نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ چهارشنبه ۱۷ آذر
اِلأَربِعا ٧ ربيع الاول ١٤٣٨
Wednesday, December 07, 2016
کد : 605-38269      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ دوشنبه ۲۵ فروردين   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ دوشنبه ۲۵ فروردين    تعداد بازدید : 122

وسواس در نوجوانی

نوجوانی دوره ای است که در آن دانش آموز بیش از هر زمان دیگر نیاز به راهنمایی و مشاوره دارد. نوجوان ضمن مشورت با اولیا و مربیان، دست کم باید بداند که چگونه خود را بهتر بشناسد و از برخوردهای زیان بخش در محیط خانه و مدرسه پرهیز کند

وسواس در نوجوانی

نوجوانی دوره ای است که در آن دانش آموز بیش از هر زمان دیگر نیاز به راهنمایی و مشاوره دارد. نوجوان ضمن مشورت با اولیا و مربیان، دست کم باید بداند که چگونه خود را بهتر بشناسد و از برخوردهای زیان بخش در محیط خانه و مدرسه پرهیز کند «چهارراه نوجوانی» روایتگر تجربه های اولیا ومربیانی است که به ندرت فرصت می یابند فنونی را که طی سال ها در خویش درونی ساخته اند، بررسی کرده، به روشنی درباره آن سخن بگویند. بدیهی است که خلاقیت و ابتکار فردی معلمان و اولیای خانه، با توجه به تفاوت های فردی کودکان و نوجوانان، نقش سازنده ای در امر مشاوره خواهد داشت. وقتی که دیکته احمد را به او دادم، اشک در چشمانش حلقه زد. سرش را پایین انداخت و در حالی که دفترچه اش را زیربغل می زد، رفت و سرجایش نشست. بچه ها با اشاره دست به من فهماندند که او دوباره دارد گریه می کند و من هم با اشاره سر به بچه ها حالی کردم که متوجه گریه احمد هستم. این بار اولی نبود که احمد به خاطر آن که بیست نگرفته بود، گریه می کرد. این کار تقریباً برای من وهمه بچه های کلاس عادی شده بود. اما آن روز تصمیم گرفتم که دیگر تسلیم خواست ها و گریه های غیرعادی او نشوم و هیچ گونه گذشت وارفاقی نسبت به نمره او نداشته باشم. با آن که بارها در سر کلاس درباره این که تنها نمره ملاک درس خواندن نیست و آن چه اصل است تلاش و سعی دانش آموز در درک مطالب درسی است، صحبت کرده بودم، با این همه این حرف ها چندان اثری روی احمد و حساسیت او نسبت به نمره های درسی اش نداشت. آن روز احمد تا آخر ساعت، توجه چندانی به درس نداشت. در تمام مدت با بغضی که درگلو داشت و چشمانی که از گریه سرخ شده بود، به تخته سیاه نگاه می کرد. تا آن جا که من می دانم، معلمان کلاس اول و دوم احمد نیز با همین مشکل روبه رو بوده اند.

شاید اگر در سال اول یا دوم برخوردی اصولی با مشکل احمد می شد و راه حلی عملی از طرف مدرسه و معلمان درباره او اعمال می گردید، حل مسئله او در سال سوم تا این اندازه دشوار نبود. فردای آن روز، چون احمد را در سر کلاس ندیدم، دلم به شور افتاد. به همین دلیل در زنگ تفریح شماره تلفن احمد را از آقای ناظم گرفتم و به منزلشان زنگ زدم. مادرش گوشی را برداشت. وقتی که از حال احمد و غیبت او جویا شدم، گفت: " حالش خوب نیست، کمی کسالت دارد. اما سعی می کند فردا خدمت شما برسد." از لحن صحبت مادر احمد احساس کردم که مشکل احمد جدی تر از آن است که من تصور می کردم. موقع خداحافظی ایشان گفتند:" من هم همراه احمد خدمت شما خواهد رسید؛ می خواهم درباره موضوعی با شما مشورت کنم. " به ایشان گفتم:" هرساعتی که تشریف بیاورید درخدمت شما خواهم بود. فردای آن روز اول وقت، مادر احمد در دفتر مدرسه حضور پیدا کرد. خانمی بود تقریباً میانسال با چهره ای مضطرب. وقتی که سراغ مرا از همکاران می گرفت، لرزشی خاص در صدایش احساس می شد. او را راهنمایی کردم تا در گوشه دفتر مدرسه روی صندلی بنشیند. مادراحمد ضمن بیان درد دل ها و حرف هایش به من گفت که او و شوهرش هر دو کارمندند و به جز احمد، دختری دارند که بزرگ تراز احمد است و در کلاس دوم راهنمایی درس می خواند.

حرف های مادر احمد که به این جا رسید، مکثی کوتاه کرد و درحالی که نفسی عمیق می کشید، گفت: " احمد بچه دوم من است. او در این سه سالی که به مدرسه می رود به اندازه سی سال من و پدرش را پیر کرده است. او خیلی در گرفتن نمره وسواس دارد. درکلاس اول و دوم معدل هر سه ثلث او بیست شد. ولی چه فایده؟! چون همین تلاش و وسواسی که او برای گرفتن نمره بیست دارد باعث شده که هم خودش از لحاظ روحی صدمه ببیند وهم حسابی دل ما را خون کند. نمی دانید از دیروز که نمره اش نوزده شده چه الم شنگه ای در خانه به راه انداخته، نه شب شام خورده و نه صبح، صبحانه!" از مادراحمد پرسیدم:" وضع تحصیلی دخترتان چطور است؟" او گفت:" به خاطر تشویق پدرش، او هم شاگرد ممتازی است. پدرش خیلی دوست دارد بچه ها شاگرد اول بشوند. ریحانه هم اتفاقاً در دوره دبستان اخلاقش شبیه احمد بود، اما من خیلی با او حرف زدم و نصیحتش کردم تا کم کم روحیه اش عوض شد. اما احمد اصلاً حاضر نیست از بیست دست بردارد دیشب او به قدری ناراحت بود که حتی درخواب هم کلافه و ناآرام به نظر می آمد. شما فکر می کنید برای این که او تا این اندازه روی نمره اش حساس نباشد، چه کاری می توانیم برایش انجام دهیم؟ من به عنوان یک مادرکه بیش تر از درس نگران روحیه فرزندم هستم، درحل این مشکل وامانده ام. درضمن، احمد علاوه بر وسواس درسی، دست هایش را هم زیاد می شوید. شب ها چند بار قبل از خواب در اتاق را امتحان می کند و تا مطمئن نشود دراتاق را قفل نکرده ایم، خوابش نمی برد. نمی دانم با او باید چه رفتاری داشته باشم." مادر احمد خیلی نگران بود. او به عنوان یک مادر دلسوز که هم درخانه زحمت می کشیدم و هم مشغله اجتماعی داشت، دلش می خواست فرزندش سالم و طبیعی رشد کند و به تحصیلش ادامه دهد. به او گفتم:" شما تشریف ببرید. من با احمد در این زمینه صحبت خواهم کرد." این پیش نهاد در حقیقت فرصتی بود که بتوانم راه حلی مناسب و اساسی دست پیدا کنم.

راه حلی بیش از صحبت کردن و نصیحت های متداول که کم تر راه گشاست.
نوجوان وسواسی چه ویژگی هایی دارد؟

نوجوان وسواسی، فردی است که خصوصیات بارز و مشخصی مثل نظم و ترتیب شدید، کمال طلبی و پاکیزگی افراطی و خسیس بودن را از خود بروز می دهد. افکار و اعمال این قبیل نوجوانان تکراری ، دست و پاگیر و کلیشه ای است ونوجوان خودش را ناگزیر از انجام آن ها می داند، مانند امتحان کردن مکرر کلید برق و دستگیره در اتاق یا شستن تکراری یکی از اندام های بدن. در انجام اعمال و افکاروسواسی، نوجوان نسبت به اختلال خود هوشیار و آگاه است، ولی آن را تحمیل شده احساس می کند و خود را در محاصره می داند. وارسی کردن، لمس کردن، افکار آزار دهنده و تکراری معمولاً با اضطراب همراه است. علل 1- فرد وسواسی به تدریج یاد گرفته است که با استفاده از مکانیسم های دفاعی میزان اضطراب خودش را کاهش دهد. این عامل روانی – اجتماعی که نوعی یاد گیری است، " یادگیری شرطی" نامیده می شود. پدران و مادران کمال طلب که بیش از حد توان فرزندشان از او توقع دارند، به تدریج سبب می شوند که فرزندشان دچار وسواس شود. هرچند رفتار وسواسی و رفتارهای بی اختیار غالباً با یکدیگر همراه اند، اما در پاره ای از موارد رفتارهای بی اختیار با اضطراب توام نیستند. 2- عوامل بیولوژیکی ( زیستی ) مثل کاهش ترشح هررمون رشد، سابقه ضربه مغزی، بالا بودن میزان ناهنجاری های الکتروانسفالو گرافی ( درنوارمغزی مشخص است) و بعضی از مشکلات عصبی موجب بروز اختلال وسواس در نوجوانان می شود. 3- وراثت تا حدی در وسواسی بودن نوجوانانی که بستگان درجه اول آن ها دارای بیمارهای روان رنجوری بوده اند، می تواند نقش داشته باشد.

در صد نقش ورا ثت را دراختلال وسواس بین 4 تا 8 درصد تحقیق کرده اند. پیشگیری و درمان

1- باید در صورت امکان کشف کرد که چه عامل یا عواملی نوجوان را مضطرب ساخته است تا شدت یافتن اضطراب منجر به افکار آزاردهنده و وسواسی نشود.

2- ایجاد یک رفتار تازه و خوشایند به جای رفتار وسواسی تا به تقویت و نگه داری ر فتار مطلوب منجر شود. درحقیقت باید رفتارتازه یا افکار نو و خوشایند را جایگزین رفتار و فکر وسواسی کرد.

3- با توجه به این که افکار و رفتار وسواسی علل و زمینه های مختلف تربیتی، اکتسابی و زیستی دارد و درمان آن نیازمند بررسی های بالینی است، توصیه می شود برای درمان نوجوان وسواسی از مشاوره با مشاوران با تجربه یا روان شناسان بالینی بهره مند شویم.

 

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha