نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ جمعه ۱۹ آذر
اِجُّمعَة ٩ ربيع الاول ١٤٣٨
Friday, December 09, 2016
کد : 671-35707      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ چهارشنبه ۲۰ فروردين   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ چهارشنبه ۲۰ فروردين    تعداد بازدید : 62

در مقدمات نماز

و آن بر دو نوع است واجب و مستحب آنچه واجب است طهارت ازاله نجاست ، پوشانيدن عورت مكان نماز، وقت نماز و استقبال به قبله مى باشد.

  آن بر دو نوع است واجب و مستحب آنچه واجب است طهارت ازاله نجاست ، پوشانيدن عورت مكان نماز، وقت نماز و استقبال به قبله مى باشد.

و مستحبات بسيار است مثل مسجد و اذان و اقامه و توجه به ششش ‍ تكبيرات و از براى هر يك از اينها وظايف قلبيه و اسرار خفيه است كه اطلاع بهم مى رسد به آنها، به صفاى باطن و حضور قلب .

و آنچه ذكر كرديم در اين كتاب ، نردبانى است از براى ترقى نمودن بسوى غير اينها و وسيله اى است مستقيم براى ساير دقايق عبادات .

1 - طهارت

پس بگذران به خاطر خود كه تكليف به شستن اطراف ظاهر و بدن و پاكيزه كردن آنها، به جهت آن است كه بفهمند مردمان كه اين اعضاء نسبت به ساير اعضاء، زيادتر مباشر امور دنيا، و در كدورات دنيه آن منهمك مى باشند پس ‍ از اينجا قياس كن كه هرگاه امر به طهارت اعضاى طاهره شده باشد، پاك بودن دل كه محل و موضع نظر رحمت الهى است ضرورتر است به جد و جهد در تطهير. و بيشتر بايد آن را پاك كرد؛ و از كدورت جسمانى و خطرات شيطانى پاك گردانيده شود از براى مناجات پروردگار. چنانچه در خبر وارد شده است : المصلى يناجى ربه شخص نمازگزار، با پروردگار خود راز مى گويد در خبر ديگر آمده است ان الله لاينظر الى صوركم ولكن ينظر الى قلوبكم خداوند وقلبهاى شما ازجهت آنكه قلب ، رئيس ‍ اعظم است از براى اين جوارح ، و مخدوم همه اعضا بدن است ؛ و همه اعضاى بدن خدمه اويند. و امورى كه موجب بعد از جناب اقدس الهى است آن نيز به فرمان دل از اعضا صادر مى شود لهذا اين همه اهتمام در پاك ساختن او از نجاست محرمات و خباثت و خيالات فاسده شده است . تنظيف و تنزيه او با اعمال حسنه و نيتهاى نيكو و اجتناب از افعال رذيله ، سيئه ، بسى لازم است و در امر به تطهير اعضاى ظاهره ، تنبيه واضح است به پاكيزه گردانيدن عضوهاى باطنى ، سيما قلب كه آن مهبط فيوضات الهى و مورد تفضلات نامتناهى است

البته بايد در حين اقبال به عبادت و پرستش جناب اقدس احديت ، التفات از دنيا به قلب و حواس كرد به جهت دريافت سعادت اخروى و به اين معنى در حديث اشاره شده است كه : دنيا و آخرت به مثابه دو زن هوو است كه در عقد يك شوهر باشند، هرچند در استرضاى يكى از آنها، شوهر سعى كند، موجب آزردگى آن ديگرى مى شود و دنيا و آخرت به مثابه مشرق و مغرب است كه هرچند به يكى نزديك شوى ، از آن ديگرى دورتر مى شوى .

و در وضو ساختن امر شده است به شستن صورت ، چون توجه ظاهرى بر او است و از اين جهت امر شده است به تطهير آن از كثافت دنيا و غير آن و چون تو چه باطنى با قلب است پاك گردانيدن آن از ادناس و اخباث ، ركن اعظم طهارت باطنى است ، و بعد از آن امر شده است به شستن دست تا مرفق ، از جهت مباشرت دستها به امور دنيه دنيويه و خواهشهاى طبيعى و بعد از آن امر شده است به مسح سر، ازجهت آنكه در آن است قوه فكر و عقل و حاصل مى شود در او مرادات نفسانى ، و منشاء برانگيختن حواست است بر امور دنيويه كه مانع از توجه به آخرت است و بعد از آن امر شده است به مسح پاها از جهت آنكه آنها آلت وصول به محل مقصود دنيا مى باشند و بعد از بجا آوردن اين اعمال ، جايز است داخل شدن در عبادت ، و متوجه شدن به امور آخرت ، و فوز به سعادت .

و امر شده است در غسل به شستن جميع اعضاء، از جهت آنكه پست ترين حالات نفسانى و نااگوارترين اوقات او از جهت تعلق و تمايل نفسانى همانا حالت مجامعت مى باشد و از اين جهت است كه فرموده است رسول خدا (صلى الله عليه وآله ) ان تحت كل شعرة جنابة همانا زير هر موئى ، اثر جنابت پنهان مى باشد پس در آن وقت كل بدن دور شده است از مرتبه تجردات و فرو رفته است در پست ترين مرتبه لذات دنيه حيوانيه لهذا امر شده است به شستن جميع بدن در وقت غسل و غسل از اهم مطالب شرعيه است به جهت دخول در عبادات شريفه ، و اشتغال به مناجات منيفه ، و دور شدن از قبايح حيوانيه . و چون دل نصيبش ‍ در اين امر، بيشتر از جميع اعضاء بدن است اشتغال به تطهير آن از رذايل و به خاطر توجه به امورى كه مانع است او را از ادراك فضائل ، اولى است از تطهير اعضا ظاهرى در نزد عقلاء

و در تيمم امر كرده شده است به مسح اين اعضاء به خاك در حين تعذر از آب و گذاشتن بهترين اعضاء خود را به خاك در حين تعذر از آب و گذاشتن بهترين اعضا خود در به خاك ، از جهت شكستگى و فروتنى است كه برساند آن اعضاء را به خاك ؛ و بماند اثر خاك در آنها، و در آن وقت در دل بگذراند كه هرگاه پاك نگرداند نفس خود را از اخلاق رذيله سيئه ، مزين نتوان كرد او را به اخلاق جميله حسنه پس بايد بازداشت او را در مقام شكستگى و خوارى و آن سركش را تاءديب نمود به تازيانه مذلت وسر به پيش افكندن و شرمسارى شايد ببخشد او را مولاى رحيم و سيد كريم ، به شرط آنكه در آن حالت او شكسته و متواضع باشد، تا بورزد بر او بوى خوش از جانب نور لامع الهى . زيرا كه او در نزد دلهاى شكسته حاضر است . چنانچه در حديث قدسى آمده است : انا عند المنكسرة قلوبهم و المندرسة قبورهم من پيش دلهاى شكسته بندگان و قبرهاى كهنه شده ايشان هستم پس ترقى كن از اين دلائل و شواهد، به سوى آن چيزى كه سبب اقبال تو باشد به درجات عاليات و موجب تلافى و تدارك از اهمال و اغفال ، در اعمال ، گذشته باشد.

و از جمله اسرار وارده در اين باب ، حديث مروى است از حضرت معصوم صلوات الله عليه اذا اردت الطهارة و الضوء، فتقدم ، الى الماء تقدمك الى رحمة الله ، فان الله تعالى قدجعل الماء مفتاح قربته و مناجاته و دليلا الى بساط خدمته وقتى كه خواستى طهارت يا وضو ساختن را قدم بردار به سوى آب ، مثل قدم برداشتن به سوى رحمت الهى چه آنكه خداوند متعال ، آب را كليد گشودن قرب و مناجات با خود قرار داده ، و آن را وسيله وارد شدن به دستگاه خدمت خود نموده ، همچنان كه رحمت الهى پاك مى گرداند بندگان را، همچنين آب پاك مى گرداند نجاسات ظاهره را، نه غير آب .

قال الله تعالى : و هوالذى يرسل الرياح بشرا بين يدى رحمته و انزلنا من السماء ماء طهورا ، سوره فرقان ، آيه 48، و جعلنا من الماء كل شى ء حى سوره انبيا آيه 30

خداى متعال كسى است كه روانه مى كند باد را در پيش باران رحمت خود (و فرموده ) ما فرد مى آوريم از آسمان آب پاك و پاك كننده را. و در سوره مباركه انبياء مى فرمايد: و قرار داده ايم ما از آب ، حيات هر چيز زنده را.

پس همچنان كه احياء نموده است به آب ، همه چيز را نعمتهاى دنيا را، به فضل و رحمت خود، احياء نموده است دلها را به طاعات . و تفكر نما در صفا و رقت و پاكيزگى و بركت آب و در لطف امتزاج او با همه چيز پس ‍ استعمال نما او را در تطهير اعضائى كه امر فرموده است حق تعالى به تطهير آنها. و به جاى آور فرايض و سنتهاى او را و امزاج كن با بندگان خدا در كمال لطف . و در اين باب ساعى باش كه دلى از تو آزرده نشود، نه آنكه مانند شيطان ، سركشى و خودپسندى كنى و تفوق جوئى بر بنى نوع خود، كه اگر تفوق تو به مال و لباس و بسيارى خدمتكاران است دانسته باش كه هريك از اينها عاريتى است و هيچكدام از اينها را دخلى در ذات تو نيست آيا با خود فكر نمى كنى كه اگر آنها را از تو انتزاع كنند، بى مال ترين مردمان خواهى بود؟ شيطان لعين كه دعواى تفوق بر آدم (عليه السلام ) نمود از جهت اين بود كه مى گفت : اصل خلقت من از آتش و آن جوهر مستعلى است و جبلت خلقت انسان از خاك و طينت او از افتادگى و پستى است چگونه من در پيش او فروتنى و مذلت اختيار كنم . داناى آشكار و نهان ؛ اين خودبينى و خودپسندى را از او نپسنديده ، او را از درجه اعلا عليين به دركه اسفل سافلين ، طرد و زجر فرموده ؛ و به خطاب رجيم و به لعنت ابدى ، او را گرفتار گرداندى و معلوم نيست كه عذر آن كسانى كه همگى از يك خاك و يك طينت و يك اصل موجود شده اند؛ در تفوق و تكبر نمودن به يكديگر چه چيز است حقا كه تمسك جستن به آن عذرهاى سريع الزوال ، غير موجه تر و بدتر از عذر شيطان است .

و در كتاب علل الشرايع ابن شاذان از حضرت امام رضا صلوات الله عليه نقل مى كند كه فرمود: انما امر بالوضوء ليكون العبد طاهرا اذا قام بين يدى الجبار عند مناجاته اياه مطيعا له فيما امره نقيا من الادناس و النجاسة مع ما فيه من ذهاب الكسل و طرد النعاس و النجاسة مع ما فيه من ذهاب الكسل و طرد النعاس ، و تزكية الفواد للقيام بين يدى الجبار، و انما اوجب على الوجه و اليدين و الراس و الرجلين لان العبد اذا قام بين يدى الجبار، فانما ينكشف من جوارحه و يظهر ما وجب فيه الوضوء و ذلك انه بوجهه يسجد و يخضع ، و بيده يساءل و يرغب و يتبتل و براءسه يستقبل فى ركوعه و سجوده و برجليه يقوم و يقعد و امر بالغسل من النجابة دون الخلاء لان الجنابة من نفس الانسان ، و هو شى ء يخرج من جميع جسده ، و الخلاء ليس من نفس الانسان انما هو غذاء يدخل من باب و يخرج من باب

خداوند دستور داده است به وضوء ساختن ، تا آن كه بنده پاك باشد در وقتى كه مى ايستد در برابر پروردگار خود هنگام مناجات با او، و تا فرمانبردار او باشد نسبت به دستورات او، و تا پاك باشد از كثافات و نجاسات علاوه بر آنكه شخص در اثر وضوء از كسالت و پينگى بيرون مى آيد و دل شخص نيز پاك مى شود جهت قيام در برابر خداى جبار. و نكته آنكه دستور داد و لازم فرمود شستن صورت و دو دست و سر و پاها را آن است كه وقتى شخص ‍ در برابر خدا مى ايستد، اين عضوهايش باز و بكار مى باشد چه آنكه به صورت خود سجده و تواضع مى كند و به دستهايش سؤ ال و طلب و درخواست مى نمايد، و با سر خود توجه مى كند به ركوع و سجود؛ و با پاهايش مى ايستد و مى نشيند و علت اينكه براى جنابت غسل ، فرموده و براى خلا رفتن غسل ، نفرموده ، به واسطه آنكه جنابت از نفس انسان سر مى زند و اثر آن از همه بدن پديد مى آيد ولى هنگام خلا رفتن چيزى از نفس ‍ و طبيعت سر نمى زند بلكه اثر همان غذايى مى باشد كه خورده است از محلى داخل شده و از محل ديگرى بيرون مى آيد.

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha