نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ يکشنبه ۲۱ آذر
اِلأَحَّد ١١ ربيع الاول ١٤٣٨
Sunday, December 11, 2016
کد : 672-37759      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ يکشنبه ۲۴ فروردين   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ يکشنبه ۲۴ فروردين    تعداد بازدید : 63

زندگینامه احمد امین نظر

احمد امین نظر «احمد امین نظر» هنرمندی است که هم از توش و توان طراحی به معنای Drawing برخوردار است و هم سواد بصری بسیار قابل اعتنایی دارد. او در ارکستراسیونی از فهم خط و رنگ و سطح و بافت، ذهن خلاق خود را به کار انداخته و در آخرین نمایشگاهش ثابت کرده که دست به هر سطحی بکشد، آن را به کیمیا بدل می کند. در شرایطی که انواع و اقسام تصاویر سهل الوصل با قابلیت تکثیر انبوه و فوری در اختیار عموم قرار دارد و حساسیت عمومی به موازین «تصویر» به سطحی شکننده نزول کرده است (و این یک معضل بین المللی است)، احمد امین نظر با ۱۳ تابلوی نقاشی، بار دیگر نقش و اهمیت هنر والا را به ما نشان می دهد. هنری که شأن مخاطب را مراعات کرده و حریم و حرمت تصویر را با شکوهی خیره کننده حفظ می کند.

«امین نظر» را باید یک استثنا به حساب آورد، چرا که در محیط ذهنی این هنرمند، تأثیرات مسموم کننده نوعی مدرنیسم عاریتی که پس از کمال الملک و شاگردان و پیروان اصیل او، هنر معاصر ما را آلوده ساخت؛ اصلاً دیده نمی شود.
احمد امین نظر در میانه دو قطب: یکی در مرکز و نقطه عطف تحول نقاشی معاصر ایران (کمال الملک و نسل اول پس از او) و دیگری مؤثر از نوعی مغناطیس بارورکننده از سرچشمه های هنر والای اروپایی و به ویژه «تی سین» ذهن و زبان نقاشانه خود را سر و سامان داده است.

اما پختگی و ارتقای هرچه بیشتر او بر اثر آشنایی مستقیم با هنر معاصر اروپا (کار و تجربه در آلمان) و تنظیم و تدوین هوشیارانه او از راهی است که تا آستانه ۵۰ سالگی از سر گذرانده است. او هم اکنون نقاشی است که سوابق آموزشی، آکادمیک، تجربی، ملی و بین المللی اش را در وجدی شاعرانه و زبانی خالص و ناب برگرفته از نوعی نقاشی اندیشه ورزانه با مهارت و تسلط مثال زدنی، عرضه می کند.

امین نظر را به عنوان نقاشی فیگوراتیو که قواعد آکادمیک را به درستی درک کرده و مهارت طراحانه ممتازی دارد به خاطر می آورند. اما بیان چنین توصیفاتی دربرگیرنده نیمه نخست حضور امین نظر در نقاشی ماست. چرا که او با پشت سر گذاردن سابقه ای درخشان از پردازش های طبیعت گرایانه و فیگوراتیو و به موازات کسب تجارب و آگاهی های بیشتر، بیان دیگری از هنر نقاشی را آرام آرام به درون ساختار ذهنی خود وارد کرد. بیانی که در مسیری کند و تدریجی و به نرمی در دستان او رام شده است. او هم اکنون به جریانی زلال از نوعی شعر تغزلی در قالب ناب نقاشی دست یافته است.

امین نظر در آخرین آثارش تصویری دیگر و حضوری غیرمنتظره و نو از خود بروز می دهد. او از جمله نقاشانی است که در میانه سنین ۴۵ تا ۶۰ سالگی هستند. هنرمندانی که دوران مقدماتی، تجربه گری و آزمون و خطا را از سر گذرانده اند و دیری است که دیگر آثار آنان را با اعتنا به استعداد، قدرت طراحی، درک فیگوراتیو و شیوه رنگ آمیزی و توصیفاتی از این قبیل ارزیابی نمی کنیم.

امین نظر در صعود به پایگاهی ارجمند در نگرش نقاشانه خود، از بیان فیگوراتیو و مضامین متنوع اجتماعی عبور کرده و به نوعی پردازش خالص (Pure) در ساختار آثارش دست یافته است.

او همزمان به دو کار بزرگ مشغول است:

۱) رهایی آثارش از بند ادبیات و چارچوب های از پیش تعیین شده.

۲) پایه ریزی منظومه ای از بیان ناب نقاشانه.

بلافاصله باید افزود که او همچنان نقاشی مضمون گراست، اما مضمون گرایی او فقط تعبیر و ترجمه ای فیگوراتیو نیست. حتی فیگور در آخرین تابلوهایش کارکرد تازه و معنای متفاوتی نسبت به گذشته اش دارد. مضمون در آخرین آثار امین نظر، از نوعی پس زمینه فلسفی و شاعرانه سرشار می شود.

تابلوهای اخیر او نه در وصف «موضوعی» که نشان می دهند، بلکه در تأویل آنچه اندیشه او را در می نوردد، خلق شده اند. او در این کشاکش، اهتمام خود را نه در ابراز «حرف های خوب»، بلکه در ستایش «خوب حرف زدن» به کار گرفته است. احمد امین نظر در آستانه پنجمین دهه زندگانی اش و « با رنج بسیار، با یک بند انگشت پیشرفت در سال» گاه از کار دست می کشد و در کار خویش می نگرد: «من نیمه دوم زندگی ام را در شکستن سنگ ها، نفوذ در دیوارها، فرو شکستن درها و کنار زدن موانعی گذرانده ام که در نیمه اول زندگی به دست خود میان خویشتن و نور نهاده ام.»*

او هم اکنون «خوب حرف زدن» را تجربه می کند. حالا دیگر مهم نیست از چه بگوید، بلکه «نوع گفتن» اهمیت دارد. در چنین رویکردی است که او به هر چه نظر کند به دستمایه ای فاخر، دیدنی و ارجمند تبدیل می شود. به مرکز کشاندن و در زیر نورافکن قرار دادن آنچه معمولی، حاشیه ای و در دسترس است (میوه انجیر، به، سیب، شمع، پروانه، بشقاب و...) و از فرط «دم دست بودن» اصلاً دیده نمی شود و ارتقای امر «معمولی» به «متعالی»؛ بهترین نشانه خلاقیت است.

او به خوبی می داند که یک طراح یا نقاش اصیل، در واقع «دیده بان» تحولات بصری جامعه خود است.امین نظر، تاکنون نشان داده است که «طراحی» یعنی پدیده ای که عشق، توجه و شعور را به زندگی می افزاید، مرحله بسیار مهمی از تکوین هنری یک نقاش است. با اعتنا به چنین فهمی است که او هم اکنون می تواند نگاه ما را به شعف و شگفتی دعوت کند و بخشی از الماس جانش را به ما هدیه کند.

«انرژی بصری» ساطع شده از آثار امین نظر، بیننده را وادار به سکوت، احترام و تمرکز می کند. به گونه ای که فراموش می کنی تا قبل از ورود به نمایشگاه چه حال و احوالی داشته ای.

«انرژی بصری» همان چیزی است که هنرمند نقاش آن را ابداع، توزیع و کنترل می کند.

امین نظر، نقاش معاصر جهان در آستانه هزاره سوم است. چرا که ریشه های خود را در فرهنگ سترگ ملی گسترانیده و ریه های خود را از بادهای آن سوی مرزها آکنده است. جهانی بودن او، دقیقاً در ایرانی بودنش مستتر است. از جمله نشانه های هویت ایرانی در آثار احمد امین نظر، می توان به بازی او با نقشمایه ها و بازیگری و رقص خطوط و رنگ ها در آثارش اشاره کرد و کیست نداند که جهان مدیون رقص خطوط و بازی رنگمایه هایی است که هنر ایرانی به فرهنگ تصویری جهان اهدا کرده است. در آخرین آثار امین نظر نوعی زینت گری نیز پیداست، زینت گری آثار او، البته با مهارت فنی توأم است. او با دانایی و فراست توانسته است زینت گری و مهارت فنی را در ململی از راز و رؤیا ترکیب کند و برای اثبات ایرانی بودنش به هیچ جای تاریخ نیز دستبرد نزده است.

یکی از تفاوت های عمده امین نظر با همدوره ای هایش در فهم عالمانه او از نقاشی امروزی جهان است. در نوع نگرشی که می تواند مسیر سالم نقاشی امروزی ایران را به درستی ترسیم کند.

او برخلاف برخی از نقاشان هم نسل خود، استنباط ژرف تری از مفهوم «ایرانی» در نقاشی معاصر دارد.
در نظر احمد امین نظر، «ایرانی» بودن به معنای قدیمی و امری متعلق به گذشته نیست که با ترسیم چهره های مینیاتوری، زن ابروکمان، مرغ عشق، سروسهی و استعاره هایی از دوران خاقانی و سعدی؛ قابل بیان باشد. همچنین او، جهانی بودن و معاصر بودن را به معنای یک کالای وارداتی تعبیر نمی کند، تا از الصاق فضاهای آبستره با تصاویر استخراج شده از نگارگری سنتی ایرانی، ساده دلانه خود را «مدرن» تصور کند. امین نظر با همه توجه و احترامی که برای مکتب کمال الملک و نقاشان پس از کمال الملک از جمله علی محمد حیدریان، پتگر، اولیا و ... قائل است و همچنین با همه شیفتگی وصف ناپذیری که برای آثار بزرگان هنر اروپا بویژه «تی سین» قائل است؛ اما از پنجره ای به جهان می نگرد که ابعاد و اندازه ها و زوایای آن را با دست خود ساخته است. او برای ایرانی بودنش توسل به ابروی کمانی و چشم بادامی و لب غنچه و تعابیری از این قبیل نمی جوید و برای معاصر بودن با جهان امروز نیز ناشیانه «ایسم»های غربی را به تصویرگری های شرقی وصله نمی کند.

امین نظر در آستانه پنجاه سالگی به آن راز فراموش شده پی برده است. رازی که در نزد کلاسیک های ادب و هنر همه ملل نهفته است: اقبال عمومی و تأیید خواص!

حافظه تاریخی به خاطرمان می آورد که هنرمندان بزرگ، همواره در آثارشان یک لایه بیرونی دارند که مردم عادی از آن لذت می برند، مثل حافظ، شکسپیر، فردوسی یا سعدی که لایه بیرونی یا همان لایه اول کارشان برای عامه، سرگرم کننده و خواستنی است و در عین حال گروه فرهیختگان نیز از خلجانات روحی و پیچیدگی های ذهنی آثارشان به وجد می آیند.

هوشمندی، نبوغ و تبار اخلاقی، وجه مشخصه همه هنرمندان بزرگ است. با این حال نه سعدی بزرگ و نه حافظ شگفت و نه فردوسی سترگ هیچ کدام خوشه انگور را حبه حبه نکردند تا مخاطب آن را دانه دانه قورت دهد.
دیالکتیک حیرت آور آثار اینان در همه «پیچش مو» نهفته است.

با چنین نگرشی، در ۲۰۰ سال گذشته، هیچ نقاشی به جایگاهی که کمال الملک در آن قرار داشت، دست نیافته است.
هنوز افسانه هایی که دهان به دهان می گشت واز نقاش ساحری می گفت که «جادو قلمش چه ها که نمی کند» دراذهان برخی باقی است. شماری از آن افسانه ها را شاید هنوز هم می توان شنید و به یاد آورد: «می گویند استاد کمال الملک، روزی در فرنگ به علت بی پولی به جای اسکناس نقشی از اسکناس بر صفحه رسم کرد. صاحب رستوران انگشت به دهان نه تنها کمال الملک را به میهمانی پذیرفت، بلکه مبلغی پول نیز به او پیشکش کرد...».

«می گویند وقتی استاد یک قناری زنده را در کنار تابلوی نقاشی اش گذاشت، قناری به اشتباه افتاد و برای تصویر نقاشی شده قناری شروع به خواندن کرد...»

راستی رواج چنین حیرت و شگفتی را چگونه باید تعبیر کرد؟
جز در توجه عامه مردم به لایه بیرونی آثار ماندگار است؟ نکته اینجاست که اگر کمال الملک حتی یک هنرمند اروپایی می بود، حتماً یک هنرمند کلاسیک اروپایی می شد.

موضوع کمال الملک و هنر کلاسیک اروپا، بر خلاف رأی شتابزده برخی شارحان میانمایه هنر معاصر، اصلاً ماجرای تقلید و گرته برداری صرف نیست. کمال الملک با هنر اروپایی «آشنا» شد. رابطه او با هنر اروپا، بیشتر به یک آشنایی و مکالمه فرهنگ ها شباهت دارد تا آن چیزی که از آن به تقلید صرف یاد می شود. کمال الملک نقطه وصل قریحه شرقی و فنون غربی است؛ ملتقای شور ایرانی و عقل اروپایی.

کمال الملک، شأن هنر و مقام هنرمند را از دو راه به اثبات رسانید.

یکی از راه مهارت و جذابیت خیره کننده آثارش و دیگر با وقار و آداب پاکیزه ای که از اندیشه ورزی هنرمند انتظار می رود.

احمد امین نظر، به سلوک کمال الملکی سخت دلبسته است و در انتقال آن به آداب نقاشانه خود، جهد و کوشش بسیار کرده است.

ذهن و زبان امین نظر در بند آثار نقاشانی است که در مقابل آثار آنان نفسش بند می آید. او از یادآوری لحظاتی که رودرروی آثار «تی سین» قرار گرفته، چنان به وجد می آید که تقریباً چیزی شبیه تنگی نفس به او دست می دهد تا نتواند کلمات را در ذهنش مرتب کند و در کلامی جویده و تب آلود، شور و شیدایی اش را ابراز کند.

با این همه باید حساب او را از بخش های بسیاری از نقاشی ما در طول یک سده گذشته، جدا کرد، چرا که در یک سده گذشته، نقاشی ایرانی میان دو قطب: «سنت گرایی نسنجیده» و «نوگرایی بی پشتوانه» در نوسان بوده است. عوارض بیمارگونه این رفتار هنوز هم گریبان بسیاری از نقاشان ما را رها نکرده است. امین نظر، بخوبی می داند که «نوآوری» در «نفی سنت ها» حاصل نمی شود، بلکه باید سنت ها را نقد و از روشی پیچیده شامل نوعی «پیروی» و «سرپیچی» استفاده کرد. یعنی باید از سنت ها فاصله گرفت؛ فاصله ای که فرصت شناسایی سنت را فراهم می سازد. با چنین فرایندی است که نحوه شناخت و طرز برخورد ما با سنت ها نسبت به نسل های قبلی متفاوت خواهد شد.

دستیابی به چنین تفاوتی بی تردید خود، نوعی نوآوری است. تحت چنین نگرشی است که می توان اثر هنری را هم از دیدگاه زمان خود (زمان خلق اثر) کنکاش کرد و هم به یک داوری مبتنی بر ارزش تاریخی دست یافت.

حقیقت آن است که جهان امروز، هر کس را که از ریشه ها بریده و بی اصل و نسب شده باشد، بی تردید حذف می کند و نادیده می گیرد. باید در متن تمدن خود به جوشش و کوشش پرداخت، راه دیگری قابل تصور نیست.

در این پارادایم، آن نوع از سنت گرایی که به گذشته ها می چسبد و تغییر را بر نمی تابد، مردود است.

همانطور که از ریشه ها بریدن و روی آوردن به «دیگری» نیز باطل محسوب می شود.

احمد امین نظر، ایستاده در بلندای درکی ژرف از ضرورت های نقاشی معاصر ایران و در آستانه نوعی تعادل که بی شک پشتوانه «کمالی» است که نشانه هایش را از هم اکنون در آثارش می توان دید، ما را به تماشای شور و شعف، رنگ و حرکت، زندگی و مهربانی دعوت می کند.
روزنامه ایران

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha