نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ جمعه ۱۹ آذر
اِجُّمعَة ٩ ربيع الاول ١٤٣٨
Friday, December 09, 2016
کد : 671-32877      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ دوشنبه ۱۱ فروردين   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ دوشنبه ۱۱ فروردين    تعداد بازدید : 170

پرسشها و پاسخهاى پيرامون رجعت-بخش چهارم

- قرآن، عقيده به رجعت را نفى مى‏كند

- قرآن، عقيده به رجعت را نفى مى‏كند

مى‏گويند: قرآن به روشنى در آيه يادشده در زير بازگشت كفار را به جهان نفى مى‏كند، آنجا كه مى‏فرمايد:

وحرامٌ على قرية اهلكناها لا يرجعون.13

بر اهالى سرزمينى كه نابودشان كرديم، بازگشت نيست .

از اين آيه و مفهوم آن چنين استنباط مى‏شود كه بازگشت گروه نابود شده - كه طبعاً كافرانند - ممنوع است حال چگونه مى‏توان منافات اين آيه را با عقيده رجعت برطرف كرد.

پاسخ : قبلاً سه نكته را يادآور مى‏شويم:

نخست آنكه در اين آيه بازگشت همه كافران ممنوع شمرده نشده، بلكه تنها ازگروهى سخن مى‏گويد كه به عذاب الهى گرفتار و نابود شده‏اند. بنابراين با اين آيه نمى‏توان بر ممنوع بودن بازگشت همه كافران و گناهكاران - هر چند به اجل طبيعى درگذشته باشند - استدلال نمود. پس هرگاه بازگشت كنندگان در رجعت از گروه دوم باشند، هرگز اين آيه مانع از بازگشت آنان نيست .

دوم اينكه بايد ديد هدف از رجعت كافرانى كه نابود شده‏اند، چيست و چرا قرآن آن را ممنوع اعلام مى‏دارد؟ هدف از رجعت اين افراد آن است كه به جهان باز گردند، عمل صالح انجام دهند و گذشته را جبران كنند. قرآن يك چنين بازگشتى را ممنوع اعلام مى‏كند و ممنوعيت اين رجعت، بر ممنوع بودن رجعت به شكل ديگر كه در آن امكان عمل صالح و ميدان براى كار نيست، دلالت ندارد.

گواه بر اينكه هدف آيه نفى رجعت، بازگشت براى جبران گذشته و انجام عمل صالح است، آيه پيش از آن مى‏باشد، نجا كه مى‏فرمايد:

فمن يعمل من الصالحات و هو مومن فلا كفران لسعيه و انا له كاتبون .14

هر كس عمل صالح انجام دهد - در حاليكه به يگانگى خدا ايمان دارد؛ تلاش او بى پاداش نمى‏ماند و مإ؛//ّّ كارهاى او را مى‏نويسيم.

به عبارت ديگر: در آيه نخست، از مؤمنان نيكوكار سخن به ميان آمده كه پاداش اخروى اينان از بين نخواهد رفت و تلاشهايشان در پيشگاه قدس ربوبى ثبت مى‏شود. سپس در آيه بعد از كفارى ياد مى‏كند كه در اثر گناه و نافرمانى هلاك شده‏اند. آنگاه اعلام مى‏دارد كه بازگشت اين گروه به دنيا ممكن نيست. بديهى است كه مفهوم جمله اين است كه كافران و بدكاران در عالم آخرت بهره‏اى ندارند و به پاداش دست نمى‏يابند، و نيز نمى‏توانند براى جبران كارنامه سياه خود بار ديگر به دنيا برگردند.

سومين نكته اينكه: آيه ياد شده فقط ازكفار سخن مى‏گويد، و درباره رجعت ديگر انسانها سكوت كرده است .

با توجه به اين نكات معلوم مى‏شود كه استدلال به اين آيه بر ممنوعيت رجعت شگفت‏آور است. زيرا هدف از رجعت انجام عمل صالح و جبران گذشته كافران و تبهكاران نيست. بلكه آنان بدين جهت به دنيا باز گردانده مى‏شوند كه شكوه و عظمت مؤمنان را ببينند و سرافكنده شده بر گذشته تاريك خود افسوس خورند، يا از مشاهده اين شوكت و جلال به خشم آيند .

8- عقيده به رجعت از ساخته‏هاى عبدالله بن سبا است:

مى‏گويند در زمان عثمان مردى يهودى از اهل صنعاى يمن به نام «عبدالله بن سبا» ظاهراً اسلام آورد، ولى در نهان به منظور آشوبگرى و فتنه انگيزى در سرزمين پهناور اسلامى و ايجاد اختلاف ميان مسلمانان از يمن به شهرهاى بزرگ مسلمان نشين مانند كوفه، شام، بصره و مصر سفر كرده در مجامع مسلمين حضور يافت. او در بين مردم عقايد خاصى را تبليغ مى‏نمود. از آن جمله مى‏گفت كه: «پيغمبر اسلام نيز مانند عيسى بن مريم به دنيا باز مى‏گردد» باگذشت زمان، اين سخنان در اذهان گروهى از مسلمانها جاى گرفت و منشأ پيدايش اعتقاد به رجعت شد.

پاسخ: اولاً: يك چنين نسبت - آن هم بدون ارائه مدرك - از روش تحقيق و آداب مناظره بدور است. فرد محقق بايد گفتار خود را بطور مستند مطرح نمايد. ما در آغاز اين رساله، دلائل رجعت را از قرآن و احاديث متواتر بيان كرديم و همگى با مضامين آنها آشنا شديم. آيا با وجود اين دلايل جا دارد كه عقيده رجعت را ساخته و پرداخته فكر يك يهودى مجهول الهويه بدانيم؟

ثانياً: اگر قول به رجعت از طريق عبدالله بن سبا منتشر شده است، پس عمربن خطاب كه در لحظه مرگ پيامبر - صلى الله عليه و آله - بر عدم موت آن حضرت پافشارى مى‏كرد و مى‏گفت: او نمرده است، بلكه نزد پروردگار خود رفته و بسان موسى بن عمران نزد قوم خود باز مى‏گردد، او اين عقيده را از چه كسى آموخته بود؟15

ثالثاً: وجود يك چنين مردى كه در اقطار كشور بزرگ اسلامى آزادانه مى‏گشته و بذر فساد را در مجتمع آن روز مى‏افشانده، و در عين حال كوچكترين مزاحم و مخالفى براى او وجود نداشته است، خود از شگفتيهاى تاريخ به شمار مى‏رود چگونه است كه ابوذر صحابى بزرگ پيامبر تنها به خاطر چند جمله حق، به فرمان حكام وقت از شهرى به شهرى روانه مى‏گردد و سرانجام به بيابان خشك ربذه تبعيد مى‏شود؛ اما فرزند سبا، اين يهودى فتنه‏انگيز بدون كمترين واهمه و نگرانى در سرزمين پهناور اسلامى به سير و سياحت مى‏پردازد و عقايد نادرست خود را گسترش داده و مردم را به شورش و آشوب فرا مى‏خواند! راستى آيا اين خود گواه بر افسانه‏اى بودن اين مرد نيست؟ آنچه كه تاريخ نگاران درباره «عبدالله بن سبا» نوشته‏اند، گوياى آن است كه وى از نظر حكام وقت «افسدالمفسدين» بوده است، ولى در كمال آزادى به نشر انديشه‏هاى باطل خود مى‏پرداخته و هرگز كسى متعرض وى نمى‏شده است. و راستى آيا اين باور كردنى است ؟

رابعاً: وجود چنين مرد افسانه‏اى از طريق فردى به نام «سيف بن عمر تميمى» در ميان مورخان و راويان پخش شده است. سيف در سده دوم هجرى مى‏زيسته و مطالب دروغ بسيارى را ساخته و به دست راويان اخبار سپرده است و آنان نيز در اثر عدم توجه و دقت كافى، به نقل اينگونه روايات بى‏اساس پرداخته‏اند.

طبرى در كتاب تاريخ معروف خود، هفتصد و يك روايت مى‏آورد كه سند همه آنها به همين شخص منتهى مى‏گردد و همه آنها حوادث سالهاى 11 تا 37 هجرى را دربر مى‏گيرد و شگفت آور آنكه در كتاب تاريخ ياد شده تنها يك روايت مربوط به حوادث سال دهم هجرى از سيف نقل شده است. گويى تمام آگاهيهاى تاريخى او منحصر به همين چند سال پر ماجرا بوده و از ساير زمانها كمترين اطلاعى نداشته است. 16

اما دانشمندان علم رجال بر اين قول متفقند كه «سيف بن عمر تميمى» شخصى دروغپرداز، حديث ساز و متهم به كفر و زندقه بوده احاديث وى قابل اعتماد و استناد نيستند» 17

بدين جهت است كه برخى از محققان و پروهشگران منصف دريافته‏اند كه «عبدالله بن سبا» از افسانه‏هاى ساخته و پرداخته همين سيف بن عمر مى‏باشد. از جمله دكتر طه حسين در اين زمينه مى‏نويسد: «ابن السوداء - يعنى عبدالله بن سبا - يك چهره افسانه‏اى و موهوم بوده كه دشمنان شيعه او را براى شيعه ذخيره نموده‏اند» 18

از آنجا كه بررسى همه جانبه پيرامون افسانه عبدالله بن سبا و چگونگى نشر و گسترش اين داستان دروغ، در اين رساله مختصر نمى‏گنجد، خواننده را به مطالعه كتاب ارزنده «عبدالله بن سبا» اثر تحقيقى و پربار علامه محقق، آقاى سيد مرتضى عسكرى سفارش مى‏كنيم.

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha