نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ جمعه ۱۹ آذر
اِجُّمعَة ٩ ربيع الاول ١٤٣٨
Friday, December 09, 2016
کد : 671-36939      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ پنج شنبه ۲۱ فروردين   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ پنج شنبه ۲۱ فروردين    تعداد بازدید : 64

اختلالات رفتاری (1)

اصطلاح اختلالات رفتاری، بدون آنكه تعریف شود، تقریبا 85 سال پیش، وارد فرهنگ علم روان‌شناسی شده است

 اصطلاح اختلالات رفتاری، بدون آنكه تعریف شود، تقریبا 85 سال پیش، وارد فرهنگ علم روان‌شناسی شده است

. از آن هنگام معلمان، پزشكان، روان‌شناسان و افراد دیگری كه با مشكلات هیجانی و رفتاری كودكان در ارتباط هستند از این اصطلاح برای بیان مقصود خویش استفاده كرد‌ه‌اند. اما تعریف واحدی كه مورد پذیرش همگان باشد، ارائه نشده است.

ردز و پال، معتقدند كه تعریف اختلال رفتاری به لحاظ انفجار ایده‌ها و تعدد نظرات فراوانی كه توسط متخصصین رشته‌های گوناگون علوم انسانی در این مورد مطرح می‌باشد، روشنی و صراحت خود را از دست داده است.

بیت، كودك با اختلالات رفتاری را كودكی می‌داند كه رفتارهایش به اندازه‌ای نامناسب است كه شركت او در كلاس درس، باعث از هم گسیختن حواس یا آشفتگی ذهنی سایر همكلاسان باشد و نیز فشاری بیش از حد به معلم وارد كند.

كرك، رفتاری را انحرافی یا هنجاری می‌داند كه ضمن نامتناسب بودن با سن فرد، شدید، مزمن یا مداوم باشد و گستره آن شامل رفتارهای بیش‌فعالی و پرخاشگرانه تا رفتارهای گوشه‌گیرانه است.

ویژگی‌ این‌گونه رفتارها این است كه اولا تاثیر منفی بر فرایند رشد و انطباق مناسب كودك با محیط دارد، ثانیا مزاحمت برای زندگی دیگران و استفاده آنان از شرایط به‌ وجود می‌آورد.[1]

وود، معتقد است كه تعریف یك رفتار دشوار و اعمالی كه از آن تعریف ناشی می‌شود باید 4 عامل را دربرگیرد:

· عامل مزاحم: چه چیز و یا چه كسی عامل این مسأله است؟

· عامل رفتار دشوار:‌ رفتار دشوار چگونه تعریف می‌شود؟

· عامل محیطی: در چه موقعیتی مشكل رفتاری رخ می‌دهد؟

· عامل مورد زحمت:‌ چه كسی رفتار را مشكل تلقی می‌كند؟

قانون آموزش و پرورش برای تمام كودكان معلول، اصطلاح "آشفتگی عاطفی جدی" را پیشنهاد كرده و آن را چنین تعریف می‌كند

: این اصطلاح به معنای حالتی است كه در آن كودك، خصوصیاتی را در مدتی طولانی و با درجه‌ای شدید از خود نشان می‌دهد. به‌طوری كه آن رفتار تأثیر ناگواری بر پیشرفت تحصیلی او باقی می‌گذارد.

این خصوصیات عبارتنداز:

· ناتوانی در یادگیری در صورتی كه نتوان آن را معلول عوامل هوشی، حسی و یا بهداشتی دانست.

· ناتوانی در ایجاد ارتباطی رضایت‌بخش با همسالان و معلمان

· رفتار یا احساساتی نامتناسب در موقعیت‌های طبیعی و عادی

· نشان دادن ناشادی و یا افسردگی مداوم

· گرایش به نشان دادن علایم جسمانی و یا ترس در رابطه با مسائل شخصی و یا درسی.[2]

نكته مهم در تعاریف اختلالات رفتاری، تعریفی از رفتار و بهنجاری و نابهنجاری آن است

. منظور از رفتار به‌گونه‌ای كه در روان‌‌شناسی تعریف شده آن دسته از حالات، عادات، اعمال و گفتار است كه همواره قابل‌مشاهده، اندازه‌گیری، ارزیابی و بررسی و پیش‌بینی باشد.

 اما تمییز مفهوم نابهنجار از بهنجار كار دشواری است اگرچه ملاك‌های متعددی برای این تمییز مطرح ‌شده، ولی كافی نیستند.

در واقع می‌توان گفت كه بهنجاری و نابهنجاری روی یك پیوستار قرار دارند و همین امر است كه تمایز روشن بین این دو مقوله را دشوار می‌سازد. نابهنجاری، همان بهنجاری است

اما دچار افراط یا تفریط شده است. با وجود مسائل مطرح‌شده، معیارهایی وجود دارد

كه اگرچه ناكافی هستند ولی به این تمایز كمك می‌كنند. یكی از ملا‌ك‌ها این است كه آیا رفتار باعث درد و رنج می‌شود یا خیر

. معمولا رفتار نابهنجار باعث ناشادی افراد می‌شود. ملاك دیگر این است كه بررسی شود یك رفتار تا چه حد ناسازگارانه است، به این معنا كه آیا این رفتار با بهروزی فرد و جامعه تداخل می‌كند یا خیر.

ملاك سوم، بررسی این وضعیت است كه آیا رفتار بر اساس زمان و مكان قابل توجیه عقلانی است یا خیر. ملاك چهارم، بررسی میزان كنترلی است كه فرد بر رفتارش دارد

. معمولا رفتارهای نابهنجار در كنترل و احاطه فرد قرار ندارند. ملاك بررسی این موضوع این است كه آیا رفتار حاضر، از جمله‌ رفتارهایی است كه با قراردادهای اجتماعی(هنجار اجتماعی) در تضاد است

و این رفتار توسط گروه اقلیت یا اكثریت مورد توجه است یا نه. رفتارهایی كه با ارزش‌های جامعه تطابق ندارند و توسط اقلیتی از جامعه بروز می‌كنند، می‌توانند نابهنجار تلقی شوند. 

همچنین در تعریف اختلال رفتاری باید به میزان، شدت، طول مدت، سن و موقعیتی كه رفتار در آن بروز می‌كند توجه داشت. 

میزان:‌ به این نكته كه رفتار در یك دوره زمانی چقدر رخ می‌دهد،‌ اشاره دارد.

گاهی بیشتر كودكان بدون اجازه از جای خود بلند می‌شوند، كتك‌كاری می‌كنند اما كودكی كه هر روز نزاع می‌كند یا هر دو دقیقه از جایش برمی‌خیزد، میزان بالا و غیرعادی از این‌گونه رفتارها را نشان می‌دهد.

شدت: به نیرومندی یا بزرگی رفتار اشاره دارد. برای مثال چنانچه كودكی به خاطر ناكام شدن در رسیدن به هدف با مشت بر روی میز بزند،

ممكن است ضربه‌ای كه به میز می‌زند به گونه‌ای باشد كه سر و صدای زیادی ایجاد كند و یا اینكه به قدری شدید باشد كه به دست یا میز آسیب وارد كند

. مورد اول پاسخی عادی در نظر گرفته می‌شود، اما مورد دوم رفتار شدید‌تر به عنوان واكنشی غیرعادی تلقی می‌گردد. 

طول مدت: مقدار زمانی است كه یك رفتار دوام یابد. هر كودكی ممكن است گاهی به دلیل آسیب دیدن احساساتش بهانه‌گیری و گریه و زاری كند. اما قشقرق و گریه و زاری كه یك ساعت یا دو ساعت ادامه می‌یابد با طغیان ده دقیقه‌ای كاملا متفاوت است.

تناسب سنی: رفتارهای متناسب با سن به این واقعیت اشاره دارند كه برخی از رفتارها در كودكان سنین معین، كاملا بهنجار است

اما همان رفتارها اگر به سنین بعدی ادامه یابند یا اینكه قبل از سن مورد انتظار بروز كنند، می‌تواند مشكل‌ساز و نابهنجار تلقی شوند.

مثلا ترسیدن از هیولا در خانه و چسبیدن به والدین رفتارهایی هستند كه اگر از سوی كودكان 5 یا 6 ساله دیده شوند متناسب با سن هستند اما اگر در سنین بالاتر مشاهده شوند، غیرطبیعی تلقی می‌شوند. 

البته نكته مهمی كه باید به خاطر سپرد این است كه وجود دوره واحدی از آنچه نابهنجار به نظر می‌رسد،

به معنی وجود آشفتگی و اختلال رفتاری در كودك نیست. حوادثی كه در زندگی كودك رخ می‌دهند،

همین‌طور فشارها و تغییرات بشری او می‌توانند منجر به بروز مشكل رفتاری شده یا باعث شوند او چندین هفته رفتارهای جدید و مشكل رفتاری نشان دهد.

رفتارهایی نابهنجار در نظر گرفته می‌شود كه چندین ماه ادامه پیدا كند و علت قابل شناسایی بلافاصله نداشته باشند مثل جدایی والدین، مرگ یكی از بستگان و ... .[3] 

با توجه به مطالب یاد شده شاید بتوان اختلالات رفتاری را این چنین تعریف كرد:

 رفتارهای گوناگون افراطی، مزمن، انحرافی كه گستره آن شامل اعمال تهاجمی یا برانگیختگی ناگهانی، ‌اعمال افسرده‌گونه و گوشه‌گیرانه می‌باشد و بروز آنها به دور از انتظار مشاهده‌كننده است، به‌طوری كه وی آرزوی توقف این‌گونه رفتارها را دارد.[4]

 علل اختلالات رفتاری 

محققین، مشكلات رفتاری را ناشی از علل مختلفی می‌دانند كه مهمترین آنها عبارتند از:

 · اختلالات بیولوژیك(مشكلات ژنتیكی، نورولوژیكی و بیوشیمیایی)

· فضای نامساعد خانوادگی(نظریه رفتاری یادگیری و نظریه روانكاوی)

 · تاثیرات سوء فرهنگی و اجتماعی(نظریه جامعه‌شناسی و بوم‌شناسی) 

· تجربه‌های نامطلوب و شكست‌های پی در پی.[5]

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha