نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ جمعه ۱۹ آذر
اِجُّمعَة ٩ ربيع الاول ١٤٣٨
Friday, December 09, 2016
کد : 671-32868      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ دوشنبه ۱۱ فروردين   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ دوشنبه ۱۱ فروردين    تعداد بازدید : 53

پرسشها و پاسخهاى پيرامون رجعت-بخش اول

گروهى از كسانى كه مسأله رجعت را در كتب خود بررسى كرده‏اند اشكالات چندى بر اين عقيده وارد آورده‏اند كه موجب دودلى و ترديد ايشان و جمعى ديگر شده است. برخى از اين اشكالات بين رجعت و معاد جسمانى مشترك است و طبعاً كسانى كه به پيروى از قرآن، معاد جسمانى را باور دارند اين اشكالات را بهمان نحوى كه در معاد جسمانى

 

گروهى از كسانى كه مسأله رجعت را در كتب خود بررسى كرده‏اند اشكالات چندى بر اين عقيده وارد آورده‏اند كه موجب دودلى و ترديد ايشان و جمعى ديگر شده است. برخى از اين اشكالات بين رجعت و معاد جسمانى مشترك است و طبعاً كسانى كه به پيروى از قرآن، معاد جسمانى را باور دارند اين اشكالات را بهمان نحوى كه در معاد جسمانى بررسى مى‏كنند، پاسخ خواهند داد. و ما در اينجا فقط سؤالات و ايراداتى را متذكر مى‏شويم كه از خصوصيات خود رجعت است. اينك بيان اين دسته از اشكالات:

1- رجعت برخلاف سنت عمومى الهى است:

مى‏گويند: سنت الهى در جهان آفرينش اين است كه انسانها به صورت سلول در رحم مادر پرورش يابند آنگاه ديده به جهان گشوده، پس از عمرى كوتاه يا بلند رخت از جهان بر بندند، و بار ديگر در روز رستاخيز همگان براى پاداش و كيفر زنده شوند. در اين صورت، حيات دوباره قبل از قيامت بر خلاف سنت جارى الهى خواهد بود.

پاسخ اين اشكال آن است كه اگر آنچه ادعا شد، براستى يك سنت قطعى و كلى و تخلف‏ناپذير در نظام آفرينش باشد، نبايد هيچ نمونه‏اى بر خلاف آن يافت گردد. در حاليكه به گواهى آيات پيشين اين جريان در امتهاى گذشته روى داده و شمارى از انسانها بعد ازمردن به همين جهان بازگشته و رفته‏اند. بنابراين نمى‏توان اين مسأله را يك سنت صددرصد كلى تخلف‏ناپذير الهى دانست .

و اينك توضيح:

نظام آفرينش بر اراده حكيمانه الهى استوار شده و از قانونمندى ويژه‏اى برخوردار است. از اينرو پژوهشگران علوم طبيعى و دانشمندان ژرف نگر علوم فلسفى توانسته‏اند بر بسيارى از اسرار جهان خلقت دست يابند و قوانين جارى در عالم تكوين را كشف كنند. رشد شگفت‏انگيز دانشهاى گوناگون و گسترش همه جانبه تكنولوژى از همين ديدگاه نشأت گرفته و انسانهائى كه جهان را به صورت مجموعه‏اى هماهنگ شناخته‏اند، در اثر تلاش و كوشش بر حقايق بيشمارى وقوف يافته و از رهگذر آن به ترقى و پيشرفت نائل آمده‏اند.

اما بايد اعتراف كرد كه هيچكس نمى‏تواند خود را آگاه از تمام قوانين حاكم بر جهان آفرينش به شمار آورد و يا قوانين كشف شده توسط دانشمندان را قطعى و مسلم بداند. چرا كه راه رسيدن بشر به اين قوانين از طريق استقرارء بوده، و استقراء كامل براى هيچ فردى مقدور نيست.

بنابراين در مورد همه قوانين و سنتهاى جارى طبيعت بايد احتمال وقوع خلاف و استثناء را پذيرفت، مگر آنكه آفريدگار جهان خود از عدم استثناء در مورد سنتى خاص سخن بگويد.

به عنوان مثال: يكى از سنتهاى صددرصد قطعى و كلى و تخلف‏ناپذير در نظام آفرينش، كه حتى يك نمونه خلاف براى آن نمى‏توان سراغ داد، «جاودانى نبودن انسانها در دنيا»ست. شكى نيست كه سنت الهى بر اين قرار گرفته كه هيچ فردى از افراد بشر در جهان مخلد نباشد و قرآن قاطعانه از اين سنت سخن مى‏گويد، آنجا كه مى‏فرمايد:

كل نفس ذائقة الموت.1

انك ميت وانهم ميتون 2

از اين جهت هرگز نمى‏توان درباره اين سنت، قائل به استثنا شد و حتى براى يك انسانى در جهان مادى خلود و جاودانگى انديشيد. از سوى ديگر: برخى از سنتهاى طبيعت كه به ظاهر عام و فراگير هستند، صددرصد قطعى و كلى نبوده بلكه جنبه نسبى دارند. مثلاً قانون آفرينش چنين اقتضا مى‏كند كه هر جاندارى از طريق مجارى طبيعى به وجود آيد و بر همين اساس است كه نظريه «خلق الساعة» توسط دانشمندان علوم جديد نفى شده است.

در عين حال ما مى‏بينيم كه موارد انگشت شمارى برخلاف اين سنت الهى وجود دارد و به تصريح قرآن، عصاى موسى به صورت «ثعبان» در مى‏آيد؛ يا حضرت عيسى مسيح بدون آميزش مادر با انسانى ديگر، ديده به جهان مى‏گشايد. از همين قبيل است كليه معجزات و كرامات .

بديهى است كه در چنين مواردى نبايد منكر وقوع حوادث استثنائى شد، بلكه بايد اعتراف كرد كه همه سنتهاى حاكم بر جهان آفرينش صددرصد قطعى و تخلف‏ناپذير نيست. بر همين مبنا مى‏توان گفت:

درست است كه سنت الهى بر اين تعلق گرفته است كه هر موجود زنده‏اى پس از پايان يافتن دوران زندگى خود راهى سراى ديگر شده و براى بار دوم به دنيا باز نگردد؛ ولى اين سنت، مانند سنت آفرينش موجودات زنده است كه گاهى - به علل و مصالحى كه همگى جنبه تربيتى دارد - استثنا برداشته و از ميان ميلياردها موجود زنده، چند موجود - بنابر آيات قرآن و روايات پيشوايان - به اين جهان باز گشته يا باز مى‏گردند.

2- رجعت بازگشت فعليت به قوه است:

مى‏گويند: يكى ازسنتهاى الهى در جهان آفرينش اين است كه هر انسانى كه از مادر زائيده مى‏شود و پس ازگذراندن چندين سال در اين دنيا چشم از جهان فرو مى‏بندد، يك رشته قوه‏ها، و توانهادر او فعليت يافته و به صورت كمال بروز مى‏نمايد. مثلاً روزى كه به دنيا قدم مى‏نهد، امكان آگاهى در او وجود دارد و پس از مدتى اين امكان جامه فعليت به خود مى‏پوشد و به صورت موجود زنده آگاه در مى‏آيد. همچنين است ديگر قوه‏ها و توانهائى كه در سرشت انسان به وديعت نهاده شده و با گذشت زمان فعليت مى‏يابد و او را به موجودى كامل تبديل مى‏كند.

بنابراين همه افرادبشر از قوه آگاهى، قوه شنوائى، قوه بينائى، قوه خواندن و نوشتن و ساير قوه‏ها و توآنهابرخوردارند و پس از مدتى همه اين قوه‏ها را در چهارچوب فعليت، واجد مى‏شوند. همين است كه مى‏گويند: هر انسانى در لحظه مرگ با يك رشته فعليتها و انقلاب «امكان»ها به «شدن»ها جهان را ترك مى‏كند.

حال اگر عقيده به رجعت درست باشد، مستلزم آنست كه انسان رجعت كننده، از فعليت به قوه باز گردد و كمال‏هاى ظهور يافته در او به توان تبديل شوند. اما اين كار با حكمت حق تعالى سازگار نيست و به يك معنى كارى لغو به شمار مى‏رود.

و اينك پاسخ:

شكى نيست كه قوا و توانهاى هر انسانى در طول زندگى او به فعليت و كمال تبديل مى‏گردد و در درستى اين سخن نمى‏توان ترديد كرد. بنابراين اگر كسى مدعى شود كه برخى از انسانها بعد از مرگ، بارديگر به نخستين مرحله زندگى بشر خود بازگشته و از طريق نطفه و علقه و مضغه و طى مراحل ديگر به همان حدى مى‏رسند كه در لحظه مرگ، جهان را ترك كرده بودند، قطعاً چنين ادعايى باطل بوده و همان بازگشت فعليت به قوه است. گذشته از اين، اينگونه اعتقاد نوعى از تناسخ است كه عقل و شرع بر امتناع آن داورى كرده‏اند.

ولى فرض ما اين است كه رجعت به هيچ روى بازگشت به مراحل نخستين حيات نمى‏باشد؛ بلكه انسان رجعت كننده، با همان فعليتها كه جهان را ترك گفته به دنيا باز مى‏گردد وروح متكامل او در همان بدنى وارد مى‏شود كه از آن مفارقت جسته است. به عبارت ديگر: رجعت يك نوع ادامه حياتى است كه مدتى بريده و منقطع شده است .

مثلاً انسانى كه در سن شصت سالگى يا بيشتر و كمتر از آن جهان را به عللى ترك مى‏كند، امكان عمر بيشترى را داشته است، ولى موانع گوناگون او را از ادامه حيات طبيعى بازداشته و زندگى را از او سلب كرده‏اند. اكنون در اثر رجعت، مى‏تواند بار ديگر به حيات خود ادامه دهد و توانهاى خود را ظاهر سازد.

اين از يكسو. از سوى ديگر: همه افراد بشر پس از رسيدن نفس از قوه به فعليت، دنيا را ترك نمى‏كنند و اين سخن، حداكثر درباره كسانى صحت دارد كه به مرگ طبيعى در مى‏گذرند، يعنى كمالات وجودى ايشان بطورى كامل ازقوه به فعليت رسيده و سپس جدائى روح از بدن براى آنها حاصل مى‏گردد. اما مرگ بسيارى از افراد چنين نيست. آنانكه در اثر قتل، تصادف و غرق و جنگ رويدادهاى گوناگون طبيعى و غير طبيعى مى‏ميرند، دليلى بر بروز تمام استعدادهاى درونيشان نداريم و نمى‏توانيم ادعا كنيم كه اجل طبيعى آنها درست در لحظه مرگشان بوده و در نتيجه، خروج قوه از فعليت بطور كامل صورت‏پذيرفته است. 3

از اينرو، بازگشت افرادى از اين قبيل - كه اكثريت انسانها را نيز تشكيل مى‏دهند - مستلزم محال نيست. به ويژه آنكه ممكن است كسانى باشند كه استعداد درك كمالاتى را دارند كه آن كمالات بعد از سپرى شدن زندگى دنيوى ايشان تحقق مى‏يابد و لازمه فعليت يافتن اين استعداد آن است كه چنين افرادى پس از مرگ، بار ديگر به جهان باز گردند و به كمال نائل آيند.

همچنين ممكن است شرط دريافت برخى ازكمالات آن باشد كه انسان براى مدتى در عالم برزخ بسر برد و آنگاه آمادگى پذيرش كمال مزبور را به دست آورد. در اينصورت نيز مانعى ندارد كه انسانى براى اين منظور به دنيا باز گردد.

كوتاه سخن آنكه: محال بودن رجوع فعليت به قوه هرگز مستلزم امتناع رجعت نيست و كمترين خدشه‏اى بر اين عقيده وارد نمى‏آورد.

به علاوه آنكه: وقوع رجعت در امم گذشته، نشان نادرستى اين اشكال است؛ چرا كه اگر رجعت محال باشد، هرگز نبايد واقع شود. بنابراين اگر كسى بگويد كه ما اصل رجعت را انكار مى‏كنيم و تحقق آن را مستلزم رجوع فعليت به قوه مى‏دانيم؛ اما تحقق رجعت در امم گذشته را به دليل تصريح قرآن مى‏پذيريم؛ سخنى ناروا گفته و مرتكب خطائى بزرگ شده است.

زيرا قرآن هرگز بر خلاف مسلميات عقلى و علمى گفتگو نمى‏كند و هيچگاه از وقوع امور نشدنى خبر نمى‏دهد. به ديگر سخن: اگر رجعت محال باشد، قرآن ازوقوع اين امر محال گزارش نمى‏دهد، و چون در اين كتاب آسمانى با صراحت از تحقق رجعت سخن به ميان آمده، خود نشانه امكان وجود اين امر و نفى اشكال ياد شده است .

نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha