نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ دوشنبه ۱۵ آذر
اِلأِثنين ٥ ربيع الاول ١٤٣٨
Monday, December 05, 2016
کد : 672-40319      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ يکشنبه ۳۱ فروردين   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ يکشنبه ۳۱ فروردين    تعداد بازدید : 39

زندگینامه مسعود سعد

اوج اقتدار دودمان غزنوى در روزگار سلطان‌محمود و سال‌هائى از دوران پادشاهى سلطان‌مسعود بود. در زمان سلطان‌مسعود، سلجوقیان به‌تدریج نیرو گرفتند، تا سرانجام در سال ۴۳۱، در دندانقانِ مرو، لشکریان مسعود را شکست قطعى دادند ...

و مسعود به تقریب یک‌سال بعد در حال شکست و عزیمت، در راه هندوستان به‌دست اطرافیان خود کشته شد؛ و افول ستارهٔ بخت غزنویان از همین جا آغاز گردید. از این تاریخ، به مدت بیست‌سال، شش تن از شاهزادگان هر یک مدت کوتاهى سلطنت کردند تا سرانجام درسال ۴۵۱ (۱)، آخرین فرزند سلطان‌مسعود، به‌نام سلطان‌ابراهیم به پادشاهى نشست. چون بیشترین قسمت زندگانى مسعود سعد و دورهٔ اول زندان او در زمان همین پادشاه بوده است، بحثى دربارهٔ پادشاهى او در اینجا ضرورى به‌نظر نمى‌رسد. 
(۱). تاریخ درگذشت فرخ‌زاد و جلوس ابراهیم، در کتاب‌ها - به استناد طبقات ناصرى - ۴۵۰ ذکر شده، اما ابوالفضل بیهقى که خود شاهد و ناظر واقعه بوده است، به صراحت آن را روز دوشنبه نوزدهم صفر ۴۵۱ ثبت کرده است (تاریخ بیهقى، دکتر فیاض).  
ابراهیم خود پیش از رسیدن به پادشاهى، در زمان فرمانروائى برادران خود، عبدالرشید و فرخ‌زاد، شش‌سال در قلعهٔ بزغند و هفت‌سال در قلعهٔ ناى - جمعاً سیزده‌سال - زندانى بود و هنگامى که فرخ‌زاد از دنیا رفت، رجال دربار غزنین او را از زندان ناى بیرون آوردند و به تخت پادشاهى نشاندند.  
در هنگام جلوس او، چغرى‌بیگ داود سلجوقى فرمانرواى خراسان و نواحى شرقى قلمرو سلجوقیان بود. سلطان ابراهیم از همان آغاز با چغرى‌بیگ و پس از او با پسر خود الپ‌ارسلان و پس از او با ملکشاه پیمان صلح بست و خاطر خود را از حملهٔ آنان آسوده ساخت و توانست با سیاست و استبداد رأى، چهل‌ویک‌ سال فرمانروائى کند و متصرفات خود را در سرزمین هند گسترش دهد.  
دربارهٔ لجاج و استبداد سلطان‌ابراهیم، در منابع قدیم مانند سیاست‌نامه و جوامع‌الحکایات و جز آن، حکایت‌ها آمده است، از جمله مؤلف تاریخ فرشته مى‌نویسد: 'روزى در راه به‌کارگرى رسید که سنگى گران بر سر نهاده، براى بناى او مى‌برد و سخت ناتوان شده بود. سلطان را دل به رحم آمد و فرمود بینداز. کارگر آن را بینداخت و همچنان مدت‌ها آن سنگ در میدان مى‌بود و اسبان را در حرکت صدمه مى‌رسانید. از سلطان اجازه خواستند که آن را به کنارى نقل کنند. گفت: چون گفته‌ایم بگذارید، اگر گوئیم بردارید، حمل بر بى‌ثباتى قول ما کنند و آن سنگ تا پایان عهد بهرام‌ساه در میدان افتاده بود و محض احترام قول سلطان برنمى‌داشتند (به نقل از مقدمه مرحوم رشید یاسمى بر دیوان مسعود سعد: ص یی).  
سلطان‌ابراهیم، چنان‌که گفتیم، نیروى خود را صرف لشکرکشى به هندوستان و گسترش قلمرو فرمانروائى خود و به‌دست آوردن غنائم از آن سرزمین - مانند اسلاف خود - مى‌کرد، و فرماندهى سپاه را به فرزند خود به‌نام سیف‌الله محمود سپرده بود. چنان‌که از دیوان ابوالفرح رونى استنباط مى‌شود، لشکرکشى‌هاى سیف‌الدّوله به هندوستان، باید از حدود سال ۴۶۰ آغاز شده باشد. مسعود سعد نیز قاعدتاً در همین سال‌ها در لاهور به سیف‌الدوله پیوسته است، چنان‌که در یکى از قصاید خود در مدح سیف‌الدوله که فرا رسیدن نوروز را به او تهنیت مى‌گوید، نوروز را مصادف ماه رجب ذکر مى‌کند (خجسته بادت نورزو و این چنین نوروز ....... هزار جفت با مه رجب دریاب) طبق محاسبهٔ علامهٔ قزوینی، در آن روزگار که سیف‌الدوله در هند به کشورگشائى مى‌پرداخت، در سال‌هاى ۴۶۵ و ۴۶۶ و ۴۶۷ نوروز با ماه رجب مقارن بوده است. پس از پیروزى‌ها و رشادت‌هاى سیف‌الدوله، در سال ۴۶۹ چنانکه به صراحب در شعر مسعود سعد آمده است سلطان ابراهیم رسماً فرمانروائى هندوستان را با فرستادن خلعت و منشور، به او سپرد و مسعودسعد نیز که در جنگ‌ها در کنار او شرکت داشت و فتح‌نامه‌ها و قصیده‌ها در ستایش او مى‌سرود ندیم و جلیس و شاعر دربار او گردید. 

بیوگرافی شعرا و نویسندگان - ویستا

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha