نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ يکشنبه ۱۴ آذر
اِلأَحَّد ٤ ربيع الاول ١٤٣٨
Sunday, December 04, 2016
کد : 671-32883      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ دوشنبه ۱۱ فروردين   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ دوشنبه ۱۱ فروردين    تعداد بازدید : 113

مسئله رجعت در جامعه جهانى مهدوي-بخش اول

اعتقاد به رجعت يکى از عقايد مسلم و ترديد ناپذير شيعه است، که همزمان با ظهور مهدى آل محمد (عج) برخى از امامان معصوم (عليهم السلام) همانند امير مومنان (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) و برخى از مومنان حقيقى و پيروان اهل بيت به اذن پروردگار زنده خواهند شد و بار ديگر به دنيا باز مى‌گردند. بازگشت اين عده نه تنها غير ممکن نيست بلکه از نظر قرآن کريم اين پديده امرى مسلم است که آيات متعددى از آن سخن گفته است

اعتقاد به رجعت يکى از عقايد مسلم و ترديد ناپذير شيعه است، که همزمان با ظهور مهدى آل محمد (عج) برخى از امامان معصوم (عليهم السلام) همانند امير مومنان (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) و برخى از مومنان حقيقى و پيروان اهل بيت به اذن پروردگار زنده خواهند شد و بار ديگر به دنيا باز مى‌گردند. بازگشت اين عده نه تنها غير ممکن نيست بلکه از نظر قرآن کريم اين پديده امرى مسلم است که آيات متعددى از آن سخن گفته است

رجعت چيست؟

رجعت در لغت به معنى بازگشت مى باشد که در اصطلاح به معنى بازگشت گروهى از مومنان خالص و عده اى از منافقان فاجر پيش از قيامت به اين جهان است.

مفهوم رجعت در ميان شيعيان اين است که امامان معصوم که بازمانده خاندان وحى و نبوت (عليهم‌السلام) مى باشند و انبوهى ديگر از کسانى که از اين دنيا رفته اند، بار ديگر پس از حضرت مهدى (عج) به خواست خدا و اراده‌ حکيمانه او، بدين جهان بازمى‌گردند.

برخى از شيعيان رجعت را به تاويل برده و گفته اند که مقصود از رجعت، بازگشت دولت حق، و حاکم شدن دين خدا بر خلق است، نه رجعت اشخاص پس از مرگ. اين گروه از شيعيان، از اين رو دست به چنين تاويلى زده اند که نتوانسته اند در مقابل انکار منکرين دليل قاطعى اقامه کنند، و شبهات آنان را در زمينه ممتنع جلوه دادن رجعت جواب گويند.

لذا در جواب اين عده از شيعيان مى بايست گفت که رجعت تنها با روايات که جنبه اخبار آحاد دارد ثابت نگرديده، بلکه باپشتوانه اجماع طائفه، به اثبات رسيده است. چنين امري، با اين صراحت، قابل تاويل نيست. (رسائل شريف، مجموعه اولي، ص125و126 / رجعت در انديشه شيعي.)

مسئله رجعت در آيات قرآن

الف- اثبات امکان رجعت در آينده

آيات بى شمارى از قرآن کريم، توسط پيشوايان معصوم - عليهم السلام - به عنوان آيات رجعت مطرح شده، که از بررسى آنها وقوع رجعت در ميان پيشينيان و امکان آن در آينده به روشنى اثبات مى گردد. در اينجا به چند نمونه از آياتى اشاره مى کنيم، که در احاديث اهل بيت عصمت و طهارت به رجعت گروهى از مومنان و مشرکان خالص بعد از ظهور حضرت مهدى (عج) تفسير شده است:

1 - “و لئن قتلتم فى سبيل الله او متم لمغفره من الله و رحمه خير مما يجمعون. ” (آل عمران/157.)

اگر در راه خدا کشته شويد و يا بميريد، رحمت و مغفرت خدا بهتر است از آنچه گرد مى آوريد.

امام باقر (عليه السلام) در پيرامون اين آيه از جابر پرسيد: اى جابر! آيا مى دانى که معناى “سبيل الله” چيست؟

جابر گفت: نه به خدا سوگند، جز اينکه از شما بشنوم. فرمود: “سبيل الله” راه على و اولاد على است. هر کس با ولايت وى کشته شود، در راه خدا کشته شده است و هر کس با ولايت او بميرد، در راه خدا مرده است. هيچ مومنى از اين امت نيست جز اينکه براى او قتل و مرگى هست، هر کدام از آنها کشته شود يک بار ديگر برمى گردد تا بميرد، و هر کدام از آنها بميرد، برمى گردد تا کشته شود. ” (تفسير عياشي، ج1، ص202.)

و امام رضا (عليه السلام) نيز در اين رابطه فرموده است: “هر مومنى در بستر بميرد در رجعت کشته مى شود، و هر مومنى کشته شود، در رجعت در بستر خود مى ميرد. ” (بحارالانوار، ج 53، ص66.)

2 - “ان الله اشترى من المومنين انفسهم و اموالهم بان لهم الجنه، يقاتلون فى سبيل الله فيقتلون و يقتلون، وعدا عليه حقا فى التوراه و الانجيل و القرآن، و من اوفى بعهده من الله فاستبشروا ببيعکم الذى بايعتم به، و ذلک هو الفوز العظيم. ” (توبه/111.)

خداوند از مومنان جانها و مالهايشان را خريدارى کرد و در برابر، بهشت را از آن آنها ساخت، آنها در راه خدا کارزار کنند و بکشند و کشته شوند. وعده حق خدا در تورات و انجيل و قرآن است. چه کسى از خداوند، به وعده خود وفادارتر است؟ بشارت باد بر شما با اين معامله اى که با خدا کرديد، و اين رستگارى بزرگ است.

زراره بن اعين گويد: دوست داشتم از امام باقر (عليه السلام) در مورد “رجعت” سوال کنم، ولى نمى خواستم به طور مستقيم بپرسم، از اين رو پرسش خود را چنين مطرح کردم: جانم به فدايت، به من خبر ده از کسى که کشته مى شود، آيا او مرده است؟ فرمود: نه، مرگ مرگ است و قتل قتل. گفتم: بالاخره کسى که کشته مى شود مى ميرد.

حضرت فرمود: اى زراره! گفتار خدا حق است که ميان مرگ و قتل فرق مى گذارد و مى فرمايد: “اگر بميرد و کشته شود” (آل عمران/144) و در جاى ديگرى مى فرمايد: “اگر بميرد و اگر کشته شويد، به سوى خداوند باز مى گرديد. ” (آل عمران/158) و مى فرمايد: “خداوند از مومنان جان و مالشان را در برابر بهشت خريدارى کرده است. ” (توبه/111)

عرض کردم: خداى تبارک و تعالى مى فرمايد: “هر کس طعم مرگ را خواهد چشيد. ” (انبياء/ 35) آيا کسى که کشته مى شود طعم مرگ را نمى چشد؟ فرمود: “کسى که با شمشير کشته مى شود، همانند کسى نيست که در بستر بميرد. کسى که کشته مى شود به ناگزير بايد برگردد تا طعم مرگ را بچشد. ” (تفسير عياشي، ج2، ص112.)

ب- اثبات وجود رجعت در امتهاى پيشين

آياتى از قرآن کريم وقوع رجعت را در ميان امتهاى پيشين اثبات مى کند. هنگامى که وقوع رجعت در ميان امتهاى پيشين ثابت شود، اثبات امکان و لزوم وقوع آن در امت اسلامى نيز ثابت مى شود، زيرا بهترين دليل بر امکان چيزى وقوع آن است.

1 - “ثم بعثناکم من بعد موتکم لعلکم تشکرون. ” (بقره/56.)

آن گاه شما را پس از مرگتان برانگيختيم تا شايد سپاسگزار باشيد.

اين آيه در مورد هفتاد نفر از برگزيدگان قوم حضرت موسى (عليه السلام) است که حضرت موسى آن را از ميان قوم خود برگزيد و با خود به طور سينا برد تا بر جريان مکالمه اش با خدا و گرفتن الواح از جانب خدا شاهد باشند و در نتيجه بنى اسرائيل صدور الواح را از جانب خدا تکذيب نکنند. چون به “طور” رسيدند و مکالمه حضرت موسي(عليه السلام) را با خدا مشاهده کردند گفتند: “اى موسي، ما به تو ايمان نمى آوريم مگر اينکه خداوند را آشکارا به ما بنماياني.

” هر چه حضرت موسى آنها را از اين خواسته جاهلانه منع نمود، آنها بر خواهش خود اصرار ورزيدند تا سرانجام صاعقه آمد و همه آنها را نابود کرد. حضرت موسي(عليه السلام) عرضه داشت: بار پروردگارا! اگر اين هفتاد نفر زنده نشوند، من چگونه به سوى قوم خود بروم؟ آنها مرا به قتل اينها متهم خواهند کرد. خداوند بر او منت نهاد و آنها را زنده کرد و همراه حضرت موسى (عليه السلام) به سوى خانه و کاشانه خود بازگشتند.

در مورد سرگذشت اين هفتاد نفر هيچ اختلافى نيست، و صريح قرآن است که آنها بر اثر صاعقه جان سپردند، و به درخواست حضرت موسى (عليه السلام) از نو زنده شدند، که معناى “رجعت” چيزى جز زنده شدن پس از مرگ نيست (تفسير صافي، ج4، ص77.)

2 - “و اذ قتلتم نفسا فادارتم فيها و الله مخرج ما کنتم تکتمون. فقلنا اضربوه ببعضها کذلک يحيى الله الموتى و يريکم آياته لعلکم تعقلون. ” (بقره/72و73.)

“به ياد آوريد هنگامى را که فردى را به قتل رسانديد. سپس درباره قاتل او به نزاع پرداختيد، و خداوند آنچه را که مخفى مى کرديد آشکار مى سازد. پس گفتيم که قسمتى از گاو را به مقتول بزنيد (تا زنده شود و قاتل خود را معرفى کند) خداوند اين گونه مردگان را زنده مى کند و آيات خود را به شما نشان مى دهد، شايد عقل خود را به کار بريد. ”

اين آيات پيرامون حادثه قتلى است که در بنى اسرائيل روى داد و به امر خدا گاوى ذبح گرديد و قسمتى از بدن گاو به مقتول زده شد و مقتول زنده شد و قاتل خود را معرفى کرد. داستان از اين قرار است:

در ميان بنى اسرائيل پير مردى بود که ثروتى سرشار و نعمتى بى شمار و پسرى يگانه داشت که پس از مرگ پدر همه آن ثروت به او منتقل مى شد اما عموزادگانش که تهيدست بودند بر او حسد کردند و او را به قتل رسانيدند و جسدش را در محله قومى ديگر انداختند پيکار به محضر حضرت موسى (عليه السلام) کشيده شد تا در ميان آنها داورى کند.

حضرت موسى (عليه السلام) به وحى خدا فرمود تا ماده گاوى ذبح کنند و زبان آن گاو را بر تن مقتول بزنند تا زنده گردد و قاتل خود را معرفى کند.

هر گاو ماده اى را که ذبح مى کردند کفايت مى کرد، ولى با پرسشهاى بيجا کار خود را دشوار ساختند و در هر بار نشانه هايى گفته شد که آن نشانه فقط با يک گاو تطبيق نمود که از آن کودکى يتيم بود. ناگزير آن را به قيمت بسيار گزافى خريدند و سر بريدند و قسمتى از بدن گاو را به بدن مقتول زدند. او با قدرت الهى زنده شد و گفت: اى پيامبر خدا! مرا پسر عمويم به قتل رسانيده است، نه آنهايى که به قتل متهم شده اند، و حضرت موسى امر فرمود: پسر عمويش را قصاص کردند. ” (تفسير الميزان، ج1، ص204.)

از امام حسن عسکرى (عليه السلام) روايت شده که شخص مقتول 60 سال داشت، هنگامى که به اذن خدا زنده شد، خداى متعال 70 سال ديگر به او عمر داد و 130 سال عمر نمود. و تا پايان عمر از نشاط و تندرستى و سلامتى حواس برخوردار بود. (تفسير صافي، ج1، ص129.)

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha