نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ چهارشنبه ۱۷ آذر
اِلأَربِعا ٧ ربيع الاول ١٤٣٨
Wednesday, December 07, 2016
کد : 615-33683      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ جمعه ۱۵ فروردين   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ جمعه ۱۵ فروردين    تعداد بازدید : 60

تربيت‌ فرزند بر اساس‌ تربيت‌ ديني‌

اولين‌ نكته‌ براي‌ آرامش‌ خانواده‌ و دوري‌ از رفتارهاي‌ ناپسند جوان‌،شناخت‌ روان‌ جوان‌ و آگاهي‌ از مقتضيات‌ جواني‌ است‌. فرزند جوان‌،مطابق‌ ميل‌ طبيعي‌، عاشق‌ استقلال‌ و تشخص‌ است‌. مي‌خواهد هرچه‌زودتر خود را از محدوديتهاي‌ دوران‌ كودكي‌ رها سازد و به‌ گروه‌بزرگسالان‌ بپيوندد و مانند آنان‌ مستقل‌ باشد. او خواستة‌ خود را بر زبان‌نمي‌آورد! ولي‌ اگر به‌ مقصود خود نائل‌ نشود و به‌ حق‌ طبيعي‌ خود،دست‌ نيابد، سركشي‌ و طغيان‌ مي‌كند، به‌ كارهاي‌ غير عادي‌ دست‌مي‌زند، بد رفتار و تندخو مي‌شود و با زبان‌ حال‌ مي‌گويد

 اولين‌ نكته‌ براي‌ آرامش‌ خانواده‌ و دوري‌ از رفتارهاي‌ ناپسند جوان‌،شناخت‌ روان‌ جوان‌ و آگاهي‌ از مقتضيات‌ جواني‌ است‌. فرزند جوان‌،مطابق‌ ميل‌ طبيعي‌، عاشق‌ استقلال‌ و تشخص‌ است‌. مي‌خواهد هرچه‌زودتر خود را از محدوديتهاي‌ دوران‌ كودكي‌ رها سازد و به‌ گروه‌بزرگسالان‌ بپيوندد و مانند آنان‌ مستقل‌ باشد. او خواستة‌ خود را بر زبان‌نمي‌آورد! ولي‌ اگر به‌ مقصود خود نائل‌ نشود و به‌ حق‌ طبيعي‌ خود،دست‌ نيابد، سركشي‌ و طغيان‌ مي‌كند، به‌ كارهاي‌ غير عادي‌ دست‌مي‌زند، بد رفتار و تندخو مي‌شود و با زبان‌ حال‌ مي‌گويد:

به‌ شخصيت‌ من‌ احترام‌ بگذاريد! مرا مستقل‌ و آزاد بشناسيد! با من‌همانند يك‌ فرد بزرگ‌ برخورد كنيد!

در سخن‌ پيامبر6 است‌ كه‌ فرمود: «فرزند، هفت‌ سال‌ آقاست‌.هفت‌ سال‌ بنده‌ است‌ و هفت‌ سال‌ هم‌ وزير است‌».

طفل‌ هفت‌ سال‌ اول‌ بر پدر و مادرش‌ حكومت‌ مي‌كند! زيرا فكرش‌ نارساو جسمش‌ ناتوان‌ است‌. پدر و مادر بايد با ديدة‌ رأفت‌ به‌ او نظر كنند وناچارند كه‌ خواسته‌هاي‌ او را برآورده‌ سازند.

در هفت‌ سال‌ دوم‌، تغييرات‌ قابل‌ ملاحظه‌اي‌ در تن‌ و روان‌ كودك‌ پديدمي‌آيد. جسمش‌ قوي‌ مي‌شود و دركش‌ رشد مي‌كندو تا اندازه‌اي‌خوبيها و بديها را مي‌فهمد. لذا مورد مؤاخذه‌ والدين‌ و مربي‌ و آموزگارقرار مي‌گيرد. و چون‌ عقلش‌ بخوبي‌ شكفته‌ نشده‌ و صلاح‌ و فساد خودرا به‌ درستي‌ تشخيص‌ نمي‌دهد، پدر و مادر آمرانه‌ به‌ او تذكر داده‌ و اوبايد فرمان‌ والدين‌ را اطاعت‌ كند.

امّا در هفت‌ سال‌ سوم‌ نشانه‌هاي‌ جواني‌ و بزرگسالي‌ در او پديدمي‌آيد. لذا احساس‌ مسئوليت‌ مي‌كند و در تدبير زندگي‌ همكار والدين‌مي‌باشد.

از بكار بردن‌ كلمة‌ وزير چند نكته‌ را مي‌فهميم‌:

الف‌ ـ جوان‌ تشخص‌ طلب‌ و استقلال‌ جواست‌.

ب‌ ـ نبايد با او آمرانه‌ برخورد كرد.

هيچ‌ چيز بيش‌ از حق‌ رأي‌ در تربيت‌ آنان‌ مؤثر نيست‌. بايد در خانه‌ ومدرسه‌ به‌ آنها حق‌ اظهار عقيده‌ داده‌ شود. البته‌ استقلال‌ دادن‌ به‌ جوان‌به‌ اين‌ معنا نيست‌ كه‌ وي‌ در تمام‌ اعمالش‌ آزاد باشد تا به‌ ميل‌ خود به‌ هرمحيط‌ فاسدي‌ برود، زيرا جوان‌ كه‌ عقلش‌ نسبت‌ به‌ احساساتش‌ ضعيف‌است‌، همواره‌ در معرض‌ سقوط‌ قرار دارد. جوان‌ اغلب‌ پايان‌ كار رانمي‌بيند و از تشخيص‌ بسياري‌ از بديها و خوبيها عاجز است‌. پس‌ مراداز وزير بودنش‌ آن‌ است‌ كه‌ هم‌ شخصيتش‌ مورد احترام‌ باشد و هم‌اختيار صد در صد نداشته‌ باشد، بلكه‌ تصميم‌ نهايي‌ با والدين‌ است‌.

سختگيري‌ بي‌ مورد، زورگويي‌ و ستم‌، تعدي‌ و خشونت‌ والدين‌ نسبت‌به‌ جوان‌ يكي‌ از دو نتيجه‌ را به‌ بار مي‌آورد:

الف‌ ـ جوان‌ بر اثر فشارهاي‌ طاقت‌ فرساي‌ روحي‌ و نظارتهاي‌ خسته‌كنندة‌ والدين‌، نيروي‌ مقاوت‌ خود را از دست‌ داده‌ و تسليم‌ شرائط‌موجود مي‌شود. او اگر چه‌ سازگار و سربزير مي‌شود ولي‌ استعدادهاي‌خود را از دست‌ مي‌دهد و يك‌ انسان‌ نالايق‌ بار مي‌آيد.

ب‌ ـ جوان‌ در مقابل‌ سختگيري‌ها مي‌ايستد كه‌ در نتيجه‌ باعث‌ اختلاف‌در خانواده‌ مي‌شود. عربده‌ها و فريادها، تندي‌ و خشونت‌، اشك‌ و زاري‌،هيجان‌ و ناراحتي‌ برنامة‌ عادي‌ چنين‌ خانه‌هايي‌ خواهد بود!

بعضي‌ پدران‌ بخاطر عقدة‌ خودكم‌بيني‌، خشن‌ و تندخو هستند. براي‌ابراز قدرت‌ در خانه‌، با اهل‌ منزل‌ بدرفتاري‌ مي‌كنند، فرياد مي‌كشند،دشنام‌ مي‌دهند. گاهي‌ بچه‌هارا كتك‌ مي‌زنند! و گاهي‌ در محيط‌ منزل‌ايجاد رعب‌ و هراس‌ مي‌كنند! لغزش‌ يا اشتباه‌ كوچك‌ را بزرگ‌ تلقي‌ كرده‌و چشم‌پوشي‌ نمي‌كنند. مثلاً پدر اگر بخواهد بخوابد، انتظار دارد كه‌ همة‌اهل‌ خانه‌ ساكت‌ باشند و اگر صدايي‌ بلند شود، طوفان‌ بپا مي‌كند! ولي‌اگر ديگران‌ خواب‌ باشند، استراحت‌ ديگران‌ برايش‌ ارزشي‌ ندارد!كودكان‌ اين‌ خانه‌ها بر اثر سختگيري‌ بي‌ مورد والدين‌، خشمگين‌ وعصبي‌ بار مي‌آيند و همواره‌ در خود احساس‌ حقارت‌ نموده‌ و اين‌ حس‌بصورت‌ عقده‌ در آنها باقي‌ مي‌ماند!

البته‌ تا كوچك‌ هستند نمي‌توانند در مقابل‌ رفتار خشن‌ پدر نيرومندخود عكس‌العملي‌ نشان‌ دهند، امّا زماني‌ كه‌ پا به‌ سن‌ جواني‌ مي‌گذارند،براي‌ اينكه‌ در خانه‌ بخاطر عقدة‌ حقارت‌ خود، ابراز وجود كنند، كانون‌خانواده‌ را به‌ محل‌ مشاجره‌ و ناسازگاري‌ تبديل‌ كرده‌ و كار به‌ آنجامي‌كشد كه‌ فرزند در مقابل‌ پدر مي‌ايستد! راه‌ حل‌ اين‌ معضل‌ به‌ دوطرف‌ برمي‌گردد. دو طرف‌ بايد خودسري‌ و لجاج‌ را ترك‌ كنند و ازتمايلات‌ نادرست‌ خويش‌ چشم‌ بپوشند تا بتوانند با همكاري‌ يكديگرمشكلات‌ را حل‌ كنند.

در بررسي‌ روي‌ 105 پسر و دختر جوان‌ كه‌ خلاف‌ بزرگي‌ را انجام‌ داده‌ بودند، متوجه‌ شدند كه‌ تقريباً 91 درصد جوانان‌ مجرم‌از اختلالات‌ عاطفي‌ شديد رنج‌ مي‌برند. يعني‌ هم‌ از حيث‌ عاطفي‌ مورد بي‌ مهري‌ قرار گرفته‌ بودند و هم‌ احساس‌ ناامني‌ و حقارت‌ داشتند!

عكس‌ العمل‌ والدين‌ در برخورد با خلاف‌ فرزندشان‌!

چنانچه‌ فرزند عمل‌ خلافي‌ را انجام‌ داد چگونه‌ بايد با آن‌ برخوردنمود؟ مثلاً خانمي‌ در تماس‌ با مشاوري‌ اظهار داشت‌ كه‌ مدتي‌ است‌،متوجه‌ شده‌ كه‌ پسر دبيرستانيش‌ استمناء مي‌كند! تكليف‌ اين‌ مادرچيست‌؟ در پاسخ‌ بايد گفت‌ كه‌ مراحلي‌ در برخورد با اين‌ خلافها وجوددارد كه‌ اگر رعايت‌ شود شايد موفقيت‌ آميز باشد.يكي‌ مسئله‌ توجه‌ به‌ازدواج‌ جوانان‌ است‌ كه‌ در هنگام‌ نياز جنسي‌ آنان‌ ،بايد بفكر راه‌ وچاره‌بود وديگري‌ آشنا كردن‌ آنهابا حرام‌ وحلال‌ اسلام‌ واينكه‌ اين‌اعمال‌،چقدر زشت‌ بوده‌ وعواقب‌ بد دنيوي‌ واخروي‌ دارد ودر غير اين‌دومورد نيز بايد مراحل‌ تشويق‌ وتنبيه‌ براي‌ ترك‌ اين‌ اعمال‌ انجام‌ شود.

«در روايت‌ است‌ كه‌ پسران‌ وقتي‌ به‌ شش‌ سالگي‌ رسيدند نبايددر يك‌ بستر بخوابند.»

«كودكت‌ را تا هفت‌ سال‌ آزاد بگذار سپس‌ هفت‌ سال‌ مداوم‌ با او كارتربيتي‌ بكن‌.اگر به‌ تربيت‌ تن‌ داد سعادتمند است‌ والا در او خيري‌نيست‌!»

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha