نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ جمعه ۱۹ آذر
اِجُّمعَة ٩ ربيع الاول ١٤٣٨
Friday, December 09, 2016
کد : 672-37745      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ يکشنبه ۲۴ فروردين   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ يکشنبه ۲۴ فروردين    تعداد بازدید : 60

زندگینامه جلال شباهنگی

● گرافیست ، نقاش و مجسمه ساز ▪ متولد ۱۳۱۹ تهران ▪ کارشناس تبلیغات گرافیکی از دانشگاه سن خوزه، کالیفرنیا، آمریکا ▪ ارشناسی ارشد طراحی گرافیک و نقاشی معاصر از دانشگاه سن خوزه آمریکا ▪ بیش از ۳۰ سال تدریس در عرصه آموزش نقاشی در ایران و جهان ▪ استاد و دانشیار دانشکده هنرهای زیبا دانشگاه تهران ▪ عضو شورای تحصیلات تکمیلی گروه هنرهای تجسمی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران ▪ عضو و نماینده دانشگاه تهران در طرح و برنامه ریزی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در بخش هنر ▪سازنده احجام شیشه ای Glass Blowing در ایران و مورانو ایتالیا ▪ برگزاری نمایشگاههاو شرکت در نمایشگاههای معتبر نقاشی و گرافیک در ایران و جهان ▪ برخی از آثار تألیفی وی عبارتند از : نقاشی های جلال شباهنگی (با مقدمه مرتضی ممیز)، صورخیال ، خلاقیت در رنگ، اصول طراحی سه بعدی و ...

جلال شباهنگی
متولد سال ۱۳۱۹ در تهران و فارغ التحصیل دانشگاه «سن هوزه» ایالت کالیفرنیاست و دارای درجه کارشناسی ارشد طراحی گرافیک و نقاشی معاصر و کارشناس تبلیغات گرافیکی از این دانشگاه است و «خلاقیت در رنگ» و «اصول طراحی سه بعدی» از جمله مشهورترین آثار اوست. او در کنار تدریس در دانشگاه که بیش از سی و اندی سال است در سطوح مختلف دانشگاه ها و دانشکده های هنر بدان مشغول است، به ساخت احجام شیشه ای معروف به Blowing Glass در ایران و مورانو ایتالیا پرداخته که حاصل کارهای او مجموعه ای ویژه در حوزه حجم سازی به حساب می آید و طرفداران پروپا قرصی در تمام دنیا دارد.

جلال شباهنگی در آثارش تلاش دارد تا ثابت کند که در هنر مرزهایی وجود دارد که در آن مرزها هنر به سایر علوم نزدیک می شود. او می گوید: «این وجه اشتراکات هنر با علوم مختلف را باید شناخت. این مقوله بسیار زیبایی است و مسؤولیت هدایت دانشجویان در این مقوله بر عهده اساتید است، پس باید زمینه را برای تعیین یک مسؤولیت خاص فرهنگی هنری برای اساتید بررسی کرد و من بیشتر مایلم در این مورد کار کنم.»

او معتقد است که آثاری که از دانشجویان در چند ساله اخیر آثاری ارتقا یافته از نظر کیفی نسبت به سالهای گذشته است. البته به جز برخی زمینه ها که اصلاً در دانشکده ها به آنها توجه نمی شود، مثلاً در زمینه بسته بندی به طور کلی او معتقد است که «گرافیست های ما ضعیف هستند و یا تصویرسازی عرفانی که خلأ آن حس می شود.» در مورد تصویرسازی عرفانی جلال شباهنگی معتقد است: کمتر بحث می شود و این موضوع را ناشی از «بی توجهی وزارت علوم و دست اندرکاران مربوطه» می داند و می گوید: «به همین دلیل در تصویرسازی شعر شعرای بزرگ مثل حافظ، دانشجویان قادر به تشخیص مضامین رنگی موجود لغات حافظ نیستند.»

شباهنگی دلیل این موضوع را خیلی به وارداتی بودن هنر گرافیک و نقاشی مربوط نمی داند و بیشتر بر ضعف کلی هنر در عرصه نقاشی و گرافیک که میان دانشجویان سالهای اخیر موج می زند تأکید دارد و می گوید: «من ضعف کلی هنر را بیشتر در نقاشی می بینم تا گرافیک، با وجود اینکه نقاشی از نظر آکادمیک قدمت بیشتری نسبت به گرافیک دارد و اولین دانشکده هنر، دانشکده نقاشی بود.»

او اصرار دارد که «ضعف عمده ای در زمینه هنر، به خصوص در زمینه نقاشی در حال شکل گیری است، در حالی که در گرافیک این ضعف بارز نشده و این به خاطر کاربردی بودن هنر گرافیک است، گرافیست دائماً در حال تکاپوست تا سفارش دهنده را راضی کند.

در ضمن امکان مشاهده کارهای مختلف گرافیکی در مجلات فراهم است. یکی از خصوصیات گرافیک ساده صحبت کردن و ساده کردن عناصر است.» با این حال شباهنگی در مورد نقاشی نظر متفاوتی دارد و می گوید: «در نقاشی، هنر به سمت پیچیدگی سوق و گرایش دارد و به این سو پیش می رود و به علت نحوه خاص تدریس در دانشکده ها و استفاده از سیستم های قدیمی و کهنه آموزشی تحولی در نقاشی دوره معاصر ایران بویژه ۲۰ ساله اخیر دیده نمی شود.»

از منظر او «الگوها در بخش نقاشی خیلی قدیمی ساخته شده و توسط سیستم گذشته پایه ریزی شده اند، اما سابقه گرافیک در ایران بیشتر از ۳۰ سال نیست، چیزی از گذشته وجود ندارد که گرافیست ها از آن تقلید کنند، بنابراین دائماً در حال تجربیات جدید هستند و مطابق با نیازهای جامعه کار می کنند و از ویژگی های ممتاز این عرصه در ایران شرکت فعال جوانان است.»جلال شباهنگی آینده روشنی را برای گرافیک ایران متصور است و می گوید: «من به آینده روشن برای گرافیک ایران امیدوارم. زیرا اساتید بسیار مجربی در این زمینه کار می کنند که بسیار حرفه ای هستند. حرکت این افراد که دائماً در حال کار هستند، زمینه تأثیرگذاری برای نسل جوان ایجاد می کند که نسل جوان می تواند به این زمینه رجوع کند و بیاموزد که در نقاشی متأسفانه چنین چیزی وجود ندارد. نقاش باید با الگوهای امروز کار کند که کمتر در اختیارش است.»

از نظر جلال شباهنگی ضعف عمده ای که در کلاس های آموزش نقاشی در سطوح مختلف آکادمیک و غیرآکادمیک موج می زند این است که «فردی که مسؤولیت آموزش بر عهده اش است، بنیانگذار یک سبک و تئوری خاص نقاشی نیست و اغلب مسائلی را تکرار می کند که گذشتگان بسیار بهتر انجام داده اند. او می گوید: «البته من این موضوع را به همه تعمیم نمی دهم، هستند افرادی در نسل جوان که خوب کار می کنند، اما در مقام مقایسه ، در بخش گرافیک، بخصوص دوسالانه های اخیر بسیار پربار و فعال و امیدوارکننده هستند و اینکه در کنار هر دو سالانه از یک نقاش یا مجسمه ساز یا هنرمند گرافیست و غیرگرافیست تجلیل کند به نظرم حرکت بسیار خوبی است. چون ارزش نهادن به کسی که در زمینه دیگری غیر از گرافیک فعالیت می کند نشان دهنده ارزش قائل شدن گرافیست ها برای سایر مقوله های هنر است.»

او به همین علت در دوسالانه گرافیکی که در سال ۱۳۸۱ برگزار شد پیشنهاد «همکار و دوست خوبش مرتضی ممیز» را برای تجلیل از او و آثارش پذیرفت. پذیرفت چون «حس کردم که کارهای من هم در بخش هایی بسیار نزدیک به گرافیک است». اگرچه ما گرافیک را یک هنر کاربردی می دانیم اما جلال شباهنگی می گوید: « من مسأله ساده اندیشیدن ، ساده کارکردن و تخیل کردن را ویژگی اساسی گرافیک می دانم و کار من به علت همین ویژگی ها وجه اشتراکی باگرافیک دارد.»

شباهنگی از دیگر دلایل اصلی رونق گرافیک در ایران را ورود کامپیوتر به عنوان یک ابزار جدید در این رشته می داند اما می گوید: « من هرگز در کلاس های خودم اجازه نمی دهم دانشجو از کامپیوتر استفاده کند. » گرچه اوبه اهمیت کامپیوتر در رشد هنر گرافیک در ایران و جهان اعتقاد دارد اما معتقد است :«باید قبل از هرچیز راه درست استفاده کردن از کامپیوتر را پیدا کرد.»

دراین باره می گوید:«ما وقتی در باره تکنیک ها صحبت می کنیم ، فکر می کنیم تکنیک ها ابزار هستند. مثل مداد، کامپیوتر و ... اما من معتقدم تکنیک مغز انسان است. همه ما وسایل را می شناسیم، اما همگی به طور یکسان از آنها استفاده نمی کنیم، مغز است که نحوه استفاده از آنها را تعیین می کند . به همین دلیل فکر می کنم در دوره کارشناسی نباید از کامپیوتر استفاده کرد. چون وسیله گران قیمتی است. قدرت دست و تخیل را کم می کند. اما در رده های بالاتر و برای افراد حرفه ای ضروری است. وسایل تکنیکی زیاد شده است اما شاخص یک هنرمند استفاده از دو مشخصه است. تکنیک و قوه ادراک .»

شباهنگی معتقد است که تکنیک به راحتی با آموزش و تمرین به دست می آید. و دانستن آن ضروری است اما بخش ادراک بسیار پیچیده است . می گوید: « شما باید عناصر هنری را به صورتی کنار هم قرار دهید که به یک نتیجه مطلوب برسید و نهایتاً یک نگاه صحیح و درست داشته باشید. بنابراین من در بعضی دوره ها موافق نیستم که دانشجو از این ابزار استفاده کند. در این دوره باید یاد بگیرد که درست فکر کند ، خوب ببیند و خوب کار کند. بعد از اینکه مهارت کافی پیدا کرد وبرای پیاده کردن یک موضوع اعتماد به نفس کافی به دست آورد، اجازه دارد از این وسایل استفاده کند.»

با این همه جلال شباهنگی در مورد نقاشی و استفاده این هنر از ابزاری چون کامپیوتر نظر متفاوتی دارد. او می گوید: «در نقاشی متأسفانه جنبه استفاده از کامپیوتر بسیار ضعیف است. هنوز دانشجو گمان می کند که فقط باید با رنگ روغن روی بوم کار کرد، اما هنوز استفاده از ابزارهای مختلف و تکنیک های جدید رنگی را نمی داند و خودش را محدود به یک ابزار خاص کرده است. در حالی که بسیاری از نقاشان دنیا از ابزارهای جدید استفاده می کنند، نقاشی های کامپیوتری می کشند، نقاش ها باید از وسایل جدید استفاده کنند. ما فکر می کنیم استفاده از کامپیوتر یا ابزارهای مکانیکی منحصر به رشته گرافیک است زیرا که رشته های مختلف هنر را از یکدیگر و از سایر علوم تفکیک کرده ایم. هنر تکاپو و جست وجو کردن است. خلاقیت زدن دو شاخه به پریز خورشید است و خورشید همان مغز است. برجسته ترین و درخشان ترین بخش وجود ما مغز است که اگر درست به کار گرفته شود حتماً بازتابی نورانی خواهد داشت. باید دانشجو را در این زمینه تقویت کرد. من خیلی به زیاد کارکردن معتقد نیستم . فرصت برای کارکردن بسیار است در دانشکده ها اساتید باید به دانشجو آگاهی بدهند. ذهنشان را روشن کنند تا دید درستی در رابطه با مقوله هنر داشته باشند. به اکثر کارهای گرافیکی که نگاه می کنیم می بینیم که آن هویت هنری لازم را ندارد.»

جلال شباهنگی مهمترین دغدغه اش امروزه شاید همان کم بضاعتی فنی و علمی میان دانشجویان است. گرچه او کمبود مطالعه و نداشتن عمق در آثار عرضه شده از سوی دانشجویان را معلول می داند و نه علت و دراین باره می گوید:« مسأله اصلی استاد است نه دانشجو. اگر دانشجو فرصت مطالعه ندارد و یا مطالعه نمی کند، اساتید باید مطالعه کنند، باید با دانشجویان صحبت کرد، صحبتی که پشتوانه علمی - هنری داشته باشد. کلاس های مبانی بسیار پرکار و خسته کننده هستند، کمتر به صورت تحلیلی با عناصر هنری برخورد می شود و این ناشی از ضعف بیانی اساتید است.»

شباهنگی معتقد است که هنرمند نباید خودش را از اجتماع جدا کند. او می گوید: هر هنرمند یک مسؤولیتی در قبال جامعه دارد، باید خودش را وارد جامعه کرده و ارتباط برقرار کند اما بیشتر هنرمندان انحصاری فکر می کنند. نقاش برای خودش کار می کند، شاید بسیار عاشقانه کار می کند، اما این انحصاری عمل کردن او را از جامعه جدا می کند. علت اینکه گرافیک از جامعه جدا نیست این است که با مخاطبش متناسب با موقعیتش صحبت می کند با طبقات مختلف فرهنگی اجتماعی برخورد دارد، خواسته ها و نیازهایشان را می شناسد و در رابطه با این نیازها خود را مکلف می کند.»

جلال شباهنگی چون همنسلانش از پیشروترین های عرصه هنر نقاشی و گرافیک دوران معاصر بود. نسلی که رفته رفته خاموش می شود . باید بیش از این ها قدر چنین کسانی را دانست. هرچه باشد آنها نسل طلایی روزگار هنری ما هستند. روزگاری که ایام کم رونقی خود را تجربه می کند.

بد نیست در پایان این نوشته نگاهی به نمایشگاههای او از گذشته تا کنون داشته باشیم:
▪ آمریکا ، کالیفرنیا ، سال ،۱۳۴۹ مکان : دانشگاه برکلی
▪ تهران ، ۱۳۵۱ ،گالری قندریز
▪ تهران ، سال ،۱۳۵۳ مکان : گالری زروان
▪ آمریکا ، کالیفرنیا، سال ،۱۳۵۴ مکان : دانشگاه سن خوزه
▪ آمریکا، کالیفرنیا، سال ۱۳۵۴ ، مکان : دانشگاه وست ولی ساراتگو
▪ آمریکا، کالیفرنیا، سال ،۱۳۵۵ مکان : موزه هنر تریتون
▪ تهران ، سال ،۱۳۵۶ مکان : گالری لیتو
▪ تهران ، سال۱۳۵۷ ، مکان : دانشگاه تهران
▪ تهران ، سال۱۳۶۲ ، مکان : گالری سیحون
▪ تهران ، سال۱۳۶۳ ، مکان : موزه هنرهای معاصر
▪ تهران ، سال۱۳۶۵ ، مکان : گالری سبز
▪ تهران ، سال۱۳۶۸ ، مکان : گالری گلستان
▪ تهران ، سال ۱۳۶۹ ، مکان : موزه هنرهای معاصر
▪ تهران، سال ۱۳۷۰ ، مکان : گالری شهرداری
▪ تهران، سال،۱۳۷۰ مکان : اولین بی ینال نقاشان ایرانی، موزه هنرهای معاصر
▪ تهران، سال ۱۳۷۱ ، مکان : موزه هنرهای معاصر
▪ تهران، سال ۱۳۷۲ ، مکان : موزه هنرهای معاصر
▪ تهران، سال ۱۳۷۶ ، مکان : موزه هنرهای معاصر
▪ تهران، سال ۱۳۷۷ ، مکان : موزه هنرهای معاصر
▪ تهران، سال ۱۳۷۸ ، مکان : شهر روم
▪ تهران، سال ،۱۳۷۸ مکان : گالری فرامرز
▪ عربستان ، سال ،۱۳۷۸ مکان : شهر ریاض
▪ تهران، سال ،۱۳۷۸ مکان: گالری سعدآباد
▪ تهران، سال ،۱۳۷۲ مکان: گالری گلستان
▪تهران، سال ،۱۳۷۳ مکان : گالری سیحون
▪تهران، سال ،۱۳۷۵ مکان: گالری بوشهری
▪ تهران، سال ،۱۳۷۷ مکان : دانشگاه تهران
دریافت از اشتراک مجله

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha