نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ يکشنبه ۲۱ آذر
اِلأَحَّد ١١ ربيع الاول ١٤٣٨
Sunday, December 11, 2016
کد : 671-32870      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ دوشنبه ۱۱ فروردين   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ دوشنبه ۱۱ فروردين    تعداد بازدید : 47

پرسشها و پاسخهاى پيرامون رجعت-بخش دوم

- رجعت با تناسخ چه تفاوتى دارد؟

3- رجعت با تناسخ چه تفاوتى دارد؟

مى‏گويند: عقيده تناسخ از نظريات برخى مكاتب و مذاهب غير الهى بوده و هيچ يك از فرق اسلامى اين عقيده را نپذيرفته‏اند و از نظر فلسفى نيز اين عقيده كاملاً رد شده است. حال آيا اعتقاد به رجعت، نوعى اعتقاد به تناسخ نيست ؟

پاسخ: نظريه «تناسخ» براساس انكار قيامت پى‏ريزى شده و پيروان اين مكتب، پاداش و كيفر اعمال و رفتار را منحصر به دنيا مى‏دانند. چكيده اين عقيده آن است كه: «جهان آفرينش پيوسته در گردش است و هر دوره‏اى تكرار دوره پيشين بوده و اين گردش و تكرار پايان ندارد.

روح هر انسانى پس از مرگ بار ديگر به دنيا باز مى‏گردد، و اين بازگشت مبتنى بر كردار و رفتار پيشين اوست. اگر در روزگار گذشته به كارهاى نيك و شايسته دست زده، دوران بعد را با شادى و خوشى سپرى مى‏كند، و اگر مرتكب اعمال ناروا و زشت شده، گرفتار حزن و اندوه مى‏گردد».

البته قائلين به تناسخ به چهار گروه تقسيم مى‏شوند: برخى از تناسخ در ابدان بشرى سخن مى‏گويند، گرهى به تناسخ در كالبد حيوانات معتقدند، جمعى تناسخ در نباتات و شمارى تناسخ در جمادات را مطرح مى‏سازند، كه در كتب فلسفى ،كلامى و روائى نادرستى اين عقايد به اثبات رسيده است. 4

از اين بيان به روشنى مى‏توان فهميد كه تناسخ هيچگونه سازگارى و مشابهت با رجعت ندارد. معتقدان به رجعت هرگز منكر قيامت نيستند، بلكه يقين به وقوع اين رستاخيز بزرگ همگانى دارند.

آنان هيچگاه از تكرار بى نهايت دوره‏هاى آفرينش گفتگو نمى‏كنند، بلكه به پيروى از قرآن براى جهان پايان و فرجامى قطعى مى‏شناسند واز همه مهمتر آنكه: بنابر عقيده رجعت هرگز روح انسان به جسم شخص ديگر منتقل نمى‏شود، بلكه روح شخص رجعت كننده به جسم خود او تعلق مى‏يابد.

به ديگر سخن: قائلان به تناسخ بازگشت انسان را به اين جهان به عنوان معاد تلقى كرده و اين بازگشت را درباره همه افراد بشر باور دارند. از اين رو رجوع به سراى ديگر و حيات در عالم آخرت را بكلى منكرند. در حاليكه معتقدان به رجعت، تنها بازگشت گروهى بس انگشت شمار به اين جهان را، براى يك سلسله مصالح تجويز مى‏كنند كه پس از آن بار ديگر به سوى عالم آخرت شتافته و در روز ميعاد همراه ديگر انسانها محشور خواهند شد.

ذلك يوم مجموع له الناس‏5

در اين روز همه مردم گردآورده مى‏شوند.

4- هدف از رجعت چيست؟

مى‏گويند: مشيت حكيمانه خدا بر كارى تعلق مى‏گيرد كه داراى هدف و غرضى باشد و فعل او از لغو پيراسته است. اكنون اين سؤال مطرح است كه هدف از رجعت گروهى اندك از مؤمنان و كافران چيست؟

* * *

پاسخ: هدف از رجعت امور چندى است كه دوتاى از آنها را يادآور مى‏شويم:

الف - رجعت به منظور مشاهده عزت اسلام و ذلت كفر است. بدين معنى كه بازگشت به دنيا در زمانى به وقوع مى‏پيوندد كه دين خدا بر سراسر جهان حاكم شده، زمين و آنچه در آنست در اختيار مؤمنان و خداجويان قرار گرفته و كفار و ستم پيشگان خوار و ذليل گشته‏اند. بديهى است كه مشاهده اين مقطع حساس از زمان آرزوى هر انسان ديندارى است و اور ا شادمان و خرسند مى‏كند، همچنانكه تبهكاران و كافران را به رنج و خشم مى‏افكند و آنان را افسرده مى‏سازد.

از اينرو خداى مهربان گروهى از انسانها با ايمان و شمارى از كافران را - كه آنان در اوج ايمان و اينان در پست‏ترين مرحله كفر قرار داشته‏اند - در آن روزگار به جهان باز مى‏گرداند؛ تا آنان از ديدن شكوه و عظمت اسلام و حاكميت مسلمانان به وجد آيند، و اينان در اثر مشاهده شوكت و قدرت پيروان دين خدا خشمگين شوند و دريابند كه وعده خدا حق بوده و كفر و باطل براى هميشه نابود شده است .

ب - گذشته از اينكه ممكن است افراد با ايمان در اين بازگشت به مقاماتى دست يابند كه فقط در موقع سيطره كامل اسلام، تحصيل آنها ممكن است - مى‏توان گفت: گناهكاران و كفارى كه در زمان رجعت به دنيا باز مى‏گردند، از سران و پيشتازان كفربوده‏اند، و جز ارتكاب پليدى و زشتى، پايمال كردن حقوق انسانها، كشتار بى گناهان، غصب اموال مظلومان و ستمگرى به محرومان كار ديگرى از آنان سرنزده است.

بدين جهت بار ديگر به جهان طبيعت باز مى‏گردند تا سزاى دنيائى بسيارى از گناهان خود را ببينند و مجازات‏هاى الهى در حق ايشان انجام گيرد.

درست است كه عذاب كامل و نهائى اينگونه افراد در روز قيامت تحقق مى‏پذيرد، اما كيفرهاى دنيوى خود نقشى اساسى در سازندگى و عبرت آموزى انسانها دارد و نيز موجب خوارى و ذلت و سرافكندگى افرادى مى‏شود كه روزگارى را با زورگوئى و ستمكارى وحق كشى به سر مى‏بردند و كسى را ياراى روياروئى با ايشان نبود.

البته ممكن است در اينمورد يك رشته انگيزه‏هاى ديگر نيز وجود داشته باشد كه ما از آن آگاه نيستيم.

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha