نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ يکشنبه ۲۱ آذر
اِلأَحَّد ١١ ربيع الاول ١٤٣٨
Sunday, December 11, 2016
کد : 615-35265      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ سه شنبه ۱۹ فروردين   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ سه شنبه ۱۹ فروردين    تعداد بازدید : 114

سرپرستی فرزندتان بعد از فوت شما با کیست؟

انسان در زمان حیات خود می‌تواند تصمیماتی برای بعد از حیاتش بگیرد. این تصمیمات در قالب وصیت گرفته می‌شود. اما خود وصیت هم انواع و اقسام مختلفی دارد.

انسان در زمان حیات خود می‌تواند تصمیماتی برای بعد از حیاتش بگیرد. این تصمیمات در قالب وصیت گرفته می‌شود. اما خود وصیت هم انواع و اقسام مختلفی دارد.

یکی از انواع وصیت٬ تعیین شخصی برای انجام اموری بعد از فوت وصیت‌کننده است. مثلا شخصی وصیت می‌کند که فلانی بعد از مرگ من فرزندان صغیر من را نگهداری کند.

به عبارت دیگر می‌توان جانشینی برای بعد از مرگ برای نگهداری فرزندان تعیین کنیم و همه اختیاراتی که خودمان داریم را برای او به میراث بگذاریم.

 این وصیت اگرچه می‌تواند بسیار مفید باشد اما در مقایسه با وصیت تملیکی که در مورد اموال انجام می‌شود ناشناخته است. در قالب بررسی یکی از آرای وحدت رویه دیوان عالی کشور به بررسی این نوع از وصیت می‌پردازیم. 

مهمترین شرط برای تعیین وصی

 یکی از مهمترین شرایط تعیین وصی برای نگهداری فرزندان در ماده 1189 قانون مدنی بیان شده است که بر اساس آن هیچ‌یک از پدر و جد پدری نمی‌توانند با حیات دیگری برای مولی‌علیه خود وصی تعیین کنند.

بنابراین شرط مهم برای تعیین وصی برای فرزند این است که یا پدر در قید حیات باشد یا جد پدری. در صورتی که هر دو زنده باشند هیچکدامشان حق تعیین وصی برای فرزندشان ندارد.

دلیل هم واضح است. در چنین شرایطی هر کدام که فوت شوند دیگری برای نگهداری از فرزند زنده خواهد بود بنابراین نیازی به تعیین وصی نیست. اما اگر یکی از آنها فوت شده باشند دیگری می‌تواند وصی تعیین کند. 

این موضوع در رای وحدت رویه دیوان عالی کشور نیز به صراحت مورد تاکید قرار گرفته است.در سال 1336 وزارت دادگستری طی نامه به دادستان کل با اعلام سوء استنباط از قانون امور حسبی طرح موضوع را در هیأت عمومی دیوان عالی کشور درخواست کرد.

ماجرا از این قرار بود که طبق محتویات پرونده دادگاه شهرستان کرمان٬ وصیت‌نامه عادی غلامرضا رفسنجانی را بدون توجه به مفاد «ماده واحده مربوط به احوال شخصیه ایرانیان غیر شیعه» و بر اثر سوء استنباط از ماده 73 قانون امور حسبی تنفیذ کرده است.

نظر به انطباق مورد با ماده 43 قانون امور حسبی مراتب اعلام می‌شود تا با طرح موضوع در هیأت عمومی دیوان عالی کشور از تصمیمی که اتخاذ خواهد شد این وزارت را مطلع فرمایند.

 بدنبال آن موضوع در هیأت عمومی دیوان عالی کشور طرح شده و چنین رأی داده‌اند: «دادنامه صادره از دادکاه شهرستان کرمان بر تنفیذ وصیتنامه منتسب به غلامرضا رفسنجانی به جهاتی که اشعار می‌گردد حکم قانونی محسوب نمی‌شود.» 

اولین دلیلی که برای نقض رای مورد توجه قرار گرفته است خارج کردن موضوع از شمول قانون رعایت احوال شخصیه ایرانیان غیرشیعه است. در رای وحدت رویه استدلال شده است:

«غلامرضا رفسنجانی با توجه به وصیتنامه مورد تنفیذ در دادگاه طبق حکم مزبور مشمول ماده واحده مصوب 31 تیر ماه 1312 مربوط به احوال ایرانیان غیرشیعه نیست و اینگونه اشخاص با توجه به متن وصیت‌نامه ملزم به پیروی از قوانین و مقررات عمومی جاری کشور ایران می‌باشند

و رسیدگی به این وصیتنامه و اظهار‌نظر درباره آن از طرف دادگاه برخلاف قانون مزبور و به موجب مورد 2 از ماده 559 قانون دادرسی مدنی مخدوش است.» 

احوال شخصیه ایرانیان غیرشیعه 

‌قانون اجازه رعایت احوال شخصیه ایرانیان غیر شیعه در محاکم یکی از قوانینی است که به رعایت حقوق اقلیت‌های دینی پذیرفته شده در قانون اساسی در ایران کمک می‌کند.

بر اساس این قانون «نسبت به احوال شخصیه و حقوق ارثیه و وصیت ایرانیان غیر‌شیعه که مذهب آنان به رسمیت شناخته شده محاکم باید قواعد و‌ عادات مسلمه متداوله در مذهب آنان را رعایت کنند.»

یعنی در ارث و وصیت و احوال شخصیه اقلیت‌های دینی از احکام دین خود تبعیت می‌کنند. البته این قاعده استثناهایی هم دارد. در ادامه ماده واحده این قانون تاکید شده است: «جز در مواردی که مقررات قانون راجع به انتظامات عمومی باشد.» علاوه بر این تاکید شده است:

«در مسایل مربوطه به ارث و وصیت٬ عادات و قواعد مسلمه متداوله در مذهب متوفی» باید رعایت شود. بنابراین اگر یکی از اقلیت‌های دینی اقدام به وصیت کند مطابق با عادات و قواعد مذهب متوفی در مورد وصیت او رفتار می‌شود.

 ممنوعیت تعیین وصی در صورت حیات پدر و جد پدری 

اما استدلال دیگری که در رای وحدت رویه به آن استناد شده است عدم امکان تعیین وصی برای فرزند در صورت حیات همزمان پدر و جد پدری است. در رای وحدت رویه آمده است:

«به موجب ماده 1189 قانون مدنی هیچ یک از پدر و جد پدری نمی‌تواند با حیات دیگری برأی مولی‌علیه خود وصی معین کنند و چون به موجب گواهینامه حصر وراثت٬ زین العابدین پدر غلامرضا موصی متوفی زنده بوده و اثر ندادن به این وصیت‌نامه٬ و وصی و قیم شناختن عباس پسر غلامرضا موصی متوفی بر خلاف ماده 1189 قانون مدنی است و از این جهت هم دادنامه قانونی نمی‌باشد.» بنابراین یکی دیگر از دلایلی که هیات عمومی دیوان عالی کشور رای را قانونی نمی‌داند عدم رعایت شرط مندرج در ماده 1189 قانون مدنی است.

 ماده ۷۳ قانون امور حسبی

 ماده 73 قانون امور حسبی در مقدمه و متن رای وحدت رویه چندبار مورد اشاره قرار گرفته است.

این ماده از قانون امور حسبی می‌گوید: «در صورتی که محجور ولی یا وصی داشته باشد دادستان و دادگاه حق دخالت در اداره امور او ندارند و فقط دادرس بعد از رسیدگی لازم‌می‌تواند وصایت وصی را تصدیق نماید.» در رای وحدت رویه به این ماده اشاره شده است

و مقرر شده است: «ماده 73 قانون امور حسبی در صورت قابل رسیدگی و اظهار‌نظر بودن وصیتنامه دادگاه فقط می‌تواند وصایت وصی را تصدیق کند و تنفیذ وصیتنامه از این جهت هم برخلاف این قانون است.»

این سه استدلال مستندات هیات عمومی دیوان عالی کشور برای نقش رای دادگاه شهرستان کرمان بوده است.

 سایر شرایط تعیین وصی برای فرزند

بنابراین پدر یا جد پدری می‌توانند برای فرزند خود وصی تعیین کنند. این وصی بعد از مرگ آنها امور مربوط به فرزند را برعهده خواهد گرفت. تاکنون دو شرط در خصوص تعیین وصی را بررسی کردیم: 

۱- در صورتی که پدر و جد پدری هر دو در قید حیات باشند نمی‌توانند وصی تعیین کنند. 

۲- ایرانیانی که جزو اقلیت‌های دینی شناخته شده قانون اساسی باشند در مقررات وصیت تابع مذهب خود هستند.

 اما در ادامه به سایر شرایطی که برای تعیین وصی برای فرزند وجود دارد بررسی می‌شود.

- تعیین وصی در انحصار پدر و جد پدری است. بنابراین بر اساس قانون مادر از چنین حقی برخوردار نیست. 

- ولی مسلم نمی‌تواند برای امور مولی‌علیه خود وصی غیر‌مسلم معین کند. 

وظایف وصی 

پدر٬ جد پدری و وصی منصوب از طرف یکی از آنان ولی خاص طفل نامیده می‌شود. این سه اختیارات و وظایف نزدیک به همی دارند و در دسته‌بندی جدای از قیم و امین که سرپرستان قانونی طفل محسوب می‌شوند قرار می‌گیرند.

انتخاب وصی به وسیله پدر و جد پدری انجام می‌شود به طوری که هر یک از پدر و جد پدری بعد از وفات دیگری می‌تواند برای اولاد خود که تحت ولایت او قرار دارند وصی معین کند تا بعد از فوت خود در نگهداری و تربیت آنها مواظبت کرده و اموال آنها را اداره کند.

بنابراین تربیت و نگهداری فرزند جزو وظایف وصی محسوب می‌شود که وظیفه سنگین و مهمی محسوب می‌شود. اگر بار دیگر به مقررات مربوط به وصی از بالا نظاره کنیم عملا با تعیین وصی پدر یا پدربزرگ شخصی را تعیین می‌کند که تربیت و نگهداری فرزندشان بعد از فوتشان برعهده او باشد.

این شخص می‌تواند مادر طفل باشد. ممکن است پدر یا جد پدری به کسی که به‌سمت وصایت معین کرده اختیار تعیین وصی بعد فوت خود را برای مولی‌علیه بدهد. یعنی وصی هم می‌تواند در صورتی که این اختیار به او داده شده باشد برای بعد از فوت خود یک نفر دیگر به عنوان وصی تعیین کند.

پایان وصایت

برای وصایت تاریخ مصرفی وجود دارد و روزی وظایف وصی به پایان می‌رسد. یکی از مواردی که باعث پایان آن می‌شود این است که وقتی طفل کبیر و رشید شد از تحت ولایت خارج می‌شود و اگر بعدا سفیه یا مجنون شود قیمی برای او معین می‌شود.

علاوه بر این ممکن است پایان وصایت به دلیل عملکرد ضعیف وصی باشد. در قانون تاکید شده است که اگر وصی تعیین شده از طرف ولی قهری به نگهداری یا تربیت مولی‌علیه (کسی که ولایت او را برعهده دارد) و یا اداره امور او اقدام نکند یا امتناع از انجام وظایف خود کند٬ منعزل می‌شود.

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha