نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ سه شنبه ۱۶ آذر
اِثَّلاثا ٦ ربيع الاول ١٤٣٨
Tuesday, December 06, 2016
کد : 672-39362      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ پنج شنبه ۲۸ فروردين   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ پنج شنبه ۲۸ فروردين    تعداد بازدید : 55

زندگینامه ویلیام کنتریج

ویلیام کنتریجویلیام کنتریج(۱) برای بیش از پنجاه سال در آفریقای جنوبی فعالیت هنری داشته است. اما اولین نقدهای مهم در مورد آثارش از زمان شرکت او در سال ۱۹۹۷، در «داکیومنتای دهم» کاسل آلمان صورت گرفت. از آن زمان تا به حال او در موزه‌های، گالریها و بیینال‌های مهم در سراسر جهان شرکت داشته و هر روز بر شیفتگان آثار او افزوده میشود. در بیینال اخیر ونیز نیز، یکی از بزرگ‌تین مکان‌ها در غرفه‌ی اصلی بیینال به آثار وی اختصاص یافته بود. او در سال ۱۹۹۹ مدال کارنگی را دریافت داشته و به درجه دکترای افتخاری از دانشکده‌ی هنرهای زیبای مریلند بالتیمور نایل آمده است. آثار کنتریج به صورتی ژرف ریشه در شهر «ژوهانسبورگ» (شهری در شمال آفریقای جنوبی) دارد.

شهری که او در آن به‌دنیا آمده و امروز در آن کار و زندگی میکند. آثار کنتریج، حضور او را در ماین میراثی مملو از آپارتاید (جدایی میان سفید و سیاه پوست) و سیاست‌های مستعمراتی به نمایش میگذارد. در آثار او بدعتی تازه از استفاده‌ی طراحی ذغالی، چاپ، کلاژ و انیمیشن و فیلم و تئاتر پایه‌ریزی شده است.

در واقع اشتهار وی در عرصه‌های بین‌المللی به خاطر انیمیشن‌های ممتاز و فیلم‌های کوتاه و طراحیهای ذغالی اوست. کنتریج برای سال‌های در تئاتر کار کرده است. او ابتدا طراح صحنه و بازیگری و بعد کارگردانی را تجربه میکند. بعد از سال ۱۹۹۲ میلادی او با کمپانی عروسک‌گردان‌ها همکاری داشته و عروسک‌سازی کرده، بازیگری نموده و انیمیشن ساخته است. در خلال این شغل‌ها او مابین فیلم، طراحی و صحنه حرکت کرده است و هنوز هم در طراحیهای او شکل توسعه یافته‌ای از درک و نگاه تئاتری و آثار فیلم‌سازی او را مشاهده میکنیم.

یکی از مسایل جذاب در مورد کنتریج این است که او چگونه فیلم‌هایش را به نمایش در میآورد. وی ابتدا شروع به طراحی میکند سپس دوربین را روشن میکند و بعد شروع به پاک کردن طراحی خود کرده و دوباره دوربین را به کار میاندازد. این راهی برای خلق تصورات او است. جالب توجه است که این روش بسیار سریع‌تر از نقاشیهای معمول در انیمیشن یا صحنه‌پردازیهای دیجیتالی است.

او به روش‌های میانه و حتی به ماهیت حس لمس در آثارش حساس است. نبوغ کنتریج در این است که نشان میدهد چگونه طراحی سر راست و مستقیم میتواند در یک هنر که بر مبنای کار با دوربین شکل میگیرد، غیرمستقیم و پیچیده‌تر به زندگی خود ادامه دهد.

طراحیهای او به مانند ماده‌ای از رؤیاها و آن‌چه خیال‌ها را میسازد، به نظر میرسند. بدنه‌ی آثار او از آن‌چه آبستره اکسپرسیونیست‌ها با آن شناخته میشوند، دور هستند. اندام‌های طراحی شده‌ی کنتریج با یک شیفتگی رئالیستی از تصاویر، به صورتی درهم و آرام آرام باهم پیوند برقرار میکنند، درست مانند تصاویری که بر روی آب دیده میشوند. او آثارش را با زندگی به هم میآمیزد و با انیمیشن به آن‌ها جان میدهد. فیلم‌های کوتاهش کوششی پْرقوت برای به مبارزه طلبیدن گزین‌ ساخته‌های هنر، در عصر دیجیتالی است.

تضاد خاکستری طراحیهای کنتریج تاریخی از مقاصد و آن‌چه فراموش نشدنی است را ذره‌ذره به یاد ما میآورد. در روش او هنر، یک گریه یا یک «آه» پْرافسوس است. او به حیرت و معمای «تئودور آدورنو» پاسخ میگوید که عنوان میکرد: «آیا نوشتن شعر بعد از آشوویتس بربریت است یا نه»، چگونه میتوان بعد از فجایع به زندگی ادامه داد؟ جواب کنتریج این است: با «آه»‌ (از کتاب اینترنتی جونیفر آرلن استون: ضمیر فرویدی یا خاطرات حزن، لوسین فروید و ویلیام کنتریج».)

کنتریج فیلم را برای ثبت اثرات فوری و تصادفات تصویری که در خلال فرآیند طراحی رخ میدهند، استفاده میکند. گاهی کودکان او را از روی صفحات طراحی با دوچرخه رد میشوند و زمینه‌ای اتفاقی را برای شروع کار ایجاد میکنند. او ذغال را به دلیل ترددی و شکنندگی بر وسایل دیگر ترجیح میدهد. همچنین کاربرد ذغال او را قادر میسازد که بتواند به وسیله‌ی پاک کردن تیرگیهای خطوط و اشکال را ایجاد کند. همچنین میتوان با قلم‌مویی پهن و یا با فوتی قوی طراحی را پاک یا محو نمود.

حتی بعد از پایان طراحی میتوان دوباره روی آن تجدیدنظر کرد. طراحیهای کنتریج هاله‌ای روح مانند و بافتی ویژه دارند. کنتریج اشکال را تغییر میدهد و فضای اثرش را دوباره‌سازی میکند تا نیازهای تداوم احساساتش را برآورده سازد. کار با فیلم به او اجازه میدهد تا همه‌ی قسمت‌های چرخه‌ی زندگی طراحیهایش را ثبت کند. فیلم‌های او به طور بنیادی به وسیله‌ی ایده‌های او از طراحی دگرگون میشوند. در واقع یک شکل به تدریج به شکل دیگر دگردیسی مییابد. فیلم‌های کوتاه او چگونگی خلق حس مجازی فضا و نور را در سطح دوبعدی ثبت کرده‌اند.

در واقع فیلم‌های کنتریج از کثرت نقاط پاک و محو شده شکل پیدا میکنند و او پرسپکتیو طراحیها و چاپ‌هایش را تغییر میدهد تا دیگر به صورتی تک نقطه‌ای به نظر نرسند.

او از فضا استفاده میکند تا محتوای سیاسی مبهمی را شکل دهد. بدعت‌اش در طراحی و سامان دادن این فضا اجازه میدهد تا شعر شخصیاش برای آمیختن با واقعیت هولناک «آپارتاید»‌ به تصویر درآید.

او به عنوان یک کودک، یک چشم‌انداز زیبا و گیاهان سبز بیشمار را آرزو میکند، در حالی که به عنوان یک هنرمند بزرگ‌سال در جستجوی «انتقام از نابود شدن» مناظر ژوهانسبورگ است. این نابودی به دنبال مهندسی غلط شهری بوده است.

تیرهای برق، با برج‌ها و ایستگاه‌های نیرو و لوله‌های به‌هم فشرده بزرگ‌راه‌های نیمه‌ساز و معدن‌های حفر شده این چشم‌انداز را پْر کرده‌اند. «آلفرد جری» میگفت: ناکجا، همه‌جاست، اما بیشترین نمود آن شهری است که ما در این لحظه در آن به سر میبریم»
به وسیله‌ی طراحی از یک منظره، کنتریج، در ابتدا دلسوزی خویش را ابراز میدارد. او منظره را زیبا میبیند اما آن را زیبا نمیکند. او ترجیح میدهد که سطوح را معیوب و ناهموار کند و این رفتاری است که از خلال آن گذشته احضار میشود. مناظر او قابل مقایسه با زمین‌ها و چشم‌اندازهای «انسلم کیفر»(۲) هستند، بیآن‌که تقلیدگر آ‌ن‌ها باشند.

فیلم‌های کنتریج منعکس‌کننده‌ی عقاید پیچیده‌ی سیاسی اوست، بیاین‌که حالتی شعاری بیابد. آن‌ها همچنین خود-زیست‌نامه‌ای هستند که از زندگی شخصی او شکل پیدا میکنند. آن‌ها به صورتی صمیمی به مراحل طراحی مربوط میشوند و دارای آمیختگی و در حال دگردیسی هستند. معناهای مجازی در فیلم‌های کنتریج شامل این‌هاست:
۱) فضای داخلی در میان یک زمینه‌ی بیرونی حل میشود یا تغییر شکل مییابد.

۲) شکل انسانی جلو چشمان ما محو میشود و چیز دیگری جای آن را میگیرد، (مانند یک توده روزنامه یا ردیف بیپایانی از ارقام).

۳) فضای داخلی از آب مالامال میشود.

این وقایع ممکن است به صورت موقعیت‌های شاخص رؤیا جلوه‌گر شود اما به طور جالب توجه‌ای بر اساس نگاه هنرمند تعریف شده است. آن‌ها الهامی هستند که به وسیله‌ی انگیزش هوشیارانه و اتفاق‌ها شکل گرفته‌اند. روند طراحی خود مجسم‌کننده است و این رویکرد، با حرکت خودبه‌خودی متفاوت است. طراحیهای کنتریج از طرفی از تخیل سورئالیستی بهره میگیرند و از طرف دیگر نیز کاریکاتوری از رئالیست‌های اجتماعی را به نمایش میگذارند.

تجسم نابرابریهای اجتماعی ممکن است ساده به نظر برسد اما کنش‌های مبهم طراحی و نمادها امکان معناها را تشدید میکنند. او استاد زمان‌بندی است. گذار منظره و چشم‌اندازهایی که سیال میشود. حرکت آرام و خشنود کننده‌ی تصاویری که نمادین و محو میشوند. گاه ممکن است معلوم نباشد که چه دارد رخ میدهد، اما عناصر طراحی شده به صورت بینقصی در جای خویش قرار یافته و برای جذب توجه بیننده به طور کامل کافی به نظر میرسند. اشیا در آثار کنتریج باری مفهومی و نمادین مییابند.

او از ظروف آزمایشگاهی، وسایل بیمارستانی، تلفن و تایپ و تلمبه و اشیا قدیمی برای تبارشناسی و تحول تمدن شهری سود میجوید.با تبدیل چشم‌انداز تغییرات جابرانه‌ی تاریخ آفریقای جنوبی نمادپردازی میشود. جایی که ۴۰% مردان سیاه‌پوست بیکارند و قبل از این که به سن ۱۸ سالگی برسند هتک‌حرمت میشوند. ایدز در آفریقا سالانه هزاران کشته میگیرد و کنتریج علاوه بر این‌که به دنیای شخصی خویش توجه میکند به این مسایل اجتماعی نیز بیتفاوت نیست. او یک دنیای شکسته و از هم گسیخته را در آثارش احضار میکند تا هم‌زمان نمایان‌گر و تطهیرکننده‌ی آن باشد.

او میگوید: «من هیچ‌گاه سعی نکرده‌ام آپارتاید را تصور کنم. طراحیها و فیلم‌های من هسته‌هایی را که وحشیگریهای جامعه‌ی چپ از آن تغذیه میکند را برملا میکند. من به هنری با زمینه‌ی سیاسی علاقه‌مندم. هنری ابهام آلود، پرتناقض و با اشاره‌های ناتمام برای این مقصود مناسب به نظر میرسد. در این هنر خوشبینی در ترتیب پنهان و نیهیلیسم معطوف به بن‌بست نهفته است».

آثار کنتریج ثابت میکند که چطور میتوان امکانات طراحی ذغالی را در زمینه‌ای بسیار تازه به کار گرفت. و این‌که چگونه میتوان در جهانی دور از هیاهوی پایتخت‌های هنری با جهان شخصی و منطقه‌ای حرفی جهانی و تأثیرگذار زد.
هفته نامه هنرهای تجسمی تندیس

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha