نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ يکشنبه ۲۱ آذر
اِلأَحَّد ١١ ربيع الاول ١٤٣٨
Sunday, December 11, 2016
کد : 671-35702      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ چهارشنبه ۲۰ فروردين   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ چهارشنبه ۲۰ فروردين    تعداد بازدید : 51

مال حلال مخلوط به حرام‏

مال حلال مخلوط به حرام‏

 كتاب خدا در به دست آوردن روزى تأكيد بر مال حلال دارد، زيرا حضرت محبوب آنچه را روزى عبد كرده از حلال است، و حرام هيچ ارتباطى با رزق و روزى و اراده حق ندارد.

حلال از طريق كسب مشروع و زحمت بازو و طرق اسلامى قابل كسب است، به دست آوردن مال از طريق غير شرعى بدون شك حرام است و توبه آن به اين است كه مال به صاحبش برگردد.

در دستورهاى الهى و انبيا و امامان آمده؛ اگر حرامى به دست آورده‏ايد و صاحبش معلوم است، موظف هستيد آن را برگردانيد، اگر مالكش مجهول است از جانب صاحبش در راه حق صدقه بدهيد.

مال حرام و روايات آن‏

رسول خدا صلى الله عليه و آله مى‏فرمايد:

مَنْ كَسَبَ مالًا مِنْ غَيْرِ حِلِّهِ افْقَرَهُ اللَّهُ. «1»

هر كس از راه غير حلال مالى به دست آورد خداوند او را به فقر و ندارى مبتلا مى‏كند.

و نيز فرمود: خداوند فرموده:

مَنْ لَمْ يُبالِ مِنْ اىِّ بابٍ اكْتَسَبَ الدّينارَ وَ الدِّرْهَمَ لَمْ ابالِ يَوْمَ الْقِيامَةِ مِنْ اىِّ ابْوابِ النّارِ ادْخَلْتُهُ. «2»

كسى كه در به دست آوردن مال از هر راهى باك نداشته باشد، من هم در قيامت باك نكنم كه او را از چه درى وارد آتش كنم.

امام على عليه السلام فرمود:

شَرُّ الاْمْوالِ مالَمْ يُخْرَجْ مِنْهُ حَقُّ اللَّهِ سُبْحانَهُ. «3»

بدترين اموال، مالى است كه حق خدا از آن خارج نشده باشد.

و نيز فرمود:

شَرُّ الْمالِ مالَمْ يُنْفَقْ فى سَبيلِ اللَّهِ مِنْهُ وَ لَمْ تُؤَدَّ زَكاتُهُ. «4»

بدترين مال، مالى است كه از آن در راه خدا انفاق نشده باشد، و از پرداخت زكاتش خوددارى كنند.

زكات‏

كسى كه زكات مال نپرداخته بدون شك چون حق هشت طايفه در مال اوست:

فقرا، مساكين، متصديان زكات، آنان كه بايد از آنان تأليف قلب شود، بندگان، قرض داران، راه خدا، بازماندگان از راه، «5» مالش مال مخلوط به حرام است و از اين قبيل است مالى كه خمسش پرداخت نشده يا از رشوه و غصب و ارث ديگران به ناحق در مال اوست، يا از دزدى و كسب حرام به دست آمده تصفيه چنين مالى به بيرون‏ كردن حرام از آن است.

در باب زكات نزديك به سى و چهار آيه در قرآن مجيد آمده، تعداد آيات و تأكيدى كه در آنها بر مسئله زكات شده، و وعده خوفناكى كه نسبت به عذاب مانعان زكات داده شده، همه و همه دليل بر عظمت اين مسئله در اسلام است.

در قرآن مجيد زكات در كنار نماز ذكر شده است و قرآن خواسته بگويد: اهمّيّت زكات كمتر از نماز نيست و نماز بى زكات قابل توجّه نمى‏باشد.

زكات در روايات‏

امام صادق عليه السلام از پدرانش از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت مى‏كند:

كسى كه زكات شتر و گاو و گوسفند به عهده اوست و نپردازد، در قيامت در سرزمينى صاف او را به پا مى‏دارند، در آن وقت هر حيوان صاحب شاخى به او شاخ مى‏زند، و هر گزنده‏اى او را مى‏گزد، و هر سم دارى او را لگدكوب مى‏كند تا حضرت حق از حساب خلق فارغ شود!

و هر كه زكات خرما و جو و گندم و انگور بر عهده اوست و نپرداخته، زمينش را تا طبقه هفتم تا به پا شدن قيامت، قلاده گردن او مى‏كنند. «6» و نيز حضرت صادق عليه السلام از پدرانش از رسول حق صلى الله عليه و آله روايت مى‏كند:

اسْخَى النّاسِ مَنْ ادّى‏ زَكاةَ مالِهِ، وَ ابْخَلُ النّاسِ مَنْ بَخِلَ بِما افْتَرَضَ اللَّهُ عَلَيْهِ. «7»

سخى‏ترين مردم كسى است كه زكات مالش را بپردازد، و بخيل‏ترين آنان كسى است كه از اداى واجب الهى بخل ورزد.

ائمه طاهرين عليهم السلام از رسول اللّه صلى الله عليه و آله روايت مى‏كنند:

بيماران خود رابا صدقه معالجه كنيد، ابواب بلا را با دعا دفع نماييد، اموال خود را با زكات حفظ كنيد، پرنده‏اى صيد نمى‏شود مگر اين‏كه تسبيح حق را ضايع كرده باشد. «8» امام صادق عليه السلام فرمود:

السُّرّاقُ ثَلاثَةٌ: مانِعُ الزَّكاةِ، وَ مُسْتَحِلُّ مُهُورِ النِّساءِ، وَ كَذلِكَ مَنِ اسْتَدانَ وَ لَمْ يَنْوِ قَضاءَهُ. «9»

دزدان سه نفرند: آن كه زكات نمى‏پردازد، آن كه مهر زنان را به خود حلال مى‏داند، آن كه قرض مى‏گيرد و نيّت دارد باز پس ندهد.

حضرت رضا عليه السلام در روايت مهمّى مى‏فرمايد:

خداوند به سه چيز همراه سه چيز امر فرموده: نماز را با زكات امر كرده، پس هر كس نماز بجاى آورد و زكات نپردازد نمازش قبول نمى‏شود. شكر نسبت به خودش را با شكر از پدر و مادر امر نموده، پس هر كس از والدين شكر نكند خدا را شكر نكرده؛ تقوا را با صله رحم دستور داده، پس هر كس صله رحم نكند از خدا پروا نكرده است. «10»

داستانى عجيب از مال حرام‏

على بن ابى حمزه مى‏گويد:

دوستى داشتم كه در دستگاه بنى اميه نويسنده بود، از من خواست از حضرت‏ صادق عليه السلام براى او وقت ملاقات بگيرم، حضرت اجازه داد. چون وارد شد سلام كرد و نشست و عرضه داشت: فدايت شوم، در ادارات بنى اميه نويسنده بودم و از اينرو مال فراوانى به دست آوردم.

حضرت فرمود: اگر بنى اميه كسى را نمى‏يافتند تا در تمام امور به آنان كمك دهد، امر مال و غنيمت و مسئله جنگ و امور سياسى و اجتماعى، قدرت غارت كردن حق ما را نداشتند، اگر مردم آنان را رها مى‏كردند چيزى جز آنچه در دست داشتند، نمى‏يافتند.

جوان عرض كرد: فدايت شوم راهى براى خروج از مال حرام جهت من هست؟

فرمود: اگر راهنمايى كنم مى‏پذيرى؟ عرضه داشت: آرى، فرمود: از آنچه از اين راه به دست آورده‏اى بيرون شو، اگر صاحبان مال را مى‏شناسى به آنان برگردان، اگر نمى‏شناسى از جانب آنان صدقه بده، در اين صورت من بهشت را براى تو ضامنم!

جوان زمانى طولانى سكوت كرد و سر به زير انداخت، سپس گفت: فدايت شوم، انجام دادم.

او با ما به كوفه برگشت، چيزى نبود جز اين‏كه از آن جدا شد حتى از لباس ضرورى بدنش، ما براى او لباس تهيه كرديم و مختصر نفقه‏اى به او مى‏رسانديم.

چيزى نگذشت كه مريض شد، به عيادتش رفتيم، در يكى از عيادت‏ها او را به حال احتضار ديدم، چشم گشود و گفت: اى على بن ابى حمزه! به خدا قسم! امام صادق عليه السلام به عهدش وفا كرد!

اين را گفت و چشم از جهان بست. چون به خدمت امام رسيدم به من نگريست و فرمود: عهدم را نسبت به دوستت وفا كردم، گفتم: فدايت شوم، راست مى‏گويى، او اين مسئله را به وقت مرگش به من خبر داد. «11» در هر صورت از مال حرام به هر صورت كه هست بپرهيزيم، زيرا مال حرام‏ باعث تاريكى باطن و غضب حضرت حق و دور افتادن از رحمت دوست و در بسيارى از مراحل، علت بطلان قطعى واجبات مانند نماز و طواف حج است.

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha