نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ يکشنبه ۲۱ آذر
اِلأَحَّد ١١ ربيع الاول ١٤٣٨
Sunday, December 11, 2016
کد : 672-40085      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ شنبه ۳۰ فروردين      تعداد بازدید : 30

سيگار مي کشم، زودجوشم، خواستگارهايم را دوست ندارم

در زندگی روزمره گاه انسان به مشکلات متعدد و مختلفی برمی‌خورد که نیاز به مشاوره‌هایی دارد.

به گزارش گروه اجتماعی مشرق، مشکلات هر روزه ما انچنان پیچیده شده که پیدا کردن راه دشوار به نظر می رسد و کمک گرفتن از افراد با تجربه و متبحر ضرورت. به همین دلیل مشکلات شما را با کارشناسان در میان می گذاریم تا ما هم در باز شدن گرده ای از زندگی شما شریک باشیم، 

زودجوشي؛ دفاعي در مقابل احساس تهديد


پسري 17 ساله هستم، زود عصبي مي شوم. بيرون از خانه رفتار خوبي دارم. ولي در خانه و با افراد خانواده ام خوب نيستم. هرچه سعي مي کنم خودم را اصلاح کنم نمي توانم. اصلا دست خودم نيست.

آسيه اميدوار طهراني- کارشناس ارشد روانشناسي- خواننده گرامي، همان طور که مي دانيد شما در حال گذراندن آخرين سال هاي دوران نوجواني هستيد.

دوراني که گرايش افراد بيشتر به سمت دوستان و همسالان است و وقت و انرژي بيشتري صرف آن ها مي کنند تا افراد خانواده؛ بنابراين اين نکته که در سوال خود ذکر کرده ايد که بيرون از خانه خوب هستيد، يکي از ويژگي هاي طبيعي اين دوران محسوب مي شود. خوشحالم از اين که نسبت به نوع روابط خود و تفاوت بين آن ها آگاهي داريد و خوشحال تر از اين که براي بهبود روابط خانوادگي خود هم گام برداشته ايد. اما هرگز از تغيير و اصلاح خود نااميد نشويد به خصوص اين که شما هنوز بسيار جوان هستيد و تغيير دادن چارچوب هاي ذهني در اين دوران بسيار راحت تر از دوران بزرگسالي و ميانسالي است.

نکته ديگري که بايد به آن بپردازيم جمله آخر شماست: « اصلا دست خودم نيست». بسياري اوقات افراد از اين کلمه براي رفع مسئوليت رفتارهاي خودشان استفاده مي کنند.

درحالي که اگر کمي بيشتر در نوع رفتارهاي خود دقت کنند، مي توانند به خوبي رفتارشان را کنترل کنند اما گاهي اوقات مواردي پيش مي آيد که ما خودمان نيز از رفتارهاي خود شگفت زده مي شويم و با اين که سعي در بهبود روابط خود داريم، بازهم توفيق چنداني نمي يابيم.

در اين موارد اگر به دقت در رفتارهاي گذشته خود بنگريم متوجه يک سري الگوهاي تکراري از رفتار مي شويم که در رابطه با افراد مختلف و در مراحل مختلف زندگي خود را نشان مي دهند.

در اين موارد با مراجعه به يک روان درمانگر مي توانيم الگوهاي رفتاري خود را شناسايي کنيم و به کمک وي به دليل بروز آن ها پي ببريم. پس از کسب بينش و به مرور زمان، اين الگوها کمرنگ تر مي شود و کمتر تکرار مي شود.

مورد آخري که بايد به آن بپردازيم، زود عصبي شدن شماست.

خوب فکر کنيد و ببينيد درباره چه موضوعاتي و در رابطه با چه افرادي اين عصبانيت شما بروز پيدا مي کند؟ چه حوزه هايي از زندگي خصوصي، تحصيلي يا احيانا شغلي شماست که وقتي درباره آن فکر مي کنيد يا بحثي درباره آن پيش مي آيد شما را عصباني مي کند؟ اگر اين عصبانيت شما محدود به موضوعات خاصي نمي شود و به صورت کلي آدمي زود جوش هستيد بايد کمي عميق تر به آن بپردازيد.

بعضي افرادي که با کوچک ترين انتقاد يا حرفي زود عصباني مي شوند، به اين علت است که احساس امنيت آن ها به آساني دستکاري مي شود و به شدت احساس تهديد مي کنند و اين زود جوشي و عصبانيت زود هنگام آن ها دفاعي است براي محافظت از خود، لذا عصباني مي شوند تا به ديگران اجازه ندهند بيش از اين وارد مرزهاي آن ها شوند و احساس خطر را در آنان به وجود نياورند.

البته در علوم انساني و روانشناسي هيچ فرمولي براي رفتار انسان ها وجود ندارد که براي همه قابل تعميم باشد و درباره تمامي افراد صادق باشد.

ممکن است شما مشمول اين مسئله نباشيد، به همين دليل شما را دعوت مي کنم که نشستي عميق با خودتان ( ترجيحا در حضور يک درمانگر) داشته باشيد و از اين طريق بيشتر به زواياي پنهان شخصيت خود پي ببريد.

کمک هاي مشاوره اي براي ترک سيگار

پسري18ساله ام که به خاطر برخي مشکلات و حالت افسردگي، از يک سال پيش شروع به مصرف سيگار کردم اما خانواده ام اطلاع ندارند. نمي دانم چگونه به آن ها بگويم و ترک کنم. لطفا راهنمايي ام کنيد.

رضا زيبايي- کارشناس ارشد روان شناسي باليني- مشکل اصلي شما چرايي افسردگي ودرمان آن است وپس از آن چگونگي ترک سيگار و در نهايت اين که آيا اين موضوع به خانواده گفته شود يا خير؟

به تشخيص چه کسي؟

البته اگر افسردگي تشخيص يک متخصص باشد و نه شما، به عنوان مشکل محسوب مي شود چراکه خيلي ها يک غم زدگي موقت را نيز افسردگي تلقي مي کنند؛ بنابراين توصيه مي شود با مراجعه به متخصص از شرايط و کيفيت بيماري واقعي خود مطلع شويد.

بگوييد يا نگوييد!

و اما در خصوص مصرف سيگار و اطلاع خانواده . بي شک والدين شما پس از شنيدن اين موضوع دچار تنش خواهند شد و چندان قابل پيش بيني نيست که چه واکنشي نشان دهند.

متاسفانه برخي از واکنش هاي نادرست خود به تشديد مصرف، حالا چه سيگار يا هر ماده ديگري منجر مي شود و البته برخي والدين هم با تدبير و هوشمندي به بهبودي فرزند خود کمک مي کنند؛ بنابراين توصيه مي شود اگر احساس مي کنيد به تنهايي مي توانيد با مراجعه به متخصص روانپزشک و روانشناس ،افسردگي و مصرف سيگار خود را بهبود بخشيد اين کاررا بکنيد و چند ماهي فرصت دهيد تا بهبودي کامل حاصل شود ولي اگر چنين احساسي نداريد به دو روش ذيل مي توانيد از ديگران کمک بگيريد:

1 - از مشاور روانشناس خود بخواهيد با خانواده شما صحبت کند، موضوع را با آن ها درميان بگذارد و در ضمن تحت نظر وي درمان ادامه يابد.

2 - در صورتي که نمي خواهيد به مشاور مراجعه کنيد موضوع را با يکي از اعضاي خانواده خود که از ديگران با تدبيرتر و به اصطلاح اهل حل وفصل است ونه جر وبحث، در ميان بگذاريد تا با کمک وي بر مشکل فائق آييد.

بهبود آسان است اگر...

با توجه به جوان بودن تان و اين که مدت کوتاهي است که سيگار مصرف مي کنيد، روند بهبودي شما نيز کوتاه وسريع خواهد بود ولي به يک شرط، که واقعا انگيزه کافي براي بهبودي داشته باشيد وآن هم در صورتي رخ خواهد داد که زندگي هدفمندي در پيش روي خود ترسيم کرده باشيد.

برنامه ريزي تحصيلي وشغلي و نظم بخشي به کارها، انرژي شما را متمرکز مي کند و باعث ارتقاي شما مي شود. شما در سن و شرايطي هستيد که براي ادامه زندگيتان بايد انتخاب مسير کنيد و بي شک اين امر تنش و اضطراب به دنبال دارد.

دودلي وشک ، به همراه احساس بلاتکليفي و کلافه بودن و گاهي درماندگي و از يک سو موفقيت و شيريني انتخاب و ورود به فضاهاي جديد تحصيلي و شغلي همه و همه از خصوصيات اين دوره سني است پس خيلي نگران نباشيد اين فقط شما نيستيد که اين مشکلات را داريد بلکه طبيعت اين مسير اين گونه است.

با آرزوي بهبودي و روزهاي پر اميد براي شما.

چرا به هيچ خواستگاري علاقه پيدا نمي کنم؟

دختري 28 ساله هستم. خواستگاران زيادي دارم ولي به هيچ کدام علاقه ندارم و علاقه مند نمي شوم. چه کنم؟

عباسعلي براتي- کارشناس و مشاور خانواده - يکي از دلايل اين که بعضي دخترها به هيچ کدام از خواستگارهاي شان علاقه مند نمي شوند، ديدگاه قالبي آن ها درباره ازدواج است. اين که دختري منتظر باشد پسري با داشتن تمام ملاک هاي مورد نظرش به خواستگاري او بيايد، اگر نگويم غير ممکن است، بايد بگويم که احتمالش بسيار پايين است. در ادامه به چندين دليل علاقه مند نشدن و راه حل آن اشاره خواهيم کرد.

دخترها بايد اين را بپذيرند که به احتمال زياد خواستگارهاي شان با ملاک هايي که در ذهن آن ها است، تفاوت هايي دارند. آن ها بايد بدانند که هر فردي با ويژگي هاي خاص خودش به خواستگاري مي آيد بنابراين توقع اين که، فردي همه معيارهاي مورد نظر را داشته باشد، منطقي نيست.

*دوستي ها و روابط نامناسب دختر و پسرها قبل از ازدواج هم مي تواند در علاقه مند نشدن تاثير داشته باشد. يعني ممکن است دختري به دليل ارتباطي که قبلا با پسري به قصد ازدواج داشته ولي به دلايلي موفق نشده است، ديگر هيچ وقت به فرد ديگري به عنوان همسر آينده اش علاقه مند نشود.

*گاهي ممکن است دختر، از مردها ذهنيت مناسبي نداشته باشد. مثلا از يکي از مردان فاميل، رفتار ناشايستي ديده است و حالا فکر مي کند همه مردها همان گونه هستند؛ بنابراين اين ذهنيت که مردها، همه مثل هم هستند اشتباه است.

*بعضي دخترها به دليل نداشتن شناخت کافي از خصوصيات فردي خود، به هيچ کدام از خواستگارهايشان علاقه مند نمي شوند و انتخاب براي شان خيلي سخت مي شود. چنين دخترهايي بايد تلاش کنند تا جايگاه و نقش خودشان را در زندگي پيدا کنند.

* جذابيت هاي ظاهري نبايد به تنهايي ملاک ازدواج قرار بگيرد. گاهي اوقات دخترها فقط به جذابيت ظاهري خواستگار توجه مي کنند و به فهم و کمالات او توجهي ندارند. توجه بيش از حد به زيبايي ظاهري هم مي تواند مانعي در علاقه مند شدن باشد.

* فراموش نکنيم که عشق نبايد به هوس يا گرايش هاي آني آلوده شود. تصور بعضي جوان ها از عشق اين است که هر فردي بتواند توجه ما را جلب کند، ما را عاشق خودش کرده است. براي يک ازدواج موفق، عشق يک ملاک اصلي و کافي نيست و بايد اين جمله اشتباه عاشق شدن در نگاه اول را فراموش کرد.

* دخترها نبايد فراموش کنند که در سن زير 18 سال، عشق ها معمولا احساسي است و از 20 سالگي به بعد، دختر تقريبا به بلوغ عقلي و اجتماعي مي رسد و عشق هايش ديگر خيلي احساسي نيست و بيشتر از تفکر ناشي مي شود. در سن هاي بالا، دخترها بيشتر تلاش مي کنند تا عاقلانه تصميم به ازدواج بگيرند و بعد از آن عاشق شوند که البته افراط در بررسي عقلاني خواستگارها، انتخاب شان را سخت تر مي کند.

شمعي روشن کنيد

دختري ۲۰ ساله هستم که پدرم ۱۰ سال است دور از ما زندگي مي کند، هر سال فقط ۱۰ روز مي بينمش. مادرم مدام سرزنشم مي کند. مادرم خيلي بي ذوق است براي خانه خيلي خريد نمي کند. هيچ سرگرمي در خانه ندارم وقتي خرجي به من مي دهد منت مي گذارد آنقدر عيب روي شخصيت من مي گذارد که از فکر و خيال زياد خوابم نمي برد وقتي وارد يک جمع مي شوم احساس مي کنم هيچ کسي از من خوشش نمي آيد خيلي خودم را سرزنش مي کنم به هيچ چيزي علاقه ندارم خيلي احساس حقارت مي کنم به خاطر همين احساس حقارت ۳ سال از دانشگاه عقب ماندم.

سيمين قرباني- کارشناس ارشد مشاوره خانواده:

مخاطب عزيز سلام. بسياري از پدران به دلايل مختلف از جمله اشتغال، از خانواده دور هستند و اين بعد مسافت و دلتنگي ناشي از آن تاثيراتي را به طور قطع روي عملکرد خانواده مي گذارد. مادران در اين شرايط بيشترين فشار را تحمل مي کنند و مادر شما نيز از اين امر مستثني نيست. تلاش براي تامين نيازهاي فرزندان، حمايت عاطفي و مديريت منابع مالي خانه در نبود همسر و ... گوشه اي از وظايفي است که مادران در اين شرايط سخت متحمل مي شوند. به هرحال دور بودن پدران از محيط خانه و خانواده علاوه بر مسئوليتي که براي مادران ايجاب مي کند، شرايط روحي آن ها را نيز تحت تاثير قرار مي دهد. از شما مي خواهم با توجه به آنچه گفته شد، نوع ارتباط خود را با مادرتان يک بار ديگر به خوبي بررسي کنيد. به طور حتم متوجه خواهيد شد بخشي از رفتار مادرتان متاثر از شرايطي است که در آن قرار دارد. درک مي کنم که احساس تنهايي و شکست کنيد و يا فکر کنيد ديگر توان مقابله با سختي ها را نداريد اما بهتر است براي ايجاد تغيير از خودتان آغاز کنيد. به قول معروف به جاي لعنت فرستادن به تاريکي، شمعي روشن کنيد. مادرتان را درک کنيد و در بهبود شرايط همراهش باشيد. به جاي تکرار الگوهاي رفتاري مايوس کننده، انگيزه هاي خانواده تان را شناسايي و براي دستيابي به آن ها برنامه ريزي کنيد. حفظ اتحاد خانوادگي از مواردي است که به شما کمک شاياني خواهد کرد.خودتان را از دام افکار بيهوده رها کنيد. با سرزنش کردن خودتان اتفاقي جديد روي نخواهد داد. هنوز هم فرصت داريد که براي ادامه تحصيل اقدام کنيد، پس تصميم بگيريد و عمل کنيد. انتظاراتتان را در فهرستي بنويسيد و براي رسيدن به اهدافتان تلاش کنيد. اگر مي خواهيد شرايط را تغيير دهيد تصميمي قاطع بگيريد براي موفق بودن بايد تلاش کنيد. شما استعدادها و علايق منحصر به فردي داريد ولي تاکنون فرصت اين را به خود نداده ايد که آشکار شوند. بعد از زمستاني سخت و طولاني، بهاري شويد!

وکالت با فوت موکل باطل مي شود

آپارتماني را ۱۲سال پيش به صورت وکالتي خريده ام و هنوز سند را به نام خودم انتقال نداده ام. اگر فروشنده اي که وکالت داده است، فوت کند انتقال سند به چه صورت خواهد شد؟

دانشمند - وکيل پايه يک دادگستري - به موجب قانون در صورت فوت وکيل يا موکل، وکالت نامه باطل و از درجه اعتبار ساقط مي شود و به وسيله آن نمي توان اقدام قانوني انجام داد. در چنين مواقعي، خريدار مي تواند با هماهنگي ورثه متوفي که اسامي آن ها در گواهي حصر وراثت قيد شده است، با مراجعه به دفترخانه و اسناد رسمي به تنظيم سند اقدام کند. در صورت همکاري نکردن ورثه بايد از طريق محکمه دادخواست الزام به تنظيم سند را به موجب اسناد و مدارکي که دارد، مطرح کند. با اين حال بهتر است در زمان حيات فروشنده، اقدامات لازم براي تنظيم سند را انجام دهيد تا از مشکلات احتمالي آينده جلوگيري شود.


مخاطبان محترم گروه اجتماعی مشرق می توانند اخبار، مقالات و تصاویر اجتماعی خود را به آدرس shoma@mashreghnews.ir ارسال کنند تا در سریع ترین زمان ممکن به نام خودشان و به عنوان یکی از مطالب ویژه مشرق منتشر شود. در ضمن گروه اجتماعی مشرق در صدد است با پیگیری مشکلات ارسالی شما از طریق کارشناسان و مشاوران مجرب پاسخی برای ابهامات مخاطبان عزیز بیابد.

منبع: خراسان


منبع: http://newspool.ir/fa/ndt/5189267/سيگار-مي-کشم--زودجوشم--خواستگارهايم-را-دوست-ندارم
نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha