نظرسنجی
نظر شما در مورد این وبسایت چیست؟
عالی
59%
 
خوب
23%
 
معمولی
5%
 
ضعیف
10%
 
  • تلگرام
  • تلگرام
امروز
۱۳۹۵ چهارشنبه ۱۷ آذر
اِلأَربِعا ٧ ربيع الاول ١٤٣٨
Wednesday, December 07, 2016
کد : 599-32265      تاریخ ایجاد : ۱۳۹۳ جمعه ۸ فروردين   آخرین بروزرسانی : ۱۳۹۳ جمعه ۸ فروردين    تعداد بازدید : 77

"افسرده شدن "، می تواند فرصت مغتنمی برای "آموختن" باشد.

اگر احساس می کنید به شدت زیر فشار قرار گرفته و کلافه شده اید ، اگر احساس می کنید سطح زندگی فعلی شما به هیچ وجه راضی کننده نیست ، باید به موضوعی که سبب افسردگی شما شده نگاه دقیق تری بیندازید .

آیا آنچه را که از دست دادید ، جنبه مثبتی هم دارد ؟ : از اذعان به این مطلب نهراسید . این نکته ای است که باید به آن توجه کنید . اگر کارتان را از دست دادید ، شاید از زیر فشار اجبار برای حضور در محل کار وتحمل ناشی از آن خلاص شدید . اگر عزیزی را پس از یک بیماری طولانی از دست داده اید ، دست کم او دیگر نیست که رنج بکشد.
در زیانی که متحمل می شوید ، نکته مثبثی پیدا کنید: وقتی افسرده می شوید اغلب از اقدام برای خشنود ساختن دیگران دست می کشید . مانند بقیه کار نمی کنید و سعی می کنید که همه چیز را تحت کنترل داشته باشید . می توانید به این نتیجه برسید که بعضی از فعالیت های شما کاملا بی جهت و بی مورد بوده اند و اینکه شاید صرفا می خواستید چیزی را به دیگران ثابت کنید . در شرایط افسردگی باور کردن خود دشوار است زیرا تحت تأثیر خشم پنهان خود به شدت مکدر هستید . بپذیرید که ناراحتی شما از آن روست که وقتی رنجشی را احساس کردید از ابراز آن خودداری نمودید . حالا هم نیازی به این نیست که خود را تحقیر کنید . می توانید از تجارب خود درس بگیرید و شالوده محکمی برای آینده ایجاد کنید .

این که همه چیز تیره وتار به نظر می رسد بدین معنا نیست که در آینده وضع از این بهتر نخواهد شد: اگر بیاموزید و رشد کنید ، این دوران افسردگی به شما امکان می دهد که از اوقات خوش خود لذت ببرید و برای آن ارزش بیشتری قایل شوید . اغلب اوقات وقتی احساس خوبی دارید به اندازه کافی تلاش نمی کنید و هدفمندی کافی ندارید . به خاطر آوردن افسردگی می تواند الهام بخش زندگی شما باشد .

افسردگی به شما امکان می دهد که از ذخایر احساسی و محدودیت های خود اطلاعات بیشتری داشته باشید . بهتر می فهمید که برای شما چه چیزی اهمیت دارد و بنابراین مدبرتر می شوید و به نیازهایتان احترام بیشتری می گذارید


رشد کردن ، معنایی بیش از این ندارد : صحبت صریح درباره احساسات: حقیقت را گفتن ، به معنای رسیدن به التیام و شفاست . هر چیزی که از صداقت فاصله بگیرد می تواند منجر به افسردگی شود . استفاده از دفاع ها ، راه دیگری برای فاصله گرفتن از حقیقت است ، به معنای دوباره دروغ گفتن است . اما ابراز صادقانه رنجش ، فیصله بخشیدن به ناراحتی و افسردگی است .

بازگو کردن احساسات ، شفابخش و التیام بخش است: به جای اینکه بگویید « من افسرده ام » ، به طور اخص صحبت کنید . مثلا بگویید « ناراحتم زیرا شغلم را از دست دادم .» یا «ناراحتم چون همسرم را از دست دادم » البته صحبت کردن به این شکل دشوار است ، اما صراحت داشتن فرایند التیام را تسریع می کند .

هر بار که از منبع رنجش خود حرف بزنید ، کمی از شدت آن می کاهید: التیام زمانی شروع می شود که درباره ی رنجش خود واقعیت را بگویید .
به جای اینکه بگویید « من گرفتار حمله وحشت هستم » یا « من به شدت اضطراب دارم » بگویید « می ترسم مرا اخراج کنند ». یا« نگرانم که به اندازه کافی پول نداشته باشم .» حتی اگر مسلم به نظر برسد ، وقتی هراس خود را مشخص می کنید به افکارتان نظم می بخشید و اقدامی برای حمایت از خود انجام می دهید .

اگر مشخص نکنید که از چه می ترسید به شرایطی می رسید که از همه چیز بترسید: اگر هراستان به نظر مسخره می رسد درباره آن حرفی نزنید . نگویید « از تنها بودن می ترسم .» کمی عمیق تر فکر کنید . می توانید بگویید « احساس می کنم رنجش من دوستانم را فراری داده است .»

کنار آمدن با افسرده ها

وقتی خوب فکر می کنید می بینید کسانی بیشتر شما را رنج می دهند که خود پر از خشم و رنجش هستند . اغلب به قدری تحت تأثیر رفتار آنها ناراحت می شوید که فرصت کمک کردن به آنها و کاستن از مقدار رنجی را که از آنها می برید از دست می دهید

برای جلوگیری از ناراحتی های بی سبب خود به نکات زیر توجه کنید . با رعایت این نکات از شدت رنج خود می کاهید:
این بار که از کسی ناراحت شدید و یا دیدید که او با رفتارش شما را رنج می دهد یکی از عبارات زیر را با او در میان بگذارید :
« به نظر ناراحت می رسی »
این عبارت باب صحبت را می گشاید .مطلب را صمیمانه مطرح کنید و منتظر جواب بمانید .
اگر بدون دلیل و بی جهت آماج خشم قرار گرفتید ، می توانید اضافه کنید :
« آیا روز بدی را پشت سر گذاشتی ؟»
این عبارت احساس همدردی شما را انتقال می دهد . با این حرف شرایطی فراهم می کنید که شخص مخاطب شما ، احساسش را در میان بگذارد .
با او وارد بحث نشوید . هدف ، بحث و محاوره نیست . تنها هدف شما این است که او از شدت دفاع های خود بکاهد و شرایطی فراهم آید که او رنجش خود را ابراز نماید . هدف این است که بتوانید با او راحت ترکار کنید و با هم صراحت بیشتری داشته باشید . اگر با کسی زندگی می کنید که با مشکلاتی روبه روست ، این رفتار شما می تواند مفتاحی باشد تا او ناراحتی اش را با شما در میان بگذارد .
توجه داشته باشید که گوش دادن شما ، نشانه مهر و عشق و صمیمیت شماست . نیازی به این نیست که در نقش یک درمانگر ظاهر شوید . به جای همه اینها به هنگام صحبت او حضور داشته باشید و نشان دهید که به ناراحتی اش توجه دارید .

اگر مخاطب شما تحت تأثیر حرفی که به او می زنید واکنش نشان داد و در مقام حمله بی جهت وارد شد ، با او بحث نکنید . کافیست به او بگویید : شما نظرتان را دادید ، من فعلا حرفی برای گفتن ندارم
به جای همه اینها او را دعوت کنید تا احساسات خود را ابراز کند . سعی کنید او را بفهمید . « آنطور که معلوم است از چیزی ناراحت هستی .»
مفهوم تلویحی این عبارت این است که « آیا نمی خواهی مشکلت را با من در میان بگذاری ؟» اگر او به گفته شما عمل کند ، به او کمک فراوان کرده اید و اگر حرفی نزند یا واکنشی نشان ندهد دست کم می داند که شما از خود توجه نشان داده اید .
اگر مخاطب شما تحت تأثیر حرفی که به او می زنید واکنش نشان داد و در مقام حمله بی جهت وارد شد ، با او بحث نکنید . کافیست به او بگویید : شما نظرتان را دادید ، من فعلا حرفی برای گفتن ندارم .

تبیان


نظر شما :
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
captcha