نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ يکشنبه ۱۴ آذر
اِلأَحَّد ٤ ربيع الاول ١٤٣٨
Sunday, December 04, 2016
کد : 671-33066      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ سه شنبه ۱۲ فروردين      تعداد بازدید : 96

آقا بالاسر مي خواهيد؟!

اگر يکي از اين ۵ نشانه را در رابطه تان مي بينيد يعني هنوز عاشق نشده ايد

 داستان هاي عاشقانه اي که از کودکي شنيده ايد را يک بار مرور کنيد. مجنون از عشق ليلي ديوانه مي شود، فرهاد که به شيرين نرسيده به کوه مي زند و رومئو که تصور مي کند ژوليت را از دست داده خودش را مي کشد. انگار جدايي جزء جدايي ناپذير عشق است و عقل و آرامش هم با اين احساس ميانه اي ندارد. براي شمايي که از کودکي اين افسانه ها را شنيده ايد، وارد شدن به احساس افسار گسيخته اي که عشق نام مي گيرد مي تواند به معناي ورود به يک دنياي پر از رنج و آسيب باشد اما روانشناسان امروزي با اين روايت هاي اديبانه عشق ميانه اي ندارند. پس اگر شما هنوز هم درگير داستان هاي غم انگيز عاشقانه ايد و به يکي از اين ۵ نشانه دچار شده ايد، بهتر است نام ديگري روي احساس تان بگذاريد و براي تبديل شدنش به عشق واقعي تلاش کنيد.

بدون عشق مي ميريد؟

اگر اغلب دوستان تان به خانه بخت رفته باشند، حضور شما در جمع آنها بدون داشتن همراهي در کنارتان ممکن است کمي عجيب به نظر برسد و سيل سوال ها در مورد آينده و زندگي مشترکي که قرار است بسازيد را به سمت تان روانه کند. در چنين شرايطي عجيب نيست اگر شما با تمام انرژي تان خود را به سمت عشق هول دهيد و با پروبال دادن به احساس هاي کوچکي که در ذهن تان چرخ مي زند، از خود يک عاشق بسازيد. اما مراقب باشيد! درست است که نبايد در برابر چنين احساسي مقاومت کنيد اما نبايد اجازه دهيد توهم عاشق شدن بهانه شما براي آغاز يک رابطه و وارد شدن به جمع متاهل ها باشد.

آقا بالاسر مي خواهيد؟

وقتي صحبت از عشق به ميان مي آيد، در ذهن اغلب ما رابطه اي تداعي مي شود که بتواند جاي تکه هاي گمشده پازل زندگي مان را پر کند. اگر پيش از اين از محبت بي بهره بوده ايد به دنبال يک عاشق مهربان و هميشه بخشنده مي گرديد و اگر هيچ کس در سال هاي کودکي و بعد از آن بر رفتارها و زندگي تان نظارت نکرده باشد و آزادي بي قيد و شرط تان را محدود نکرده باشد، احتمالاً به دنبال يک عاشق مقتدر مي گرديد که تک تک رفتارهاي شما را زير ذره بين بگذارد. اگر احساس مي کنيد در زندگي تان آن طور که مي خواستيد حمايت نشده ايد و کسي از شما مراقبت نکرده، احتمالاً به يک مرد کنترل گر دل مي بنديد اما صبر کنيد. نياز شما به کنترل شدن به معناي عاشق بودن تان نيست. شريکي که براي زندگي تان انتخاب مي کنيد بايد در کنار شما قرار بگيرد نه در مقابل تان. شما قرار نيست با امضا کردن عقدنامه به يک جلسه محاکمه تمام نشدني وارد شويد، پس نام نيازتان به کنترل شدن را عشق نگذاريد.

ـ براي ساختن يک زندگي موفق بايد آنقدر بالغ شده باشيد که صلاح زندگي تان را تشخيص دهيد و البته مي توانيد از کسي که عاشقش شده ايد، براي پيدا کردن راه هاي بهتر کمک بگيريد اما قرار نيست در کنار او به کودکي بي دست و پا که از پس ساده ترين کارها بر نمي آيد و نمي تواند براي زندگي اش تصميم بگيرد، تبديل شويد.

اشک تان را در مي آورد؟

با فکر کردن به او بغض گلوي تان را مي گيرد و اين عشق به جاي آنکه انرژي تان را بيشتر کند به غم هايتان افزوده است؟ دست تان به کار نمي رود، ميلي به بودن در کنار ديگران نداريد و تنها يک اتاق ساکت مي خواهيد که در آن به غم عشق تان پناه ببريد؟ اگر اين رابطه شما را به گروه عاشق هاي بد حال وارد کرده و همراه با حس دوست داشتن، احساسات تلخ و متناقضي را تجربه مي کنيد بهتر است نام «عشق» را روي اين حال و هواي تان نگذاريد. دوست داشتني که با بدحالي همراه مي شود، عشق نيست بلکه حسي است که نياز روان آسيب ديده شما به خودآزاري را برآورده مي کند.
ـ اگر عشق در زندگي شما ابزاري براي زجر کشيدن است، بهتر است به جاي پروبال دادن به آن از يک روانشناس وقت ملاقات بگيريد. احساس دوست داشتني که بعد از شدت گرفتن نام عشق را به خود مي گيرد، قرار نيست شما را از پا در بياورد بلکه بايد انرژي تازه اي را به زندگي تان تزريق کند.

عشق را گدايي مي کنيد؟

اگر در جريان زندگي آنقدر تحقير شده باشيد که احساس کنيد شايسته دوست داشته شدن نيستيد با پيدا شدن مردي که به شما مي گويد دوست تان دارد و برايش از هر چيزي با ارزش تر هستيد، چشم هايتان را بر واقعيت مي بنديد و عاشقش مي شويد. تصور اينکه فرد مقابل تنها کسي است که مي تواند به شما دل ببندد باعث مي شود هر روز بيشتر از قبل احساس عاشق بودن را به خود تلقين کنيد. در چنين شرايطي شما به اينکه او تا چه اندازه همراه خوبي برايتان است، تا چه اندازه سبک زندگي اش شبيه شماست و تا چه اندازه به شما احترام مي گدارد توجهي نمي کنيد و به هيچ قيمتي حاضر نمي شويد عشق گرانبهايي که بالاخره در خانه شما را هم زده از دست بدهيد. البته ماجرا به اينجا ختم نيم شود و با وارد شدن به رابطه اي که مي ترسيد از دستش دهيد، مدام به اين شاهزاده سوار بر اسب باج مي دهيد و مي خواهيد با محبت بي اندازه او را به خود وابسته تر کنيد يا با سکوت در برابر آرزوهايش راه خروج را بر او ببنديد.

ـ به جاي آنکه عشق را از ديگران گدايي کنيد و به فکر بستن راه فرار معشوق تان باشيد، در وجودتان به دنبال دليلي بگرديد که شما را شايسته دوست داشته شدن مي کند. ماندگار کردن فرد مقابل تان در رابطه و سرازير کردن محبت نامحدود و بي قيد و شرط به سمتش به معناي وارد شدن شما به يک رابطه عاشقانه نيست. عشق هيچ وقت نمي تواند يک طرفه ايجاد شود يا دوام بياورد.

در عشق ذوب شده ايد؟

فکر مي کنيد کسي که حالا کنارتان است، تنها مردي است که مي تواند خوشبخت تان کند. احساس مي کنيد هر روز که مي گذرد جام عشق تان لبريزتر مي شود و تصور مي کنيد هيچ اتفاقي و هيچ تغييري نمي تواند اين حس را از شما بگيرد. گرفتار شدن در احساسي که تصور مي کنيد پايان ناپذير است به معناي عاشق بودن شما نيست. متاسفيم که نااميدتان مي کنيم اما عشق رمانتيک واقعاً متعلق به قصه هاست. عشق نمي تواند به شرايط و تغييراتي که فرد مقابل تان ايجاد مي کند بي ارتباط باشد. اگر فرد مقابل تان شما را آزار دهد، سرد شود يا به شما پشت کند، باز هم نمي توانيد به بهانه غرق بودن در عشق او را از رفتارهايش جدا کنيد و تصويري که خودتان از او ساخته ايد را ستايش کنيد.

ـ عاشق شدن حسي نيست که از ناکجا يک دفعه به قلب شما الهام شود. براي آنکه چنين احساسي در شما ايجاد شود و بتوانيد آن را حفظ و پربارتر کنيد بايد دلايلي هم داشته باشيد. ضرب المثل «خدا يکي، يار يکي» را فراموش کنيد و تصور نکنيد کسي که در نگاه اول شبيه مرد روياهايتان بوده در هر شرايطي مي تواند مرد زندگي تان باقي بماند.

به آزارهايش وابسته ايد؟

دلتنگي براي بدي هاي فرد مقابل، يکي ديگر از احساساتي است که توهم عاشق بودن را ايجاد مي کند. اگر بعد از جدا شدن از همسر يا نامزدتان در خيال آزارهايي که به شما مي رساند غرق مي شويد و حتي براي ناسزا گفتن ها، بي وفايي ها و سردي هايش دلتنگ مي شويد، به احساسي که داريد شک کنيد. «جلاد عشق» هيچ شباهتي به احساس آرامش بخش دوست داشتن که مي تواند به زندگي تان رنگ دهد، ندارد. در چنين رابطه اي، اين عاشق نيست که با تاثير گذاشتن بر شما و زندگي تان محبت شما را از آن خود مي کند بلکه اين شما هستيد که به خاطر خلاها و ضعف هايي که داريد به يک رابطه آزاردهنده و بيمارگونه نياز پيدا مي کنيد.

ـ يک بار اين احساس را براي خود تعريف کنيد و بگوييد وقتي از عشق حرف مي زنيد از چه حرف مي زنيد؟ اگر از عهده پاسخ دادن به اين سوال بر نمي آييد، بيشتر مراقب باشيد. شما ممکن است هر حس متفاوتي را با عشق اشتباه بگيريد يا آن را از روي احساسات ديگران کپي کنيد، يعني با ديدن عاشق هاي آزار ديده اطراف تان تکرار کنيد اين احساس واقعاً همان چيزي است که آدم هاي آسيب ديده اطراف تان در حال تجربه آن هستند.

سيب سبز


منبع: http://newspool.ir/fa/ndt/5121545/آقا-بالاسر-مي-خواهيد--
نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha