نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ پنج شنبه ۱۸ آذر
اِلخَميس ٨ ربيع الاول ١٤٣٨
Thursday, December 08, 2016
کد : 615-35255      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ سه شنبه ۱۹ فروردين   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ سه شنبه ۱۹ فروردين    تعداد بازدید : 96

غرب و پديدة خانواده‌هاي تك والدي

يكي از مهمترين تغييرات در دو نسل گذشتة جوامع غربي، پيرامون ازدواج و نهاد خانواده رخ داده است، بـه گـونه‌اي كه رشـد فزاينده رخدادهايي نظير افـزايش طلاق، زنـدگي مشترك بدون ازدواج، تولد فرزندان نامشروع، روابط آزاد جنسي،.... تعداد و انواع خانواده‌هاي تك والدي را درپي بازتعريف خانواده افزايش داده است. روانشناسان و جامعه‌شناسان با گسترش چنين پديده‌اي در غرب، اثرات زندگي در انواع خانواده‌هاي تك والد و خانواده‌هاي دو والد واقعي (مزدوج رسمي) را بر رفتار و وضعيت كودكان بررسي كرده‌اند. نتايج اين تحقيقات تطبيقي حاكي از وجود اختلاف معني‌دار در زمينه رشـد

واژگان كليدي:

خانواده واقعي، خانواده طبيعي، خانواده‌هاي تك والد، خانواده‌هاي دو والد، مادران مجرد، زندگي مشترك بدون ازدواج، طلاق، خانواده مادر سرپرست،‌ والدين، پدران مجرد، غيبت پدر، خانواده سنتي.

در طي دو نسل گذشته بر تعداد بچه‌هايي كه با هر دو والدين خود زندگي نمي‌كنند و همچنين تعداد بچه‌هايي كه حاصل زندگي‌هاي بدون ازدواج هستند، افزوده شده است. درپي اين تغييرات ساختاري در نهاد خانواده، تغييراتي نيز در ساير بخش‌هاي جامعه ايجاد شده است كه حاصل تكه تكه شدن و از هم پاشيدگي خانواده در غرب است. ازدواج و خانواده در ايالات متحده آمريكا در دو نسل گذشته تغييراتي اساسي شامل كاهش ازدواج‌هاي رسمي، افزايش طلاق، زندگي مشترك بدون ازدواج و تولد فرزندان نامشروع و ... داشته است.

در پي اين تغييرات در ساختار و نظام خانواده، نوع جديدي از خانواده، تحت عنوان خانوادة تك والدي در بسياري از جوامع به‌ويژه جوامع صنعتي پديدار شده است كه فرزند يـا فرزندان در ايـن خانواده‌ها بـا يكي از والدين خود زندگي مي‏كنند. اين نوع خانواده همچنين نتيجه روابط جنسي آزاد و بارداري خارج از قالب ازدواج مي‌باشد. فرزنداني كه بدين گونه متولد مي‏شوند، نسبت بالايي را به خود اختصاص داده‌اند. محققان بيان مي‌كنند جوامع صنعتي به لحاظ ساختار خاص اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي، بيش از جـوامع غيـر صنعتي بـا ايـن مشـكل مـواجـه هستنـد. بـر اسـاس تحقيقات، در سـال 1995-1994، حدود 22 درصد از كودكان انگليسي، در خانواده‏هاي تك‌والدي به سر مي‌بردند. اين درحالي است كه در سال 1972 اين شاخص حدود 7 درصد بوده است. در سال 1970 تعداد خانواده‌هاي تك والد داراي فرزندان زير 18 سال، بالغ بر 8/3ميليون خانواده بود كه تا سال 1990 اين تعداد به بيش از دو برابر يعني 7/9 ميليون خانواده رسيد. در واقع براي نخستين بار در طول تاريخ، تعداد خانواده‌هاي تك والدي ناشي از فوت يكي از والدين، از ساير انواع خانواده‌هاي تك والدي كمتر شد و تعداد كـودكان خانواده‌هاي تك والدي ناشي از طلاق والدين و مادران مجـرد بيشتر گرديد؛ به‌طوري كه 4/1 كودكان خانواده‌هاي تك‌والد، از ميـان مادران ازدواج نكرده‌ و دختـران نوجوان بودند و 40 درصد ديگر از بچه‌هاي زير هجده سال، تجربه اضمحلال خانواده را داشتند.

تعريف و انواع خانواده‌هاي تك والدي

از ديرباز مفهوم خانواده متشكل از زن و مردي بوده كه با ازدواج رسمي داراي فرزند يا فرزنداني بوده‌اند. در برابر اين نوع از خانواده، گاه خانواده‌اي نيز ايجاد مي‌شود كه يكي از والدين، فوت شده يا طلاق رخ داده و فرزند يا فرزندان، در خانواده‌هاي ناقص يا تك والدي زندگي مي‌كنند.

امروزه انواع مختلفي از خانواده‌هاي تك والدي در غرب ايجاد شده است اما در اين نوشتار خانواده تك والدي ناشي از طلاق، فوت و بارداري خارج از چارچوب خانواده (والدين مجرد) بحث شده است.

خانواده‌هاي تك والد و اثرات آن بر كودكان
- اثرات اقتصادي

اكثر تحقيقاتي كه در موضوع خانواده‌هاي تك والدي است، بر تأثيرات منفي عدم حضور پدر تأكيد مي‌كند و بيشتر در مورد پيامدهاي منفي وضعيت نامطلوب اقتصادي بر روي كودكاني است كه دور از پدرشان زندگي مي‌كنند. اين تحقيقات تأكيد مي‏كند كه بايد مطالعات تطبيقي در مورد تأثير زندگي فقيرانه بر روي خانواده‌هاي تك والد و خانواده‌هاي دو والد انجام شود. پژوهشگران معتقدند كه زيان فقدان پدر درخانواده‏هاي تك والدي كه زن سرپرست آن است، تنها از دست دادن درآمد مرد نيست. پدراني كه همسرشان را طلاق داده‌اند، از تأمين معاش فرزندان خود دست مي‌كشند و مادران را وامي‌دارند تا تمام بار مالي خانواده، اعم از خود و فرزندان را برعهده بگيرند، در نتيجه فشار اقتصادي باعث مي‏شود كه اين مادران فرصت كمتري براي مراقبت از كودكان خود داشته باشند. (Sylia Ann Hewltt, 1986)

اغلب كودكاني كه در خانواده‌هاي مادر سرپرست زندگي مي‌كنند، ناگزيرند كه به لحاظ عدم حضور پدر، با چالش‌هاي مالي و درگيري‏هاي آن مواجه شوند. اين‌گونه كودكان (به ويژه كودكان طلاق)، غالباً اُفت از زندگي نرمال و استاندارد يا درگيري با فقر شديد را (خصوصاً كودكان غير سفيد پوست) تجربه مي‌كنند. آنها اغلب از قدرت بيان ضعيف، دسترسي محدود به‌تحصيلات و بارداري زودرس رنج مي‌برند، اين شرايط نتيجه فقدان درآمد كافي و همچنين عدم حضور پدر در خانواده است.

مك لويد[1] (1990) علت وجود شرايط نامناسب زندگي را در بين خانواده‌هاي تك والدي (مادر سرپرست) بدان جهت مي‌داند كه نان‌آور جديد خانواده، با تبعيض نژادي و يا تبعيض جنسيتي روبرو است كه موجب عدم اشتغال تمام وقت يا بيكاري وي مي‌شود. مادران خانواده‌هاي تك‌والد در آمريكا، از بالاترين درجه تنگدستي رنج مي‌برند و مادران مجرد آفريقايي- آمريكايي دو برابر مادران مجرد سفيدپوست، فقير هستند. (Ibid)

مطابق آمار، تقريباً 60 درصد از كودكان آمريكايي در خانواده‌هايي زندگي مي‌كنند كه فقط مادران در آن حضور دارند؛ همين موضوع سبب درگيري آنها با فقر است، در حالي كه فقط 11 درصد از خانواده‌هاي دو والد واقعي در فقر بسر مي‌برند، جالب آن كه ميزان فقر در خانواده‌هاي تك والدي آفريقايي- آمريكايي بالاتر است، به حدي كه از هر 3 كودك خانواده‌هاي تك والد، 2 كودك در فقر مطلق بسر مي‏برد و معضلات اقتصادي يـكي از مهمتـرين مشكلات و پريشـاني‌هاي يـك والد تـنهاست. فشارهاي ديرينه ناشي از فقر، به همراه حجم بالاي وظايفي كه مدام اضافه مي‌شود، موجب آسيب‌پذيري و استرس در زندگي جديد مي‌گردد. مادران مجرد، غالباً سيكلي از نااميدي و يأس را براي خود و فرزندانشان تجربه مي‌كنند.

 آنها غالباً ‌بسيار جوان و بي‌تجربه هستند و معمولاً فرصت و شانس كافي نداشته‌اند تـا تحصيلات معمولي و رسـمي خـود را كـامل كننـد. ايـن مـادران بـه جهت نداشتن مهارت‌هاي شغلي كافي، بيشتر احتمال دارد كه در فقر بسر برند و در مشاغل كم درآمد مشغول به كار شوند.

اشتغال به كار در خارج از خانه به جهت غيبت پدر، مشكلات بيشتري را به لحاظ امنيت و مراقبت از كودك به دنبال دارد. افزايش سه برابري چنين خانواده‌هايي در انگلستان در طي 20 سال اخير، حاكي از بحران خانواده، مشكلات نسل جديد، بدتر شدن وضعيت كودكان و نظاير آنها مي‏باشد. اين بحران در قرن 21 در حال نفوذ و رسوخ به ساير جوامع مي‏باشد. (Ibid)

- اثرات تربيتي

زماني كه سرپرست خانواده، مجرد، فقير و شاغل است، غالباً براي انتخاب ميان كيفيت تربيت كودكان دچار مشكل مي‌شود. اغلب مشاغلي كه درآمد كافي دارند، مستلزم صرف وقت به مدت طولاني و يا صرف ساعات غير معمول براي كار هستند و اين شرايط، براي اكثر والدين تنها، بدين معناست كه آنها به عنوان سرپرست خانواده، كمتر مي‌توانند از تجربيات و آموزش‌هاي تربيتي بهره گيرند، زيرا به ميزان طولاني كار مي‌كنند و يا از بچه‌هاي زيادي مراقبت مي‌نمايند. (Ibid)

مادراني كه به تازگي بيوه شده‌اند، ضمن اينكه براي فقدان شريك و يار زندگي خود بسيار غمگين هستند، مجبورند وظائف و مسئوليت‌هاي خانه‌داري را نيز انجام دهند. اين تعديل و تنظيم وظائف ممكن است ماهها و يا سال‌ها طول بكشد تا اينكه آنان بتوانند از عهدة مشكلات اقتصادي خويش برآيند و همچنين همزمان نقش دلداري و تسلي بخشيدن به فرزندان را ايفا كنند.

مادران مجرد نيز، بدون حمايت بستگان مخصوصاً والدين خـود، مسئوليت بيشتـري در تهيه مهدكودك مناسب براي كودكان خود دارند. آنها همچنين مشكلاتي را در تحمل فشارهاي احساساتي از قبيل شرمندگي و تنهايي دارند. بعضي از آنان حضور فرزند را مانع يافتن همسر مناسب مي‌دانند. البته كودكان نيز هر چقدر كه بزرگتر مي‌شوند، با سؤالاتي در مورد سرگذشت خود و نيازشان به حضور پدر، مادران را به ستوه مي‌آورند.

پروفسور ديويد پاپ‌نو[2] از دانشگاه رات گرز[3](امريكا) در طي سه دهه كار به عنوان متخصص علوم اجتماعي، بيان مي‏كند كه اكنون عوامل كمّي را به عنوان ساير مدارك در كنار اين امر مسلم و بديهي مي‏داند كه داشتن خانواده‌اي با پدر و مادر اصلي، بهترين حالت زندگي براي كودكان است و خانوادة تك والدي و خانواده‌هايي كه پدر يا مادرخوانده دارند، حالت مناسبي نيست. اگر ديدگاههاي كنوني درباره ساختار خانواده، فقط منوط بر دلائل و مدارك علمي باشد، آنگاه منازعه ديدگاههاي رايج در جامعه، درباره خانواده، نمي‌تواند در مرحلة نخست قرار گيرد. در حقيقت مدارك به طور صريح بيان مي‌كند كه «خانوادة‌ سنتي (دو والد مزدوج رسمي)» نه فقط «تنها واحد با دوام جامعه» مي‌باشد، بلكه بادوام‌ترين واحد است. مهمترين شواهد، ‌تحقيقاتي است كه در كشور سوئد انجام شده است. يك گروه به عنوان نمونه، شامل بيش از 65 هزار كودك با خانوادة تك والد و يك گروه حدود يك ميليون كودك با خانوادة دو والد واقعي، در طول يك دهه مورد مطالعه قرار گرفتند، اين تحقيقات نشان داد عليرغم آنكه تعداد اين دو گروه نامساوي بود، ليكن ميزان انجام رفتارهاي بسيار بد، در بين فرزندان خانواده‌هاي تك‌والدي، از فرزندان گروه دوم بيشتر است. همچنين افزايش ميزان بروز بيماري‌هاي رواني، خودكشي يا اقدام به‌خودكشي، آسيب‌رساني و اعتياد در بين كودكان خانواده‌هاي تك‌والدي بيشتر است.

مك لاناهان و سندفور[4] (1994) دريافتند كـه ميـزان بيكاري جـواني كه در خانـوادة‌ تك‌والدي رشد كرده، بيشتر از جواني است كه در خانواده دو والديني بزرگ شده است.

همچنين فرزنداني كه از ميان خانواده‌هاي تك والدي هستند، بيشتر از ديگران تمايل دارند كه در سنين بين 13 تا 19 سالگي (با ازدواج و يا بدون ازدواج) در موقعيت پدر يا مادري باشند و اين ميزان تـقريباً بـراي دختـراني كـه پس از سـال 1935 در خانوادة تك والدي بـه دنيا آمده‌اند، دو برابر است.

مك لاناهان و بيومپس[5](1988) بيان داشتند كه اغلب دختران خانواده‌هاي تك‏والدي (به‌ويژه خانواده‌هاي مادر سرپرست) تمايل دارند كه زودتر ازدواج كنند و هر چه زودتر بچه‌دار شوند، همچنين احتمال طلاق، ازدواج مجدد و زايمان خارج از چارچوب ازدواج در بين آنها بيشتر است. اين تأثيرات بر روي دختران سفيد پوست بيشتر مي‌باشد.

مك لاناهان و سندفور (1994) در يك پژوهش علمي دو گروه از دانش‏آموزان سال دوم تحصيلي را از بين خانواده‌هاي از هم پاشيده و خانواده‌هاي داراي دو والد مقايسه كردند. آنها دريافتند دانش آموزاني كه در خانواده‌هاي ناپايدار زندگي مي‏كنند، نسبت به دانش‌آموزاني كه با پدر و مادر خود زندگي مي‌كنند، از سطح بسيار زياد مشاركت والدين در صحبت كردن و نظارت بر امور برخوردارند. گرچه نتايج مقايسه، در مدت زمان كوتاه (سال دوم دبيرستان) ‌ممكن است گمراه كننده به نظر برسد، اما طلاق در اين سن بحراني، مي‏تواند اثرات مادام‏العمري داشته باشد.

محققان در اين تحقيق دريافتند كه قصور در انجام وظايف والديني نظير مشاركت و رسيدگي ضعيف به امور كودكان در خانواده‌هاي تك والدي، اين نتايج را دربردارد:

50 درصد احتمال مردودي در مدرسـه (كـه ايـن ميـزان با كنترل والدين بر امور تحصيلي فرزندان بين 6-3 درصد است)

20 درصد احتمال بارداري و داشتن فرزند در سنين 13 تا 18 سالگي (كه اين ميزان با كنترل والدين بين 5-4 درصد است)

100 درصد احتمال اخراج از مدرسه يا محل كار (كه اين ميزان با كنترل بين 3-0 درصد است)

‌تحقيقات بسيار زياد سال‌هاي اخير در مورد خانواده‌هاي تك والدي (به ويژه مادران مجرد و خانواده‌هاي طلاق) نشان مي‌دهد كه اثرات اين پديده مي‏تواند بسيار پايدار و مدت‌دار باشد. پس از تعديل ساير عوامل و متغيرها مشخص گرديد بچه‌هايي كه تنها با يك والد زندگي مي‏كنند، نسبت به بچه‌هايي كه با دو والد زندگي مي‏كنند، دو برابر بيشتر مبتلا به بيماري‌هاي روحـي و روانـي هستنـد. آنـها همچنيـن در مـورد احتمال خـودكشـي و بيماري‌هاي مربوط به مشروبات الكلي دو برابر بيشتر در معرض خطر هستند. خطر ابتلا به استفاده از مواد مخدر در بين دختران خانواده‌هاي تك والد، سه برابر پسران در اين‌خانواده‌ها است. پسران در خانواده‌هاي تك‌والدي نسبت به دختران بيشتر در معرض مشكلات روحي- رواني و مسائل مربوط به مواد مخدر هستند، همچنين به دلايل مختلف، مرگ و مير در ايشان بيشتر است. دكتر بروس كوپلاند[6]، يك روانشناس كودك در «بتسدا»[7] مي‏گويد: «بسياري از مسائل مربوط به مشروبات الكلي و مواد مخدر در ميان خانواده‌هاي تك والدي، بدين سبب است كه سطح نظارت و رسيدگي به اين كودكان نسبت به ديگران بسيار كمتر است. معمولاً والدين مجرد به جهت فقدان پشتيبان و حامي براي ادامه حيات خود و خانوادة خود، غرق در كار و تلاش هستند. اين وضعيت موجب مي‌شود كه مراقبت و نظارت كمتري بر كودكان خود داشته باشند.» (Discoer health: Health Scout News)

والدين مجرد نسبت به والديني كه هر دو با هم مسئوليت خانواده را بر عهده دارند معمولاً‌ فرصت كمتري را براي پرداختن به هركدام از بچه‌هاي خود دارند. گاهي اوقات يك والد مجرد، با يك شريك‌جنسي زندگي مي‌كند كه همسر او نيست. اين نوع زندگي از پايداري و ثبـات كمتري برخوردار اسـت. بچه‌هايي كـه در چنيـن خانواده‌هايي رشد مي‌كنند، در زندگيشان بيشتر از ديگران در حالت چرخشي نسبت به سرپرستي توسط بزرگسالان هستند.

- اثرات رفتاري

محققان معتقدند عدم حضور پدر، اثرات متفاوتي را بر روي دختران و پسران دارد. هنگامي كه پدر خانواده حضور ندارد، پسران تمايل بيشتري دارند كه قواعد و قالب‌هاي اجتماعي را نقض كنند. عدم‌حضور پدر، پايداري احساسي دختران را به مبارزه مي‌طلبد، اما به نظر مي‌رسد كه ظاهر رفتار دختران را در مدرسه تحت تأثير قرار نمي‌دهد.

اكثـر تحقيقات، در مـورد اثـرات عدم حضور پـدر در انـجام كارهاي خردمندانـه و عاقلانه كودكان است. تعدادي از مطالعات نشان مي‌دهد كه كودكان در خانواده‌هايي كه پـدر در آن حضـور ندارد، از هـوش(IQ) پايين‌تري برخوردارند، همچنين بيان و گفتار آنها در سطح پائيني مي‌باشد. مطابق نظر مات[8](1994) تأثير عدم حضور پدر بر تكلم و نوع بيان دختران نسبت به پسران بيشتر است. بيان عاقلانه اغلب پسران با عدم حضور پدر صدمه مي‌بيند. متغيرهاي واسطه‌اي ديگر، نظير استراتژي و نحوه برخورد والدين و فرزندان مي‌تواند اين تفاوت‌ها را بيشتر و بهتر تبيين كند. مطالعات آسيب‌شناسي رواني بر روي كودكاني كه با غيبت پدر مواجهند، نشان مي‌دهد كه اين كودكان نسبت به كودكاني كه پدر در خانه‌ آنها حضور دارد، بيشتر در معـرض نـاهنجاري‌هاي احساسي و افسردگي هستند.

اكثريت تحقيقات، اثرات عدم حضور پدر را بر رشد هويت مردانگي، موفقيت در مدرسه و شجاعت اجتماعي تأييد مي‌كند، زيرا اين ويژگي‌ها در موفقيت فرد در زندگي بزرگسالي و اجراي كامل نقش يك مرد به عنوان تأمين كننده اقتصاد خانواده مؤثر است. محققان در دهه 70-1960 دريافتند پسراني كه در خانواده‌هاي بدون حضور پدر زندگي مي‌كنند، كمتر حالت مردانه دارند و بيشتر حالت زنانه به‌خود مي‌گيرند. همچنين ايـن پسـران نسبـت بـه پسراني كـه پـدرشان در خانـواده حضور دارد، بيشـتر مسـتعد همجنس‌گرايي هستند. تحقيقات بعدي به طور دائم اين نتايج را تأييد نمود.

بيلر[9] (1974)بيـان مي‌كند كـه پرخاشگري پسـران در خانواده‌هاي بـدون پـدر بيشتر است و علت آن ناتواني مادر به عنوان سرپرست خانواده در پرورش حالات مردانه در پسران اسـت. بـراد[10] (1990) امـر كـردن بيـش از حـد پسـران را مـوجب ايجاد حالت پرخاشگري در آنها مي‌دانـد. بـه اعتقاد وي حضـور پـدران مـوجب كاهش تمايلات پرخاشگري در پسران مي‌شود و لذا به نظر مي‏رسد پرخاشگري نتيجه غيرمستقيم ارتباط ناهمگون و ناسازگار پسر با پدر مي‌باشد.

مطالعات جديد در دانشگاه كورنل[11]بر روي كودكان نژادهاي مختلف نشان داده است كـه در يـك خانـوادة تـك والدي كـه مادر در آن حضـور دارد، در مقايسه بـا خانواده تك‌والدي با حضور پدر، اثرات منفي بر روي رفتار، بيان و گفتار كودك، كمتر است. هنري، ريس كيوتي[12] محقق اين دانشگاه معتقد است كه آنچه در اين مطالعات بيشتر مورد نظر قرار گرفته است، سطح معلومات و توانايي مادر و در مرحلة پايين‌تر، كيفيت درآمد خانواده مي‌باشد. به اعتقاد وي بين وجود نشانه‌هاي مادري و رفتار و بيان و عملكرد كودكان (سفيد يا سياه) در مدرسه، ارتباط قوي وجود دارد. (Cornel News, May 6,2004)

تحقيقات نشان مي‏دهد كه كودكان خانواده‏هاي تك والدي در مقايسه با كودكان داراي دو والد، سازگاري كمتري دارند. كودكاني كه به وسيله يك والد بزرگ شده‌اند، با اشكالاتي نظير پايين‏بودن طبقه اجتماعي،‌ مسكن نامناسب و شرايط سخت اقتصادي مواجه هستند.[13]

مشكلات رفتاري در بين كودكاني كه والدينشان طلاق گرفته يا جدا شده‏اند، نسبت به كودكاني كه والد آنها فوت شده است، به ميزان بيشتري مشاهده مي‌شود. تحقيقات استراليا با ارائه نمونه‌هاي كافي نشان داده است كه طلاق، خطري بزرگ براي گسترة وسيعي از اجتماع است، همچنين طلاق والدين، عامل ايجاد مشكلات روحي در بين جوانان و بروز مشكلاتي نظير عدم دستيابي كافي به تحصيلات،‌ اعتماد به نفس ضعيف، اضطراب‌هاي روحي، ارتكاب به جرم و يا تكرار جرم، استعمال مواد مخدر و ارتكاب به تجاوز، زودرسي در حالات جنسي، ارتكاب جرائم بزرگسالانه، افسردگي و اقدام به خودكشي است.

مك‌لاناهان و سندفور (1993) معتقدند كه كودكان خانواده‌هاي تك‌والد، نمي‌توانند كارهاي خود را به همان خوبي بچه‌هاي دو والد انجام دهند. اين مطلب، نتيجه 10 سال مطالعه آنان مي‌باشد. به اعتقاد آنها كودكاني كه در خانه‌اي با حضور يك والد بزرگ مي‏شوند، نسبت به كودكان خانوادة هر دو والد واقعي، در شرايط نامساعد و نامطلوب‌تري قرار دارند، البته اين امر، بدون درنظرگرفتن زمينة تحصيلات و آگاهي والدين و نژاد آنها و زمان تولد كودك و زوج هم بودن والدين در زمان تولد كودك مي‌باشد. آنان استدلال مي‏كنند كه خانواده‌هاي تك والد، علاوه بر كمي درآمد و زندگي در يك جامعه و محيط ناخوشايند، زمان كمتري را براي شنيدن، خواندن و كمك به كودك در امور تحصيلي صرف مي‏كنند. همچنين نظارت آنها بر فعاليت‌هاي اجتماعي كودكان در خارج از مدرسه بسيار كم است.

اين محققان دريافته‌اند كه بچه‌ها در خانواده‌هاي تك والدي نسبت به خانواده‌هاي دو والدي زمان كمتري را با مادر خود مي‌گذارنند. البته اختلاف ميان ميزان ساعاتي كه خانواده‌هاي مادرسرپرست و خانـواده‌هاي دو والد بـراي كـارهايي ماننـد مطالعه و غذا خوردن صرف مي‌كنند، ناچيز و ليكن بسيار پراهميت است.

مادرانـي كـه ازدواج مجدد نموده‌انـد و مادراني كـه بـا دوست پسر خـود زندگي مي‏كنند، كمترين وقت را صرف كودكان خود مي‌نمايند و بديهي است كه ناپدري‌ها نيز براي گرفتن وقت مادر با كودكان رقابت مي‌كنند. مادران مجرد نسبت به مادران خانواده دو والدي، كنترل كمتري ‌روي فرزندان خود دارند.

- اثرات آموزشي

جيمز و ويلسون (2002) معتقدند كودكاني كه با يكي از والدين خود زندگي مي‏كنند، دو برابر بچه‌هايي كه با هر دو زندگي مي‏كنند، از مدرسه اخراج مي‏شوند. پسرهايي كه با يكي از والدين زندگي مي‏كنند، بيشتر از آنهايي كه با هر دو زندگي مي‌كنند، هم از مدرسه و هم از محل كار اخراج مي‏شوند. دخترهايي كه با يكي از والدين زندگي مي‏كنند، دو برابر آنهايي كه با هر دو زندگي مي‏كنند، به طور نامشروع باردار مي‏شوند. (James, Q. Wilson, 2002)

كودكاني كه فقط با مادرشان زندگي مي‏كنند و با فقر و غيبت پدر مواجهند، بيش از بچه‌هايي كه پدر و مادر در كنارشان هستند، مورد تجاوز قرار مي‌گيرند، افت تحصيلي دارند، از مدرسه اخراج مي‏شوند، دست به بزهكاري كودكانه مي‌زنند، مواد مخدر مصرف مي‏كنند و مرتكب جرائم بزرگسالان مي‏شوند. لذا سلامت جسمي و رواني كودك در معرض خطر است و رفتن كودك به مدرسه و بازگشت وي از آن، به يك ماجراي پردردسر تبديل شده است. فقر و غيبت پدر، چنين تأثيراتي را بر زندگي كودك مي‌گذارد. (Ibid)

مك لاناهان و سندفور در كتاب «بزرگ شدن با يك والد مجرد»[14] تلاش نمودند تا اثرات بزرگ شدن در خانوادة تك والدي را در مقولاتي مانند موفقيت در مدرسه، سطح فعاليت شغلي و اجتناب از قرارگيري در موقعيت والديني (بارداري و زايمان در سنين 13 تا 18 سال) بررسي كنند.

طبق تحقيق مك لاناهان و سندفور، كودكان تك والد، دو برابر بيشتر از بچه‌هايي كه در خانواده‌هاي دو والديني زندگي مي‏كنند، در دبيرستان مردود مي‏شوند. 3/1 درصد از كل دانش‌آموزاني كه در آمريكا در دورة دبيرستان مردود مي‏شوند، به دليل از هم پاشيدگي خانواده مي‌باشد. (حدود 6 درصد از 19 درصد كساني كه از درس افتاده‌اند خانوادة از هم پاشيده دارند)

دانش آموزان دورة دبيرستاني كه خانوادة تك والدي دارند، نسبت به دانش آموزاني كه در يك‌خانواده هسته‌اي زندگي مي‏كنند، در امتحانات، نمراتي پايين‌تر از حد متعارف كسب مي‏كنند، معدل پايين‌تري دارند و ميزان شركت آنها در كارهاي مدرسه نيز در اين گروه از دانش آموزان كمتر است. اين دو جامعه‌شناس پس از بررسي موارد اختلاف در نمرات آزمون‌ها دريافتند كه فرزندان خانواده‌هاي تك والد هنوز به گرفتن بدترين نمرات در معدل نهايي ادامه مي‏دهند و همچنين در مورد شركت در امور گروهي نيز در سطح پايين‌تري قرار دارند.

بـه اعتقاد مك لاناهان و سندفور، خانـواده‌هاي تك والدي بـا پايين نگاهداشتن استعداد و انگيزة تحصيل در فرزندان، آسيب‌هاي زيادي را بر آنان وارد مي‌كنند. آنان دريافته‌اند كه رشد كودك در يك خانوادة تك والدي، شانس ورود به دانشگاه را تا حدود 6 درصد كاهش مي‏دهد. همچنين فرزنداني كه در خانوادة‌ تك والدي بزرگ مي‏شوند، احتمال فارغ‌التحصيلي آنها بسيار كمتر از فرزنداني است كه در خانوادة‌ دو والديني بزرگ مي‏شوند. (Ibid)

- اثرات بهداشتي (جسمي و جنسي)

نتايج تحقيقات نشان مي‏دهد كه فرزندان خانواده‏هاي تك والد و دو والد در رشد رواني، رفتارهاي اجتماعي و هويت جنسي متفاوت هستند. البته متغيرهايي نظير سطح درآمد و طبقه اقتصادي- اجتماعي در نتايج مؤثر است. به‏طور نمونه در شرايط برابري اين متغيرها، بين رشد ذهني، موفقيت علمي و رفتاري و هويت جنسي كودكان خانوادة تك والدي و خانوادة دو والدي تفاوت كمتري مشاهده مي‌شود. (Casion, & et al, 1982)

مطابق نظر محققان دانشگاه واندربيلت[15] رابطه اعضاي خانواده به ويژه پدر با دختر بر روي سني كه دختر به بلوغ مي‌رسد، بسيار مؤثر است. دختراني كه رابطه تنگاتنگي با والدين خود دارند و به شدت از سوي آنان حمايت مي‌شوند، ديرتر به بلوغ و رشد مي‌رسند و دختراني كه در محيط ارتباطي سرد و داراي فاصله ارتباطي با والدين خود هستند، در سن پايين‏تري به بلوغ مي‌رسند. در واقع دختراني كه در طي 5 سال اول زندگي خود، رابطه تنگاتنگ و مثبتي را با والدين خود داشتند، نسبت به دختراني كه روابط سرد با والدين خود داشتند، ديرتر به بلوغ مي‌رسند. محققان دريافتند كه كيفيت برخورد و رفتار پدران با دختران، مهمترين نشانة زمان‌بندي بلوغ دختران است. پدر دختراني كه ديرتر به بلوغ مي‌رسند؛ معمولاً در رشد و تربيت دختران، همكاري و مشاركت بسيار دارند و پشتيبان و حامي همسر خود (مادر دختر) بوده‌اند، اما در سنين رشد دختران، ارتباط پدر با دختر بيش از ارتباط دختر با مادر مي‏تواند مؤثر ‌باشد. محققان معتقدند كه دختران، ناآگاهانه زمان بلوغ خود را بر اساس رفتار پدرشان تنظيم مي‌كنند. دختراني كه در خانه‌هاي بدون حضور پدر و يا با ناپدري زندگي مي‌كنند، زودتر از ديگران به‌بلوغ مي‌رسند. محققان بر اساس تئوري‌هاي مختلف، علل چنين اتفاقي را تبيين مي‌كنند. آنان بر مبناي نظريات بيولوژيكي بيان مي‏كنند دختراني كه پدرشان در خانه حضور ندارد، ممكن است به وسيله مردان بالغ ديگر، نظير ناپدري و يا دوستان پسر مادرشان مورد تعرض قرار گيرند و مواجهة زود هنگام آنها با عوامل تحريك جنسي، در ارتباط با مرداني كه با آنها مرتبط نيستند، موجب رشد بلوغ زنانگي در آنها مي‌شود.

مطابق برخي مطالعات، «فرزندان خانواده‌هاي تك‌والدي نسبت به خانواده‌هاي دست نخورده و سالم، از سلامت و بهداشت كمتري برخوردارند». وي‌تافت[16] معتقد است كه خانواده‌هاي تك والد معمولاً ثروت پاييني دارند. از سوي ديگر وضعيت نامطلوب اقتصادي به معناي پايين بودن سطح بهداشت است. اما تحليل‌ها و بررسي‌هاي دقيق‌تر نشان مي‌دهد كه احتمالاً فقدان درآمد، مهمترين عامل تفاوت‌هاي ميـان ايـن كـودكان است. البته ايـن امـر بـدان معنا نيست كه تمام كودكان خانواده‌هاي تك‌والدي، محكوم به شكست هستنـد، بلكه گاهي با راهنمايي‌هاي لازم و آموزش آسان نيز مي‌توانند به اثرات منفي فائق آيند!

نـويسندگاني كـه در «لان سـت»[17] مطالب علمي خـود را ارائـه داده‌انـد، ايـن‌گونه نتيجه‌گيري كردند كه بزرگ شدن در يك خانوادة تك‌والدي، عواقب نامساعدي را براي سلامت كودك خواهد داشت.» به خاطر داشته باشيد كه سوئد يكي از كشورهايي است كه از بالاترين و عالي‌ترين سطح رفاه اجتماعي در دنيا برخوردار است. اما در همين كشور نيز عليرغم وجود شبكه فراگير رفاه اجتماعي، فرزندان خانوادة تك والدي در رنج و سختي به سر مي‌برند.

بر اساس مطالعات ويليام گلستون[18] از دانشگاه مريلند[19] ساختار خانواده عامل مستقلي است كه بر روي آسايش و سلامت كودكان مؤثر است. حتي با وجود وضعيت مناسب درآمد خانواده، تحصيلات والدين و پيشينه خانوادگي، كودكان خانواده‌هاي تك والد براي رسيدن به مرحله بزرگسالي با مشكلات زيادي مواجه هستند.)www.family.org(

مستندات آماري

مستندات آماري اين بخش حاصل سالها تحقيق در زمينه بررسي اثرات زندگي كودكان در انواع خانواده‌ها در طي سال‌هاي اخير مي‌باشد.[20]

دفتر آمار آمريكا[21] گزارش داد كه در سال 2000 حدود 12 ميليون خانواده تك والدي وجود دارد. در بين سال‌هاي 2000-1970 تعداد مادران مجرد از 3 ميليون به 10 ميليون افزايش يافته است، در حالي كه تعداد پدران مجرد از 393 هزار نفر به دو ميليون نفر گسترش يافت. اين در حالي است كه مادران مجرد و بچه‌هايي كه به آنها وابسته‌اند، بالاترين ميزان فقر را در بين انواع خانواده‌ها به خود اختصاص داده‌اند. (Olson,S.L, & Banyard,. 1993) محققان دريافته‌اند كه 90 درصد از خانواده‌هاي تك والدي به وسيله زنان سرپرستي مي‌شوند.

در سال 1960 تعداد كساني كه در آمريكا بدون ازدواج رسمي، با يكديگر زندگي مشترك داشتند، 439000 نفر بودند كه در سال 1998 به 4.280.000 نفر (10 برابر) رسيده است. در دهه 1990 تعداد خانواده‌هايي كه زن و مرد بدون ازدواج با يكديگر زندگي مي‌كردند، 50 درصد افزايش يافته است. (Robert,T. Michael et al, 1994)

مطالعات مـركز آمـار نشـان مي‌دهـد كـه ايـالات متحـده آمـريكا بـالاترين درصـد خانواده‌هاي تك والد را در جهان صنعتي دارد. در مراتب بعدي به ترتيب سوئد، كانادا، آلمان غربي، انگلستان، استراليا و فرانسه است. همچنين امريكا از نظر وقوع طلاق، بالاترين ميزان را در ميان كشورهاي غربي دارد. در رديف‌هاي بعد، دانمارك، سوئد، كانادا، انگلستان، آلمان و فرانسه مي‌باشند. (Mclanahan.S, Sandefur.G, 1994)

نمودار (1): ميزان نوجوانان (18 – 13 سال) در انواع خانواده‏ها ـ 1998

Source: Data form Federal Resere Board, Surey of Consumer Finance. (1998).

تنها 45 درصد از كودكان 18-13 ساله، با پدر و مادر واقعي خود زندگي مي‌كنند. حدود 25 درصد آنها در خانواده‌هايي زندگي مي‌كنند كه پدر و مادر وجود دارد، اما يكي از آنـان پدرخوانده يـا مادرخوانده اسـت و حدود 24 درصد از بچه‌هاي نوجوان در انواع متفاوتـي از خانواده‌هاي تـك والدي زنـدگي مي‌كننـد و تقريباً 7 درصـد در خانواده‌اي زندگي مي‌كنند كه يكي از والدين آنها با يك هم‌خانه‌اي بدون ازدواج بسر مي‌برد و يا با يك دوست پسر يا دوست دختر پدر يا مادر زندگي مي‌كند.

نمودار (2): ميزان سوءاستفاده فيزيكي در بين كودكان انواع خانواده‏ها ـ 1994

Source: Heritge analysis of British data based on comparatie Risk Ratios for senous Abuse 1982-1988 in Robert Whelan, Broken Homes and Battered children, Family Education. Just United Kingdom 1994. No similar data ailable for the United States.

كودكي كه به تنهايي با مادر خود زندگي مي‏‌كند، نسبت به كودكي كه با پدر و مادر واقعي (مزدوج رسمي) زندگي مي‏كند، 14 برابر بيشتر در معرض سوء استفاده فيزيكي قرار دارد. كودكي كه مادرش با مردي كه پدر بچه نيست، زندگي مي‌كند، نسبت به كودكي كه با پدر و مادر واقعي زندگي مي‌كند، 33 بار بيشتر در معرض سوء استفاده فيزيكي قرار دارد.

نمودار)3) : ميزان رشد ولادت‏هاي خارج از ازدواج رسمي و قانوني 1990-1940

Source: Centers for Disease control, National center for health statistics, Diision of ital Statistics.

ميزان ولادت‌هاي خارج از ازدواج قانوني، 7 درصد آمار تمامي ولادت‌هايي است كه در زمان بحران اقتصادي (اواسط دهة 1960) اتفاق افتاده است. اما در حال حاضر اين رشد تا 33 درصد افزايش يافته است. تولدهاي غير از راه ازدواج قانوني، به ميزان بيش از 3/1 تمامي كودكاني است كه به دنيا مي‌آيند.

نمودار (4): ميزان ارتكاب جرم و جنايت در بين افراد پرورش يافته در انواع خانواده‏ها ـ 1998

Source: Cynthia Harper and Sara Mclanahan “Father Absence and Youth incarceration” Paper Persented at the annual meeting of the American Sociological Association in Sun Francisco, August 1998, Data from the National longitudinal surey of youth.

افرادي كه در خانوادة تك والدي (مادر سرپرست) بزرگ شده‏اند، نسبت به كساني كه در خانواده‌اي با پدر و مادر واقعي و رسمي بزرگ شده‏اند، دو‏برابر بيش‌تر به زندان مي‏روند.

افرادي كه در وضعيت پدرخواندگي يا مادرخواندگي بزرگ شده‌اند، نسبت به اشخاصي كه در يك خانوادة ازدواج كردة رسمي زندگي كرده‌اند، سه برابر بيش‌تر در زندان بسر مي‌برند.

افرادي كه با پدر خود و با نامادري بزرگ شده‌اند، نسبت به آناني كه در يك خانواده‌اي با پدر و مادر واقعي و ازدواج كردة رسمي زندگي ‌كرده‌اند، چهار برابر بيشتر به زندان مي‌روند.

نمودار (5): ميزان عدم موفقيت تحصيلي كودكان در انواع خانواده‏ها ـ 1991

Source: Deborah A.Dawson. “Family structure and children’s health and well bing: Data from the 1988, National health interiew surey of child health” Journal of marriage and the family, ol 53 (Agust 1991).pp.573-584.

بچـه‌هاي مادران مطلقـه و بچـه‌هاي خانـواده‌هاي فرزندخوانده، دو بـرابر بيش از كـودكان خانـواده‌هاي سـالم (بـا والديـن واقـعي و داراي ازدواج رسـمي) در معـرض مردودي در مدرسه و تكرار در يك پايه تحصيلي قرار دارند.

كودكاني كـه تـوسط مادران هرگز ازدواج نكرده، بـزرگ شده‌اند، نسبت بـه كودكان خانوادة مزدوج سالم دو برابر بيشتر، يك پايه تحصيلي را مجدداً مي‌گذرانند.

نمودار (6): ميزان افسردگي در بين كودكان انواع خانواده‏ها ـ 1996

Source: National longitudinal surey of Adolescent health, wae II, 1996.

نوجواناني كه مادرشان هرگز ازدواج نكرده و يا به طور مجرد زندگي مي‌كنند، غالباً در بـرابر نوجواناني كـه در خانواده‌هاي سـالم و واقعي (با پدر و مادر) زندگي مي‌كنند، بيشتر غمگين و افسرده مي‌شوند.

نمودار (7): ميزان مشكلات شناختي و رفتاري كودكان انواع خانواده‏ها ـ 1981

Source: Heritage based on Nicholas Zill, National health interiew surey. Child health supplements 1981. This is Supplements longer produced.

بچه‌هاي خانواده‌هاي تك والدي، نسبت به بچه‌هايي كه در خانواده‌هايي با پدر و مادر واقعي زندگي مي‌كنند، به طور خيلي جدي مشكلات شناختي و رفتاري دارند.

ميزان تأخير در رشد، در بين كودكان خانواده‌هاي دو والديني نصف كودكاني است كه در خانواده‌هاي تك والدي زندگي مي‌كنند. كودكان خانواده‌هاي تك والدي نسبت به كودكان خانواده‌هاي دو والديني، دو برابر بيشتر مشكلات احساسي و رفتاري دارند.

نمودار (8): ميزان انواع مشكلات رفتاري در بين كودكان انواع خانواده‏ها ـ ‌1996

Source: Natinal longitudinal surey of youth, 1996.

نمودار (9) : ميزان استفاده از ماري جوآنا در بين جوانان انواع خانواده‏ها ـ 1995

Source: Natinal longitudinal surey of Adolescent health, wae II, 1995.

نوجواناني كه در خانواده‌هاي سالم مزدوج زندگي مي‌كنند، به ميزان كمتري از ماري‌جوآنا استفاده مي‌كنند و نوجواناني كه از خانواده‌هاي طلاق هستند، دو برابر نوجوانان خانواده‌هاي سالم مزدوج، از ماري‌جوآنا استفاده مي‌كنند.

نمودار (10): ميزان مصرف سيگار در بين نوجوانان انواع خانواده ها ـ 1995

Source: Natinal longitudinal surey of Adolescent health, wae I, 1995.

نوجوانان خانواده‏هاي طلاق بيشتر گرايش به مصرف و اعتياد سيگار دارند.

نمودار (11): ميزان حمل اسلحه و اعتياد به مواد مخدر در بين نوجوانان در انواع خانواده‌ها ـ 1996

Source: Natinal longitudinal surey of Adolescent health, wae II, 1996.

نوجوانان خانواده‌هاي طلاق و خانواده‌هاي هرگز ازدواج نكرده، سه برابر بيشتر از ديگران، به حمل اسلحه و استفاده از مواد مخدر مبادرت مي‌ورزند.

نمودار (12): ميزان سطح بهداشت نوجوانان در انواع خانواده‌ها ـ 1995

Source: Natinal longitudinal surey of Adolescent health, wae I, 1995.

نوجواناني كه توسط پدر و مادر و در يك خانوادة مزدوج سالم پرورش يافته‌اند، از بالاترين درجه سلامت برخوردارند. گزارش فقدان و كمبود سلامتي و بهداشت نوجوانان‌خانواده‌هاي طلاق و ازدواج نكرده، دو برابر نوجواناني است كه از خانواده‌هاي سالم هستند.

نمودار(13): ميزان فعاليت‌هاي جنسي نوجوانان انواع خانواده‏ها ـ 1995

Source: Natinal longitudinal surey of Adolescent health, wae II, 1995.

در بررسي ملي نوجوانان، آنها در پاسخ به اين سؤال كه: «صرف نظر از اينكه شما خودتان بچه داشته باشيد يا خير، تصور مي‌كنيد كه در آينده ازدواج نكرده باقي مي‌مانيد يا نه؟» نوجوانان خانواده‌هاي مزدوج، كمتر از بقيه تمايل داشتند كه بچه‌اي را خارج از چارچوب ازدواج داشته باشند.

سخن نهايي

درطي قرن‌هاي متمادي، خانوادة سنتي شامل پدر و مادر، ساختار ضروري و مناسبي براي پرورش فرزندان و استحكام جامعه بود و درحقيقت، معيار اصلي، همواره خانوادة طبيعي بوده است. اما امروزه خانوادة دو والدي نه تنها به عنوان يك يادگار و اثر از زمان گذشته تلقي نمي‏شود، بلكه به نظر مي‏رسد كه برخي افراد آن را مانع رشد روشنفكري و آزاديخواهي در جامعه مي‏دانند. فمينيست‌هاي افراطي و همجنسگرايان، دو گروهي هستند كه سرسختانه درصدد تحقير خانوادة سنتي و ايجاد قالبي نو براي خانواده و باز تعريف آن مي‌باشند .

دنياي سرگرم كننده امروز، سعي دارد كه افراد را متقاعد كند كه راه نيل به استعدادهاي انسان و كسب آزادي، مبتني بر انكار تمام قواعد مذهبي و اخلاقي است. آنچه امروز به عنوان مفهوم عقل و دانايي رايج شده است، آزادي انتخاب، بدون توجه به محدوديت‌هاي اخلاقي است. اما آيا چنين مجوّزي، حقيقتاً آزادي را به ارمغان مي‌آورد؟ اين مسئله در مـورد فرزندان چگونـه خواهد بود؟ آيـا تمامي انواع روش‌هاي زندگي براي كودكان داراي ارزش يكساني است؟

تعدادي از تحقيقات اخير نشان مي‌دهند كه همة انواع روش‌هاي زندگي براي بچه‌ها مناسب نيستند و در بهترين حالت ممكن، آسايش عمومي و همه جانبة كودكان و بزرگسالان زماني است كه آنان در يك تركيب خانوادگي دو والدي و در خانه‌اي سنتي و با ازدواج رسمي زندگي كنند. آرماند نيچولي[22]پروفسور و روانپزشك دانشكده پزشكي هاروارد، با بيش از چهل سال تحقيقات در اين مورد بيان مي‌كند: «بارها و بارها در اين تحقيقات اثبات شده است كه رشد احساسات كودك ارتباط بسيار نزديك، تنگاتنگ، قوي و پيوسته و مداوم با حضور «هردو» والد دارد.» وي بيان مي‌دارد «رفتاري كه امروزه در برابر غيبت يكي از والدين در جامعه انجام مي‌شود، به برخورد افراد در برابر سيگار كشيدن شباهت دارد. آمريكائي‌ها براي دهه‌هاي متوالي به تحقيقاتي كه نشانگر اثرات منفي استعمال دخانيات بود، بي‌توجه بودند. به نظر مي‌رسد كه جامعة امروز نيز پذيراي برخي اطلاعات است و به دريافت اطلاعاتي در مورد تغيير و تبديل‌هاي اساسي در روش‌هاي زندگي، كمتر تمايل نشان مي‌دهد .

جوامع مدرن اكنون با معضل تضعيف انسجام اجتماعي مواجهند. دليل عمدة اين امر، از هم پاشيدگي خانواده‌ها، در سطح بسيـار وسيعي مي‏بـاشد. همان‌طور كـه خـانواده‌ها از هم پـاشيده مي‏شـوند؛ دمكراسي‌هاي مـدرن نيـز در خـطر فزاينده‌اي قرار مي‌گيرند. به اعتقاد باربارا دافو وايت هد[23] خانواده به‌عنوان بستر تقوي و پرهيزگاري، لازمة كشوري آزاديخواه است.خانواده، مسئول آموزش درس‌هاي استقلال، خـودداري، ‌احسـاس مسئـوليت و رفتـار صحيح است، زيرا خانواده، لازمة جامعه آزاد و دمكراتيك است، اگر خانواده در انجام اين وظائف موفق نباشد، اجراي دموكراتيك، به مخاطره مي‌افتد.» وظيفة مهم و ضروري امروز، بازسازي و احياي ازدواج و خانواده است. تا زماني كه اين كار انجام نشود، تمام تلاش‌ها براي جلوگيري از تجزيه جامعه محكوم به فنا خواهد بود. اكنون ما به خاطر فرزندانمان، به بازسازي خانواده كه در اين مسائل محاصره شده است، نياز داريم و بايد همة ما تلاش كنيم. (Ibid)

تحقيقات مختلف بر روي اثرات زندگي كودكان در انواع خانواده‌ها، محققان را بر آن داشـت تـا بـراي سلامتي و رفـاه خانـواده‌هاي تـك والد و فرزندانشان در آينـده سياست‌هاي اصولي را تدوين نمايند، به همين جهت مركز مطالعات خانوادة دانشگاه ويسكانسين[24] (1993) روش‌ها و سياست‌هايي را براي خانواده ارائه كرده كه به قرار ذيل است:

افزايش استحكام پايداري و ثبات خانواده‌هاي دو والدي و ترفيع كيفيت ازدواج از طريق برنامه‌هاي آموزش قبل از ازدواج براي ارزيابي از خود

ارائه آموزش مهارت‌هاي ارتباطي زن و شوهر براي استحكام آن.

آموزش‌هايي ويژه وظايف پدري و مادري در مدارس ابتدايي، كالج‌ها، كليساها و كلاس‌هاي وكالت براي والدين مطلقه

افزايش و تقويت حمايت و دفاع از كودكان، حمايت از هزينه‌هاي مربوط به كودكان و بهبود و اصلاح رفاه اجتماعي و كيفيت مراقبت از كودكان

ارائه برنامه‌هاي آموزشي براي كارمندان، دربارة مكان‌هاي شغلي خاص تك والدي‏ها جهت ايجاد توازن بين تضادهاي نقش شغلي و خانوادگي

آموزش و تربيت رهبران جامعه در جهت قانونگذاري در راستاي ايجاد تغييرات مثبت در روابط اعضاي خانواده

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha