نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ يکشنبه ۱۴ آذر
اِلأَحَّد ٤ ربيع الاول ١٤٣٨
Sunday, December 04, 2016
کد : 672-33956      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ شنبه ۱۶ فروردين      تعداد بازدید : 146

طنز؛ مذاکرات ایران و آمریکا

به خاطر نداشتن موضوع دندان گیر حسابی مجبور شدیم موضوع روابط ایران و آمریکا را در 20 سال اخیر بررسی نماییم. همچنین بررسی کردیم که اولین ملاقات بین ایرانی ها و آمریکایی ها کجا بوده و اساساس ایران چه نقشی در کشف آمریکا داشته است.





مجله خط خطی:
به خاطر نداشتن موضوع دندان گیر حسابی مجبور شدیم موضوع روابط ایران و آمریکا را در 20 سال اخیر بررسی نماییم. همچنین بررسی کردیم که اولین ملاقات بین ایرانی ها و آمریکایی ها کجا بوده و اساساس ایران چه نقشی در کشف آمریکا داشته است.

قصه از کجا شروع شد

قدمت روابط بین ایران و آمریکا طبق اطلاعات سری منتشر شده توسط ادوارد اسنودن به 5000 سال پیش و پادشاهی شهباد خان دوم در ایران برمی گردد. در این اسناد از زبان نگارنده ایرانی آمده «سواری بر ما فرود آمد. شهباد خان او را خطاب نمود که ای مسافر به چه منظور بر ما فرود آمدی؟ و از کجا؟! مسافر گفت «حامل پیام صلح دوستی از مردم آمریخا و قبیله ای با نام مینیکوتای شمالی هستم. دیاری دور که هنوز پیدا نگشته ایم که شاید سال ها بعد کریس نه از نوع رونالدو بلکه از نژاد تف کلمب ها ما را بیابد»!

شهباد خان طبق عادت هر روزه اش نگاهی به افق کرد و گفت «اگر قرار بود پیدا شوید پیدا نمی شدید»! این را گفت و راه افق گرفت و صدها نفر نعره زنان سمت بیابان گرفتند و سپس حال جمع خوش گشت». این دیالوگ اولین برخورد ایرانی ها با آمریکایی ها بود. اینکه آیا قدمت رابطه بیش از 5000 سال است را باید از بقایای نئوپلانکتون ها در نفت پرسید که ما زبانشان را بلد نبودیم.

کشف آمریکا و افتخاری دیگر

در راستای اینکه روزانه خبرهای فراوانی در دنیای مجازی منتشر می شود که همیشه پای یک ایرانی در میان است؛ و از آنجایی که در این اخبار فیس بوکی تمام سلبریتیی های دنیا یا ننه و یا بابایشان ایرانی و پارسی بوده اند، ما نیز یک تحقیقات میدانی در راستای عاملان پیدایش کریستف کلمب انجام دادیم و دریافتیم که پدر کریستف کلمب بچه دروازته غار تهران بود؛ به نام پرویز قلمبه!



ایشان با زنی از اهالی روسیه به نام زری اُف کناتف ازدواج می نماید که حاصل این ازدواج دو فرزند می شود که یکی تئودور و دیگری کریم نام می گیرند. کریم بعدها به خاطر گرایش زیادش به مادر، نام خود را با نشانه های روسی مزین و به کریستف قلمپ تغییر داد که بعدها کریستف کلمپ شد. در کتاب تاریخی آمده است که کریستف کلمپ با ویزای سرمایه گذاری E2 وارد آمریکا شده و آن را کشف نمود.

8 سال اصلاحات

بعد از انقلاب یکی از دورانی که نزدیک بود ایران و آمریکا به هم نزدیک شوند، دوره طفلک سید محمد خاتمی بود! او که داعیه رابطه درست و درمان با تمام دنیا داشت از بد روزگار با کسی هم دوره شد که نور علی نور بود! جرج دبلیو بوش! که در حد پارس خزر هم کارایی نداشت. چه برسد به بوش! و این شد که یخ رابطه ایران و آمریکا آب نشد. ماجرای محور شرارت و باقی قضایای دیگر که می دانید.

دوره محمود و عشق من گابن!

یکی از دوره های طلایی ما در روابط بین الملل دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد بود. او کشورهای زائد و بی خودی مانند آمریکا و انگلیس و فرانسه و ... را کنار گذاشت و کشورهای مفیدی مانند مالاریا، ببخشید گینه، گابن، ونزوئلا و ... را به لیست کشورهای مرتبط با ایران اضافه نمود. بر همگان واضح است حتی اگر بین گابن و آمریکا رأی گیری همخ می شد، همه گابن را انتخاب می کردند. من که 5 سال مدام در لاتاری گابن شرکت کردم و همچنین تقاضای ویزای اسکیل ورکر گابن دادم که متاسفانه در GBI CHECK رد شدم.

نشست سازمان ملل و حالا لباس چی بپوشیم

در طول هشت سالی که آن مرد بود هر زمان موعد نشست سازمان ملل می رسید یکی از سوالات اطرافیان دور و نزدیک ایشان این بود که «حالا لباس چی بپوشیم». این نشست فرصتی بود برای دیده بوسی و دیدار هفت نسل آن ورتر! همچنین در این دوره اولین باری بود که ارتباط صندلی ها و انسان شکلی جدید به خود گرفت! زمان صحبت جناب احمدی نژاد چونان صندلی ها میخکوب می شدند که به گفته منابع آگاه حتی تا سال ها پس از سخنرانی، کوچکترین تکانی نمی خوردند که اگر بر زمین میخکوب نمی شدند، شاید شاهد حرکت و دویدن آنها نیز می بودیم.

روحانی و نشست سازمان ملل

اولین اتفاق مهم در راستای ارتباط بین ایران و آمریکا در سال 92 در نشست سازمان ملل اتفاق افتاد و ملاقات ظریف و کری! منابع نزدیک گفتند «وقتی ظریف، کری را دید تا چند دقیقه صحبت حول و حوش این بود که خجالت نمی کشی گزینت رو روی میز می گذاری! فکر می کنی ما گزینه نداریم»؟

اتفاق دوم مهم این نشست شائبه های ملاقات روحانی و اوباما بود. از همان ابتدای ورود حسن روحانی به نیویورک رسانه ها گفتندکه قرار است روحانی و اوباما بدون هماهنگی قبلی و همینطوری یکهویی از کنار هم رد شوند، بعدش همدیگر را ببینند! حتی ساز و کار این اتفاق یکهویی و بدون هماهنگی نیز برنامه ریزی شده بود.

به گفته منابع موثق قرار بود وقتی حسن روحانی به راهرو سازمان ملل وارد می شود، اوباما نیز از آن طرف وارد شود و وقتی به هم نزدیک می شوند موزیک «می دوم می دونم قد رعنا داری و ...» پخش شود و بعدش همدیگر را در آغوش بگیرند و همه چیز تمام شود. منتها ظاهرا روحانی نرفت و ره چه به داخل راهرو هلش دادند دو دستش را رویچارچوب در گذاشت و گفت «نمی خوام برم دیگه چه گیریه»! و اینطور شد که هر چه ما ماندیم تا روحانی و اوباما همدیگر را ببینند نشد که نشد!

تلفن می زنم الووووووووو...وووووو!

لحظات آخری که حسن روحانی قصد خروج از نیویورک را داشت، موج ناامیدی همه را فراگرفته بود. حسن روحانی در اتومبیلش نشسته و راهی فرودگاه بود، که تلفنزنگ خورد. «Call from Obama Sirish»! روحانی گوشی را برداشت.

روحانی: چطوری بی معرفت!

اوباما: من بی معرفتم؟! تو اومدی نیویورک یک زنگم نزدی همینجوری داری می ری! سه ساعت تو راهرو منتظر بودم بی هوا ببینمت نیومدی که!

روحانی: باور کن درگیر بودم. چه خبر؟ خودت خوبی اوضات اوکیه؟ گزینت چطوره؟ رو میزه؟ ردیفه؟

از مابقی صحبتشان خبری نداریم تنها این را می دانیم که وقتی صحبت تمام شد اوباما و همراهانش در کاخ سفید موزیک «چرا سرزده رفتی هنوز نیومده رفتی حیرون موندم» را گذاشته و 30 دقیقه نان استاپ حرکات موزون انجام دادند.

مخالفان مذاکره مراوده و مصامحه و ملاطفه ومضاربه، مرافعه، مراکبه و ... کلا مخالفان!

بعد از اینکه یخ رابطه آب شد و اهالی نیویورکی به ایران آمدند سریعا بهبود رابطه با آمریکا موافق و مخالفانی پیدا کرد. مخالفان فعالیت خود را از همان ابتدای ورود هیات اعزامی به نیویورک آغاز کردند. آـنها طی جلساتی قبل از بازگشت حسن روحانی تصمیم گرفتند که مخالفت خود را با انجام مذاکره به شکلی نشان دهند.

کارشناسان و تئوریسین های استراتژیک مخالف 3 طرح را به آنها ارائه دادند. اولی پرتاب گوجه فرنگی رُبی بود. دومی پرتاب تخم مرغ سر حال بسته بدنی شده (ترجیحا تلاونگ) بود. و سومی هم پرتاب لانگه کفش آدیداس! که ظاهرا با مشورت فراوان گزینه سوم انتخاب شد و هنگام ورود رئیس جمهور لنگه کفشی تر و تمیز سمتش پرتاب شد.

این مخالفت هنوز هم ادامه دارد و هنوز ما نفهمیدیم با آمریکا ردیف شدیم یا نه! شما اگر فهمیدید به ما هم بگویید.

منبع: پیج «پارسی نیستی لایک نکنی»


منبع: http://newspool.ir/fa/ndt/5130632/طنز--مذاکرات-ایران-و-آمریکا
نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha