نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ شنبه ۱۳ آذر
اِسَّبِت ٣ ربيع الاول ١٤٣٨
Saturday, December 03, 2016
کد : 671-35714      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ چهارشنبه ۲۰ فروردين   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ چهارشنبه ۲۰ فروردين    تعداد بازدید : 55

دوست داشتن مرگ‏

دوست داشتن مرگ‏

 مطلب مهمى كه بايد دانسته شود حب لقاء الله است؛ يعنى مؤمن نبايد از مرگ بدش بيايد و از آن وحشت داشته باشد، نه آن كه آرزوى مرگ كند، يا (پناه بر خدا) خودكشى نمايد؛ زيرا تا در اين عالم است مى‏تواند از گناهان توبه كند و خود را پاك نمايد و بر خيرات خود بيفزايد بلكه هر وقت خداوند مرگ او را خواست، بايد مرگ را در آن حال نعمت بداند؛ زيرا اگر اهل اطاعت خداست، زودتر به دار ثواب مى‏رسد و از آثار حسنه كردارش بهره‏مند مى‏گردد و اگر گنهكار است، به وسيله مرگ، رشته گنهكارى‏اش گسيخته و استحقاق عقوبتش كمتر مى‏شود.

خلاصه، عاقل بايد مرگ را در وقتى كه خدا بخواهد دوست بدارد؛ چون يگانه وسيله رسيدن به تمام سعادت اوست؛ يعنى خلاصى از دار الغرور و رسيدن به دار السرور و ورود بر بساط حضرت آفريدگار و وصال دوستان حقيقى؛ يعنى حضرت محمد و آل اطهارش (عليهم السلام) و ساير ارواح شريفه اخيار و ابرار است.

و همچنين بايد تأخير مرگ و طول عمر را تا اندازه‏اى كه خدا خواهد دوست بدارد، براى اين كه بيشتر بتواند براى اين سفر مبارك و طولانى تدارك ببيند.

 مذموم بودن علاقه‏مندى به دنيا عقلا و شرعا

كراهت از مرگ و دوستى ماندن در دنيا به جهت بهره‏مندى از خوشيهاى آن؛ چنانچه حال اكثر مردم است، غلط و بى‏جاست؛ چه عقلا و چه شرعا.

اما عقلا؛ پس اولا خوشى مطلق در اين عالم يافت نمى‏شود، تا صد مشت در دهنى نزند، لقمه‏اى در آن نمى‏گذارد، كدام خوشى است كه صدها ناخوشى و ناراحتى پس و پيش آن را نگرفته باشد؟ اگر جوانى است، پيرى و ناتوانى، پيش آمد قطعى آن است. اگر سلامتى است كه شرط اساسى هر بهره‏مندى از خوشيهاى اين عالم است، در هر لحظه انواع مرضهاى گوناگون آن را تهديد مى‏كند. اگر مال است كه وسيله به خوشيهاست كه به هزاران ناراحتى به دست مى‏آيد و به هزاران آفت محفوف و همراه است و اگر مقام و منصب است كه با هزاران مزاحمت توأم است و از همه گذشته، تمام آنها در معرض فنا و زوال است.

دل بر جهان مبند كه اين بى‏وفا عروس *** با هيچ كس شبى به محبت به سر نكرد

 دوستى دنيا صفت كفار و سر هر گناه‏

اما شرعا: قرآن مجيد حب دنيا را يكى از صفات كفار دانسته و فرموده: ...رضوا بالحيواة الدنيا و اطمأنوا بها...

يعنى: كفار به زندگى دنيوى دلخوش شدند و به آن قرار گرفتند.

و نيز فرموده: ارضيتم بالحيوه الدنيا من الاخره....

يعنى: آيا به جاى حيات هميشگى آخرت، زندگى فانى دنيوى را پسنديده‏ايد.

و درباره يهود مى‏فرمايد: ...يود أحدهم لو يعمر ألف سنة ...

هر يك از آنها دوست مى‏دارد هزار سال در دنيا عمر كند.

و آيات قرآن مجيد در اين باره زياد و همچنين اخبار و روايات بى‏شمار است.

در اين‏جا حديث مشهور نبوى (صلى الله عليه و آله و سلم) كافى است كه مى‏فرمايد: حب الدنيا رأس كل خطيئة

يعنى: دوستى دنيا سر منشأ تمام گناهان است.

 كراهت از مرگ و گريه بر بستگان‏

از آنچه ذكر شد، دانسته گرديد كه كراهت از مرگ و طلب عمر زياد از جهت دلخوشى به آن و حائل شدن مرگ بين او و آنچه مورد علاقه‏اش است عقلا و شرعا ناپسند است؛ اما اگر كراهت از مرگ و حب دنيا تأخيرش براى اين باشد كه بيشتر تدارك سفر آخرت كند و چون توسط مرگ دفتر اعمال بسته مى‏شود، مايل است ديرتر بميرد تا بيشتر بهره ببرد، بسيار خوب است.

اما ناراحتى و كراهت از مرگ بستگان و دوستان و وحشت و ناراحتى از مرگ ايشان، اگر از جهت مادى باشد غلط و بى‏جاست؛ مثلا گريه كند كه چرا آنها از خوشيهاى اين عالم بريده شده‏اند، يا اين كه خودش از خوشيهاى كه به وسيله او به آنها مى‏رسيد، محروم گرديد، ولى اگر از جهت مفارقت و جدايى باشد، نظير چند همسفر و همخرج كه يكى از آنها جدا شود و زودتر به وطن مألوف برسد قهرا ديگران متأثر مى‏شوند، اگر اين طور باشد، بسيار خوب است، بلكه مستحب است كه براى مؤمن و ابطلاء به مفارقت و دورى او گريه كند، به خصوص در صورتى كه با بودن آن مؤمن، بهتر و بيشتر مى‏توانست تدارك توشه سفر آخرت را ببيند.

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha