبرم‌ترین دلمشغولی یک جامعه است. بر همین اساس تاریخ جهان به دو دوره تقسیم می‌شود:
۱- دوره گردآوری و فراچینی مواد غذایی که صدها هزار سال طول کشید
۲- دوره کشاورزی یا تولید غذا و ذخیره‌سازی که از هشت هزار سال پیش آغاز شده است
- بین دو دوره، مرحله از کشت محدود باغی یا باغداری وجود داشت.

کشف منابع غذایی و کسب آگاهی درمورد حفظ و ذخیره‌سازی غذا از آغاز به عهده زنان بوده است. ابزار اصلی آنها برای جستجوی غذا چوب کندوکاو بوده است. چوب بلند نوک‌تیزی که آنان برای شخم‌زدن و جمع کردن ریشه‌ها و سبزیجات استفاده می‌کردند. آنها در واقع زمین را برای جستجوی ریشه‌های خوردنی می‌کندند.

تجربه ممتد در کندوکاو زمین احتمالا باعث شده که زنان با کشت و زرع آشنا شوند. یکی از نتایج ناخوداگاه کندن زمین برای جستجوی مواد خوردنی بارور شدن زمین بوده است. همچنین در جریان کندوکاو زمین دانه‌های مواد گیاهی به طور ناخودآگاه بذرافشان می‌شدند و ذخیره دیگری برای آینده فراهم می‌شده است. به این ترتیب بوده که به تدریج کیفیت محصولات بهتر شده و انواع جدیدتری از مواد غذایی هم ایجاد شده است.

جالب است که مردان بدوی به این نتیجه رسیدند که زنان را به چشم صاحبان قوای سحرآمیزی در کار تهیه و تولید مواد غذایی فرض کنند و این قوا را شبیه توانایی آنها در پرورش فرزند تلقی کنند.
از قول یک مرد سرخ‌پوست نقل شده است که: « زنان می‌دانند که چطور بچه به‌وجود بیاورند و ذرت را چطور بکارند آنچنان که خوب شکفته شود. پس بگذار آنها این چیزها را بکارند. ما آنقدرها که آنها می‌دانند چیزی سرمان نمی‌شود.

زنان، اولین جانور شناسان

علاوه بر کاشتن نباتات، زنان به جمع‌آوری حشرات، ساس، مارمولک، بعضی نرم‌تنان و حیوانات خانگی کوچکی نظیر خرگوش صحرایی، پرندگان و نوزاد بسیاری از جانوران می‌پرداختند. آنها بسیاری از این حیوانات را به خانه می‌آوردند، به آنها غذا می‌دادند، از آنها مواظبت می‌کردند و آنها را می‌پروراندند.

اینها اولین تجراب مربوط به پرورش و اهلی کردن حیوانات بود. در چنین شرایطی خصائص ممتاز حیوان توسط زنان دقیقا مورد مطالعه قرار می‌گرفت و آنها که ممکن بود خطرناک و درنده شوند در قفس نگهداری می‌شدند.

ترکیب این فنون، پایه‌گذار تحول و رشد آدمی از مرحله بدویت به بربریسم و سپس به تمدن شد. در مراحل بعد بود که مردان آنچه را زنها به وجود آورده بودند و تکامل بخشیده بودند بر عهده گرفتند و به کشتکاران و پرورشگران اصلی مبدل شدند.

زنان، مخترعان آتش

حیوانات از آتش می‌ترسند، اما انسان‌ها قادر به مهار آتش هستند. از دید چایلد این توانایی تفاوت عمده انسان‌ها و حیوان‌ها. با رام کردن آتش انسان یک نیروی عظیم فیزیکی و یک تحول چشم‌گیر شیمیایی را مقهور اراده خویش می‌کرد. برای اولین بار در تاریخ یک مخلوق طبیعی یکی از نیروهای بزرگ طبیعت را مهار می‌کرد.

از آنجا که زنان اولین انسان‌های افرازمند بودند این به معنای آنست که آنها در گیر و دار تلاش و کار خلاقه خویش پی بردند به اینکه چطور آتش بیفروزند و چگونه از آتش استفاده کنند.

شیوه‌های اساسی تهیه و طبخ غذا، یعنی سرخ‌کردن، جوشاندن، کباب کردن، پختن، رام کردن و غیره به‌وسیله زنان ابداع شد. آنها با استفاده از آتش ذخیره‌های غذایی از سبزی، ماهی و غذاهای حیوانی فراهم کردند.

یکی از دستاوردهای بزرگ زنان ساختن ظروف چوبی برای غذا بود. همین اصول بعدها برای ساخت قایق هم استفاده شد.

زنان حتی به یمن استفاده از آتش و حرارت مهار شده، توانستند بعضی چیزهایی که در حالت طبیعی سمی هستند را هم به مواد غذایی تبدیل کنند.

زنان، اولین طبیبان

رابطه زنان با امر کشت و زرع و جستجوی گیاهان و ریشه‌های خوردنی باعث تخصص آنها در گیاه‌شناسی شد. آنها با خواص نباتات آشنا شدند و بدین‌گونه اولین طبیبان تاریخ شدند.

حتی کلمه medicine به معنای طبابت در اصل به‌معنای دانش یا حکمت عاقله زنان است.

 زنان، مخترعان بافندگی

شیرازه بندی ( یا تاروپود بندی) ممکن است بی‌اهمیت به نظر برسد، ولی این کار سرآغاز زنجیره طویلی از مهارت‌ها و فنونی است که به بافندگی منتهی شد.

ابتدا شگرد تاروپودبندی به فن سبدسازی یا زنبیل‌سازی منتهی شد. پوست درخت، علف، پوست حیوانات و ریشه درخت مواد اولیه برای ساخت سبد بودند. از این مواد اولیه همچنین کوله‌بار، کاسه، سینی، بادبزن، کوله‌پشتی، صندوقچه و سبد ماهیگیری ساخته می‌شد.

بعدها زنان از پوست درخت‌ پیراهن زنانه و مردانه و کیسه درست کردند که به فن نساجی منتهی شد.

زنان، اولین چرم‌سازان و دباغان

برای اولین باز زنان بودند که به پیرایش و پرداخت پوست حیوانات پرداختند و آنرا به چرم تبدیل کردند.

چرم‌سازی روند پیچیده و دشواری بوده که زنان برای رسیدن به هدف مراحل سختی را پشت سر می‌گذاشتند. زنان پوست را روی زمین پهن می‌کردند، سپس با کاردک یا تیغه آنرا می‌تراشیدند و پاک می‌کردند. در مرحله بعد آنرا می‌کوبیدند و می‌مالیدند و در این راه حتی از دندان خود هم استفاده می‌کردند.


زنان، اولین ابزارسازان

کاردک یا تیغه سنگی و چوب کند و کاو، دو ابزاری هستند که قدیمی‌ترین وسائل بشری به شمار می‌آیند. زنان مبتکران و نسختین استفاده کنندگان از این ابزارها بودند.

این دست‌افزارها در انواع گوناگونی وجود داشتند. مثلا کاردک‌ها و تیغه‌ چاقوهای زنان اسکیمو غالبا به‌طرز ماهرانه‌ای بر یک دسته استخوانی سوار شده است.

زنان، اولین شیمی‌دانان

چرم‌سازی به چیزی بیشتر از مهارت دستی نیاز داشت. دباغی در واقع ایجاد نوعی تغییر شیمیایی در پوست حیوان بود. زنان به ناچار رموز شیمی را آموختند. آنها یاد گرفتند که چطور یک ماده را برای ایجاد دگرگونی در ماده دیگر بکار گیرند.

برای آماده شدن چرم، زنان از حرارت استفاده می‌کردند. گاه چرم بدست آمده آنقدر سفت می‌شد که ضد ضربه پیکان و حتی ضد گلوله بود.

فرآورده‌های چرمی همچون سبدسازی متنوع بود. زنان با چرم پیراهن و سایر البسه، چادر، گهواره و موارد دیگر درست می‌کردند.

زنان، اولین سفالگران

سفال‌گری شاید اولین بهره‌بردای آگاهانه انسان از یک دگرگونی شیمیایی است. سفال‌گری در مهار کردن و کنترل آگاهانه آتش و معرفت و تبحر در نحوه ایجاد تغییرات شیمیایی، جهشی به‌شمار می‌آید.

از نظر انسان بدوی این دگرگونی در کیفیت ماده، یعنی تبدیل خاک به سنگ باید در حکم نوعی مسخ ساحرانه بوده باشد. از نظر انسان بدوی سفالگری کار خلاقه‌ای بود. حریم زنانه‌ای بود که هیچ مردی ممکن نبود در آن حضور داشته باشد.

با ابداع چرخ سفال‌گری که در مراحل بعدی تاریخ صورت پذیرفت کار سفال‌گری بر عهده مردان قرار گرفت.

 زنان، اولین مهندسان ساختمان

ساختن ذخیره‌گاه برای آذوقه و ساختن خانه برای مردم زمانی ارتباط نزدیک با یکدیگر داشت، انبارسازی قبل از خانه‌سازی به‌وجود آمد.

زنان برای ذخیره‌سازی آذوقه مصنوعات ماهرانه‌ای ساختند. زنان همچنین برای محافظت از ذخیره غذایی گاهی گربه وحشی را به عنوان نگهبان تربیت می‌کردند.

ساخت انبار و خانه در جوامع بدوی به‌وسیله زنان انجام می‌شده است. یک کشیش اسپانیایی که در بین اقوام سرخ‌پوست زندگی می‌کرده نقل می‌کند در اینجا هیج مردی تا به حال دست به بنای خانه نزده است.

او نقل می‌کند «وقتی یک کشیش مهربان مردی را مامور کرد که دیواری را بسازد مردنگون بخت و سرگشته را جمعیتی از زنان و بچه‌ها ریشخندکنان احاطه کردند. غریو می‌کشیدند و مسخره‌اش می‌کردند، به‌نظر آنها خنده‌دار ترین چیزها این بود که می‌دیدند مردی مجبور به بنا کردن خانه‌ای شده است.»

زنان، اولین بارکشان

قبل از آنکه حیوانات اهلی شده برای حمل بار مورد استفاده قرار گیرند زن‌ها بارکش اصلی اسباب و لوازم زندگی بودند. آنها با هر مهاجرتی چادر و وسائل را بر دوش می‌کشیدند و منتقل می‌کردند.

توجه به این نکته به خصوص در بررسی این اسطوره که زنان همیشه از مردان ضعیف‌تر بوده‌اند دارای اهمیت است.

در میان بومیان شرق افریقا برای یک مرد معمولا بار پنجاه پاندی وزن مناسب و قابل تحملی تلقی می‌شد، در حالی که زنان تا یک‌صد پاند را به راحتی جابجا می‌کردند.

معلوم شده است که برتری قدرت جسمی مرد به زن امروز یکی از ثمرات زندگی نوین و مولود تمایلات زن‌گرایانه یا مردگرایانه است. بنا به گفته بسیاری از محققان، در جامعه بدوی اختلافات جسمی مرد و زن بسی کمتر محسوس و مشخص بوده است. در بعضی موارد زنها را از لحاظ قدرت جسمی برتر و نیرومندتر از مردان یافته‌اند.

زنان، اولین زبان‌شناسان

قبل از ظهور ماشین همه چیز با دست ساخته می‌شد و قبل از رسته و کارخانه و کارگاه خانه مرکز تمام تولیدات بود. البته خانه، نه به شکل خانه‌های انفرادی بلکه به شکل خانه‌های مجتمع بود. در سایه این نوع تولید بود پیشرفت کار تعاونی و نطق و بیان هم به‌وجود آمد.

مردان بدوی هنگام شکار افکنی و ماهیگیری غالبا تنها هستند و به‌دلیل کم‌حرفی‌شان خاموشند، اما زنها همیشه با هم هستند و در تمام طول روز مشغول اختلاطند. در غیاب مراکز فرهنگی زنها بهترین لغت‌نامه، بهترین سخنران‌ها و بهترین لغت‌پردازان بودند.

به همین ترتیب ذهن زنان با شتاب بیشتری از مردان رشد و نمو یافت. زنها قابلیت فکری خود را از طریق تولیدات گوناگون تقویت کردند. زن در شرایط بدوی نه تنها از لحاظ فکری با مرد برابری می‌کند، بلکه غالبا در عمل بر او برتری دارد. جای شگفتی نیست که مرد عادتا برای صلاح‌اندیشی نزد زن‌جماعت می‌رفت.

در جامعه اشتراکی اولیه کار اجباری و مفهوم از خود بیگانگی برای زن و مرد وجود نداشت. در شمار زیادی از جوامع عقب‌مانده و نافرهیخته، زن‌ها از چنان موضع مستقلی برخوردار هستند که در پشرفته‌ترین جوامع طرفدار حقوق زن در عصر ما عجیب به‌نظر می‌رسد.

غلبه مرد‌ها بر زنان

با کمک پیشرفت‌ها و خدمان فن‌شناسانه زنان بود که سرانجام مردها از وابستگی به شکارافکنی آزاد شدند و به مراحل والاتری از کار و کوشش خلاقه دست یافتند. با تحول کشت و کار از صورت محدود و باغچه‌ای به‌صورت زراعت و کشاورزی و با گسترش کار اهلی کردن حیوانات به‌صورت ایجاد مراکز نگهداری و پرورش آنها، مردان به کشتکاران و شبانان مبدل شدند و در همان حال شکارافکنی تا پایه یک تفنن تنزل کرد.

در آغاز در کشت و زرع مردان که تجربه و مهارتی نداشتند برای زنان کار می‌کردند. آنها به تدریج به کارگران ماهری مبدل شدند و سپس در برخی از کارها از زن‌ها پیشی گرفتند.

مردها با ابداع چرخ سفالگری، کار سفال را به عهده گرفتند و آنرا به یکی از پیشه‌های تخصصی خود تبدیل کردند. آنها به تدریج اداره آتشدان‌ها و تنورهای زنان را هم به عهده گرفتند. مردها اینها را به کوره‌هایی برای ذوب فلزات زمینی، نظیر مس و طلا و آهن تبدیل کردند. بدین ترتیب با به وجود آمدن عصر فلزات ما وارد دوران تمدن می‌شویم.

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha